|
تا پیشکش کنم بجز این سر نداشتم
دید دارم از خجالت سر، به زیر گفت ما را بین و سر بالا بگیر دید از غم تنگ گشته سینه ام پاک کرد از زنگ ها آیینه ام من دگر «او» گشته و خود نیستم آنکه همره با شما شد نیستم حُر نبوده حُر، به لطفش حُر شده بوده آب، آلوده اما، کُر شده دور شد جانم ز تن های شما کرد مِنهایم ز مَن های شما دید از پا تا به سر عیب ام به عین کرد، از پا تا به سر حُسنم حسین هر که بر این آستان باشد سرش عاقبت، بر خیر گردد آخرش هر مُحِبّی را که او محبوب شد گر بدی هم داشت آخر خوب شد دل ز هَر دلداده می گیرد حسین دست هر افتاده می گیرد حسین مَستِ چشمش جام عالم پُر کند دو جهان را یک نگاهش حر کند جُرم را بخشیده می گیرد کریم دیده را نادیده می گیرد کریم -- (ببین ماه و ستاره..) شدم ای مه تابان گنهکارو پشیمان به کویت بده راهم دلم را تو مسوزان منم حر پشیمان-حسین جانم حسین جان
همه رنجمو دردم-ببین چهره ی زردم اجازه بده مولا –که دور تو بگردم منم حر پشیمان-حسین جانم حسین جان
تویی یوسف زهرا-منم عبدو تو مولا به پای تو حسین جان-من افتاده ام از پا منم حر پشیمان-حسین جانم حسین جان -- (کاروان حسین راهی..) بی پناهم حسین-روسیاهم حسین چه شود گر کنی یک نگاهم حسین یا حسین یا حسین
تاکه من زنده ام-از تو شرمنده ام کن تماشا ببین-من سر افکنده ام یا حسین یا حسین
ای امید همه-میکنم زمزمه من خطاکارم ای-یوسف فاطمه یا حسین یا حسین
عالم همچو حسین –دیگر بر خود ندید نازم بر فاطمه کین پسر پرورید آمده کربلا تا شود دین به پا یا اباعبدالله الودا ای گل سرخ کربوبلا روح و جان منی ای عزیز خدا یا اباعبدالله -- برادر حسین جان – نظر کن به طفلان ای نور چشم خواهر دو گل ز باغ جعفر کنم فدای دلبر قربانت ای جان و دل من این هدیه ی ناقابل من واویلتا اه و واویلا
برادر حسین جان – ای عزیز تر از جان توشه ی عمرم این است که نو برو شیرین است تحفه به راه دین است آورده ام برای قربان قبول نما تو ای حسین جان واویلتا اه و واویلا
برادر حسین جان – امید غریبان ای نور چشمان تر هم خواهرم هم مادر جز این ندارم در بر تا که کنم فدای راهت دست خدا پشت و شناهت واویلتا اه و واویلا -- بی سرو سامان توام حسین جان حر پشیمان توام حسین جان -- گریه کمتر کن به بخت خود بخند سربلندی سربلندی سربلند در حرم با اشک آب آورده ای هدیه بر طفل رباب آورده ای -- ای که دلخوشیِ روزگارِ منی
دورم از تو ولی تو کنارِ منی
عمریِ با دلم خیلی راه اومدی
حتی یک دفعه هم منو پس نزدی
کاری کردی ،
دیگه هیشکی به چشمایِ خستۀ من نمیآد
کاری کردی ،
دلِ من میخواد هرجوریِ به چِشِ تو بیاد
کاری کردی ،
با تمومِ بدی دلم از تو خودت رو می خواد
دستام خالیِ ، دستامُ بگیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..
گر کسی ندونه ، من که خوب میدونم
به خدا به شما ، خیلی مدیونم ..
با تو حسِ دلم ، حسِ زندگیِ
راهِ کربُبَلا ، راهِ بندگیِ ..
