|
ای مرا آشفته کرده حال تو دیده و جان و دلم دنبال تو عزم وصل حق تعالی کرده ای ترک جان یا ترک بابا کرده ای روح من با این شتاب از تن مرو ای تمام عمر من بی من مرو کم زهجر خویش قلبم چاک کن باز گرد از دیده اشکم پاک کن راه غم بر قلب تنگم باز شد غربتم با رفتنت آغاز شد ای دل صد پاره ام پیراهنت اشک ثار الله وقف دامنت می روی این قوم سنگت می زنند گرگ های کوفه چنگت می زنند صبر کن بابا تماشایت کنم سِیر حسن و قدّ و بالایت کنم بعدِ عمری حاصل من داغ توست جان بابا قاتل من داغ توست -- این علی بن حسین بن علی حیدر نیست جز امامت ز علی شیر خدا کمتر نیست دشمن از برق نگاهش بستوه آمد وگفت گفته بودند که در کرببلا حیدر نیست هر چه نزدیکتر آمد همه فریاد زدند این جوان کیست اگر حضرت پیغمبر نیست رجزی خواند که فرزند حسین آمده است روبهان را حذر از پنجه شیر نر نیست؟ من نه از بهر دفاع پدرم آمده ام غیر از این حجت دادار مرا رهبر نیست ------------------- چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست و از این پیرجوان مرده کمانی تر نیست در کنار توأم و باز به خود می گویم نه حسین،این تن صد چاک علی اکبر نیست دست و پایی،نفسی،نیم نگاهی،پلکی غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست هر کجا دست کشیدم ز تنت گشت جدا بند بندت همه پاشیده دگر پیکر نیست دیدنی گشته اگر دست و سر و سینه تو دیدنی تر زمن و خنده این لشگر نیست استخوانهای تو و پشت پدر هر دو شکست بازهم شکر کنار من و تو مادر نیست -- تو تنت تا شده و تا شده من هم کمرم مثل تو درد گرفته همه ی بال و پرم گرچه من عین حسن زهر نخوردم اما پاره پاره شده حالا همه جای جگرم ترسم این است که زنهای حرم جان بدهند گر ببینند که افتاده ای از پا پسرم چشم من تار شده یا که تو کوچک شده ای علی اکبر، علی اصغر شده ای در نظرم خبرش پخش شده پخش شدی روی زمین خبرش پخش شده ریخته ای دور و برم من از این چند برابر شدنت فهمیدم چقدر کینه به دل داشته اند از پدرم بغلت میکنم و از بغلم میریزی آه بابا چه کنم با تو و این دردسرم با چنین ریخت و پاشی که شدی ممکن نیست که تو را یک نفری تا دم خیمه ببرم دارد از سمت حرم عمه ی تو میآید ولدی گفتنم انگار رسیده به حرم -- (اگه که پا نشی..) جم کردن علی کار بابا که نیست علی اکبرم یکی دوتا که نیست خدا چه داغی رو جیگر دارم من توی عبا صدتا پسر دارم من
باور نمی کنم تو علی اکبری از یک علی علی خیلی تو بیشتری پاشو دارن راهو به من میبندن بیشتر بشی بیشتر به من میخندن
-- اهلِ حَرَم از غمت - کردن همه سینه چاک افتاد پدر از نفس - افتادی تا روی خاک
سخته برا پدر که پیشِ چشمای تَرِش پاشو بکوبه رو زمینِ صحرا پسرش اما نتونه کاری کنه واسه جگرش
نالَت رو تا شنیدم -از دلِ میدون پسرم صدبار از غصه دادم -جون پسرم وایِ من افتادی توو -خون پسرم علی وااای
آتیش به دلم زدن - با قتلِ تو اکبرم روحم دیگه پر کشید - بعد از تو ز پیکرم
