امشب به کف دل دُر نایاب آمد

میلاد حسین فخر احباب آمد

گویید به نوکران دربار حسین

خیزید و ادب کنید ارباب آمد

--

دیدار سه مولود مبارک باشد

این دولت مسعود مبارک باشد

میلاد ابالفضل و حسین و سجاد

بر مهدی موعو مبارک باشد

--

ای به راهت مه شعبان ز ازل چشم به راه

وی مهِ چاردهِ سرزده در سوم ماه

ماه را نیست به خورشید رُخت تاب نگاه

پای تا فرق همه آینۀ حسن اله

 

عقل از پایۀ اجلال تو دستش کوتاه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

عید میلاد تو دل برده ز کل اعیاد

فهم ما قاصر و وصف تو فزون از اعداد

ظرف ما کوچک کن لطف و کرم توست زیاد

بال بخشیده به فطرس شب عید میلاد

 

داده او را شرف و منزلت و عزّت و جاه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

خازن جنّت از شوق نگاهت سرمست

ظرف جانت شده لبریز ز صهبای الست

تا فلک رفته سر دست ملک دست به دست

فرشیانند به زنجیر ولایت پابست

 

عرشیان جانب گهواره‌ات آرند پناه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

ای تولّای تو بر گردن خوبان شده دِین

به نبی جان گرامی، به علی نور دو عِین

پیش از این عالم امکان شده مولی‌الکونین

توحسینی! توحسینی! توحسینی! توحسین!

 

ای به آقایی تو ذات خداوند گواه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

ای در آغوش خدا بعد زمان هم جایت

روی نادیدۀ ذات ازلی سیمایت

جای گل‌بوسۀ احمد به همه اعضایت

سجدۀ طوبی بر ظلّ قد و بالایت

 

خال و خطّت همه «لانَعبُدُ الّا ایّاه»

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

کعبه از روز ازل، کرببلاییت حسین!

کار جبریل امین، مدح سرائیت حسین!

مَلک و جن و بشر هر سه فداییت حسین!

پیش لطف و کرم و عفو خداییت حسین!

 

کمتر از یک پر کاه است دوصد کوه گناه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

حرم محترم توست دل بشکسته

فیض معبود به ما از تو رسد پیوسته

هر که پیوست به تو از دو جهان وارسته

روی هر زخم تو از نیزه و خنجر بسته

 

نقش «لاحَولَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِالله»

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

ما همه ظلمت و تو مهر جهان آرایی

ما کم از قطره و تو بیشتر از دریایی

با وجودی که به خلق دو جهان مولایی

این به وصف کرمت بس که به ما آقایی

 

تو شهنشاهی و ماییم گدای سر راه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

 

تو خود آزاده و خلق است گرفتار، حسین!

اشک ما یافته با سوز تو مقدار، حسین

عید هم بهر تو هستیم عزادار؟ حسین

کس نگوید تو غریب استی و بی‌یار، حسین!

 

همه خوبان جهانن به دور تو سپاه

«بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله»

--

صد گره بر هر گره در کار اگر داری کم است

یا که صدهاحاجتِ دشوار اگر داری کم است

یا که قدَّ آسمان آوار  اگر داری کم است

یا که در قلبت غمی بسیار اگر داری کم است

 

غم جگر دارد بیاید  گفته‌ام در هر غمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

حالِ ما را تا که دوریِ حرم بد می‌کند

کربلا را قسمت ما راهِ مشهد می‌کند

یک دوراهی هست ما را هِی مُردد می‌کند

در میانِ دو حرم دل رفت آمد می‌کند

 

مثل اینکه شهریار آنجاست می‌خواند : هَمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

این حسن یا این حسین این یا که تکرارِ علیست؟

حیرت آئینه یعنی وقت دیدار علیست

تیغ او تیغ علی و کار او کار علیست

جان عزائیل در دست علمدار علیست

 

بیرقی دارد که نقشش شد شعارِ عالمی

یِل یاتارطوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

تا زره را می‌کشد بر شانه مُحکم می‌کند

تا که اَبرو را زمان رزم در هم می‌کند

چیست لشکر کوه از هولش کمر خم می‌کند

یا که عزرائیل را پیشش مجسم می‌کند

 

آمده تا جابجا گردند هر زیر و بَمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

یک قدم کوبیدی و هفت آسمان‌ها ریختند

یک علم کوبیدی و هِی کهکشان‌ها ریختند

ضرب شصت توست یا آتشفشان‌ها ریختند

مصرعی خواندی رجز ، سیف و سنان‌ها ریختند

 

این به مولارفته دارد ضربه های محکمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

جذب تو جبریل تا شد شهپرش بر باد رفت

خواست نزدیکت شود خاکسترش بر باد رفت

هر سلحشوری که آمد یا سرش بر باد رفت...