کاری کن تا ،
که دلایِ ما از همه غیرِ تو خالی بشه
کاری کن تا ،
آقا سینه زنت تو مسیرِ تو راهی بشه
کاری کن تا ،
دلِ مهدیِ فاطمه از ما راضی بشه
آقایِ منی من هم یه فقیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..
دستام خالیِ ، دستامُ بگیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا .
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۶/۰۲ساعت   توسط الله وردی
|
دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۸] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۲] اگر که من راهو به روی تو ببستم شرمنده ام ای گلشن باغ امامت ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۲] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۴] ذکر یا فاطمه گشته زمزمه ام آمدم آمدم تا شریکم کنی ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۸] بگذر از جرم من که با تو بد کرده ام من خدا و رسول ز خود برنجانده ام ده اجازه شها فدا شود جان من ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۳] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۴] اهل حرم را شوروغم بر دل فکندم ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۵] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۹] یا اخا نظر کن از وفا بر حال زارم ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۲:۰۱] کن حلالم اخا – گرچه ناقابل است کرده ام بهر تو – حلقه در گوششان همه جا کربلا – همه جا نی نوا ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۲:۰۳] کن تماشا که تهی دست من است دلبند فاطمه مظلوم حسینم این دو گلدسته ام باشد فدایی من که جز این دو گل چیزی ندارم ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۲:۰۴] گرچه اندک بود بر رخ خواهر میار ای عزیز خدا زینب غم پرورم ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۲:۰۷] برادر حسین جان – ای عزیز تر از جان برادر حسین جان – امید غریبان ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۲:۰۹] چشم منو طفلانم شد محو تو ای دلبر ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۳.۰۸.۱۹ ۱۲:۱۰] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_چهارم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۶/۰۱ساعت   توسط الله وردی
|
من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند صفای دل توئی و دل زهر چه داشت صفا صفا ندارد اگر با غمت صفا نکند جواب ناله دلهای خسته بر لب تو است که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند هزار مرتبه حیف از نماز مرده بر او که زنده ماند و جان در رهت فدا نکند رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر تو را به قطره اشکی زخود رضا نکند رهایی همه عالم بود به دست کسی که هر چه بر سرش آید تو را رها نکند کشیدم از دو جهان آستین که دولت عشق مرا به جز در این آستان گدا نکند کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود چگونه از کرم خود نگه به ما نکند گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم بمیرم و نروم کربلا خدا نکند تو درد داده ای و تو طبیب درد منی به جز تو درد مرا هیچکس دوا نکند هزار مرتبه «میثم» اگر رود سردار به جز علی و به جز آل را ثنا نکند