تیشه به ریشه ی پدر زدن با کُشتنت چی سرت اومده اینجوری پاشیده تنت تیکه به تیکه پخش شده تو صحرا بدنت
انتقامِ خیبر و از تو گرفتن بخدا یک لشکر ریخته سرِ تو بی هوا نقطه به نقطه تنت زخمه بابا علی وااای
هیشکی نمی دونه که - داغ تو بامن چه کرد پاشو یه کاری بکن - واسه مَنِ پیرِمَرد
پاشو یه کاری کن دارم می اُفتم از نفس پاشو یه کاری کن دیگه بابا نداره کَس دنیا برای من بدون تو میشه قفس
داره می خنده یه لشکر به زمین خوردنِ من نزدیک بود پیشِ تنت مُردن من عمّه اومد واسه ی بُردن من علی وااای
-- چون علی سوی قتلگه سفر می کند مادرش در حرم پسر پسر می کند ای گل احرم لاله ی پرپرم یا بنی
سر منه روی خاک ای گل رعنای من حال جان دادنت برده شکیبای من ای عزیز دلم حل نما مشکلم یا بنی
از تو نبود روا پیش پدر خواب خوش جان دهم جای تو تا تو نگردی خموش ای گل احرم لاله ی پرپرم یا بنی
با لب غرق خون مرا صدا میزنی من نگه میکنم تو دستو پا میزنی ای علی اکبرم. لاله ی پر پرم یا بنی -- یابن شمس الضحی، یابن طاها یابن الزهرا، تصدق علینا و انا العبد، انت مولا، ابی عبدالله حسین جان - سایهی سرم - خورده از کرم - به تو مسیرم حسین جان - اگر نوکرم - داده مادرم - به روضه شیرم ارباب من، ای حسین جان 3
می روی از حرم سوی میدان می روی می بری از پدر جان ماه لیلا، در پی ات شد، خیمه پریشان علی جان – می روی ولی – شتابان مرو – یوسف بابا علی جان – قدم بزن تا – کند تماشا – عمه قدت را رفتی آه از/ دل کشیدم کی من از تو/ دل بریدم دنبال تو/ می دویدم ماه لیلا علی اکبر 3
می کشانم خودم را به سویت میکشم لخته خون از گلویت دست قاتل، زده بابا، شانه به مویت علی جان - در کنار تو - خنده ی عدو - میکشد مرا علی جان - آبرو بخر - عمه را ببر - سوی خیمه ها چشم زینب/ پر ستاره قلب بابا/ پر شراره ای تسبیح/ پاره پاره ماه لیلا علی اکبر
-- ابولولو....
دوعالم تحت- فرمان -علی ابن -ابی طالب منم از نسل- سلمان- علی ابن- ابیطالب مسلمانم. مسلمان علی ابن ابیطالب
من الله و ولی یالله . منم بنده و فقط علی مولا همه مملوک. علی مالک. همه زره محضرش علی والا
وجه خدا جلوه فاتح هر غزوه کعبه علی. صفا علی. سعی علی. مروه ای عبدی حیدر از ازلی حیدر دین علیو. دائمی یو لمیزلی. حیدر علی مولا علی مولا
-- من. حیدرم تجلی الله هم من. آسمان معرفت را ماهم من. قائل قول سلونی هستم من. حیدرم ز سر حق آگاهم معرفتی بالنورانیه. معرفت الله به من ببین خدای عالم. ای عاشق آگاه
انا خلاق روح-انا ناجی یه نوح انا موسی. انا عیسی انا یعقوب و هود
انا حجل المتین-انا حق الیقین انا اول انا آخر انا ذات البروج یا حیدر....
من. حیدرم ظهور من در کعبه من. حیدرم کعبه ز شعنم قبله من. حیدرم ولایتم توحید من. افضلم ز انبیا در رتبه ولایتی ولایه الله. منم ولی الله خدا ز من شده هویدا. ای شیعه ی آگاه
انا شمس الضحا-انا بدرالدجا انا محشر. انا میزان انا یوم الجزا
انا ام الکتاب-انا فصل الخطاب انا رازق. انا خالق انا رکن الهدا یا حیدر...