یاکه تیغت چرخ خورد و لشکرش بر باد رفت

 

شاهباز کربلایی شهریار علقمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

تاکه گیسو را کمی در پیچ و تاب انداختی

شام را گویا به جانِ آفتاب انداختی

بِرکه‌ای رفتی و عکست را به آب انداختی

یا که عکس مرتضا را بِینِ قاب انداختی

 

ماه بی تکرار ما تکرار اسم اعظمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

شانه‌ات نازم که جایِ دستهای زینب است

تا تویی ، بالاترین مَحمل برای زینب است

روی زانوی تو ، تنها ردِّ پایِ زینب است

هر دلی که گفت یاعباس جایِ زینب است

 

کور می‌سازد نگاهت چشم هر نامحرمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

هرکه شد مستِ حسن بدجور بد مستِ تو شد

کوچه بُن بست حسن شد کوچه بن بست تو شد

بعد غوغای جمل دست حسن دست تو شد

فاطمه هست حسن  شد فاطمه هست تو شد

 

از کریمیِ حسن داریم با هم عالمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

قبله وقتی رو به تو هر صبح راهی میشود

قبله‌ی ما چشم تو خواهی نخواهی میشود

گاه گاهی هم نمازم اشتباهی میشود

قلبِ ما بِین حرم انگار ماهی میشود

 

تو شراب کوثری و موج موجِ زمزمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

ناز مجنون را اگر در کوی لیلا می‌کِشند

ناز دستان تو را دستان زهرا می‌کِشند

آش نذری تو را هم ارمنی‌ها می‌کِشند

در جوارت منتِ بیچاره‌ها را می‌کِشند

 

دل ، ابالفضلی نمی‌ماند برایش ماتمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

 

مَشک وقتی می‌چکد تقدیر می‌ریزد بِهم

دست وقتی نیست در تَن شیر می‌ریزد بِهم

حق بده این چشها را تیر می‌ریزد بِهَم

دختران را بعدِ تو زنجیر می‌ریزد بِهَم

 

بر زمین اُفتاده‌ای بد جور آقا درهَمی...

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

--

امشب دلم به شور وشینِ

زائر بین الحرمینِ

گاهی دلم پیش اباالفضل

گاهی دلم پیش حسینِ

 

سیدالاحراری،صاحب درباری

عجب سپاهی یو عجب علمداری

 

روعشق توحساسم

من مرید عباسم

یاحسین من اربابی

غیر از تو نمی شناسم

 

یاثارالله،یابن الحیدر...

ابی عبدالله یابن الحیدر...

_

کربوبلا عرش برینِ

زائر تو روح الامینِ

خدا بخواد دوباره امسال

باتو قرارم  اربعینِ

 

ای به سرم سایه،عشق تو سرمایه

نمیره از یادم ، موکبُ مشایه

 

ای سید وسالارم

من به تو بدهکارم

اربعین هرسال و

از امام رضا دارم

 

یاثارالله،یابن الحیدر...

ابی عبدالله یابن الحیدر...

_

گُل امیرالمومنینِ

پهلوونه ام البنینِ

ماه شب چهارده اسیره

ماه علی روی زمینِ

 

عجب یلی هستی ،ساقی سرمستی

رو دست تو آقا،نیومده دستی

قبله ی حاجاتی ،پیر خراباتی

ماه بنی هاشم ، عموی ساداتی

 

نوکر شما هستیم

پا بند شما هستیم

تهران توی تختی نه

ما تو کربلا هستیم

 

نحن بحماک ..ابوفاضل...

نفسی بفداک  ابوفاضل

*یعنی ما درحمایت تو هستیم،یا ابوفاضل...*

_

 

ولایتش اصول دینِ...حیدر

معنی قرآن مبینِ...حیدر

حرف نبی فقط همینِ..حیدر

تنها امیرمؤمنینِ...حیدر

 

چه هیبتی داری..شجاعتی داری

فقط توعالم تو..حیدر کراری

 

عبد اشجع الناسم

کرده پدری واسم

من خلیفه ای دیگر

غیر علی نشناسم

 

من شیعه ام ،،حیدر آقامِ....

علی علی....