در بساطِ عشق هرکس زحمتش بالاتر است پیشِ زهرا مادرش شخصیتش بالاتر است هر که محضِ احترامت معصیت کمتر کند روزیِ اشک میانِ هیاتش بالاتر است احترامِ پیرها هر چند بر ما واجب است پیر پایِ پرچمِ تو حُرمَتش بالاتر است قول دادی روزِ محشر لنگ مگذاری مرا ساکنِ بیتُ الحُسين امنیتش بالاتر است خیمۀ تو جایِ کبر و کینه و منصَب که نیست هر کسی خاکی تر آمد عزتش بالاتر است نقص هایِ هر نمازش زود کامل میشود هر که انسِ سجده رویِ تربتش بالاتر است کربلا رفتن کجا ، از کربلا گفتن کجا دیدنِ شش گوشه ات از صحبتش شیرین تر است داغ تو دیده به فکرِ غصۀ دنیا که نیست مبتلایِ اشکِ تو ظرفیتش بالاتر است از شهيدانِ تو فهمیدم که پایِ عشق تو هر کسی گمنام تر شد شهرتش بالاتر است گریه در هیات تفاوت میکند با هر کجا اشک دسته جمع باشد قيمتش بالاتر است وسع ما این است اما خوب میدانیم ما خیلی از اين نوکری ها ساحَتَش بالاتر است
من بندۀ آزاده ام عبدالحسینم برعشق تو دلداده ام عبدالحسینم شکر خدا که در مسیر عشق بازی در دام تو افتاده ام عبدالحسینم تنها نه من آوارۀ عشق تو هستم همراه خانواده ام عبدالحسینم این عشق را از والدینم ارث بردم الحق که بنده زاده ام عبدالحسینم وقتی مَلَک جاروکش این آستان است من یک غلام ساده ام عبدالحسینم بی معرفتها هر چه میخواهند بگویند پای رهت اِستاده ام عبدالحسینم زهرا دعایم کرد تا اینجا رسیدم در این مسیر و جاده ام عبدالحسینم من اربعین کرب و بلا را دوست دارم آلوده ام اما شما را دوست دارم -- به یا قدوس ، به یارب ، به زینب عبادت می کند هر لب به زینب خدا را دیده ام امشب به زینب بدهکار است این مذهب به زینب دو عالم تکیه دارد بر عصايش می اُفتم شصت و نه دفعه به پایش -وقار آمد به پابوسِ وَقارش علی هو میکشد از اقتدارش خدا بوده فقط آموزگارش برون زد از دهانش ذوالفقارش گو یک زن بگو یک مرد آموز شده زینب ولی زهراست امروز -نخی از چادرش نور است زینب ولی اللهِ مستور است زینب زِفهمِ این و آن دور است زینب میانِ خیمه در طور است زینب چه بهتر از حرم لشگر بسازد برادر ها به این خواهر بنازنند -همه رفتند تنها مانده حالا و در دشت بی مداوا مانده حالا زِ زن هایِ حرم جامانده حالا به یادش حرفِ زهرا مانده حالا تمامِ دشت پیچیده خبر ها رسیده نوبتِ رزم پسرها -عزیزم یار آوردم برایت گلِ بی خار آوردم برایت علاجِ کار آوردم برایت دو تا سردار آوردم برایت نگو نه تا به شب رو میزنم من به پیشِ پات زانو میزنم من -نزن تکیه به نیزه خواهرت هست سرِ ناقابلم نذر سرت هست تنی لاغر فدایِ پیکرت هست ببین پشت سرت را لشگرت هست بده شمشیر را دستم بگیرم رجز خوان باشم اینجا دم بگیرم -به میدان میروند این دو برایت زمین خوردن اگر اصلاً فدایت نبینم بغضِ مانده در صدایت نبینم لرز اُفتاده به پایت نبینم شرمت از چشمان زینب فدایِ تارِ مویت جانِ زینب -تار میبینم دو چشمم بس که میبارد حسین بی قرارم بی قرارِ غصۀ یارم حسین تکیه گاهِ شانه ام بودی در این پنجاه سال مرهم دردم،به تو خیلی بدهکارم حسین پیش چشمت لشگرت هر لحظه کمتر میشود آنقدر که میشود با دست بشمارم حسین بچه چیزی نیست آقا پایِ تو سر میدهم زینبم مثلِ علی در عشق کرارم حسین هر کسی اینجاست نازِ یوسفم را میخرد من ولی با چشم تر راهی بازارم حسین چه کنم از نجمه و لیلا خجالت میکشم من عقب افتادم از آنها گرفتارم حسین