من. قمر هاشمیان عباسم من. یه دلیر پهلوان عباسم من. پسر حیدرمو جنگاور من. ساقی تشنه لبان عباسم ذکردل عاشق و شیدا. یا قمر الله هو قمر الله. ساقی الا. حضرت سقا
انا شیر عرب-انا حیدر نصب انا سقا. شه و مولا انا ساقی لقب
انا سیمای رب-انا فخر عرب انا منان. انا حنان انا رب الغظب یا عباس. ابوالفضل -- من موندم با یه حسرتی نگات کردم تو رفتی با یه حسرتی نگات کردم از میدون با یه ناله ای صدام کردی تا میدون تو پریشونی صدات کردم میدون مثه کوچه و اکبرم مثه مادر مقتل مثه کوفه و اکبرم مثه حیدر ای آهوی رمیده از حرم صید پریده بی پرم غرق به خون علی اکبرم چه خاکی شد بر سرم
از آهت یه نگاه شعله ور دارم از حالت به خدا بابا خبر دارم این جسم عربا عربتو بگو باید از رو خاک چطوری من آخه بردارم جسمت پاره پاره شد کربلا غریبونه ای کاش چیزی از تنت روی خاک جا نمونه وای میرسه صدای خنده ها وقتی تو می زنی دست و پا مرگم و می خواستم از خدا امون از این کربلا -- تو حسین همه ای همه دوست دارند پسر فاطمه ای همه دوست دارند تو چقدر آقایی خوب و بد میخواهنت تو مثل دریایی خوب و بد میخواهنت
یه دنیا کشته مرده _یه دنیا شیدا داری دلت بزرگه آقا_ تو قلب دریا داری تو حرمت آقا جان_ برا همه جا داری حسین ابا عبدلله
تو کریم ابن کریم همه دوست دارند از همون قدیم ندیم همه دوست دارند مهربون اربابی بدا رم دوست داری تو مثل بارونی همه جا میباری
بهتر بگم بارونه _که مثل تو میمونه کسی با دست خالی_ نرفته از این خونه دلم هواتو کرده_ امام رضا میدونه حسین اباعبدالله
جای تو توی دلاست همه دوست دارند آره این کار خداست همه دوست دارند واسه زخماتون خوب و بد گریونه خشکی لبهاتون روضه رو میخونه
تو تشنه بودی اما_ مرکبا سیراب بودن تموم اهل خیمه_ تو حسرت آب بودن تو رو زدن یک عده_ که مثل مرداب بودن حسین ابا عبدالله -- مثل برگ پاییزی- گناهامو میریزی دوری از حرم داره- چه حس غم انگیزی
هر چی که دارم بگیر- اسمتو ازم نگیر بزار بیام کربلا -اسممو قلم نگیر
در زدم درو وا کن- گریه هامو دریا کن تو همین شب روضه- کربلامو امضا کن
ای امید اول و- ای امید آخرم هر کی بگه یا حسین -من باهاش برادرم
با نگاه بارونی- با دلی که آشوبه بین این همه عاشق- باز تو راهم دادی خوبه از در خونت منو -رد نکن فقط همین دیدن شیش گوشتو- قسمتم کن اربعی --
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۰۳ساعت   توسط الله وردی
|
عمری بود که از غم هجر تو زیستم شب تا سحر به شوق وصالت گریستم از بس که گریه کرده ام از ماتم فراق ترسم که سیل اشک کند سر به نیستم در پیشگاه قدس تو ای پادشاه حُسن جز یک گدای آسی شرمنده چیستم داغی که از فراغ تو بر چهره من است فریاد میزند که گرفتار کیستم بی امتحان مرا به غلامی قبول کن چون من گدای خانه ای غیر از تو نیستم -- نامِ نامیِ شما روی لبم گل کرده اسم مولا که بیاید تنِشان می لرزد پسر کوچک اربابی و اربابِ مَنی تو علی ابن حسین ابن ولیُّ اللهی مادرت روح وفا و پدرت کوه صفا بهترین علّت لبخند گل لیلایی ظاهراً کودکی و مردتر از هر مردی لشکری ریخت به هم هِقْ هِق تو تکبیر است تیر در چنته یِ حلقوم تو شد زندانی مادرت درس وفاداری و ایثار دهد -- باز کردن گره از کار من ای بابا حواعج با تو بند قنداغه ز دست تو و پای تو گشودن با من تو زبان باز نکردی که بخواهی طلب آب کنی پسرم رو زدنو آب ز دشمن طلبیدن با من باش آرام که انگار روی دست پسدر خوابیدی رد شدن از وسط هلهله و این همه دشمن با من مادرت آمد اگر مضطرب از خیمه به استقبالت پسجو کرد چرا خون چکد از دست تو یا من با من از گلو تیر فرو رفته و بیرون زده از پشت سرت با توسل به خداوند و حسن تیر کشیدن با من یاد لبخند زدن های مغیره به حسن افتادم خنده ی حرمله را از ته دل طاقت دیدن با من روی گردن نگذاری که سرت رو به عقب برگردد وانمودش که سرت هست هنوزم به روی تن با من -- دل عاشقم از تاب و تب افتاده گذرم به نگاهت عجب افتاده تو رو به دستای بریده ی عباس نگو کرببلام باز عقب افتاده دستمو وا نکن از پر پرچمت فقط مگه من چی می خوام غیر یه کربلا ازت -- کربوبلا یکسر منای شاه بطها شد کتاب عاشورا به خون اصغر امضا شد معراج او پیدا به روی دست بابا شد شد در حرم غوغا-صد آهو وا ویلا
