چو شمع صبح من می‌سوزم و در حال سوسویم

کشیدی چون سر مویت مرا این سو به آن سویم

تو هستـی در طبـق اما طبق را من نمی‌بینم

دعا کن تـا شفـا پیـدا کنـد چشمان بی‌سویم

تمـام ایـن سفـر را همسفـر بـا حرملـه بودم

به هر جا من زمین خوردم بلندم کرد با مویم

چو بودم خواب با سیلی مـرا بیـدار می‌کردند

هنـوزم تـرس دارم مـن هنــوزم در تکاپویم

به شهر شام من هـر شام را بی‌شام خـوابیدم

گرسنــه بـودم و آثــار آن پیـداست از رویم

میـان کودکان از مــن تـو نیلـی‌تر نمی‌بینی

سراپای بوی زهرا می‌دهـم من گر کنی بویم

بود پیـدا ز رگهایت سـرت را بـد جـدا کردن

من امشب با گلاب اشک رگهای تو می‌شویم

شنیدم من که ده مرکب برویت راه می‌رفتند

تو درهم ریختی در قتلگه مانند گیسویم

--

میگن تو قتلگاه -آبو صدا زدی

میگن یه نصف روز- تو دستو پا زدی

ای سر سرتو کی بریده بابا

معلومه خیلی طول کشیده بابا

--

من چقدر با- روزای قبلم- فاصله دارم

قدر تموم- قافله بابا -آبله دارم

حالا اومدی -حالا که دیگه رقیه افتاده از پا اومدی

حالا اومدی -حالا که بار سفر بستم از این دنیا اومدی

حالا اومدی -عمو عباس رو نیاوردی چرا تنها اومدی

از وقتی که رفتی من -کارم بجز هق هق نیست

دیگه رقیه ات بابا -رقیه سابق نیست

من الذی ایتمنی

منی که اصلا- یک ماهه از تو -خبر نداشتم

طعنه شنیدم- برای این که -پدر نداشتم

حالا اومدی -خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی

حالا اومدی -حالا که نمیتونم بگم اومد بابام اومدی

حالا اومدی -حالا که سفید شد از نبودنت موهام اومدی

عقیقتو بخشیدی به ساربان فهمیدم

منم النگو هامو به این و اون بخشیدم

من الذی ایتمنی

تا که سرترو-اینجوری دیدم- خیلی دلم سوخت

منم شبیه -موی سر تو -موی سرم سوخت

از غصه پرم -خیلی از نبودن داداش علی اکبر دلخورم

از غصه پرم -معلومه وقتی نباشه من همش سیلی میخورم

از غصه پرم -افتادم روی زمین ولی نیوفتاده چاردم

دیگه تموم شد حرفام طبق رو بردار عمه

بگو حلالم کردی خدا نگهدار عمه

من الذی ایتمنی

--

نو گل گلزار سبط پیمبر

کنج ویرانسرا گردیده پرپر

دخت سه ساله-با آهو ناله

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

منکه فاطمه را نور دو عینم

از هجران پدر در شورو شینم

دیدار بابا-دارد تماشا

بابا افتد اگر چشمم به رویت

من بوسه میزنم زیر گلویت

قرآن رویت-روی نکویت

--

(حسین سرباز...)

گفتا رقيه با دو چشم گريان

خوش آمدی بابا به كنج ويران

رأس تو را گيرم بروی دامان

پايم از آبله/ دستم از سلسله

سه‌ساله‌ام اما شدم پير

در كنج ويرانم زمينگير

پدر دلم از تو نمايد گله

بسكه دويدم عقب قافله

پاي من از ره شده پر آبله

پيكرم لاله گون پاي من غرق خون

سر تو را به بر بگيرم

آن قدر زنم بوسه بميرم

آن شب اگر مادر کنارم نبود

رقیه از ترس عدو مرده بود

در دل شب یاور من گشته بود

صدا زد مادرم

نترسی دخترم

من مادرت فاطمه هستم

در این بیابان با تو هستم

--

مادر منم مثل تو خمیدم
تو تو کوچه من بیابون
مادر منم مثل تو شهیدم
تو تو خونه من تو ویرون
بازوم مثه بازوته
ابروم مثه ابروته
پهلوم مثه پهلوته
اما مادر
تو تن باباتو تو صحرا ندیدی
روی جسم بابات جای پا ندیدی
صورت باباتو رو خاکا ندیدی

مادر منم مثل تو نشستم
تو رگبار تازیونه
مادر منم مثل تو شکستم
مثه تو قدم کمونه
مثل تو پیرم مادر
پیر و اسیرم مادر
دارم میمیرم مادر
اما مادر
تو با دست بسته به صحرا نرفتی
بی رمق دنبال سرا راه نرفتی
با پاهای زخمی رو خارا نرفتی

مادر مثه تو افتادم از پا
تو با گریه من با ناله
مادر به من کل همسفر ها
میگن زهرای سه ساله
چشمام مثه تو تاره
شب تا سحر میباره
پلکم جراحت داره
اما مادر
تو تک و تنها تو شب تار نبودی
با لباس پاره تو بازار نبودی
تو طناب و زنجیر گرفتار نبودی

--

لبهاش مثل چوب خشکه

تشنه ست دائم میره از حال

خواهر روی تل ایستاده

مادر میره توی گودال

آتیش به ما نزن

اینقَدَر پنجه روی خاک کربلا نزن

رو سینه اومدن

زیر دست و پاهاشون انقد دست و پا نزن

دق می کنم حسین

دست و پا هم می زنی زهرا رو صدا نزن

زخمِ خنجری که کهنه ست

دردش پیش نیزه هیچه

دستی بالا پائین میره

ناله ش تو صحرا می پیچه

خنجر نمی بُره

هیچ کسی قربونی رو تشنه سر نمی بُره

هی ضربه می زنه

هیچ کسی اینجوری سر از پیکر نمی بُره

انصاف تون کجاست

هیشکی انگشتو واسه انگشتر نمی بُره

عریان روی خاک افتادی

زهرا چادر روت می ندازه

مرهم رو زخمات می ذارن

اما با نعلای تازه

ای شاه کم سپاه

پناه عالمیان زینب مونده بی پناه

از روی نی ببین

که دارن حرومیا میرن سمت خیمه گاه

گوشواره می کِشن

به کجا فرار کنن دختر های بی گناه

+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۴/۲۹ساعت   توسط الله وردی  | 

کعبه، یک زمزم اگر در همه عالم دارد

چشم عشّاق تو نازم! که دو زمزم دارد

هر کجا مُلک خدا هست، حسینیه ی توست

هر که را می‌نگرم، شور محرّم دارد

نه محرّم، نه صفر، بلکه همه دوره‌ی سال

کعبه به یاد غمت، جامه‌ی ماتم دارد

روضه‌خوانِ تو خدا، گریه‌کنِ تو آدم

اشک، ارثی است که ذریّه‌ی آدم دارد

نازم آن کشته! که تا صبح قیامت زنده است

سلطنت هم چو خدا، در دل عالم دارد

اشک در ماتم تو بس که عزیز است، حسین!

جای در چشم رسولان مکرّم دارد

جگرم زخمی آن کشته که زخمِ بدنش

هر دم از زخمِ دگر، دارو و مرهم دارد

می‌کند که آتش دریای غضب را خاموش

هرکه در دیده‌ی خود، یک نم از این یم دارد

روز محشر نفروشد، به دو صد باغ بهشت

هر که یک میوه ز نخلِ تر «میثم» دارد

--

بود از مظهر حق دختركي در اسرا

موكنان مويه كنان جامه دران نوحه سرا

قامت از بار يتيمي شده يكباره دو تا

وز غم در بدري گرد بسر خار بپا

بر دل آشوبي و در خون جگري يار همه

صبح چهرش ز صفا شمع شب تار همه

هر دم از مهر پدر روي به ديوار گريست

در و ديوار هم از آن مه خونبار گريست

ام كلثوم پي تسليتش زار گريست

زينب از ديدن اين هر دو به يكبار گريست

دايم از گريه‌اش اندر اسرا ولوله بود

بدتر از اين همه در گردن او سلسله بود

خفت يكشب بصد اندوه بويرانه ي شام

خواب بربودش از آن بي سر و بن خانه ي شام

آسمان گفت زهي همت مردانه ي شام

كامشب اين دخترك آسوده به كاشانه ي شام

غافل از اين كه بدامان پدر در سخن است

ساعتي ديگر از او تازه عزاي كهن است

ديد در خواب كه جا كرده در آغوش پدر

گويدش اي تو قرار دل پر جوش پدر

چند نالي كه نه‌اي هيچ فراموش پدر

نيست خالي ز تو يك لحظه بَر و دوش پدر

اين قدر جامه‌ات از فرقت من چاك مزن

آتش اندر دلم از ديده ي نمناك مزن

گفت اي كز غم هجر تو بزندان بودم

همه گر مرحله پيماي بيابان بودم

« آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم»

« تا برفتي ز برم صورت بيجان بودم»

جگرم را ز عطش خسته و تفتيده نگر

گردنم را ز رسن رنجه و سائيده نگر

صورتم نيلي از سيلي اعداست هنوز

اثر كعب نيم ظاهر از اعضاست هنوز

زِينِ عُباد بزنجير غم افزاست هنوز

امّ ليلي پي فرزند دلاراست هنوز

« همچو فرهاد بود كوهكني پيشه ي ما»

« سنگ ما سينه ي ما ناخن ما تيشه ي ما»

ولي از بخت فرو خفته فرا جست زخواب

ديد بر خشت سر خويش، نه بر دامن باب

گفت كو آن كه زدود از دل و جانم تب و تاب

ز چه ننموده درنگ و ز چه فرموده شتاب

گر چه از ديده دُر اشك همي سفتم من

ليك جز درد دل خويش نمي‌گفتم من

بكجا رفت پدر از بر غمگين دل من

او كه آگاه شد از حال من و منزل من

مگر آزرد ورا صحبت ناقابل من

يا كه افسرده شد از تيرگي محفل من

اين همه خواري ما بي گل رخسارش بود

او كه مي‌رفت به ما از چه سر و كارش بود

اهل بيتي كه بُد از خواب نهفته غمشان

باز آهوي حرم داد ز رامش رمشان

تازه گرديد از آن قصه كهن ماتمشان

چرخ، لرزنده شد از ناله ي زير و بمشان

سبك از خواب گران جست سر شوم يزيد

گفت باز اين اسرا را چه ستم گشته مزيد

خادمي داد جوابش كه يتيمي ز حسين

ديده در خواب پدر، وزگهر آموده دو عين

گفت برخيز بطشت زر و سرپوش لجين

سر سردار سران را بنهش بين يدين

مگرش كشته ندانسته نمويد چندين

من بخوابم خوش و او باب نجويد چندين

خادم اينسان چو نهادش سر و سرپوش به پيش

گفت كي خواست غذا آن كه ندارد سر خويش

زينبش گفت كه اي راحت مجموع و پريش

ني غذا بلكه ترا هست دواي دل ريش

او چو سرپوش نمود از زبر طشت بلند

سر پر خون پدر ديد و بيفتاد نژند

گفت آوخ كه اميدم همه ره يافت به بيم

اي پدر خود كه بدين كودكيم كرده يتيم

اين چه حالست كه يكباره دلم گشت دو نيم

بچه رو بر سر دور است دگر عرش عظيم

كاشكي پيشتر از ديدن تو كور شدم

كاشكي زنده ز احوال تو در گور شدم

كه بريده است بشمشير رگ گردن تو

كه جدا كرده منور سر تو از تن تو

كه به خون كرده تر آن خط به از سوسن تو

كه زده چوب به لبهاي ز دُرّ مخزن تو

كه به خاكستر از آئينه ي تو رنگ زده

كه به پيشاني نوراني تو سنگ زده

بود سرگرم سر شاه كه شد سرد تنش

جان ز انبوهي غم كرد فرار از بدنش

نعره ي آل علي شد چو بلند از حزنش

رفت اشارت ز يزيد از پي غسل و كفنش

چشم تاج الشعرا در غم او جيحون شد

زان غريبي كه بلا غسل و كفن مدفون شد

 