نیومدم تاکه ببینم اشکاتو دلواپسیهامو قسمت کنم با تو الهی قربون این قدو بالات شم من اومدم تا که شریک غمهات شم غمت نباشه تا وقتی زینب نفس داره همراته غمت نباشه که خواهر تو تا همیشه باهاته عزیز زهرا .... ای وای معلوم حالم از دو چشم بارونی چیزی ندارم جز این دوتا قربونی ای یارو همراه دیرینیه زینب نزن تو دست رد به سینه ی زینب دل تو داداش مثل دل من پر از غم میدونم این قطره واسه دریای عشقت خیلی کم میدونم عزیز زهرا....ای وای اصلا نمیزارن که تکو تنها شی رو خاک بمیریو قطیع الاعضا شی وقتی بیاریشون به روم نمیارم از خیمه گاه پامو بیرون نمذارم اگه بمونن میبینن آخه بال شکسته داداش سخته براشون منو ببینن با دست بسته داداش عزیز زهرا....ای وای هرچی بشه داداش پیش تو میمونن خودم جوونامو کفن میپوشونم خیلی دلم میخواد زودتر فدایی شن با گوشه ی چشمت کربوبلایی شن خودت میدونی این نوجونا شیرمحب خوردن واسه همینه به عشق یارین هرچی دارن آوردن
ديد خود را در کنار نور و نار با خدا و با هوي در گير و دار در حدیث نفس بود و گفت و گوی نور و ظلمت می کشاندش از دو سوی دید _ بی پرواست نفس و سرکش است در کمین خرمن او آتش است گفت از چه زار و در وا مانده اي کاروان راهي و برجا مانده اي گر چه خاری رو به سوی باغ کن لاله باش و جستجوی داغ کن از کریمان _ جز کرامت کس ندید در گلستان ولا _کس خس ندید نيست اين در بسته راهت مي دهند دو جهان با يک نگاهت مي دهند گوهر خود را بجو تا در شوی خالی از خود شو که از او پر شوی -در دلش غوغایی از خوف و رجا خوف رفت و بر رجا بخشید _ جا غرقه خود را ديد و از بهر حيات دست و پا زد سوي کشتي نجات حر سراپا لمعه ای از نور شد همچو موسی رهسپار طور شد آب بر رخ داشت آتش در ضمیر روح او در اوج بود و سر به زیر گفت ای روح شتاب و صبر من وی به دستت اختیار جبر من ای غبارت آبروی سلسبیل خاک پایت توتیای جبرئیل من غبار روی دامان تو ام خود میفشانم که مهمان تو ام من به سوی خم سبو آورده ام رسته ام از چاه و رو کرده به راه عذر خواهم عذر خواهم عذر خواه تائبم بگشا به رويم باب را دوست مي دارد خدا توّاب را اي سراپا آبرو خاکم به سر پيش زهرا آبرويم را مبر بعد از اين خشکيده بر لب خنده ام بسکه از طفلان تو شرمنده ام مهربان آلوده ام پاکم نما زير پاي زينبت خاکت نما گر بخوانی تاج افلاکم به سر ور برانی وای من خاکم به سر ديد حر از پاي تا سر حُر شده است سنگ جسته گوهر خود ، دُر شده است حر ویران رفته آباد آمده است نو سواد عشق استاد آمده است * * گفت سر بالا کن ای مهمان ما وی به چشمت سرمه ی عرفان ما ما پي امداد تو بر خواستيم گر تو پيوستي به ما ، ما خواستيم عذر کمتر جو که در اين بارگاه عفو مي گردد به دنبال گناه آب از سر چشمه ي دل گل نبود سركشي از نفس بود از دل نبود تو بدي كردي ولي بد نيستي خوب دادي امتحان رد نيستي توبه را ما ياد آدم داده ايم ما برائت را به مريم داده ايم ما رهانیدیم