به تیغ کین شد پاره پاره حنجر اصغر بر روی دست شاه دین او میزند پرپر در خیمه گه اندر غمش مادر زند بر سر حکم الهی شد-اصغر فدایی شد
آب روان شد بسته بر آل رسول الله عطشان میان خیمه ها مانده علی تنها آید صدای العطش از سوی آل الله شد در حرم غوغا-صد آهو وا ویلا
اصغر ز سوز تشنگی رفته ز تن تابش از تشنکامی برده در آغوش من خوابش آورده ام تا که دهم یک جرعه ی آبش حکم الهی شد-اصغر فدایی شد
-- آروم بغلم بخواب - لالایی عروسکم واسه تو چیکار کنم - طاقت بیاری یه کم
به کار مادرت نزن باگریه هات گِرِه چیکار کنم برات که تشنگی یادت بِره آروم بگیر علی که حرمله منتظره
لالایی غنچه ی نشکفته ی مادر پسرم لالایی لاله ی پرپر پسرم پیشِ چشمام میشی بی سر پسرم علی وااای
ای جونِ دلِ رباب - آروم بغلم بخواب ناله می زنی ولی - واسَت ندارم جواب
ابری ام و روی کویر لبهات می بارم خشکیده سینه هام براتو شیری ندارم رو خاک گرم این صحرا باید سر بزارم
هربار گریه می کنی می میرم و زنده میشم از درد و غصه ها آکنده میشم پیش چشمای تو شرمنده میشم
علی وااای
طاقت ندارم تو رُو - بی سر ببینم علی رو دستِ بابات حسین - پرپر ببینم علی
بهار من گذشت رسیده پاییزه دلم دلواپسم برات از غصه لبریزه دلم صدای حرمله میادُ و می ریزه دلم
حلقومت خیلی کوچیکه واسه ی تیرِ سه پر نیزه واسَت میشه بدجور دردِسر از روی دست بابا می زنی پر
علی وااای آخر میره زیرِ گِل - این آرزوهای من سنگینیِ داغِ تو - می مونه برای من سرنیزه توی حنجرت چجوری جا بشه ای وای اگه سرِت از نیزه ها رها بشه اگر که سهم من گریه ی بی صدا بشه آروم آروم می بارم از غمِ بابات مثِ ابر جون میده وقتی می زارَت توی قبر داغِت سنگینه خدامون بِدِه صبر -- رو دوشم درد ماتم بود روز و شب غصه میخوردم تو گودال تا زمین خوردی تو خیمه من زمین خوردم آتیش عشق تو داداش تو سینم شعله ور میشه رفتی و بعد تو داره عمرم با گریه سر میشه جنجاله پسر فاطمه تو گوداله جنجاله میرسه صدای آه و ناله جنجاله زیر سم اسب تنش پا ماله ***** پاشو ای مرحم دردم خواهرت بی تو میمیره رو تنت فقط جای نیزه و تیر و شمشیره من موندم با کوه درد تو رفتی با تن بی سر من مردم وقتی که دیدم تو دست قاتلت خنجر غوغا شد توی قتلگاه چقدر بلوا شد غوغا شد سر پیراهن تو دعوا شد غوغا شد پای حرمله به خیمه وا شد ***** یادمه افتادی گودال پشت و رو کرد تو رو با پا یادمه میزدن با سنگ جلو چشمای زهرا بی یاور در دل صحرا نگاه هیز دشمن ها طعنه ها و جسارت ها یک لشکر زینبه تنها دعوا شد سر انگشتر تو دعوا شد دعوا شد دست دشمن به رقیه وا شد دعوا شد زائر تو مادرت زهرا شد وای حسین وای حسین **** هر چقدر التماس کردم میزدن با سپر هر دم بارون من به رو ناقه مثل من پر از دردم یه روز خوش ندیدم من میدادن همش آزارم اشک از چشمام سرازیره ببین راهی بازارم آزردن ما رو بزم شراب آوردن توی بازار ما رو میچرخوندن معجر ما رو به غارت بردن
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۹/۱۱ساعت   توسط الله وردی
|
امیرالمؤمنین! صحرای محشر را تماشا کن به دشت کربلا تکرار حیدر را تماشا کن ولیالله! ولیالله دیگر را تماشا کن دوباره خاطرات جنگ خیبر را تماشا کن پیمبر را پیمبر را پیمبر را تماشا کن بگو الله اکبر جنگ اکبر را تماشا کن