 

 

 

 

--

بین این شهر کسی نیست حریفِ سخنم

دخترت نیستم از طشت خلاصت نکنم

چه شد آخر که تو بی غسل و کفن دفن شدی؟

به تلافیش ببین؛ چادر من شد کفنم

پاره کرده لبِ زیباىِ تو را چوب یزید

حق بده با کف دستم بزنم بر دهنم

دختری پهلوىِ باباش به من میخندید

طعنه میزند که چرا پاره شده پیرُهنم

یک نفر بودم و یک شهر مرا سنگ زدند

جای سالم بخدا نیست دگر در بدنم

چند روزیست که لاغر شدم و تب کردم

دگر اندازه ى این پیرُهنم نیست، تنم

اولین کس که در عالم سر تو دق کرده است

بنویسید رقیه است بگویید منم

--

از نیمه شب گم شدنم تا دم این تشت

صد خاطره تلخ ازین غافله دارم

جا منده امو بس که دویدم پی ناقه

قدر همه ی غافله من آبله دارم

ما پرده نشینان حرم را چه به بازار

از دست ابالفضل عمویم گله دارم

--

سیدی ماکو مثلک الغریب

رقیه ماکو مثلک الغریب

 

بیکسو تنها موندم ای بابا

بین کوفیا بین شامیا

 

توکجا رفتی بی خبر بابا

میزنه من رو زجر بی حیا

 

از روی نیزه کن نگاه منو

زیر دستو پام ببین حالمو

 

خرابه سرده میترسم بابا

بیا من رو ببر خسته ام بابا

عمه میگفت که رفته ای سفر

از سفر برگرد بیکسم پدر

--

 

 

 

 

 

بیا عمه چاره کن دردم

شد ز کف امشب طاقتو تابم

دلم خون شد از غم دوری

گو به من عمه پس چه شد بابم

(عمه کی بابا از سفر آید)

 

حلالم کن عمه جان زینب

نزد بابایم میروم امشب

ز بس دیدم مهنت دنیا

آمده جانم عمه جان بر لب

(عمه کی بابا از سفر آید)

 

کجا بودی یا اباالعطشان

بی خبر از حال دل طفلان

ببین بابا منزل ما شد

از جفا آخری گوشه ی ویران

مگر بابا کنج ویرانه

در جهان ماوا یه یتیمان است

(عمه کی بابا از سفر آید)

--

در کنج ویران طفلی محزون نشسته

از هجرروی بابا قلب شکسته

با چشم گریان - گوید پدر جان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

 

ببین که رخسار من از ضرب سیلی

مانند روی زهرا گردیده نیلی

دخت سه ساله - در اه و ناله

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

 

بیا تماشایم کن بابا حسین جان

پر آبله پایم از خار مغیلان

بر روی دامان-مرا تو بنشان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

 

خون گشته از جسم من بابا روانه

از بس کتک زد دشمن با تازیانه

با چشم گریان - گوید پدر جان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

 

بالاي ني خوش بودي در ذكر قرآن

غافل كجا بودي تو از حال طفلان

از آن بيابان- تا شام ويران

رفتي كجا اي بابا داد از جدايي

--

ای مونس من ای چراغ شام ویرانم

ای تازه مهمانم

خوش آمدی بر بزم ما ای راحت جانم

ای تازه میهمانم

 

بابا عجب کردی تو یاری از یتیمانت

ای جان به قربانت

روشن شد از نور رخت این کنج ویرانم

ای تازه مهمانم

بابا شبی از ناقه افتادم به روی خاک

با دیده غمناک

راست به نی دیدم برون شد از بدن جانم

ای تازه مهمانم

بابا چرا همراه خود ناوردی اکبر را

شبه پیمبر را

آتش زده بر جان آن ماه تابانم

ای تازه مهمانم

--

به چشم تو بدهکارم

 به عشق تو گرفتارم

نمیخوام از کسی چیزی

 تا وقتی که تورو دارم

بذار بگم با زبون ساده‌

همین حسین حسینم از سرم زیاده

خدا اجازشو به هر کسی ندانده

 

پر دردم دوا میشم

 منم حاجت روا میشم

دلم قرصه با دست تو

 توی محشر سوا میشم

خودت سرشتی آب و گل من

 مگه خودت کاری کنی برا دل من

با دستای خود تو حل شه مشکل من

بذار بگم با زبون ساده‌

همین حسین حسینم از سرم زیاده

 

من اون ذره ام که ناچیزم

تویی عشق دل انگیزم

دلم گرمه به اشکی که

 تو دریای تو میریزم

دلم شده باز مسافر تو

یه روز میشم تو کربلا مجاور تو

آواره ی عالم میشم به خاطر تو

 آواره ی عالم میشم به خاطر تو

بذار بگم با زبون ساده‌همین

 حسین حسینم از سرم زیاده

--

نفس المهموم شیخ عباس قمی

سال 1200 هجری

سید ابراهیم دمشقی که 3 دختر داشت90 سالش

سید مصطفی و سید عباس

درب به دست هرکی باز شد

3 روز روی دست سید

 

مادر مسیحی لبنانی بچشو جواب کرده بودن

 

نیزه می رفت و بر می گشت

چشماش باز و بسته می شد

هر کس توی مقتل اومد

آنقدر می زد خسته می شد

 

زود راحتش کنید

رو تنش پا نذارید کمتر اذْیتش کنید

 

پیراهنش رو نه

می دونید کیه می خواین هتک حرمتش کنید

 

آی نامسلمونا

باید اول بُکُشید بعداً غارتش کنید

 

_____________________

 

لبهاش مثل چوب خشکه

تشنه ست دائم میره از حال

 

خواهر روی تل ایستاده

مادر میره توی گودال

 

آتیش به ما نزن

اینقَدَر پنجه روی خاک کربلا نزن

 

رو سینه اومدن

زیر دست و پاهاشون انقد دست و پا نزن

 

دق می کنم حسین

دست و پا هم می زنی زهرا رو صدا نزن

 

_____________________

 

زخمِ خنجری که کهنه ست

دردش پیش نیزه هیچه

 

دستی بالا پائین میره

ناله ش تو صحرا می پیچه

 

خنجر نمی بُره

هیچ کسی قربونی رو تشنه سر نمی بُره

 

هی ضربه می زنه

هیچ کسی اینجوری سر از پیکر نمی بُره

 

انصاف تون کجاست

هیشکی انگشت و واسه انگشتر نمی بُره

 

_____________________

 

عریان روی خاک افتادی

زهرا چادر روت می ندازه

 

مرهم رو زخمات می ذارن

اما با نعلای تازه

 

ای شاه کم سپاه

پناه عالمیان زینب مونده بی پناه

 

از روی نی ببین

که دارن حرومیا میرن سمت خیمه گاه

 

گوشواره می کِشن

به کجا فرار کنن دختر های بی گناه

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۵/۲۰ساعت   توسط الله وردی  | 

شيعيان شرح شب تار مرا گوش كنيد

قصّه ي ديده ي خونبار مرا گوش كنيد

مو به مو راز دل زار مرا گوش كنيد

داستان من و دلدار مرا گوش كنيد

تا بدانيد چرا خسته و بيمار شدم

اين چنين در كف اغيار گرفتار شدم

روزگاري به سر دوش پدر جايم بود

ساحت كاخ شرف منزل و ماوايم بود

ديده ي مام و پدر محو تماشايم بود

ماه شرمنده ز رخسار دل آرايم بود

حال در گوشه ي ويرانه بود منزل من

خون دل گشته ز بي‌تابي دل، حاصل من

يك شبي ناله ز هجران پدر سر كردم

دامن خويش ز خوناب جگر تر كردم

صحبت باب بر عمّه مكرر كردم

گفت بابت به سفر رفته و باور كردم

تا سر غرفه به خونش به طبق من ديدم

من از اين واقعه چون بيد به خود لرزيدم

گفتم اي جان پدر من به فداي سر تو

اي سر غرقه به خون، گو چه شده پيكر تو

كاش مي‌مرد نمي‌ديد تو را دختر تو

بنشين تا كه زنم شانه به موي سر تو

ز چه خاكستري اي سر، شده اين سان رويت

همچو احوال من آشفته شده گيسويت

غم مخور آن كه كند موي تو را شانه منم

آن كه از هجر تو از خود شده بيگانه منم

آن كه شد معتكف گوشه ي ويرانه منم

تو مرا شمع شب افروزي و پروانه منم

بنشين تا ببرت راز دل ابراز كنم

شايد امشب گره از مشكل دل باز كنم

اي سر غرقه بخون، از ره دور آمده‌اي

طالب فيض حضورم، به حضور آمده‌اي

تو كليم الهي، از وادي طور آمده‌اي

بهر ديدار من، از كنج تنور آمده‌اي

بي تو اي جان پدر، تنگ مرا حوصله شد

پايم از خار مغيلان، هله پر آبله شد

دوست دارم كه مرا از قفس آزاد كني

همره خود ببري خاطر من شاد كني

--

دیدی آخر غم عشق تو گرفتارم کرد

داغ لب های تو چون، لاله ی تب دارم کرد

چشمم افتاد به پیشانیِ تو ماتم بُرد

عمه کوبید به محمل سر و، هوشیارم کرد

دستِ بسته به روی ناقه نشستن سخت است

از سفر بودن با حرمله بی زارم کرد

با خدا گرم مناجات شدم قافله رفت

ساربان رفت و گرفتار شب تارم کرد

خسته بودم به روی ناقه کمی خوابم برد

زَجر از راه رسید و زد و بیدارم کرد

لگدی زد که خدا قسمت کافر نکند

بی تعادل شدم و دست به دیوارم کرد

گره ای روی گره زد به طنابِ دستم

به دویدن عقبِ قافله وادارم کرد

من مَلک بودم و آغوشِ پدر جایم بود

دوری از گرمیِ آغوشِ تو بیمارم کرد

من به عمرم سر بازار نرفته بودم

شوقِ یه بوسه مرا راهیِ بازارم کرد

 

--

برام دعا کن- بابا منم -منو که یادته

چشاتو وا کن- بابا منم -منو که یادته

صدام گرفته- بابا منم -منو که یادته

من و صدا کن -بابا منم- منو که یادته

 

من همون رقیه ای هستم که

من و همیشه با لبخن رو زانهات مینشوندی

تو همون بابایِ من هستی که

شبی که خوابم نمیبرد برام قرآن میخوندی

 

مدینه کجا و ویرونه

دیگه سر اومده پیموده

بیا ماها رو ببر خونه

 

(برام دعا کن- بابا منم -منو که یادته)

با پای پر ورمم -دردسر حرمم

همه میگن خیلی- شبیه مادرمم

 

خار تو پاهام مث آتیش

دیگه تا زندم-خوب نمیشه

 

من همون -فرشته ای هستم که

براتو سجاده مینداخت- وقتی وضو میگرفتی

تو همون- بابا حسین هستی که

می گفتی با دیدن من- به یاد زهرا میوفتی

 

چه خستگی و چه سر دردی

روی نی منو نگام کردی

آخه چی میشه که برگردی

 

موهام سفیده بابا منم منو که یادته

قدم خمیده بابا منم منو که یادته

چهرم کبوده بابا منم منو که یادته

رنگم پریده بابا منم منو که یادته

 

مدینه کجا و ویرونه

دیگه سر اومده پیموده

بیا ماها رو ببر خونه

 

(برام دعا کن- بابا منم -منو که یادته)

 

تار میبینم-سرم سنگینه
عجب دستی داشت خیر نبینه

 

من همون سه ساله ای هستم که

بابام و میخواستم اما سرش روی نیزه ها بود

تو همون شاه شهید هستی که

دور زن و بچه ی تو پر از نامحرما بود

 

نمی دونی که چی میگفتن

چه حرفای بدی زد دشمن

حیا ندارن اینا اصلا

 

ببین چه خستم بابا منم منو که یادته

چقد شکستم بابا منم منو که یادته

سنگینه گوشم بابا منم منو که یادته

می لرزه دستم بابا منم منو که یادته

 

بیابون بودو- منه سرگردون
با اون بی رحم -نامسلمون

--

بابا من دختر سه ساله هستم

از دوری رخت در ناله هستم

دیدم ستم ها-از ظلم اعدا

)یاصاحب الزمان عجل ظهورک(

 

شام غمم عمه به سر رسیده

آمده مهمانم راس بریده

بابا حسینم-در شورو شینم

 

سه ساله دلبند سبط پیمبر

کنج ویرانسرا گردیده پرپر

دخت سه ساله-با آهو ناله

 

این قلب کوچکم گیرد بهانه

گشته نیلی تنم از تازیانه

قربان رویت-روی نکویت

--

(مادر منم مثل تو...)