یوسف را زچاه ما مدد کردیم _ شد دور از گناه هر عدم را جود ما موجود کرد بوالبشر را نور ما مسجود کرد مُرده را ما خود مسيحا مي کنيم درد را عين مداوا مي کنيم سر بلندی خصم دون پستت گرفت خاک پای مادرم دستت گرفت قطره بودی وصل بر دریا شدی تو دگر _ تو _ نیستی _ تو _ ما شدی نيستي در بين ما ديگر غريب دست مي دارم تو را مثل حبيب گر چه صد جرم عظيم آورده اي غم مخور رو بر كريم آورده اي -- (همه جا بروم ...) یبن زهرا منم حر شرمنده ات آمدم آمدم تا شوم بنده ات تو کریمی یو من گنه کارم اشک خجلت در چشم خود دارم ابی عبدالله ذکر یا فاطمه گشته زمزمه ام گر قبولم کنی حر فاطمه ام آشنایم کن با گل یاست چه شود گردم دور عباست ابی عبدالله آمدم آمدم تا شریکم کنی نزد خیرالنسا رو سفیدم کنی قسمت دادم به علی اصغر که شوم قربان علی اکبر -- (به خدا مظهر..) یبن زهرا منم حر گنهکار تو شده در کربلا دلم گرفتار تو در برت بنده ام-از تو شرمنده ام ای حسینم من به دشت بلا راه تو بستم حسین خجل از مادرت فاطمه هستم حسین دارم این زمزمه-پسر فاطمه ای حسینم دفتر عشق من پر شده از نام تو مرغ دل پر زند گریه کنان سوی تو یا حبیبی حسین-نور عینی حسین
من حرم والله تا زنده هستم از روی ماه تو من شرمنده هستم واویلا واویلا واویلا واویلا شرمنده ام ای گل گلشن طاها بگذر زمن ای عزیز دل زهرا واویلا واویلا واویلا واویلا اگر که من ره را بر رویت ببستم اگر دل کودکانت را شکستم واویلا واویلا واویلا واویلا آرزو دارم من آلوده دامن وقت جان دادن آئی بر دیدن من واویلا واویلا واویلا واویلا -- (به خدا مظهر..حضرت حر ع ) یبن زهرا منم حر گنهکار تو شده در کربلا دلم گرفتار تو در برت بنده ام-از تو شرمنده ام ای حسینم من به دشت بلا راه تو بستم حسین خجل از مادرت فاطمه هستم حسین دارم این زمزمه-پسر فاطمه ای حسینم دفتر عشق من پر شده از نام تو مرغ دل پر زند گریه کنان سوی تو یا حبیبی حسین-نور عینی حسین (به خدا مظهر..دو طفلان) ای برادر مزن آتش غم بر دلم هدیه آورده ام دو طفل نا قابلم ای عزیز بتول – تحفه ام کن قبول واحسینا – واحسینا گرچه اندک بود بر رخ خواهر میار بهر قربانیت کن ز وفا رهسپار جرعه ای نوششان – کن کفن پوششان واحسینا – واحسینا ای عزیز خدا زینب غم پرورم من ندارم جز این به درگه داورم ای مرا نور عین – بپذیر یا حسین بی تابم حال منو کسی نمیدونه غصه ی غربت تو منو میسوزونه داداش از غربت تو دلم شده بی تاب بازم مثل همیشه خواهرتو دریاب فدای خشکی لبت برات بمیره زینبت ای دردیم درمان زینب سن قربان ای گل زهرا محتاج لطف تو دلی که پر درد آخرین آرزو مو بکن برآورده از درد غربت تو ببین که بیمارم توی این دنیا فقط یه آرزو دارم می خوام که رو سپید بشم یه مادر شهید بشم ای دردیم درمان زینب سن قربان ای گل زهرا ای کاش غرقابه ی خون بشن به زیر پا اما هیچ خواری نره تو پای دختر ها اشکای توی چشام از بی کسی ها نیست مجلسو بزم شراب که جای اینا نیست الهی که بشن فدات بیان رو نیزه ها باهات ای دردیم درمان زینب سن قربان ای گل زهرا