به تن پوشیده با دست حسینبنعلی جوشن زده بر یاری فرزند زهرا بر کمر دامن خدا گوید تعالیالله پیمبر گویدش احسن خوراک ذوالفقارش جرعهجرعه خون اهریمن کند تحسین به دست و بازویش هم دوست هم دشمن بیا ای شیر داور شیر داور را تماشا کن
سپر گردیده پیش نیزه و شمشیر، پا تا سر رخش قرآن، تنش فرقان، دلش یاسین، لبش کوثر نبی خلق و نبی خُلق و نبی منظر زمین کربلا صحرای بدر و او چو پیغمبر در امواج خطر از بیم شمشیر علیاکبر فرار و ترس یک دریای لشکر را تماشا کن
جبین، بشکسته تن، خسته دهن، خونین دو لب، عطشان به دیدار پدر در خیمهگه بشتافت از میدان سرشکش از بصر جاری شرارش در جگر پنهان زبان چون چوب خشکیده، نفس چون شعلۀ سوزان سرشک عمه، اشک چشم خواهر را تماشا کن
زبانش در دهان باب و خونش جاری از حنجر وجودش باغ گل از تیغ و تیر و نیزه و خنجر گلو خشکیده، دل تفتیده، چشم از اشک خونین تر پدر گفت ای همای من مزن از تشنگی پرپر که سیرابت کند با دست خود امروز، پیغمبر برو سقایی جدت پیمبر را تماشا کن
برو بابا! که اکنون چشم در راهاند قاتلها برو بابا که دریا گردد از خون تو ساحلها برو بابا! که زخمت گل کند تا حشر در دلها برو تا شعلۀ داغ تو گردد شمع محفلها برو پرپر بزن در خون خود مانند بسملها جمال بیمثال حی داور را تماشا کن
دوباره در اُحد رو کرد آن پیغمبر ثانی دوباره کربلا را کرد با یک حمله طوفانی ز تیر و نیزه دشمن کرد بر رویش گلافشانی تنش گردید از شمشیر، چون آیات قرآنی هزاران زخم خورد و شد هزاران بار قربانی بگرد ای آسمان؛ صدپاره پیکر را تماشا کن
دریغا! گشت نقش خاک، سرو قد دلجویش جدا گردید تا پیشانی از هم طاق ابرویش پدر بشتافت از میدان و رو بگذاشت بر رویش ز اشک دیده زینب شست خون از جعد گیسویش بیا «میثم»! خدا را دیدۀ دل بازکن سویش به سرتاپای او زخم مکرر را تماشا کن -- ای لَبَت خشکتر از، ساحل دریا پسرم خجلم از تو نشد، آب محیا پسرم دیدی آخر، همه زانو زدنم را دیدن کمکم کن، منِ افتاده ز پا را پسرم مثل تسبیح تنت، یکصدویک دانه شده با تنت ذکر گرفتم، که خدایا پسرم -- من غریب این دیارم آشنا گم کرده ام جان خود را من در این دشت بلا گم کرده ام همچو یعقوبم که در این وادی عشق و جنون یوسف را به زیر نیزه ها گم کرده ام همچو مرغ نیم بسمل پیش چشمان ترم میزند او دست و پا من دستو پا گم کرده ام قتلگاهت مروه و هر خیمه می باشد صفا مانده ام در مروه چون راه صفا گم کرده ام مادرم زهرا اگر گم کرد راه خانه را مانده ام سرگشته – راه خیمه را گم کرده ام -- ای همه ی تاب و توانم مرو اکبر ای تازه جوانم مرو ای پسرم سرو روانم مرو اکبر ای تازه جوانم مرو
می روی ای نور دو چشمان من کرده لبت دیده ی تارم مرو اکبر ای تازه جوانم مرو
سوز دلم تازه شد از مرگ تو داغ نهانم ز لوایم مرو اکبر ای تازه جوانم مرو
ساق لبت بسته ز مینای خون لاله ی پرپر ز خزانم مرو اکبر ای تازه جوانم مرو
-- یارب علی را در ره تو دادم کنار پیکرش ز پا فتادم صورت به روی ماه او نهادم تا که گرفتند اکبرم را گم کرده ام راه حرم را
بابا بیا قلبم تسلا بکن جان دادن مرا تماشا کن فکری بحال زار لیلا کن من گل پرپر حسینم فدائی راه حسینم
بار دگر ای پسر اعجاز کن دو چشم خود بر رخ من باز کن با پدرت درد دل ابراز کن من گل پرپر حسینم فدائی راه حسینم
علی اکبر جان ثاراللهم شبیه مردم به رسول اللهم فدائی حسین و آل اللهم من گل پرپر حسینم فدائی راه حسینم -- ای علی جان به خدا پیر شدم سر نعش تو زمین گیر شدم بنگر از کف من چاره شده رگ قلب و دل من پاره شده -- ای بنی هاشم بیایید از حرم پاره پاره گشته جسم اکبرم با گلوی تشنه قربان گشته ای آیه آیه مثل قرآن گشته ای -- یا محمد یا علی یا فاطمه یک تن تنها و قاتل این همه! شعله بر جان و دل بابا مزن اکبرم این گونه دست و پا مزن -- حسین ز داغ پسرش پیر شد کنار جسم او زمین گیر شد -- نمانده قوتی به زانوی من زینب گرفته زیر بازوی من