بابا -چرا موهامو کشیدو/به زخمای من نمک زد

بابا-النگوها مو گرفتو/نبودی مارو کتک زد

چشم تورو دور دیدو

خیلی بهم خندیدو

گوشواره مو دزدیدو

 

بابا -چندبار

خواب میدیدم بازم رو پاهات نشستم

پیر شدم بابایی که میلرزه دستم

از تموم دنیا به جان تو خستم

بازوم مثل بازوته/ابروم مثل ابروته/پهلوم مثل پهلوته

 

بابا -منم مثل تو اسیرم/تو رو نیزه من خرابه

بابا روی گونت جای سنگ و/روی دستام جا طنابه

از زجر چه زجری دیدم

خیلی ازش ترسیدم

افتادمو لرزیدم

 

بابا -خیلی

میدیدم اشکاتو رو گونت میریزی

ما بن الزهرایم تو اوج عزیزی

وای نگامون کردن به چشم کنیزی

بازوم مثل بازوته/ابروم مثل ابروته/پهلوم مثل پهلوته

 

بابا یجوری زد تا بمونه/روی ابروم یادگاری

بابا سرت رو آخر گرفتند/با اشک با گریه زاری

روضه چقدر جانسوزه

میدونی که چند روزه

زخم پاها میسوزه

 

بابا -جونم

سوختمو میسازم با لکنت زبونم

کاش دعام میکردی که زنده نمونم

کاش تو آغوش تو بودم مهربونم

بازوم مثل بازوته/ابروم مثل ابروته/پهلوم مثل پهلوته

--

عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم

آبرو داری کنیم

با لباس پاره باید میهمان داری کنیم

آبرو داری کنیم

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۰۶/۰۱ساعت   توسط الله وردی  | 

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۴۵]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22948)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
در کنج ویران طفلی محزون نشسته
از هجرروی بابا قلب شکسته
با چشم گریان - گوید پدر جان
رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

ببین که رخسار من از ضرب سیلی
مانند روی زهرا گردیده نیلی
دخت سه ساله - در اه و ناله
رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

بیا تماشایم کن بابا حسین جان
پر آبله پایم از خار مغیلان
بر روی دامان-مرا تو بنشان
رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

خون گشته از جسم من بابا روانه
از بس کتک زد دشمن با تازیانه
با چشم گریان - گوید پدر جان
رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

بالاي ني خوش بودي در ذكر قرآن
غافل كجا بودي تو از حال طفلان
از آن بيابان- تا شام ويران
رفتي كجا اي بابا داد از جدايي

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۴۶]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
ز تنهايي دلم ديوانه گشته
پدر جان، منزلم ويرانه گشته
بود هر شب مرا يادت در آغوش
چرا كردي مرا بابا فراموش؟
سرم آن شب كه روي سينه‌ات بود
رُخم بر روي چون آينه‌ات بود
كنون ويرانه باشد منزل من
ز دوري تو تنگ آمد، دل من
پدر امشب در اين ويرانه رو كن
به فرزندت، رقيّه گفت و گو كن
پدر بنگر رُخم گرديده نيلي
ز بس خوردم ز دست شمر سيلي
من از آن شب كه از اشتر فتادم
برهنه پا به صحرا رو نهادم
شده پر آبله، پايم بدينسان
دويدم بس كه بر خار مغيلان
مرا با تازيانه زجر دون كشت
سيه باشد از آنم بازو و پشت
چنين با رأس بابش گفت و گو كرد
كه جان خويش را قربان او كرد

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۴۶]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
شيعيان شرح شب تار مرا گوش كنيد
قصّه ي ديده ي خونبار مرا گوش كنيد
مو به مو راز دل زار مرا گوش كنيد
داستان من و دلدار مرا گوش كنيد
تا بدانيد چرا خسته و بيمار شدم
اين چنين در كف اغيار گرفتار شدم
روزگاري به سر دوش پدر جايم بود
ساحت كاخ شرف منزل و ماوايم بود
ديده ي مام و پدر محو تماشايم بود
ماه شرمنده ز رخسار دل آرايم بود
حال در گوشه ي ويرانه بود منزل من
خون دل گشته ز بي‌تابي دل، حاصل من
يك شبي ناله ز هجران پدر سر كردم
دامن خويش ز خوناب جگر تر كردم
صحبت باب بر عمّه مكرر كردم
گفت بابت به سفر رفته و باور كردم
تا سر غرفه به خونش به طبق من ديدم
من از اين واقعه چون بيد به خود لرزيدم
گفتم اي جان پدر من به فداي سر تو
اي سر غرقه به خون، گو چه شده پيكر تو
كاش مي‌مرد نمي‌ديد تو را دختر تو
بنشين تا كه زنم شانه به موي سر تو
ز چه خاكستري اي سر، شده اين سان رويت
همچو احوال من آشفته شده گيسويت
غم مخور آن كه كند موي تو را شانه منم
آن كه از هجر تو از خود شده بيگانه منم
آن كه شد معتكف گوشه ي ويرانه منم
تو مرا شمع شب افروزي و پروانه منم
بنشين تا ببرت راز دل ابراز كنم
شايد امشب گره از مشكل دل باز كنم
اي سر غرقه بخون، از ره دور آمده‌اي
طالب فيض حضورم، به حضور آمده‌اي
تو كليم الهي، از وادي طور آمده‌اي
بهر ديدار من، از كنج تنور آمده‌اي
بي تو اي جان پدر، تنگ مرا حوصله شد
پايم از خار مغيلان، هله پر آبله شد
دوست دارم كه مرا از قفس آزاد كني
همره خود ببري خاطر من شاد كني
راحتم ز آتش سوزنده ي بيداد كني
از ره لطف به (ژوليده) دل امداد كني
كو بود شاعر دربار تو اي خسرو دين
باش او را به قيامت ز وفا يار و معين

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۴۷]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
صبا به پير خرابات از خرابه ي شام
ببر ز كودك زار اين جگر گداز پيام
كه اي پدر ز من زار هيچ آگاهي
كه روز من شب تار است و صبح روشن شام
به سرپرستي ما سنگ آيد از چپ و راست
به دلنوازي ماها ز پيش و پس دشنام
نه روز از ستم دشمنان تني راحت
نه شب ز داغ دل آرامها دلي آرام
به كودكان پدر كشته مادر گيتي
همي ز خون جگر مي‌دهد شراب و طعام
چراغ مجلس ما شمع آه بيوه زنان
انيس و مونس ما ناله ي دل ايتام
فلك خراب شود كاين خرابه ي بي‌سقف
چه كرده با تن اين كودكان گل اندام
دريغ و درد كز آغوش ناز افتادم
بروي خاك مذلت بزير بند لئام
بپاي خار مغيلان بدست بند ستم
ز فرق تا قدم از تازيانه نيلي فام
بروي دست تو دستان خوشنوا بودم
كنون چو قمري شوريده‌ام ميانه ي دام
بدامن تو چو طوطي شكر شكن بودم
بريخت زاغ و زغن زهر تلخم اندركام
مرا كه حال ز آغاز كودكي اين است
خداي داند و بس تا چه باشدم انجام
هزار مرتبه بدتر ز شام ماتم بود
براي غمزدگان صبح عيد مردم شام
بناله ي شررانگيز، بانوان حجاز
بنغمه ي دف و ني، شاميان خون آشام
سر تو بر سر ني شمع و ما چو پروانه
بسوز و ساز ز ناسازگاري ايام
شدند پردگيان تو شهره ي هر شهر
دريغ و درد ز ناموس خاص و مجلس عام
سر برهنه بپا ايستاده سرور دين
يزيد و تخت زر و سفره ي قمار و مدام
ز گفتگوي ليت بگذرم كه جان بلب است
كِراست تاب شنيدن، كِرا مجال كلام

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۴۸]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
بود از مظهر حق دختركي در اسرا
موكنان مويه كنان جامه دران نوحه سرا
قامت از بار يتيمي شده يكباره دو تا
وز غم در بدري گرد بسر خار بپا
بر دل آشوبي و در خون جگري يار همه
صبح چهرش ز صفا شمع شب تار همه
هر دم از مهر پدر روي به ديوار گريست
در و ديوار هم از آن مه خونبار گريست
ام كلثوم پي تسليتش زار گريست
زينب از ديدن اين هر دو به يكبار گريست
دايم از گريه‌اش اندر اسرا ولوله بود
بدتر از اين همه در گردن او سلسله بود
خفت يكشب بصد اندوه بويرانه ي شام
خواب بربودش از آن بي سر و بن خانه ي شام
آسمان گفت زهي همت مردانه ي شام
كامشب اين دخترك آسوده به كاشانه ي شام
غافل از اين كه بدامان پدر در سخن است
ساعتي ديگر از او تازه عزاي كهن است
ديد در خواب كه جا كرده در آغوش پدر
گويدش اي تو قرار دل پر جوش پدر
چند نالي كه نه‌اي هيچ فراموش پدر
نيست خالي ز تو يك لحظه بَر و دوش پدر
اين قدر جامه‌ات از فرقت من چاك مزن
آتش اندر دلم از ديده ي نمناك مزن
گفت اي كز غم هجر تو بزندان بودم
همه گر مرحله پيماي بيابان بودم
« آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم»
« تا برفتي ز برم صورت بيجان بودم»
جگرم را ز عطش خسته و تفتيده نگر
گردنم را ز رسن رنجه و سائيده نگر
صورتم نيلي از سيلي اعداست هنوز
اثر كعب نيم ظاهر از اعضاست هنوز
زِينِ عُباد بزنجير غم افزاست هنوز
امّ ليلي پي فرزند دلاراست هنوز
« همچو فرهاد بود كوهكني پيشه ي ما»
« سنگ ما سينه ي ما ناخن ما تيشه ي ما»
ولي از بخت فرو خفته فرا جست زخواب
ديد بر خشت سر خويش، نه بر دامن باب
گفت كو آن كه زدود از دل و جانم تب و تاب
ز چه ننموده درنگ و ز چه فرموده شتاب
گر چه از ديده دُر اشك همي سفتم من
ليك جز درد دل خويش نمي‌گفتم من
بكجا رفت پدر از بر غمگين دل من
او كه آگاه شد از حال من و منزل من
مگر آزرد ورا صحبت ناقابل من
يا كه افسرده شد از تيرگي محفل من
اين همه خواري ما بي گل رخسارش بود
او كه مي‌رفت به ما از چه سر و كارش بود
اهل بيتي كه بُد از خواب نهفته غمشان
باز آهوي حرم داد ز رامش رمشان
تازه گرديد از آن قصه كهن ماتمشان
چرخ، لرزنده شد از ناله ي زير و بمشان
سبك از خواب گران جست سر شوم يزيد
گفت باز اين اسرا را چه ستم گشته مزيد
خادمي داد جوابش كه يتيمي ز حسين
ديده در خواب پدر، وزگهر آموده دو عين
گفت برخيز بطشت زر و سرپوش لجين
سر سردار سران را بنهش بين يدين
مگرش كشته ندانسته نمويد چندين
من بخوابم خوش و او باب نجويد چندين
خادم اينسان چو نهادش سر و سرپوش به پيش
گفت كي خواست غذا آن كه ندارد سر خويش
زينبش گفت كه اي راحت مجموع و پريش
ني غذا بلكه ترا هست دواي دل ريش
او چو سرپوش نمود از زبر طشت بلند
سر پر خون پدر ديد و بيفتاد نژند
گفت آوخ كه اميدم همه ره يافت به بيم
اي پدر خود كه بدين كودكيم كرده يتيم
اين چه حالست كه يكباره دلم گشت دو نيم
بچه رو بر سر دور است دگر عرش عظيم
كاشكي پيشتر از ديدن تو كور شدم
كاشكي زنده ز احوال تو در گور شدم
كه بريده است بشمشير رگ گردن تو
كه جدا كرده منور سر تو از تن تو
كه به خون كرده تر آن خط به از سوسن تو
كه زده چوب به لبهاي ز دُرّ مخزن تو
كه به خاكستر از آئينه ي تو رنگ زده
كه به پيشاني نوراني تو سنگ زده
بود سرگرم سر شاه كه شد سرد تنش
جان ز انبوهي غم كرد فرار از بدنش
نعره ي آل علي شد چو بلند از حزنش
رفت اشارت ز يزيد از پي غسل و كفنش
چشم تاج الشعرا در غم او جيحون شد
زان غريبي كه بلا غسل و كفن مدفون شد

