خوشبحال هرکه گشته مبتلای تو حسین

افضل الاعمال ما گریه برای تو حسین

با تمام احترامی که به کعبه قائلم

قبله ی ما میشود کربوبلای تو حسین

گر همه عالم بگردانند رو از ما چه غم

پشتمان گرم است بر لطفو عطای تو حسین

آخر کار رفاقت بر رفیقان غربت است

با همین نیت شدم من آشنای تو حسین

طعنه بر عرش خدا شش گوشه ی تو میزند

ریخته پای تو هستش را خدای تو حسین

هرشب ای آقا صدای یا بنی میرسد

تا اذان صبح از صحن و سرای تو حسین

هیچکس در تنگی جا بدتر از تو جان نداد

نیزه ها بستند راه دستو پای تو حسین

مادرت را فضه با هر زحمتی بیرون کشید

هیچکس اما نشد مشگل گشای تو حسین

بشکند پای کسی که بر لبانت پا گذاشت

بعد از آن بالا نمی آمد صدای تو حسین

خواهرت را با کتک دارند بیرون میکنند

آمده تا جان دهد گودال جای تو حسین

گیسوانی را که زهرا با وضو شانه زده

مانده در دست عدوی بی حیای تو حسین

 

از سُرور هر دو عالم نزد ما غم بهتر است

گریه بر تو از نماز نیمه شب هم بهتر است

واقعاً اشکِ برای روضه چیز دیگری ست

در سلوک ما فرات از آب زمزم بهتر است

گریه هایم را بگیری بی گمان دق میکنم

مردن از دنیایِ بی گریه برایم بهتر است

در جواب اینکه شأن گریه کن های تو چیست

از برای این سوال «الله أعلم» بهتر است

هر که به جایی رسید از نوکری تو رسید

نوکری تو ز آقاییِ عالم بهتر است

نوحه دم دادیم و با این دم مسیحا دم شدیم

از دم روح القدس والله این دم بهتر است

یازده ماه از خدا ماه شما را خواستم

از تمام ماه ها ماه محرم بهتر است

رتبۀ پیرغلامان تو نزد فاطمه است

چون غلامی شما با قامت خم بهتر است

انبیا در آخر خط میشوند «عبدالحسین»

آخر این راه از آغاز آن هم بهتر است

گریه زیر ناودان کعبه هم باشد ولی

معتقد هستیم که باشد زیر پرچم بهتر است

گفته بودند اربعین صحن تو چیز دیگری ست

رفتم و با چشمهای خویش دیدم بهتر است

 

در میان میکده ساغر به دردم میخورد 2

باده وقتی میشود کوثر به دردم میخورد

دستهاي خالی ام خالی بماند بهتر است

اینکه هستم پیش تو نوکر به دردم میخورد

گریه وقتی میکنم زهرا دعایم میکند ...2

پس محرم چشمهای تر ، به دردم میخورد

خوب میدانم که در تاریکی قبرم حسین

دستمال گریه ام آخر به دردم میخورد

*مرجع تقلید مرحوم مرعشی

ین دستمال مشکی و پیراهن مشکی *

بیخیال نسخه های بی دوای این و آن

بوسه برشش گوشه ات بهتر به دردم میخورد

دخترت وقتی بخواهد خاک چادر پاره اش

بیشتر از کیسه های زر به دردم میخورد

دختر زهرا خودش زهراست ثابت میکنم

دستهاي کوچکش محشر به دردم میخورد

گفت بابا از تمام یادگاری های تو

چادر و سجاده ی مادر به دردم میخورد

آستین پاره ام را نخ نما تر کرده اند

حرف سوغاتی شده معجر به دردم میخورد

 

قصد دارم که پذیرایی جانان بکنم

جان خود خرج پذیرایی مهمان بکنم

شهر را با قدمت پر ز بوی سیب کنم

هرچه آمد به سرم را همه تکذیب کنم

خبرش آمده پیشم ، خبرت کرده کسی؟

حرفهایی زده پر دردسرم کرده کسی

جان به قربان تو بابا نکند غم بخوری

ای جگر گوشه ی زهرا نکند غم بخوری

 

 