اینم سهم منو تو کربوبلای تو انشا الله دوتاشون بشن فدای تو جان من کاری بکن واسه دل خواهر رو قبراشون بنویس فدایی اصغر منم بمیرم اینجا کاش سرت سلامت ای داداش ای روحیم ریحان جانم سن قربان ای گل زهرا چشمای بارونی ارزش داره نوکرت از تو یه خواهش داره برندار از رو سرم دستت رو دست گرم تو نوازش داره زیر بارون گریون توام مثل مجنون گریون توام از دل و جون گریون توام گریه میکنم برات ، برا حال و هوات دوباره برسون ، منو به کربلات "یا اباعبدالله3 حسین اباعبدالله"
دوباره اشکای نمنم دارم تو چشام چشمهی زمزم دارم بین ماههایی که توی ساله عشق خاصی به محرم دارم روی شونهم دارم علمت آرزومه با ذکر و دمت شب جمعه باشم حرمت (زیر بارون گریون توام مثل مجنون گریون توام از دل و جون گریون توام) آروزمه ای آقا ، با جمع رفقا یه اربعین باشم ، تو راه کربلا "یا اباعبدالله3 حسین اباعبدالله" صحن زیبای تو دیدن آقا ناز تو خریدن داره نمک زندگیم اشک روضهست نمک روضه چشیدن داره زیر خیمهت سینه میزنم وقف روضهست آقا بدنم کربلاته تنها وطنم (زیر بارون گریون توام مثل مجنون گریون توام از دل و جون گریون توام) غلام توام و ، ازت دم میزنم گدای حسنم ، گدای حسنم "گدای حسنم ، گدای حسنم" تا صوت قرآن از لب آن ها می آید كفر تمام نیزه ها بالا می آید دجال های كوفه در فكر فرارند دارد سپاه زینب كبری می آید سد سپاه كفر را در هم شكستند تكبیرهای حضرت سقا می آید انگار كه زخم فدك سر باز كرده از هر طرف فریاد یا زهرا می آید خون علی گویان عالم را بریزید ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید آداب جنگ كربلا مثل مدینه است چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید ای نیزه داران، نیزه هاتان را مكوبید روز مبادا،عصر عاشورا می آید خون گلوشان خاك را بی آبرو كرد آسیمه سر با طشت خود یحیی می آید ای تیغ های كند،با تقسیم سرها چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟ این اولین باریست كه از پشت خیمه دارد صدای گریه ی آقا می آید زینب بیا از خیمه ها بیرون، كه تنها با دیدن تو حال آقا جا می آید --
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۶/۲۲ساعت   توسط الله وردی
|
گفتن از زینب و عشقش به تو کار زهراست -- پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل یا مرتضی علی پسری داشتی چه شد پیغام علقمه به نجف برد جبرئیل یا مرتضی علی قمری داشتی چه شد - نسیمی جان فضا می اید بوی کربلا می آید تب عشق نور عشق ماه عشق به سمت خانه ات راه عشق سر ما چاکرا قربانت روح عشق جان عشق شاه عشق نسیمی جان فضا می اید بوی کربلا می آید غلام درگه دربارم از آیات جنون سرشارم به جان مادرم ممکن نیست که دست از عشق تو بردارم پیشکش (دربارتو) 2 دو هديه آوُردم خواهرت تا ابد باهاته
بين اين (دنيا فقط) 2 تويى همه دردم غیر مُردن حاجت ندارن اين دو تا مثل ذوالفقارن
رو سرم (منت بذار) 2 قبول كن اینارو هر دو بین قفس اسیرن بین آغوش تو بمیرن