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۴۸]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
بابا خرابه، ديدن طفلان خوش آمدي
امشب به سركشي يتيمان خوش آمدي
هجرت ربوده بود ز كف صبر و طاقتم
بر لب رسانده بود مرا جان خوش آمدي
بر مهر و ماه فخر كنم حاليا ز شوق
اي ماه من به گوشه ويران خوش آمدي
ناموس وحي گوشه ويران مكان گرفت
مهمان ما خرابه نشينان خوش آمدي
من ميهمان عمّه تو مهمان دختري
مهمان براي ديدن مهمان خوش آمدي
مهمان كسي شنيده نهد خشت زير سر
اي شمع من به كنج شبستان خوش آمدي
جسمت كجاست اي گل گلزار مصطفي
با سر براي ديدن طفلان خوش آمدي
فرشي خرابه نيست اگر غير بوريا
منّت نهاده بر روي چشمان خوش آمدي
لبهاي نازنين تو زد بوسه مصطفي
بابا بزير چوب خزيران خوش آمدي
من را پدر به دامن خود پرورانده‌اي
برگو به روي خار مغيلان خوش آمدي
(علامه) سوخت قلب محبان دوباره گوي
بابا خرابه، ديدن طفلان خوش آمدي

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۵۲]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22950)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
اي سفر كرده كه صد قافله دل همره توست
اين همه زخم چرا بر روي هم چون مه تو ست
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

دست پيش آورم و جامه به تن چاك كنم
تا كه اشك از رخ نوراني تو پاك كنم
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

شعله بيدادگران بر پر پروانه زدند
همه با سنگ جفا موي مرا شانه زدند
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

خنده و شادي و دشنام و كف و هلهله بود
ده تن از عترت تو بسته به يك سلسله بود
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

شاميان يكسره بر گريه ي ما خنديدند
پاي آوازه ي قرآن سرت رقصيدند
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

گلشن وحي خزان گشته، گل ياس كجاست؟
ساقي تشنه لبان حضرت عباس كجاست؟
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

خاك ويرانه كجا و شجر طور كجا
شب تاريك كجا و طبق نور كجا
طفل بیمار توام-همه جا یار توام
ابتا يا ابتا

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۵۴]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22951)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
بیا عمّه كه امشب، خرابه شده گلشن
پدر آمد و برگو، كه چشم همه روشن
واويلا واويلا واويلا واويلا

بگو عمّه كه ديشب، پدر پيش كه بودست
چرا سرش شكسته، چرا لبش كبودست
واويلا واويلا واويلا واويلا

اگر به پا نخيزم، مگو ادب ندارم
كه بهر عذرخواهي، رمق به لب ندارم
واويلا واويلا واويلا واويلا

ز بسكه پيش دشمن، سپر به كودكان شد
بيا و عمّه را بين، كه اين سپر كمان شد
واويلا واويلا واويلا واويلا

تويي آينه ي من، منم مرغ سخنگو
ولي طوطي سبزت، شده رنگ پرستو
واويلا واويلا واويلا واويلا

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۵۵]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22952)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
ای رقیه تویی قبله ی حاجات ما
حرم کوچکت باب مناجات ما
کن نظر بر همه –ای گل فاطمه
وا حسینا وا شهیدا

ای پدر تا به کی در کف بیگانه ام
مو پریشان دراین گوشه ی ویرانه ام
گشته روزم چو شب-جانم آمد به لب
وا حسینا وا شهیدا                                                    

ای پدر جان ببین خرابه شد منزلم
از فراغت شده جان پدر خون دلم
ای مرا نور عین جان جانان حسین
ای قبله ی عالم نور دل خاتم

ای پدر هر زمان نام تو را برده ام
سیلی یو کعبه نی ز دشمنت خورده ام
صورتم را ببین  شد کبود این چنین
ای قبله ی عالم  نو ر دل خاتم


↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
____________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۳:۵۷]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22953)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
به به چه مهمانی در خانه دارم
امشب گلو شمعو پروانه دارم
بابا حسین جانم بابا حسین جان

بابا به همراهت اکبر نداری
شش ماهه اصغر را  در بر  نداری
بابا حسین جانم بابا حسین جان

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۰۱]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22954)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
من دختر سه ساله ی خون خدایم
پایه گذار نهضت کربوبلایم
یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

دارم پدر من خواهشی گرچه میدانی
خواهم که یک بار دگر قرآن بخوانی
یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

بر پیکر مطهرش دارد نشانه
هم جای ضرب سیلی یو هم تازیانه
یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

بابا بیا بنشان مرا روی دو پایت
تا لب گذارم بر لب لعل عطشانت
یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
____________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۰۵]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22955)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
ای مونس من ای چراغ شام ویرانم
ای تازه مهمانم
خوش آمدی بر بزم ما ای راحت جانم
ای تازه میهمانم

بابا عجب کردی تو یاری از یتیمانت
ای جان به قربانت
روشن شد از نور رخت این کنج ویرانم
ای تازه مهمانم

بابا شبی از ناقه افتادم به روی خاک
با دیده غمناک
راست به نی دیدم برون شد از بدن جانم
ای تازه مهمانم

بابا چرا همراه خود ناوردی اکبر را
شبه پیمبر را
آتش زده بر جان آن ماه تابانم
ای تازه مهمانم
—-
دیدی چه آمد بر سرم در کنج ویرانه
ای طفل دردانه
ویران شده از ماتمم امشب عزا خانه
ای طفل دردانه

امشب دگر پوشم کفن بر این تن گلگون
پس کی شود دل خون
این پیکر نیلی من از ظلم بیگانه
ای طفل دردانه

باب غریبم یکطرف رفته به روی خاک
با این تن صد چاک
بر من کفن داده یزید در کنج ویرانه
ای طفل دردانه
—-
امشب خرابه از رخ تو مثل گلشن شد 
ویرانه روشن شد 
شکر خدا دیدار رویت قسمت من شد 
ویرانه روشن شد

کِی جای سلطانی شده در کنج ویرانه؟ 
ای جان و جانانه 
کاشانه ی بی بام و در، وادی ایمن شد 
ویرانه روشن شد

از چه علیّ اصغر خود را نیاورده 
پنهان کجا کرده 
شاید که او هم کشته از بیداد دشمن شد 
ویرانه روشن شد

خواهم بگویم با پدر عمه فداکارست 
از بس وفادارست 
با چلچراغ اشک او خانه مُزّیَن شد 
ویرانه روشن شد

تا بوده گل در اختیار باغبان بوده 
با او گل آسوده 
من آن گلم که باغبانم زیبِ دامن شد 
ویرانه روشن شد
↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۰۹]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22956)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
بیا عمه چاره کن دردم
شد ز کف امشب طاقتو تابم
دلم خون شد از غم دوری
گو به من عمه پس چه شد بابم
(عمه کی بابا از سفر آید)

حلالم کن عمه جان زینب
نزد بابایم میروم امشب
ز بس دیدم مهنت دنیا
آمده جانم عمه جان بر لب
(عمه کی بابا از سفر آید)

کجا بودی یا اباالعطشان
بی خبر از حال دل طفلان
ببین بابا منزل ما شد
از جفا آخری گوشه ی ویران
مگر بابا کنج ویرانه
در جهان ماوا یه یتیمان است
(عمه کی بابا از سفر آید)


↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۱۱]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22957)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
بیا عمه امشب پدر آمده
اگر رفته با پا به سر آمده
به ویرانه جایم –به سوزو نوایم
حسینم حسین

نگویم دو چشمش چرا بسته است
که از راه دورآمده خسته است
ببین در نوایم –به ویرانه جایم
حسینم حسین

من از زندگی سیرم امشب پدر
کنار تو میمیرم آخر پدر
فدای سر تو شود دختر تو
حسینم حسین

بخوابم من امشب به پیش سرت
که جان میدهم من به بالا سرت
توئی مهمانم کنارت بمانم
حسینم حسین

شده شام هجرانم عمه سحر
خدایا پدر آمده از سفر
بمیرم برایت که عالم فدایت
حسینم حسین

تو شمع و گلو من چو پروانه ام 
ز رویت شده روشن این خانه ام
ندارم پناهی بحالم گواهی
حسینم حسین
تو اگه ز سوز و گداز منی
 تو تنها خریدار ناز منی
 ببین نا توانم  به ویرانه جانم

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۱۷]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22959)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
تماشایی شده ویرانه امشب
مهمان شمع است و من پروانه امشب
راس بریده    از ره رسیده
یا صاحب الزمان عاجرک الله

کنج ویرانه من در اعتکافم
تو هستی کعبه و من در طوافم
درمان دردم  دورت بگردم
یا صاحب الزمان عاجرک الله

تو هستی باغبان من گل لاله
تو پیر عشقو من ، پیر سه ساله
رنگم پریده  قدم خمیده
یا صاحب الزمان عاجرک الله
---
نو گل گلزار سبط پیمبر
کنج ویرانسرا گردیده پرپر
دخت سه ساله-با آهو ناله
یا صاحب الزمان عجل ظهورک

منکه فاطمه را نور دو عینم
از هجران پدر در شورو شینم
دیدار بابا-دارد تماشا

بابا افتد اگر چشمم به رویت
من بوسه میزنم زیر گلویت
قرآن رویت-روی نکویت

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
____________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۱۹]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22960)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
جستجو در دامن صحرا کنم
شاید امشب عمه را پیدا کنم
طفل عاشق زاده ام – از شتر افتاده ام

از نسیم امشب پیامم میرسد
بوی زهرا بر مشامم میرسد
طفل عاشق زاده ام – از شتر افتاده ام

یک طرف زهرا نگاهم می کند
یک طرف زجرم به رخ سیلی زند
طفل عاشق زاده ام – از شتر افتاده ام