نکند که هرچه که او ساخته باور بکنی

پای این شایعه ها دیده ی خود تر بکنی

از گرفتاری از زخم و لگد گفته به تو

حرفهایی که نباید بزند گفته به تو

حال من خوبتر از خوب تنم بی درد است

بی هوا مشت نخوردم دهنم بی درد است

چادر قیمتیم را به روی سر دارم

فکر معجر نکنی معجر بهتر دارم

هر زمان وقت غذا بود غذا ميدادند

کاسه ای آب به دست اسرا ميدادند

ناقه ی رفتنم از چهار طرف حايل داشت

حرف عریان شدنش را نزنی محمل داشت

به عمویم برسان،که سرو سامان دارم 2

لب من گرچه بریده است دندان دارم

*آخه بدجوري زد دختر سه ساله دندوناش شیریه ...*

گرچه جا ماندم از قافله مشکل حل شد

*تا زجر دید پشت یه بوته افتاده ....*

زود بخشید مرا زجر همان جا حل شد

نکند فکر کنی ناقه زمينم زدو رفت

یا که دستی به رخم سیلی محکم زدو رفت

زجر در دور و برم نیست خیالت راحت

جای پا بر کمرم نیست خیالت راحت

 

تو وقتی اومدی گفتم ، که تقصیر دل من بود

تو که دیدی بابات خوابه،چه وقت گریه کردن بود

 

حالا که اومدی پیشم ، بازم آغوشتو وا کن

بغل کن بغضمو بازم ، غریبی مو تماشا کن

حالا که اومدی پیشم ، بزار خلوت کنم باتو

بزار تعریف کنم بعدش ، ببین من پیر شدم یاتو

ببخش حرفای تعریفیم،دیگه حرفای خوبی نیست

ببخش واسه پذیرایی،خرابه جای خوبی نیست

خرابه بسترش خاکِ ، خرابه بالشش خشته

تو خیلی خاکی ای اما ، برایِ دخترت زشته

برای دخترت زشته،که خونش این طوری باشه

بزار چیزی نگم شاید،تو حرفام دلخوری باشه

کدوم دختر بااین حالش،پیش باباش معذب نیست

ببخش از راه طولانی،سر و وضعم مرتب نیست

اگه بابا بیاد باید،برات با جون مهیا شم

خجالت می کشم وقتی،نتونم از زمین پاشم

نگی من بی ادب بودم،نگی این دختر عاشق نیست

نمی تونم پاشم از جام،پاهام پاهای سابق نیست

حالا چشمای کم سومو،به هر چی جز تو می بندم

به زورم باشه پامیشم،به زورم باشه می خندم

مگه تو صورتم امشب،بغیر از خنده چی دیدی

که از وقتی پیشم هستی،یه بار حتی نخندیدی

یکی دستی تو تاریکی،به گونم خورده چیزی نیست

یکی از من یه گوشواره،امانت برد چیزی نیست

فقط دلتنگِ تو بودم،که اعصابم به هم ریخته

یه قدری خستۀ راهم،یه کم خوابم به هم ریخته

میخوام امشب سرت تاصبح،به رویِ دامنم باشه

میخوام امشب شب خوبِ،ازینجا رفتنم باشه

دیگه اخماتو واکردی،منم با بغض می خندم

بیا آغوشتو واکن منم چشمام میبندم

 

 

 

 

 

 

 

 