می کنم (شکر خدا) 2 که رو سفیدم کرد قسمت من نشد شهادت ای حسینم سرت سلامت -- (به خدا مظهر..) یبن زهرا منم حر گنهکار تو شده در کربلا دلم گرفتار تو در برت بنده ام-از تو شرمنده ام ای حسینم من به دشت بلا راه تو بستم حسین خجل از مادرت فاطمه هستم حسین دارم این زمزمه-پسر فاطمه ای حسینم دفتر عشق من پر شده از نام تو مرغ دل پر زند گریه کنان سوی تو یا حبیبی حسین-نور عینی حسین -- آمدم تا سر نهم بر آستانت یا حسین حر فدایت یا حسین جان خود سازم به قربان وفایت یا حسین آمده سوی تو ای مولای من عبد ذلیل تا توام با شی دلیل کن نظر شاها در این دم بر گدایت یا حسین --- طلوع صبح سپیدی تو ،امید هر ناامیدی تو اما از باغ دل زینب ،گـل آلاله نچیدی تو زینب شرمنده نکن ،فردا سر افکنده نکن جون داداش خون به دل این دو تا رزمنده نکن بزار بازم خاک پات باشن قـتـیـل کرببلات باشن سر سرنیزه باهات باشن غریب مادر حسین من ************* نگاه از تو بر نمی دارن به لطف و خوبیت بدهکارن تو میدون مردونه می جنگن اینا شاگـرد علمدارن هر دوتاشون غلامتن از کوچیکی بنامتن آبروی خواهرتن فدایی قیامتن یکی نذر اصغرت آقا یکی نذر اکبرت آقا فدای موی سرت آقا *********** اگر که غمگین و زارم من برات از دیده می بارم من عزا دار بچه هام نیستم فدای تو هر چی دارم من به فکر تنهایی تو انگشتر و و پیروهنت لحظه ای که تو قتلگاه پا میذارن رو بدنت به فکر گودال و اون خنجر به فکر بوسه به اون حنجر به فکر تاراج اون پیکر غریب مادر حسین من
-- تو جان من هستی ،جانان من هستی من بی سر و پا و ،سامان من هستی ذکر ذرات عالم- لبیک یا ثارالله دلتنگ و بی تاب- مهتابم من من بی تو مردابم -مردابم من یا سیدنا المظلوم- لبیک یا ثارلله
عالم همه عبد ،دولت سرای تو یا سیدالشهدا -لبیک یا ثارلله من مست و مجنون و تو لیلایی عالم همه عبد و تو آقای -من بی تو معاذالله
-- قسم به روز یمت یرنی می میرم تا ببینم روی تو میفته گردنت خونم آقا چون میشه قاتلم ابروی تو سنگینی اعمالم ، روزی ده هر سالم ای حضرت عین الله ، ای شاهد احوالم ای ساقی محشر تو ، پیمانه و ساغر تو اسدالله الغالب ، جنگاور و صفدر تو شیر غضنفری ، ساقی کوثری اول و آخری ، حضرت حیدری مولا حیدر مولا حیدر
قسم به لیس کمثله شی مانند تو کسی در عالم نیست هر کسی که دلش از تو دوره به زیر سایه ی این پرچم نیست قسم به آیه آیه ی قرآن توحیدم بی تو ناقص می مونه قرآن مدح خدا در وصف تو که پیغمبر برامون می خونه افسونگر دلها تو ، در عرش معلی تو در دایره ی قسمت ، فانی همه الا تو بالای بلا فصلی ، شاهنشه با فضلی ابالحسنینی و ، بابای ابوالفضلی صاحب ذوالفقار ، صوت تو برقرار پای تو میثمیم ، همه تا پای دار مولا حیدر مولا حیدر
ساقی ساقی علم بالا عباس در اوج آسمان پرچم داری ای عشقت تا ابد در دل جاری در قلبم نهری از علقم داری جانم چه علمداری ، می آیی و دم داری حیدر به تو می نازد ، از بس که جنم داری ای سید و سر لشکر، ای محشر در محشر همرزم تو در میدان ، شهزاده علی اکبر ای یل کربلا ، با وفا با وفا دست مشکل گشا ، پسر مرتضی یا ابوفاضل ، یا ابوفاضل
صفین اومد به یادم روزی که سیزده سالت بود اما جنگیدی صد دل از مالک اشتر بردی وقتی که مثل مولا جنگیدی روز از پی شب می رفت ، ابرو به غضب می رفت تو به جلو می رفتی ، دشمن به عقب می رفت ضربت همه کاری بود ، خون بود که جاری بود صدها بدن بی سر، همواره فراری بود چشم تو ذوالفقار ، دشمنت تار و مار از ضربات تو ، دشمن گفت الفرار یا ابوفاضل ، یا ابوفاضل
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۰۲ساعت   توسط الله وردی
|
|