نیزه داران لحظه ای آهسته تر
بلکه من خود را رسانم بر پدر
طفل عاشق زاده ام – از شتر افتاده ام

پیکرم با تازیانه خسته اند
هر دو دست کوچکم را بسته اند
طفل عاشق زاده ام – از شتر افتاده ام

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۲۱]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22961)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
نیمه شب آن گل ناز – گفت و با سوزوگداز
با دلی غرق به خون – با پدر رازو نیاز
-ای پدر من به فدای سر نوران یه تو
-من بمیرم که زده سنگ به پیشانی تو
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا
بگو با سه ساله ات – در کجا بودی پدر
بخداد در این سفر – من شدم خونین جگر
-بعد تو بین که چه آمد بسرم ای پدرم
بی گل روی تو خونشد جگرم ای پدرم
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا
دیدن رقیه ات گل باغ احمدی
کنج ویرانه ی من ای پدر خوش آمدی
-که بریده هنجرت را که شکسته سرتو
بفدای قدمت شود پدر دختر تو
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۲۹]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22962)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
یادگار زهرا دخترحسین است
او که در مناجات با سر حسین است
جان دهد به ویرانه – نیمه شب غریبانه
وای ازین مصیبت

او که نیمه ی شب دیده خواب بابا
شد زمان تعبیر از برای روئیا
تا سرش به ویرانه – آمده غریبانه
وای ازین مصیبت

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
____________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۳۳]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22964)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
ای رأس پر خون پدر منزل مبارک
کردی در این ویران گذر منزل مبارک

بابا چرا دیر آمدی در کنج ویران
کردی فراموش ای پدر حال یتیمان
بی تن چرا آمد سرت ای شاه خوبان
ریشت به خون شد غوطه ور منزل مبارک

بابا دو چشمم شد سفید از انتظاری
لیل و نهارم صرف  شد با اه و زاری
گویا خبر از حال زار من نداری
باز آمدی دیر از سفر منزل مبارک

ده گوش تا بابا دهم شرح مصیبا
بعد از تو دیدم ظلمها بی حد ز اعدا
بشنیده ام بس طعنه ها زین قوم گمراه
 عمرم دگر آمد به سر منزل مبارک

دار م خجالت از تو ای شا حجازی
فرشی ندرارم تاکنم مهمان نوازی
باید که با ویرانه ام امشب به سازی
با خشت خام وچشم تر منزل مبارک

رفتم من از کرببلا تا شام ویران
پای برهنه بر سر خار مغیلان
جسمم میان کوچه ها شد سنگ و باران
شد صورتم نیلوفری منزل مبارک

خواندند مارا خارجی منزل مبارک
کردند بر ما مردم شامی شماتت
بهر تماشا  ای با صد حقارت
اندر سر هر رهگذر منزل مبارک

بابا ز ظلم و  کینه ی  قوم لعینان
ماندم بسی روز و شبان بی آب و بی نان
فرشم حصیر کهنه شد در کنج ویران
خشتی گذازم زیر سر منزل مبارک

گشته دلم تنگ ای پدر زین زندگانی
اکنون مررا همرا ه و ببر ای مهربانی
بنما خلا صم از غم این دار فانی
خائف به حالم نوحه گر منزل مبارک

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۳۷]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22965)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
شام هجرانم سر آمد
میهمانم با سر آمد
راس اورا به دامن بگیرم
بوسه از او بگیرم بمیرم
ای پدرجان پدر جان پدر جان
غرق اندوه و ملالم
عمه جانم کن حلالم
گرچه کوه غمو داغو دردم
روی زانو به دورش بگردم
ای پدرجان پدر جان پدر جان

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۳۸]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
آمدی گوشه ویران چه عجب
زده ای سر به یتیمان چه عجب
تو مپندار که مهمان منی
به خدا خوب تر از جان منی
بس که از جور فلک دلگیرم
اول عمر ز عمرم سیرم
دل دختر به پدر خوش باشد
مهربانی زد و سر خوش باشد
تو بهین باب سرافراز منی
تو خریدار من و ناز منی
بعد از این، ناز برای که کنم
جا به دامان وفای که کنم
اشک چشم من اگر بگذارد
درد دلهام شنیدن دارد
گرچه در دامن زینب بودم
تا سحر یاد تو هر شب بودم
گر نمی کرد به جان امدادم
از غم هجر تو جان می دادم
آنقدر ضعف به پیکر دارم
که سرت را نتوان بردارم
امشب از روی تو مهمان خجلم
از پذیرایی خود منفعلم
مژده عمّه که پدر آمده است
رفته با پا و به سر آمده است
دیدنی گوشه ویرانه شده
جمع شمع و گل و پروانه شده
آخر ای کشته راه ایزد
پدرت سر به یتیمان می زد
تو هم آخر پسر آن پدری
پور آن نخل امامت ثمری
که به پیشانی تو سنگ زده؟
که ز خون، بررخ تو رنگ زده؟
ای پدر کاش به جای سر تو
می بریدند سر دختر تو

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۴۳]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22966)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
آنشب که من از ناقه افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
آن دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی
من بر سر نی بودم مشغول دعا بودم

آن شب که مرا ظالم اظهار کنیزی کرد
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
آن شب که تورا ظالم اظهار کنیزی کرد
در تشت طلا بودم کی از تو جدا بودم

آندم که مرا سیلی شمر لعین می زد
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
آندم که تو را سیلی شمر لعین می زد
با تو همه جا بودم کی از تو جدا بودم

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۴۵]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22967)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
آمدی گوشه ویران حسین یا ابتا
شده ویرانه گلستان حسین یا ابتا
 
ماه خاکستریم از ره دور آمده ای
به گمانم که تو از کنج تنور آمده ای
شده ای بر همه مهمان حسین یا ابتا
شده ویرانه گلستان حسین یا ابتا
 
جان به قربان تو و چشم ز خون بسته تو
من فدای تو و پیشانی بشکسته ی تو
ای رخت شمع فروزان حسین یا ابتا
شده ویرانه گلستان حسین یا ابتا

رمقی نیست دگر در همه ی اعضایم
زان سبب سوی طبق با سر زانو آیم
ای رخت شمع فروزان حسین یا ابتا
این منو حال پریشان حسین یا ابتا
 
آمدی تاکه مرا یاری و امداد کنی
روی من بینیو از مادر خود یاد کنی
کوفه و شام همه گشته ز آهم نیلی
میکشیدند همه ناز مرا با سیلی
بنشین بر روی دامان حسین یا ابتا
این منو دیده ی گریان حسین یا لبتا

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
____________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۴:۵۵]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22968)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
عمه بیا ویرانه شد تماشایی
شمع و گل و پروانه شد تماشایی
واویلا واویلا واویلا

من الذی ایت منی ای پدر جان
ازچه تو خونین دهنی ای پدر جان
واویلا واویلا واویلا

با سر به من سر زدی امشب دوباره
من زائرم این طبق دارالزیاره
واویلا واویلا واویلا

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۰۶]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22969)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
امشب خرابه مثل کربوبلا شد
با دیدن بابایم دل با صفا شد
ای غمگسارم هستی کنارم
خوش آمدی خوش آمدی در این سرایم

پدر نگه کن رویم از کین کبود است
در سن طفلی برگو جرمم چه بوده است
با من چها شد بس رنجها شد
خوش آمدی خوش آمدی در این سرایم

در راه کوفه بابا هرجا خطر بود
بر حفظ جانم عمه آنجا سپر بود
قدم خمیده رنگم پریده
خوش آمدی خوش آمدی در این سرایم

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۰۷]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
روز و شب بود بفکر پدرش
بود رخسار پدر در نظرش
همه ی ذکر لبش بابا بود
ذکر روز و شب او بابا بود
عمه اش گاه تسلی میداد
وعده دیدن بابا میداد
لاجرم ناله ز بس دختر زد
سر بابا آمد او را سر زد
میزبان گرم پذیرائی شد
کنج ویرانه تماشائی شد

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۱۶]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22970)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
بابا شبی ز نافه بر خاک غم فتادم 
سر را بخاک صحرا از بی کسی نهادم
دست بسته به روی نافه نشاندند مرا
پیش سرهای بریده بکشاندند مرا
یا حسین عاشق رویت منم
یا حسین مست سبویت منم

در راه شام و کوفه بودی چراغ راهم
برگو عمو کجا رفت تا که دهد پناهم
دست بسته به روی نافه نشاندند مرا
پیش سرهای بریده بکشاندند مرا
یا حسین عاشق رویت منم
یا حسین مست سبویت منم

در گوشه خرابه خوش آمدی پدر جان
روشن شده ز رویت این محفل یتیمان
گرچه از داغ تو و رنج سفر خونجگرم
بر سر نیزه چو دیدم سر تو مفتخرم
یا حسین عاشق رویت منم
یا حسین مست سبویت منم

خوش آمدی پدر جان امشب در این خرابه
کز آتش جدائی دلهای ما کبابه
روشن از نور تو گردیده پدر محفل ما
با سر غرق بخون آمده ای منزل ما
یا حسین عاشق رویت منم
یا حسین مست سبویت منم

ای شامیان  ببینید راز و نیازم امشب
در گوشه خرابه مهمان نوازم امشب
کنج ویرانه پدر آمده مهمان من است
روز وصل پدرم شام غریبان است
یا حسین عاشق رویت منم
یا حسین مست سبویت منم

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۲۱]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22971)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
ویرانه ما را چراغان کردی امشب
مثل علی یاد یتیمان کردی امشب
ویرانه گشته جای من
بشنو پدر آوای من
مظلوم حسین جان

بر دامنم بنشین که راز دل بگویم
با دست خود خاکستر از رویت بشویم
بابا بقربان سرت
بمیرد امشب دخترت
مظلوم حسین جان

فرشی ندارم تا کنم مهمان نوازی
باید در این ویرانه ام امشب بسازی
من دختر سه ساله ام
از روی تو شرمنده ام
مظلوم حسین جان

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۳۱]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22972)‌‌⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
رقيّه دخت مهد عالمينم
سه ساله‌ام دردانه‌ي حسينم
ز دوري پدر به شور و شينم
رفته بابا سفر زد به جانم شرر
رويم چو زهرا شده نيلي از ستم و ضربت سيلي


پدر دلم از تو نمايد گله
بسكه دويدم عقب قافله
پاي من از ره شده پر آبله
پيكرم لاله گون پاي من غرق خون
سر تو را به بر بگيرم آن قدر زنم بوسه بميرم


پدر ببين دختر دردانه‌ام
خوش آمدي به كنج ويرانه‌ام
تو شمعي و من به تو پروانه‌ام
كنج ويران ما آمدي از وفا
عمّه خرابه شده گلشن آمد پدر چشم تو روشن

شد ديدني گوشه ي ويرانه‌ام
عمّه ببين آمده جانانه‌ام
او شمع و من مانند پروانه‌ام
شب فراق من سر آمد
مهمانم امشب با سر آمد

اي باغبان، نيلوفر تو هستم
بابا ببين من دختر تو هستم
امّا شبيه مادر تو هستم
شب فراق من سر آمد
مهمانم امشب با سر آمد

بابا ببين در پرده ي عفافم
به گوشه ي ويران در اعتكافم
كعبه ي من دور تو در طوافم
شب فراق من سر آمد
مهمانم امشب با سر آمد

از عطر گيسوي تو مست مستم
اي ميهمان كنار تو نشستم
من زائر سر بريده هستم
شب فراق من سر آمد
مهمانم امشب با سر آمد

ديده‌ام از غم تو خون فشان است
بگو چرا لبت چو ارغوان است
گمان كنم كه جاي خيزران است
شب فراق من سر آمد
مهمانم امشب با سر آمد
--
سلام ای شهیده ی راه دین
زینت دوش پور ام البنین
به زهرا سلاله
زینب سه ساله
تو کوثر خون خدایی
سفیر شاه شهدایی