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۶/۰۶ساعت   توسط الله وردی
|
دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۲۵] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۲۶] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۲۷] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۲۷] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۲۸] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۰] از خیمه ها جان می رود خواند حسینش ان صفا ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۱] سر منه روی خاک ای گل رعنای من از تو نبود روا پیش پدر خواب خوش با لب غرق خون مرا صدا میزنی ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۴] زیر ابر خونین ، از چه ، ای ماه لیلا ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۵] حال من را تو ببین – دل من گشته غمین ای گل خشکیده ، وی ز هم پاشیده ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۶] رفتنت ای پسر –کرده مجنون مرا تو خرامان مرو –محو سودای تو شبه پیغمبرم – شده نقش زمین ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۸] این شبه روی احمدی تازه جوانم چه گویم آخر من جواب مادرش را شد پاره پاره پیکر عزیز زهرا ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۳۹] اهل حرم از خیمه ها بیرون دویدند از نزد من در محضر خَیرُالبَشر رو در نوبهار عمر و در فصل جوانی ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۱] شبیه روی خاتم الانبیا حسین سرباز ره دین بود ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۳] ای لاله گون از خون تو گشته رخ زردم خون گشته از زخم جبین جاری به سیمایت ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۴۷] ای همه حاصل من، روشنای دل من روی تو چون ماهست، چون رسول الله ست برو ای ماه، برو، گر کِشم آه، برو ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۰] جوابم را نمیگوئی نگو اما نگاهم کن ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۰] به تن پوشیده با دست حسینبنعلی جوشن سپر گردیده پیش نیزه و شمشیر، پا تا سر جبین، بشکسته تن، خسته دهن، خونین دو لب، عطشان زبانش در دهان باب و خونش جاری از حنجر برو بابا! که اکنون چشم در راهاند قاتلها دوباره در اُحد رو کرد آن پیغمبر ثانی دریغا! گشت نقش خاک، سرو قد دلجویش ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۲] بابا بیا قلبم تسلا بکن بار دگر ای پسر اعجاز کن علی اکبر جان ثاراللهم ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۳] ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ دم نوحه, [۲۴.۰۸.۱۹ ۱۱:۵۴]
#شب_هشتم_محرم ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۶/۰۳ساعت   توسط الله وردی
|
با همین سوز که دارم بنویسید حسین هر که پرسید ز یارم بنویسید حسین ثبت احوال من از ناحیۀ ارباب است همۀ اهل و تبارم بنویسید حسین خانۀ آخرتم هست قدمگاه حبیب سر در قصر مزارم بنویسید حسین هر که پرسید چه دارد مگر از دار جهان همۀ دار و ندارم بنویسید حسین من دلم را ز شکیبایی زینب دارم همۀ صبر و قرارم بنویسید حسین هیچ شعری ننویسید به روی کفنم با گِلِ تربت یارم بنویسید حسین تا نپرسند ز من هیچ سؤال آن دو مَلک به روی سینۀ زارم بنویسید حسین گلشن و باغ و بهشتم همه در هیئت اوست همۀ باغ و بهارم بنویسید حسین روی پیشانی من هرچه که بیمار شدم با همه حال نزارم بنویسید حسین هرکه پرسید که در چلّه نشینی چه کنم؟... اربعین با که گذارم؟ بنویسید حسین دست بر شاکلۀ هیئتیِ من نزنید گفت یارم به عذارم بنویسید حسین آری از کرب و بلایش نتوان دست کشید حاجت قافله دارم بنویسید حسین