تو این شب تاریک ستاره مبهوت

خواب میدیم بازم  سرم رو زانوته

تقصیر من نیست که اشکم سرازیره

یاد تو می افتم  خواب از سرم میره

کجای دنیا اینطوری باباجواب اشکو میدن

جلو چشای  عمه سرت رو روی زمین کوبیدن

بابا حسین جان

کسی نمیپرسه از حال واحوالش

پروانه ای رو که سوخته پر وبالش

ممنون تو هستم که اومدی پیشم

غصه نخور بابا خودم فدات میشم

اهالی شام به دختر تو مگه امون میدادن

تو کوچه بازار هی با اشاره منو نشون میدادن

بابا حسین جان

منو بر بابا دور تو میگردم

چشام نمیبینه عممرو گم کردم

یادم میره درد پارگی گوشم

وقتی سر خونیت باشه تو آغوشم

یه نانجیبی اومد تو خیمه گوشواره هامو بردش

ندیدی بابا چه وحشیونه خلخال پامو بردش

بابا حسین جان

اون بی حیایی که کشیده گیسومو

دستای سنگینش شکسته ابرومو

تا دید عموم رفته حرفای بد میزد

کارش فقط این بود بهم لگد میزد

از ترسو وحشت لکنت گرفتم تو اون بیابون بابا

از وقتی رفتی دیگه رقیت نداره سامان بابا

بابا حسین جان

خیلی غمت واسم سخته و سنگینه

خولی رسید دیدم سرت تو خورجین

خسته شدم بابا از زندگی سیرم

سه سالمه اما ببین چه غمگینم

بعد اسارت رو دستای من

رد طناب وای وای

سوالم اینه مگه جای من

بزم شرابه وای وای

بابا حسین جان

ازتوانتظارنداشتم منو تنها بذاری
بری و  دخترتو بدون بابا بذاری
ازتوانتظارنداشتم بری ودیگه نیای
میون این همه دشمن که منوجابذاری
باشه,بابا عیبی نداره      موی سرم
باشه,بابا عیبی نداره       اخ کمرم
باشه بابا عیبی نداره
گوشوارم  ,چادرم, معجرم
باشه,باباعیبی نداره    زدنم
باشه,باباعیبی نداره   بدنم
باشه,باباعیبی نداره
سوخت تنم,بال وپرم,صورتم
دخترت  از دنیا   بریده
سه سالگی قدش خمیده
موی سرش همه سفیده
فقط بدون خوشی ندیده
(بابا منو ببر ازاین خرابه)

دیگه از همه بریدم به خدا که خسته ام
عمه میدونه که دیگه بال و پر شکسته ام
هرکجامنو زدن عمه سپر شد واسه من
دیگه  منتظر به راه اجلم نشسته ام
بابا,بذاربرات بگم از       شام بلا
بابا,بذاربرات بگم از      طشت طلا
بابا,بذاربرات بگم از
غصه ها, راس بالا,نیزه ها
بابا,بذاربرات بگم از      دخترا
بابا,بذار برات بگم از     طعنه ها
بابا,بذار برات بگم از
خنده ها,کوچه ها,گریه ها
خوشی به قلبم دست رد زد
یه بی حیا بهم لگد زد
به زیر دست و پاکه بودم
یه پیرزن منو چه بد زد
(بابا,منو ببر ازاین خرابه)

مادر ،منم مثل تو خمیدم،

تو تو کوچه من بیابون

مادر ، منم مثل تو شهیدم

تو تو خونه من تو ویرون

بازوم مث بازوته

ابروم مث ابروته

پهلوم مث پهلوته

اما مادر تو تن ِ باباتو تو صحرا ندیدی

روی جسم بابات جای پا ندیدی

صورت باباتو رو خاکا ندیدی

.

مادر ، منم مثل تو نشستم

تو رگبار تازیونه

مادر ، منم مثل تو شکستم

مثل تو قدم کمونه

.

مثل تو پیرم مادرم

پیر و اسیرم مادر

دارم میمیرم مادر

اما مادر ،تو با دست بسته به صحرا نرفتی

بی رمق دنبال سرا را نرفتی

با پاهای زخمی رو خارا نرفتی

.

مادر مث  تو افتادم از پا

تو با گریه من با ناله

مادر ، به من کل همسفرها

میگن زهرای سه ساله

چشمام مث تو تاره

شب تا سحر میباره

پلکم جراحت داره

اما مادر ، تو تک و تنها تو شب تار نبودی

با لباس پاره تو بازار نبودی

تو طناب و زنجیر گرفتار نبودی

تو تن باباتو تو صحرا ندیدی

روی جسم بابات جای پا ندیدی

 

 