سر پدر به دامنت گرفتی
به اشک و آه  و سوز و ناله گفتی
ببین ای مقتدا
قامتم شد دوتا
شدم ز اوج ماتم تو
به کودکی پیر غم تو

من دختر سلطان عالمینم
رقیه آن سه ساله ی حسینم
باب من حسین است، شاه عالمین است
من که چنین به شورو شینم
دختر مظلوم حسینم

کنج خرابه پدر آمده
با لب پر خون به سرم آمده
نام او برده ام ، کعبه نی خورده ام
از بس دویدم در بیابان
پایم پر از خوار مغیلان
---
پدر بیا عقده گلوگیر شد
دختر کوچکت زمین گیر شد
مگو چرا سه ساله ات پیر شد
از زندگانی سیرم امشب
کنار تو میمیرم امشب
 
من به فدای لب عطشان تو
بوسه زنم بر لبو دندان تو
شنیده ام صدای قرآن تو
افتاد اگر چشمم به رویت
بوسه زنم زیر گلویت

امشب بیا به کنج ویرانه ام
تو شمع من هستی و پروانه ام
پر شده از پدر چو پیمانه ام
من که سه ساله ی تو هستم
حسین من دل به تو بستم

رقیه ام سه ساله ی حسینم
به مادر فاطمه نور عینم
بی کسو حزینم – خرابه نشینم
چه طعنه ها که من شنیدم
(پای برهنه می دویدم)

آن شب اگر مادر کنارم نبود
رقیه از ترس عدو مرده بود
صدا زد مادرم
نترسی دخترم
من مادرت فاطمه هستم
در این بیابان با تو هستم

گفتا رقيه با دو چشم گريان
خوش آمدی بابا به كنج ويران
رأس تو را گيرم بروی دامان
پايم از آبله/ دستم از سلسله
سه‌ساله‌ام اما شدم پير
در كنج ويرانم زمينگير

بابا بميرد بهر تو دخترت
بگو كجا افتاده است پيكرت
كه از بدن جدا نموده سرت
طفل دردانه‌ام/ شمع ويرانه‌ام
در هر كجا نام تو بردم
سيلی و تازيانه خوردم

رقیه جان از ره پدر رسیده
بوسه بزن به حنجر بریده
چرا حسین رنگ از رخت پریده
خیر مقدم پدر آمدی از سفر
عمه خرابه با صفا شد
گویا زمین کربلا شد

بابا نظر کن صورتم کبود است
در کودکی جرمم مگر چه بوده است
در هر کجا برای من خطر بود 
بر حفظ جانم عمه ام سپر شد
ویرانه از روی تو گلشن
دیده ی طفلان همه روشن

نشان مده صورت ازرده را
ببوس لب های ترک خورده را
از سر نی تو هم زبانم شدی
با سر خود تو سایه بانم شدی
من فاتح شام بلایم که زائر کربلایم

بابا شبی از ناقه من فتادم
 صورت به روی خاک غم نهادم
 کسی نبود آنجا رسد به دادم
 پایم شده خونین و خسته
 از دوریت دلم شکسته 

ببین که بیمار توام حسین جان
خوش آمدی بابا به کنج ویران 
شاد نمودی دل ما یتیمان
 عمه بیا شامم سحر شد 
وقت ملاقات پدر شد 

سرش به روی سینه می گذارم 
من با دلی شکسته جان سپارم 
عمع دگر جانی به تن ندارم
بنما حلالم عمه جانم
در راه جانان جان سپارم

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۳۲]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
آنقدر ضعف به پیکر دارم
 که سرت را نتوان بردارم
 جان طلب می کنی از من جان کو 
بر تو جانی که کنم قربان کو
 هدیه خویش به جانان جان کرد
 جان فدای قدم مهمان کرد
تو مپندار که مهمان منی
 بهتر از جان و جانان منی
 امشب از روی تو مهمان خجلم
 وز پذیرائی خود منفعلم 
گر که در خانه کسی مهمان برد 
یکی دیگر خاطر او را آزرد
 ولی امشب تو به ویرانه بساز 
تا کنم با تو دمی راز و نیاز
 اشک چشم من اگر بگذارد
 درد دلهام شنیدن دارد 
در بر غم زده دختر به حسین
 ماه من در بر اختر بنشین
 کی به پیشانی تو سنگ زده است 
کی ز خون بر رخ تو رنگ زده است

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۴۳]
‌‌ (https://t.me/DB_ATCHBOT_HOST/22973)⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
عمه بیا گمشده پیدا شده
کنج خرابه شب یلدا شده

پدر فدای سر نورانیت
سنگ جفا که زد به پیشانیت
من الذی ایت منی یا ابا
از چه تو خونین دهنی یا ابا
عمه بیا گمشده پیدا شده
کنج خرابه شب یلدا شده

روز فراق عمّه به سر آمده
نخل اميد عمّه به بر آمده
طاير اقبال ز در آمده
باب من عمّه ز سفر آمده
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

پشت سر باب شدم رهسپر
پاي پياده، من خونين جگر
تا بكشد دست نوازش به سر
آمده دنبال من اينك، به سر
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

عمّه نيارم دل بابا به درد
اشك نريزم، مكشم آه سرد
بيند اگر حال من از روي زرد
خصم، نگويم به من عمّه چه كرد
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

عمّه زند طعنه خرابه، به طور
خيزد ازين سر بنگر موج نور
چشم بد از محفل ما عمّه دور
عمّه خرابه شده بزم حضور
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

قطره ي اشك، عمّه چو دريا شده
غنچه ي غم، عمّه شكوفا شده
بزم وصال، عمّه مهيا شده
وه كه چه تعبير ز رؤيا شده!
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

گوشم اگر پاره شد اي عمّه جان
عمّه، به بابا ندهم من نشان
پرسد اگر عمّه، ز معجر، چه سان
گو بكنم درد دل خود بيان؟
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

عمّه، به بابا شده‌ام ميزبان
آمده بابا بر من ميهمان
نيست به كف تحفه بجز نقد جان
تا بكنم پيشكش‌اش عمّه جان
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

بس كه دويدم ز پي قافله
پاي من عمّه شده پر آبله
عمّه، به بابا نكنم من گله
كآمدم اين ره همه بي‌راحله
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

بود مرا عمّه به دل آرزو
تا كه غمم شرح دهم مو به مو
ريخته مِي عمّه، شكسته سَبُو
باز نگردد دگر آبم به جو
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

كرد تهي دل چو غزال حرم
لب ز سخن بست غزل خوان غم
دست قضا نقش دگر زد رقم
شام، به شومي، شد از آن متهم
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

جان خود او در ره جانان بداد
خود به سويي، سر سوي ديگر فتاد
آه كشيد عمّه - چو ديد - از نهاد
گنج خود او كنج خرابه نهاد
عمّه بيا عقده ي دل وا شده
عمّه بيا گمشده پيدا شده

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

دم نوحه, [۱۵.۰۸.۱۹ ۱۵:۴۵]
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شب سوم محرم (حضرت رقیه سلام الله علیها) •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•
عمه جان عمه جان به دیدن روی پدر مایلم
عمه جان عمه جان آمده امشب همه ی حاصلم
---
کوفیان بر من جفاها کرده ان
صورتم را همچو زهرا کرده ان
--
عمه جان امشب من محزون ز دنیا میروم
نزد بابا میروم
از برای شکوه کردن پیش زهرا میروم
نزد بابا میروم
--
ای شامیان ویرانه جای ما نیست
تهمت خارجی سزای ما نیست
--
سه ساله دختر که کتک ندارد
اینکه قواله فدک ندارم
--
بس که دویدم عقب قافله
پای من از ره شده پر آبله
--
کسی از شامیان ایمان ندارد
که پاس حرمت اینان ندارد
ز آل الله طفلی در خرابس
مگر این شهر قبرستان ندارد
---
عمه جان عمه جان
این سر پر خون سر باب من است
عمه جان عمه جان
پس به کجا پیکر باب من است
--
عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم
آبرو داری کنیم
با لباس پاره باید میهمان داری کنیم
آبرو داری کنیم
--
مهمان رقیه شده خونین سر بابا
امان از دل زینب
بر کنج خرابه بدهد جان بر بابا
امان از دل زینب
--
رقیه زائر خون خدا شد
خرابه کربلا شد
به پای راس بابایش فدا شد
خرابه کربلا شد
--
امشبی را که پدر در بر من مهمان است
مکن ای صبح طلوع
عمه جان عمر من خسته دگر پایان است
مکن ای صبح طلوع
--
سه ساله دخترت زمینگیر شد
دختر کوچکت ز جان سیر شد
--
خوش آمدی پدر به ویرانه ام
تو شمعی و من بتو پروانه ام

↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله

┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
✅ وبلاگ↶
kenar-alghame.blogfa.com
✘تلگرام JOin↶
@damnohe

+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۵/۲۴ساعت   توسط الله وردی  | 

خوشبحال هرکه گشته مبتلای تو حسین

افضل الاعمال ما گریه برای تو حسین

با تمام احترامی که به کعبه قائلم

قبله ی ما میشود کربوبلای تو حسین

گر همه عالم بگردانند رو از ما چه غم

پشتمان گرم است بر لطفو عطای تو حسین

آخر کار رفاقت بر رفیقان غربت است

با همین نیت شدم من آشنای تو حسین

طعنه بر عرش خدا شش گوشه ی تو میزند

ریخته پای تو هستش را خدای تو حسین

هرشب ای آقا صدای یا بنی میرسد

تا اذان صبح از صحن و سرای تو حسین

هیچکس در تنگی جا بدتر از تو جان نداد

نیزه ها بستند راه دستو پای تو حسین

مادرت را فضه با هر زحمتی بیرون کشید

هیچکس اما نشد مشگل گشای تو حسین

بشکند پای کسی که بر لبانت پا گذاشت

بعد از آن بالا نمی آمد صدای تو حسین

خواهرت را با کتک دارند بیرون میکنند

آمده تا جان دهد گودال جای تو حسین

گیسوانی را که زهرا با وضو شانه زده

مانده در دست عدوی بی حیای تو حسین

 

از سُرور هر دو عالم نزد ما غم بهتر است

گریه بر تو از نماز نیمه شب هم بهتر است

واقعاً اشکِ برای روضه چیز دیگری ست

در سلوک ما فرات از آب زمزم بهتر است

گریه هایم را بگیری بی گمان دق میکنم

مردن از دنیایِ بی گریه برایم بهتر است

در جواب اینکه شأن گریه کن های تو چیست

از برای این سوال «الله أعلم» بهتر است

هر که به جایی رسید از نوکری تو رسید

نوکری تو ز آقاییِ عالم بهتر است

نوحه دم دادیم و با این دم مسیحا دم شدیم

از دم روح القدس والله این دم بهتر است

یازده ماه از خدا ماه شما را خواستم

از تمام ماه ها ماه محرم بهتر است

رتبۀ پیرغلامان تو نزد فاطمه است

چون غلامی شما با قامت خم بهتر است

انبیا در آخر خط میشوند «عبدالحسین»

آخر این راه از آغاز آن هم بهتر است

گریه زیر ناودان کعبه هم باشد ولی

معتقد هستیم که باشد زیر پرچم بهتر است

گفته بودند اربعین صحن تو چیز دیگری ست

رفتم و با چشمهای خویش دیدم بهتر است

 