شكر خدا زره زتنت در نیامده با چنگ گرگ پیرهنت درنیامده میخواستم باز ببوسم لبت ولی دیدم كه تیراز دهنت در نیامده یك دشت اكبروپدری پیرویك عبا حتی زعهده كفنت در نیامده دارم زروی خاك جگرم را جمع میكنم این چند نیزه از بدنت در نیامده با یك فضع محاسن بابا خضاب شد حرفی زدست و پا زدنت در نیامده برخیز جانم امده از گریه برلبم مدیون گیسوی پریشان زینبم پیش دشمن مپسند این همه من گریه كنم -- مى روى پشت سرت راه ميفتم پسرم گاه مى آيم و ناگاه مى افتم پسرم مى روى دلهره دارم كه زمينت بزنند سنگ دارند مبادا به جبينت بزنند سنگ خوردى نكند سمتِ فلاخُن بروى زخم خوردى نكند جانب دشمن بروى همه ى عمر برايم چو پيمبر بودى رفتى و ديدم از اينجا كه چو حيدر بودى رفتى و ديدمت آنگونه كه مى جنگيدى زخم خوردى ولى انگار كه مى خنديدی زخم خوردى به روى بال عقاب افتادى وسط لشكر دشمن به ركاب افتادى
تا آسمون میره صدای فریادم کنار جسم تو به سجده افتادم یواش یواش داره روح از تنم میره نفس بکش، بابات از غصه میمیره
زخمی که روی، سینه ت گذاشتن، مُهر نمازم بابا چاره ندارم، با این مصیبت، باید بسازم بابا
"علی علی جان 2 علی علی ای جانم" * خبر نداری از حالِ منِ مضطر به من بگو چی شد اعضای این پیکر هر تیکه از جسمت یه جای این صحرا چجوری تنهایی جَمعِت کنم یکجا
پیغمبر من، حرمت مونُ، عجب مراعات کردن دیدن کریمی، واسه تبرُّک، تنِت رو خیرات کردن
"علی علی جان 2 علی علی ای جانم" * هر نقطه از جسمت، چرا به یک رنگه؟ رو صورتت جای اصابت سنگه بذار غمت توی دل پدر باشه خوب نمیشه زخمی که رو جگر باشه
مؤذن من، کاشکی تا گودال، کنار من می موندی ای کاش خودت ما، بین اذانت، اشهدم و می خوندی
"علی علی جان 2 علی علی ای جانم" --
( حرف جداییمونو حاشا کن...) از کار این دلم گره، وا کن فکری به حالِ من تنها کن رفتی ندیدی اکبرم، که این دلم لبریز درده یه بار نگفتی پسرم، آخه بابات یه پیر مَرده خون لختههای تو گلوت، دل منو بیچاره کرده (جانم علی....علی اکبر) انگار یکی، خنجر به قلبم زد وقتی صدایِ نالههات اومد جونم به لب، اومد تا از، خیمه بیام تو دلِ میدون خدا میدونه تا بیام، کنارِ تو، صد بار دادم جون ای وای از اون، لحظهای که، دیدم تنت رو غرق در خون (جانم علی....علی اکبر) پاشو ببین، چطور خمیدم من خیلی برات زحمت کشیدم من رحمی به حال من کن و، یه بار دیگه چشماتو وا کن رحمی به حال من کن و، یه بار دیگه منو صدا کن عصایِ پیریِ بابا، پاشو منو از غم رها کن (جانم علی....علی اکبر) بُحتم زده، میون این وادی هر جا رو میبینم تو افتادی پاشو ببین اهل حرم، همه شدن سینهزنِ تو حالا بگو چیکار کنم، با ریخت و پاشِ بدنِ تو دونه دونه، رویِ عبا، میچینم اعضایِ تنِ تو (جانم علی....علی اکبر) تسبیحِ پاره پارهام، پاشو کرده غمت بیچارهام، پاشو پاشو بگو، چیکار کنم، اینجا با خندههای لشگر تکه به تکه پیکرت، پاشیده تو صحرا سراسر اکبر بودی، اما حالا، شدی هزار تا علی اصغر (جانم علی....علی اکبر)
(بیا یکدم به بالینم ...) زجا خیز ای گُل لیلا ، امیدم بیشتر گردد بگو بابا ، که نیروئی به زانو باز برگردد جوابم را نمیگوئی نگو ، اما نگاهم کن که با هر یک نگاهت سوی چشمم بیشتر گردد به پای لاله ی سُرخم من آب از دیده پاشیدم ولی شور است اشک دیده ام او تشنه تر گردد شده با خنده ها توأم ، صدای گریه ی زینب اگر آید ابوالفضلم ، عدو آرام تر گردد عبایم از بدن پُر شد ، زکه گیرم مدد یارب که ترسم این بدن تا خیمه ها پاشیده تر گردد به همراه جوانان بنی هاشم نمی گریم اگر دشمن ببیند اشک من خوشحال تر گردد -- بازار عشق و عاشقی رونق گرفته اکبر به کف جان بهر دین حق گرفته خون سر او تاج او میدان شده معراج او )محشر به پا شد ( اهل حرم از خیمه ها بیرون دویدند با دیده از باغ رخ او گل بچیدند هم جان به میدان می بَرد هم از حرم جان می بَرد )محشر به پا شد ( از نزد من در محضر خَیرُالبَشر رو ای مه برو، اما کمی آهسته تر رو ای بر علی نور دو عین ای میوه ی قلب حسین )محشر به پا شد ( -- (حسین سرباز...) رسد به گوش شاه دین این پیام یـا ابتــا علیــک مِنّـیِ سّــلام عمر علیِّ اکبرت شد تمام باب تو ازغصه شده پیر- کنار جسم تو زمینگیر