من دختر سه ساله ی خون خدایم

پایه گذار نهضت کربوبلایم

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

دارم پدر منخواهشی گرچه میدانی

خواهم که یک بار دگرقرآن بخوانی

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

بر پیکر مطهرش دارد نشانه

هم جای ضرب سیلی یو هم تازیانه

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

بابا بیا بنشان مرا روی دو پایت

تا لب گذارم بر لب لعل عطشانت

یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله

--

بیا عمه چاره کن دردم

شد ز کف امشب طاقتو تابم

دلم خون شد از غم دوری

گو به من عمه پس چه شد بابم

(عمه کی بابا از سفر آید)

حلالم کن عمه جان زینب

نزد بابایم میروم امشب

ز بس دیدم مهنت دنیا

آمده جانم عمه جان بر لب

(عمه کی بابا از سفر آید)

کجا بودی یا اباالعطشان

بی خبر از حال دل طفلان

ببین بابا منزل ما شد

از جفا آخری گوشه ی ویران

مگر بابا کنج ویرانه

در جهان ماوا یه یتیمان است

(عمه کی بابا از سفر آید)

 

--

 

 

بابا شبی از ناقه افتادم به روی خاک

با دیده غمناک

راست به نی دیدم برون شد از بدن جانم

ای تازه مهمانم

بابا چرا همراه خود ناوردی اکبر را

شبه پیمبر را

آتش زده بر جان آن ماه تابانم

دیدی چه آمد بر سرم در کنج ویرانه

ای طفل دردانه

ویران شده از ماتمم امشب عزا خانه

ای طفل دردانه

امشب دگر پوشم کفن بر این تن گلگون

پس کی شود دل خون

این پیکر نیلی من از ظلم بیگانه

ای طفل دردانه

باب غریبم یکطرف رفته به روی خاک

با این تن صد چاک

بر من کفن داده یزید در کنج ویرانه

ای طفل دردانه

 

 

 

 

 

در کنج ویران طفلی محزون نشسته

از هجرروی بابا قلب شکسته

با چشم گریان - گوید پدر جان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

-ببین که رخسار من از ضرب سیلی

مانند روی زهرا گردیده نیلی

دخت سه ساله - با اه و ناله

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

-بیا تماشایم کن بابا حسین جان

پر آبله پایم از خار مغیلان

بر روی دامان-مرا تو بنشان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

-خون گشته از جسم من بابا روانه

از بس کتک زد دشمن با تازیانه

با چشم گریان - گوید پدر جان

رفتی کجا ای بابا داد از جدایی

--

(بخدا مظهر ...)

ای رقیه تویی قبله ی حاجات ما

حرم کوچکت بابا مناجات ما

کن نظر بر همه –ای گل فاطمه

وا حسینا وا شهیدا

ای پدر تا به کی در کف بیگانه ام

مو پریشان دراین گوشه ی ویرانه ام

گشته روزم چو شب-جانم آمد به لب

وا حسینا وا شهیدا

 

 

 

 

 

 

سرشو اشقیا می برن

چقدر بی حیا می برن

بمیرم از قفا می برن

پیش چشم زهرا می برن

شکسته شد سبوی ارباب

وقتی نشست به روی ارباب

تو پنجه هاشه موی ارباب

دشنه رو زد گلوی ارباب

دریای خونه گودال-حسین کشونه گودال

نشسته روی زانو-مادر میون گودال

(حسین حسین واویلا)(۴)

غرق خون زیرو روش می کردن

با لگد پشت و روش می کردن

عوض پیرهن نامردا

تنشو نیزه پوش می کردن

شد قطعه قطعه جون ارباب-همدم خاک و خونه ارباب

میاد به زیر نعل اسبا-صدای استخون ارباب

یکی به پهلو میزد

یکی به بازو می زد

حالا برای غارت

سنان به شمر رو می زد

(حسین حسین واویلا)(۴)

همه چی رو حراج می بردن

گوییا تخت و تاج می بردن

ریخته بودن میون گودال

بیشتر از احتیاج می بردن

عمامه و عبا رو بردن-انگشتر آقا رو بردن

گهواره ی شیرخوارو بردن-زیور بچه ها رو بردن

رسیده جونش برلب

میگه با گریه زینب

حسین پاشو از رو خاک

دارن میان با مرکب

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۶/۲۱ساعت   توسط الله وردی  |