در میان میکده ساغر به دردم میخورد 2

باده وقتی میشود کوثر به دردم میخورد

دستهاي خالی ام خالی بماند بهتر است

اینکه هستم پیش تو نوکر به دردم میخورد

گریه وقتی میکنم زهرا دعایم میکند ...2

پس محرم چشمهای تر ، به دردم میخورد

خوب میدانم که در تاریکی قبرم حسین

دستمال گریه ام آخر به دردم میخورد

*مرجع تقلید مرحوم مرعشی

ین دستمال مشکی و پیراهن مشکی *

بیخیال نسخه های بی دوای این و آن

بوسه برشش گوشه ات بهتر به دردم میخورد

دخترت وقتی بخواهد خاک چادر پاره اش

بیشتر از کیسه های زر به دردم میخورد

دختر زهرا خودش زهراست ثابت میکنم

دستهاي کوچکش محشر به دردم میخورد

گفت بابا از تمام یادگاری های تو

چادر و سجاده ی مادر به دردم میخورد

آستین پاره ام را نخ نما تر کرده اند

حرف سوغاتی شده معجر به دردم میخورد

 

قصد دارم که پذیرایی جانان بکنم

جان خود خرج پذیرایی مهمان بکنم

شهر را با قدمت پر ز بوی سیب کنم

هرچه آمد به سرم را همه تکذیب کنم

خبرش آمده پیشم ، خبرت کرده کسی؟

حرفهایی زده پر دردسرم کرده کسی

جان به قربان تو بابا نکند غم بخوری

ای جگر گوشه ی زهرا نکند غم بخوری

 

 

نکند که هرچه که او ساخته باور بکنی

پای این شایعه ها دیده ی خود تر بکنی

از گرفتاری از زخم و لگد گفته به تو

حرفهایی که نباید بزند گفته به تو

حال من خوبتر از خوب تنم بی درد است

بی هوا مشت نخوردم دهنم بی درد است

چادر قیمتیم را به روی سر دارم

فکر معجر نکنی معجر بهتر دارم

هر زمان وقت غذا بود غذا ميدادند

کاسه ای آب به دست اسرا ميدادند

ناقه ی رفتنم از چهار طرف حايل داشت

حرف عریان شدنش را نزنی محمل داشت

به عمویم برسان،که سرو سامان دارم 2

لب من گرچه بریده است دندان دارم

*آخه بدجوري زد دختر سه ساله دندوناش شیریه ...*

گرچه جا ماندم از قافله مشکل حل شد

*تا زجر دید پشت یه بوته افتاده ....*

زود بخشید مرا زجر همان جا حل شد

نکند فکر کنی ناقه زمينم زدو رفت

یا که دستی به رخم سیلی محکم زدو رفت

زجر در دور و برم نیست خیالت راحت

جای پا بر کمرم نیست خیالت راحت

 

تو وقتی اومدی گفتم ، که تقصیر دل من بود

تو که دیدی بابات خوابه،چه وقت گریه کردن بود

 

حالا که اومدی پیشم ، بازم آغوشتو وا کن

بغل کن بغضمو بازم ، غریبی مو تماشا کن

حالا که اومدی پیشم ، بزار خلوت کنم باتو

بزار تعریف کنم بعدش ، ببین من پیر شدم یاتو

ببخش حرفای تعریفیم،دیگه حرفای خوبی نیست

ببخش واسه پذیرایی،خرابه جای خوبی نیست

خرابه بسترش خاکِ ، خرابه بالشش خشته

تو خیلی خاکی ای اما ، برایِ دخترت زشته

برای دخترت زشته،که خونش این طوری باشه

بزار چیزی نگم شاید،تو حرفام دلخوری باشه

کدوم دختر بااین حالش،پیش باباش معذب نیست

ببخش از راه طولانی،سر و وضعم مرتب نیست

اگه بابا بیاد باید،برات با جون مهیا شم

خجالت می کشم وقتی،نتونم از زمین پاشم

نگی من بی ادب بودم،نگی این دختر عاشق نیست

نمی تونم پاشم از جام،پاهام پاهای سابق نیست

حالا چشمای کم سومو،به هر چی جز تو می بندم

به زورم باشه پامیشم،به زورم باشه می خندم

مگه تو صورتم امشب،بغیر از خنده چی دیدی

که از وقتی پیشم هستی،یه بار حتی نخندیدی

یکی دستی تو تاریکی،به گونم خورده چیزی نیست

یکی از من یه گوشواره،امانت برد چیزی نیست

فقط دلتنگِ تو بودم،که اعصابم به هم ریخته

یه قدری خستۀ راهم،یه کم خوابم به هم ریخته

میخوام امشب سرت تاصبح،به رویِ دامنم باشه

میخوام امشب شب خوبِ،ازینجا رفتنم باشه

دیگه اخماتو واکردی،منم با بغض می خندم

بیا آغوشتو واکن منم چشمام میبندم

 

 

 

 

 

 

 

 

تو این شب تاریک ستاره مبهوت

خواب میدیم بازم  سرم رو زانوته

تقصیر من نیست که اشکم سرازیره

یاد تو می افتم  خواب از سرم میره

کجای دنیا اینطوری باباجواب اشکو میدن

جلو چشای  عمه سرت رو روی زمین کوبیدن

بابا حسین جان

کسی نمیپرسه از حال واحوالش

پروانه ای رو که سوخته پر وبالش

ممنون تو هستم که اومدی پیشم

غصه نخور بابا خودم فدات میشم

اهالی شام به دختر تو مگه امون میدادن

تو کوچه بازار هی با اشاره منو نشون میدادن

بابا حسین جان

منو بر بابا دور تو میگردم

چشام نمیبینه عممرو گم کردم

یادم میره درد پارگی گوشم

وقتی سر خونیت باشه تو آغوشم

یه نانجیبی اومد تو خیمه گوشواره هامو بردش

ندیدی بابا چه وحشیونه خلخال پامو بردش

بابا حسین جان

اون بی حیایی که کشیده گیسومو

دستای سنگینش شکسته ابرومو

تا دید عموم رفته حرفای بد میزد

کارش فقط این بود بهم لگد میزد

از ترسو وحشت لکنت گرفتم تو اون بیابون بابا

از وقتی رفتی دیگه رقیت نداره سامان بابا

بابا حسین جان

خیلی غمت واسم سخته و سنگینه

خولی رسید دیدم سرت تو خورجین

خسته شدم بابا از زندگی سیرم

سه سالمه اما ببین چه غمگینم

بعد اسارت رو دستای من

رد طناب وای وای

سوالم اینه مگه جای من

بزم شرابه وای وای

بابا حسین جان

ازتوانتظارنداشتم منو تنها بذاری
بری و  دخترتو بدون بابا بذاری
ازتوانتظارنداشتم بری ودیگه نیای
میون این همه دشمن که منوجابذاری
باشه,بابا عیبی نداره      موی سرم
باشه,بابا عیبی نداره       اخ کمرم
باشه بابا عیبی نداره
گوشوارم  ,چادرم, معجرم
باشه,باباعیبی نداره    زدنم
باشه,باباعیبی نداره   بدنم
باشه,باباعیبی نداره
سوخت تنم,بال وپرم,صورتم
دخترت  از دنیا   بریده
سه سالگی قدش خمیده
موی سرش همه سفیده
فقط بدون خوشی ندیده
(بابا منو ببر ازاین خرابه)

دیگه از همه بریدم به خدا که خسته ام
عمه میدونه که دیگه بال و پر شکسته ام
هرکجامنو زدن عمه سپر شد واسه من
دیگه  منتظر به راه اجلم نشسته ام
بابا,بذاربرات بگم از       شام بلا
بابا,بذاربرات بگم از      طشت طلا
بابا,بذاربرات بگم از
غصه ها, راس بالا,نیزه ها
بابا,بذاربرات بگم از      دخترا
بابا,بذار برات بگم از     طعنه ها
بابا,بذار برات بگم از
خنده ها,کوچه ها,گریه ها
خوشی به قلبم دست رد زد
یه بی حیا بهم لگد زد
به زیر دست و پاکه بودم
یه پیرزن منو چه بد زد
(بابا,منو ببر ازاین خرابه)

مادر ،منم مثل تو خمیدم،

تو تو کوچه من بیابون

مادر ، منم مثل تو شهیدم

تو تو خونه من تو ویرون

بازوم مث بازوته

ابروم مث ابروته

پهلوم مث پهلوته

اما مادر تو تن ِ باباتو تو صحرا ندیدی

روی جسم بابات جای پا ندیدی

صورت باباتو رو خاکا ندیدی

.

مادر ، منم مثل تو نشستم

تو رگبار تازیونه

مادر ، منم مثل تو شکستم

مثل تو قدم کمونه

.

مثل تو پیرم مادرم

پیر و اسیرم مادر

دارم میمیرم مادر

اما مادر ،تو با دست بسته به صحرا نرفتی

بی رمق دنبال سرا را نرفتی

با پاهای زخمی رو خارا نرفتی

.

مادر مث  تو افتادم از پا

تو با گریه من با ناله

مادر ، به من کل همسفرها

میگن زهرای سه ساله

چشمام مث تو تاره

شب تا سحر میباره

پلکم جراحت داره

اما مادر ، تو تک و تنها تو شب تار نبودی

با لباس پاره تو بازار نبودی

تو طناب و زنجیر گرفتار نبودی

تو تن باباتو تو صحرا ندیدی

روی جسم بابات جای پا ندیدی

 

 

من دختر سه ساله ی خون خدایم

پایه گذار نهضت کربوبلایم

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

دارم پدر منخواهشی گرچه میدانی

خواهم که یک بار دگرقرآن بخوانی

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

بر پیکر مطهرش دارد نشانه

هم جای ضرب سیلی یو هم تازیانه

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

بابا بیا بنشان مرا روی دو پایت

تا لب گذارم بر لب لعل عطشانت

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

--

بیا عمه چاره کن دردم

شد ز کف امشب طاقتو تابم

دلم خون شد از غم دوری

گو به من عمه پس چه شد بابم

(عمه کی بابا از سفر آید)

حلالم کن عمه جان زینب

نزد بابایم میروم امشب

ز بس دیدم مهنت دنیا

آمده جانم عمه جان بر لب

(عمه کی بابا از سفر آید)

کجا بودی یا اباالعطشان

بی خبر از حال دل طفلان

ببین بابا منزل ما شد

از جفا آخری گوشه ی ویران

مگر بابا کنج ویرانه

در جهان ماوا یه یتیمان است

(عمه کی بابا از سفر آید)

 

--

 

 

بابا شبی از ناقه افتادم به روی خاک

با دیده غمناک

راست به نی دیدم برون شد از بدن جانم

ای تازه مهمانم

بابا چرا همراه خود ناوردی اکبر را

شبه پیمبر را

آتش زده بر جان آن ماه تابانم

دیدی چه آمد بر سرم در کنج ویرانه

ای طفل دردانه

ویران شده از ماتمم امشب عزا خانه

ای طفل دردانه

امشب دگر پوشم کفن بر این تن گلگون

پس کی شود دل خون

این پیکر نیلی من از ظلم بیگانه

ای طفل دردانه

باب غریبم یکطرف رفته به روی خاک

با این تن صد چاک

بر من کفن داده یزید در کنج ویرانه

ای طفل دردانه

 

 

 

 

 

در کنج ویران طفلی محزون نشسته

از هجرروی بابا قلب شکسته

با چشم گریان - گوید پدر جان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

-ببین که رخسار من از ضرب سیلی

مانند روی زهرا گردیده نیلی

دخت سه ساله - با اه و ناله

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

-بیا تماشایم کن بابا حسین جان

پر آبله پایم از خار مغیلان

بر روی دامان-مرا تو بنشان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

-خون گشته از جسم من بابا روانه

از بس کتک زد دشمن با تازیانه

با چشم گریان - گوید پدر جان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

--

(بخدا مظهر ...)