شبیـه روی خاتـم الانبیـا خورشید دین آرای کرب و بلا کشته شده ز کینه اشقیا باب تو ازغصه شده پیر- کنار جسم تو زمینگیر -- حالم مضطر دو چشمونم تر کمی آهسته، برو ای اکبر
رحمی به حال من مبتلا کن درد دلم رو عزیزم دوا کن یک بار دیگه بابات و نیگا کن ای پسرم، ببین سرازیر شده اشک بابات ای پسرم، میخوای بری به سمت آرزوهات ای پسرم، دست علی و فاطمه به همرات "وای علی .... ای علی اکبر" چشمام گریون، سرم بی سامون صدای ناله ت، میاد از میدون
با صورت از مرکب افتادی اکبر رو خاک غم تشنه جون دادی اکبر آواره موندم تو این وادی اکبر ای پسرم، پاشو ببین چه حالی داره بابا ای پسرم، صدای ناله هام پیچیده اینجا ای پسرم، شکسته پهلوی تو مثل زهرا "وای علی .... ای علی اکبر" اربا اربا شدی ای بابا تنت پاشیده میون صحرا
دارم میمیرم دو چشماتو وا کن یک بار دیگه بابات و صدا کن فکری بحال دل بی نوا کن ای پسرم، پاشو ببین داره می خنده لشکر ای پسرم، کشته منو این نفسای آخر ای پسرم، جلو چشام نزن رو خاکا پرپر "وای علی .... ای علی اکبر" شد چشمم تر، ندارم باور عصای پیریم، شکستی آخر
باید به دامن بگیرم سرت رو از رو زمین جمع کنم پیکرت رو قطعه به قطعه تن اطهرت رو ای پسرم، بوی تو پیچیده میون صحرا ای پسرم، هر تیکه از تن تو مونده یک جا ای پسرم، یقین دارم میمیره بی تو لیلا صدای گریه هام توی دشت و صحرا پیچیده هجوم تیر و نیزه تنت رو به خون کشیده طاقت نداره بابا تنت رو ببینه رو خاک از سوز گریه هام داره می لرزه کل افلاک
خودم دیدم دست و پا زدنت با تیر و با نیزه ها زدنت بمیرم واست علی اکبر خودم دیدم بی هوا زدنت "گل لیلا ای علی اکبر" معلومه حال و روزم از این قامت کمونم جلو چشام داری جون میدی ای عزیز جونم شبیه گل تن پاک تو کرده نیزه پرپر هر جا رو که میبینم تو افتادی علی اکبر
خودم دیدم زیرورو می شد تن پاکت پشت و رو می شد دلم خون شد وقتی که نیزه توی حلقومت فرو می شد "گل لیلا ای علی اکبر" وقتی تن تو در خون نشست از غمت شکستم پاشو ببین که افتاده از غم لرزه به دستم جونم به لب رسید تا کنارت رسیدم اکبر هرجا رو کشتن اما تنت رو ندیدم اکبر خودم دیدم کوچه وا کردن خودم که چه ها کردن خودم دیدم نیزه هاشون رو توی پهلوی تو جا کردن
"گل لیلا ای علی اکبر"
حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر تو را تشنه کشتند بمیرم ای مادر دوید و دویدم برید و بریدم سرت را سر نیزه دیدم قتلکوک بنی ذبحوک بنی منعوک بنی یا حسین یابن الزهرا ********* صدای فریادت می اید در گوشم گرفتم ای بی سر تو را در آغوشم نشست و نشستم شکست و شکستم تن بی سری مانده دستم نیزه ها دسته دسته بر تن تو نشسته استخوان ها شکسته یا حسین یابن الزهرا ********* در ان گودال خون تنت را ازردند تنت خونین ماند و سرت را می بردند تنت پاره پاره و من در نظاره ز ره می رسیدند سواره پیکرت زیر پا بود اسمان در عزا بود خواهرت در نوا یا حسین یابن الزهرا -- زیر بارون آسمون همیشه حرمت داره زیر بارون دل من حس زیارت داره ببار بارون که میخوام تنها بمونم زیر بارون بری علقمه دلت خون میشه زیر بارون دل من همدم بارون میشه ببار بارون قحطی آب تو حرم
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۶/۲۶ساعت   توسط الله وردی
|
|