ای رقیه تویی قبله ی حاجات ما

حرم کوچکت بابا مناجات ما

کن نظر بر همه –ای گل فاطمه

وا حسینا وا شهیدا

ای پدر تا به کی در کف بیگانه ام

مو پریشان دراین گوشه ی ویرانه ام

گشته روزم چو شب-جانم آمد به لب

وا حسینا وا شهیدا

 

 

 

 

 

 

سرشو اشقیا می برن

چقدر بی حیا می برن

بمیرم از قفا می برن

پیش چشم زهرا می برن

شکسته شد سبوی ارباب

وقتی نشست به روی ارباب

تو پنجه هاشه موی ارباب

دشنه رو زد گلوی ارباب

دریای خونه گودال-حسین کشونه گودال

نشسته روی زانو-مادر میون گودال

(حسین حسین واویلا)(۴)

غرق خون زیرو روش می کردن

با لگد پشت و روش می کردن

عوض پیرهن نامردا

تنشو نیزه پوش می کردن

شد قطعه قطعه جون ارباب-همدم خاک و خونه ارباب

میاد به زیر نعل اسبا-صدای استخون ارباب

یکی به پهلو میزد

یکی به بازو می زد

حالا برای غارت

سنان به شمر رو می زد

(حسین حسین واویلا)(۴)

همه چی رو حراج می بردن

گوییا تخت و تاج می بردن

ریخته بودن میون گودال

بیشتر از احتیاج می بردن

عمامه و عبا رو بردن-انگشتر آقا رو بردن

گهواره ی شیرخوارو بردن-زیور بچه ها رو بردن

رسیده جونش برلب

میگه با گریه زینب

حسین پاشو از رو خاک

دارن میان با مرکب

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۶/۲۱ساعت   توسط الله وردی  | 
دختری را پدری کو به دلارائی تو 
روح من تازه شد از لعل مسیحائی تو 

بی تو در طیِ سفر خوب نخوابیدم من 
به دلم بود پدر حسرت لالائی تو 

چشم خود را بگشا تا که بسنجیم به هم 
دیدِ من کم شده یا قوّت بینائی تو 

شبی آمد که به ما سر بزند دختر شام 
ذکر خیر تو شد و صحبت آقائی تو 

بس که از مِهر و وفای تو برایش گفتم 
مات و مبهوت شد از شیوه ی بابائی تو 

با وفا بوده خدا خیر به راهب بدهد 
شستشو داده دو چندان شده زیبائی تو 

(بی وفا بوده عجب خیر نبیند خولی 
خاک پاشیده به آئینه ی زهرائی تو)...۱ 

چوب افتاده به جان لب تو حیرانم 
میزبان با چه نموده است پذیرائی تو 

لب پائینی تو لطمه فراوان دیده 
چاره ای نیست ببوسم لب بالائی تو

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۵/۲۴ساعت   توسط الله وردی  | 
حالا که تیره روزم و قلبم مکدر است

شبهای من ز اشک غم تو منور است

تا بوده روزی ام در این خانه بوده است

تا هخست دیده من از این روضه ها تر است

پیراهنم ز کودکی ام تا زمان مرگ

از عطر سرخ سینه زنیها معطر است

حتی کنار جسم کفن پوشم ای حسین

گریه برای تو ز همه کار خوشتر است

وقت طواف هم ز فمت اشک ریختم

آخر طواف و دیده تر با صفا تر است

جانم بگیر،گریه و سوز ما مگیر

این اشگ شور هدیه شیریان مادر است

هر کس مرا شناخت به نام شما شناخت

نوکر به عرش هم برود باز نوکر است

+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۱۰/۲۱ساعت   توسط الله وردی  | 

خوشبحال هرکه گشته مبتلای تو حسین

افضل الاعمال ما گریه برای تو حسین

با تمام احترامی که به کعبه قائلم

قبله ی ما میشود کربوبلای تو حسین

گر همه عالم بگردانند رو از ما چه غم

پشتمان گرم است بر لطفو عطای تو حسین

آخر کار رفاقت بر رفیقان غربت است

با همین نیت شدم من آشنای تو حسین

طعنه بر عرش خدا شش گوشه ی تو میزند

ریخته پای تو هستش را خدای تو حسین

هرشب ای آقا صدای یا بنی میرسد

تا اذان صبح از صحن و سرای تو حسین

هیچکس در تنگی جا بدتر از تو جان نداد

نیزه ها بستند راه دستو پای تو حسین

مادرت را فضه با هر زحمتی بیرون کشید

هیچکس اما نشد مشگل گشای تو حسین

بشکند پای کسی که بر لبانت پا گذاشت

بعد از آن بالا نمی آمد صدای تو حسین

خواهرت را با کتک دارند بیرون میکنند

آمده تا جان دهد گودال جای تو حسین

گیسوانی را که زهرا با وضو شانه زده

مانده در دست عدوی بی حیای تو حسین

--

غریب رو نیزه اصلا خبر داری

که دخترت دق کرد با گریه و زاری

تو کوچه و بازار ما ها رو می چرخوند

اونی که تو گودال با پا برت گردوند

از رو بلندی خودم میدیدم

با نیزه اومد گودال

با نیزه میزد به پیکر تو

میرفتی هر دم از حال

غریب مادر

*تو رفتی زجر اومد خون به دل ما شد

تازه غریبیمون دوباره معنا شد

از گوش اطفالت گوشواره دزدیدن

ما گریه می کردیم اونا میخندیدن

بعد اسارت رو دستای من

رد طناب وای وای

سوالم اینه مگه جای من

بزم شرابه وای وای

*تو دستای قاتل مونده رد خونت

خودم میدیدم که شکسته دندونت

اشکای من واسه یه داغ سنگینه

اگه زمینگیرم دلیل اون اینه

او می کشید و من می کشیدم

من ناله قاتل خنجر

او می برید و من می بریدم

من از حسین دل  اون سر

 

 

 

 

--

دیدن گریۀ او داد زدن هم دارد

سَر که باشد بغلش حالِ سخن هم دارد

زحمت شانه نکش عمه برایش دیر است

گیسوی سوخته کوتاه شدن هم دارد

کاش عادت به روی شانه نمی کرد سه سال

بندِ زنجیر شدن دردِ بدن هم دارد

ناخُنِ پیر زنی بر رُخ او جا انداخت

کاش می گفت کسی بچه زدن هم دارد؟

ساربان ضربه ی دستش چقدر سنگین است

تازه انگشترِ او سنگِ یمن هم دارد

زخمهای سَر و رویِ پدرش را که شمُرد

گفت با عمه چرا زخمِ دهن هم دارد؟

حرمله چشم چران است بَدَم می آید

مثل زجر است ببین دست بزن هم دارد

چادرِ پاره ی او را به روی دست گرفت

عمه اش گفت به غَساله: کفن هم دارد

--

خوش اومدی تو از سفر

توروخدا منو ببر بابا

کجا یهو تو بی خبر بابا

گذاشتی رفتی...

 

دیگه تمومه گریه و زاری

تمومه این شبای بیداری

آخه نگفتی دختری داری

گذاشتی رفتی

 

نذار بازم بهم جسارت شه

همین لباس پاره غارت شه

منو ببر که عمه راحت شه

بابا بابایی...

 

نبودی از همه کتک خوردم

یه جوری زد که عمه گفت مردم

به خاطر تو طاقت آوردم

بابا بابایی...

 

بیابونا نمیره از یادم

تو راه کوفه جون دادم

تو خواب من از رو ناقه افتادم

رو نیزه بودی...

 

سه سالتو چقدر دادن آزار

گوشای خونیمو دیدی انگار

بذار بگم چی شد توی بازار

رو نیزه بودی...

 

مارو بهم دیگه نشون میدن

به زور النگوهامو دزدیدن

بابا نامحرما منو دیدن...

 

 

--

یه روز میبینی- از آبله هام-

میگم به بابام

کتک میزدی- به جای سلام-

میگم به بابام

کشوندی منو- تو بازار شام –

میگم به بابام

میگم به بابام چجوری رسیدی

میگم به بابام موهامو کشیدی

میگم به بابام پیاده میبردی

میگم به بابام یتیم گیر آوردی

 

یه روز میبینی با بغض گلوم میگم به عموم

کشیدی گوشم رو بین حجوم میگم به عموم

با چوب رو لباش زدی روبه روم

میگم به عموم

میگم به عموم که خیلی بدی تو

میگم به عموم منو میزدی تو

میگم به عموم برام سر آوردی

میگم به عموم که معجرو بردی

 

نخور جلو چشم بچه ها آب میبینه رباب

سر علی رو نبند با طناب میبینه رباب

سرش رو نیار تو بزم شراب میبینه رباب

میبینه رباب نمیخوره باز آب

میبینه رباب میشینه تو آفتاب

میبینه رباب که پر پر هستیش

میبینه رباب رو نیزه ها بستیش

--

ازتوانتظارنداشتم منو تنها بذاری
بری و  دخترتو بدون بابا بذاری
ازتوانتظارنداشتم بری ودیگه نیای
میون این همه دشمن که منوجابذاری
باشه,بابا عیبی نداره      موی سرم
باشه,بابا عیبی نداره       اخ کمرم
باشه بابا عیبی نداره
گوشوارم  ,چادرم, معجرم
باشه,باباعیبی نداره    زدنم
باشه,باباعیبی نداره   بدنم
باشه,باباعیبی نداره
سوخت تنم,بال وپرم,صورتم
دخترت  از دنیا   بریده
سه سالگی قدش خمیده
موی سرش همه سفیده
فقط بدون خوشی ندیده
(بابا منو ببر ازاین خرابه)

دیگه از همه بریدم به خدا که خسته ام
عمه میدونه که دیگه بال و پر شکسته ام
هرکجامنو زدن عمه سپر شد واسه من
دیگه  منتظر به راه اجلم نشسته ام
بابا,بذاربرات بگم از       شام بلا
بابا,بذاربرات بگم از      طشت طلا
بابا,بذاربرات بگم از
غصه ها, راس بالا,نیزه ها
بابا,بذاربرات بگم از      دخترا
بابا,بذار برات بگم از     طعنه ها
بابا,بذار برات بگم از
خنده ها,کوچه ها,گریه ها
خوشی به قلبم دست رد زد
یه بی حیا بهم لگد زد
به زیر دست و پاکه بودم
یه پیرزن منو چه بد زد
(بابا,منو ببر ازاین خرابه)

--

مادر ،منم مثل تو خمیدم،

 تو تو کوچه من بیابون

مادر ، منم مثل تو شهیدم

تو تو خونه من تو ویرون

بازوم مث بازوته

ابروم مث ابروته

پهلوم مث پهلوته

اما مادر تو تن ِ باباتو تو صحرا ندیدی

روی جسم بابات جای پا ندیدی

صورت باباتو رو خاکا ندیدی

.

بازوم مث بازوته...

.

مادر ، منم مثل تو نشستم

تو رگبار تازیونه

مادر ، منم مثل تو شکستم

مثل تو قدم کمونه

.

مثل تو پیرم مادرم

پیر و اسیرم مادر

دارم میمیرم مادر

اما مادر ،تو با دست بسته به صحرا نرفتی

بی رمق دنبال سرا را نرفتی

با پاهای زخمی رو خارا نرفتی

.

بازوم مث بازوته...

.

مادر مث  تو افتادم از پا

تو با گریه من با ناله

مادر ، به من کل همسفرها

میگن زهرای سه ساله

.

چشمام مث تو تاره

شب تا سحر میباره

پلکم جراحت داره

اما مادر ، تو تک و تنها تو شب تار نبودی

با لباس پاره تو بازار نبودی

تو طناب و زنجیر گرفتار نبودی

تو تن باباتو تو صحرا ندیدی

روی جسم بابات جای پا ندیدی

+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۷/۰۱ساعت   توسط الله وردی  |