--

هَیهاتَ ما هذا فِعالُ دینی

وَ لا فِعالُ صادِقِ الیَقینی

 

وَاللهِ إن قَطَعتُموُا یَمینی

إنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی

 

وَ عَن إمامٍ صادِقِ الیَقینی

نَجلِ النَّبیِّ الطّاهِرِ الأمینی

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

 

قبلۀ حاجاتی، روحِ مناجاتی

دلبرِ اربابُ،عمویِ ساداتی

پسرِ زهرا تو، روحِ مُعَلّیٰ تو

وقتی تو میدونی، تکرارِ مولا تو

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

 

هم سر و سرداری

برقِ چشمات کاری

همه لشکر میگن

بَه چه علمداری

 

دل و دلبر اومد

روزِ محشر اومد

همه میگن انگار

خودِ حیدر اومد

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

 

زورِ بازوت عشقِ

پیچشِ موت عشقِ

من فدات شم آقا

تیغِ اَبروت عشقِ

 

ای ماهِ رؤیایی

تو که بی همتایی

خیلی کَرَم داری

بس که تو آقایی

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

 

صاحبِ عزت تو

صاحبِ شوکت تو

تا نداری والله

مَردِ با غیرت تو

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

 

شمسِ عالم تابی

گوهرِ نایابی

برادرِ زینب

رفیقِ اربابی

 

ای ماه و خورشیدم

ای تنها امیدم

تویِ وفا هستی

مرجعِ تقلیدم

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

 

شیرِ دلاور تو

امیرِ لشکر تو

ساقیِ آب آور

پسرِ حیدر تو

 

یا عباس اَدرکنی

عباس ، اَدرکنی

--

ای که دلخوشی روزگار منی

دورم از تو ولی تو کنار منی

عمریه با دلم خیلی راه اومدی

حتی یک دفعه هم منو پس نزدی

کاری کردی

دیگه هیشکی؛ به چشمای خسته من نمیاد

کاری کردی

دل من میخواد هرجوریه؛ به چشم تو بیاد

کاری کردی

با تموم بدی دلم؛ از تو خودت رو میخواد

دستام خالیه دستامو بگیر آقا؛ محتاج توام یا نعم الامیر آقا

 

هرکسی ندونه؛ من که خوب میدونم

به خدا به شما خیلی مدیونم

با تو حس دلم ، حس زندگیه؛

راه کرببلا راه بندگیه

کاری کن تا

که دلای ما؛ از همه غیر تو خالی بشه

کاری کن تا

آقا سینه زنت؛ تو مسیر تو راهی بشه

کاری کن تا

دل مهدی فاطمه؛ از ما راضی بشه

آقای منی من هم یه فقیر آقا؛ محتاج توام یا نعم الامیر آقا

دستام خالیه دستامو بگیر آقا؛ محتاج توام یا نعم الامیر آقا

--

یا للعجب اومده به میدون با غضب

شیر نر قتال العرب خیبره یا خندق یا اُحد

دنیا دوباره برگشته عقب

جمع حمزه با حیدر اومده

جبرئیل از عرش با سر اومده

لافتی الا عباس علی

کفر لشکر کوفه در اومده

اومد برادر زینب آی ماشاالله

یل دلاور زینب آی ماشاالله

امیر لشکر زینب آی ماشاالله

امید مادر زینب آی ماشاالله

یل اباعبدلله آی ماشاالله

****

با هیبته سلسله جبال غیرته

بس که ضربه هاش با سرعته

طول میکشه دشمن حس کنه

دیگه بدنش چند قسمته

با یه ضربه اش دشمن دو تا میشه

محو رزمش حتی خدا میشه

روح یل ها هم با شنیدن

اسم عباس از تن جدا میشه

به تیکه گاه رقیه آی ماشاالله

به سر پناه رقیه آی ماشاالله

عموی ماه رقیه آی ماشاالله

یل سپاه رقیه آی ماشاالله

یل اباعبدلله آی ماشاالله

****

یا للعجب ماده شیر قتال العرب

تو بازار کوفه با غضب

وقتی که صدا زد اسکتو

زنگ شترا کردن ادب

خدیجه یا پیغمبر اومده

کقر مردم کوفه در اومده

یه جوری خطبه خونده به خدا

همه گفتن که حیدر اومده

به خطبه های عقیله آی ماشاالله

به عمه جان قبیله آی ماشاالله

به ضربه های کلامش آی ماشاالله

به فتح کوفه و شامش آی ماشاالله

به قهرمان کربلا آی ماشاالله

--

برمشام جانم امشب میرسد بوی حسین

قبله میداند که باشد قبله ام روی حسین

یا حسین ابن علی مولا حسین ابن علی

 

گرچه خوبم یا بدم محو تماشای توام

افتخارم این بود خاک کف پای توام

یا حسین ابن علی مولا حسین ابن علی

 

من گدایم من گدا امشب بده  ره توشه ام

تا ببینم یک شبی من زائر شش گوشه ام

یا حسین ابن علی مولا حسین ابن علی

--

این دل تنگم غصه ها دارد

گوئیا میل کربلا دارد

--

امشب همه عالم پر از شور حسین است
چشم ملائک روشن از نور حسین است
سینای دل یک شعله از طور حسین است
قلب رسول الله مسرور حسین است
خورشید ثاراللهیان امشب درخشید
چشم همه آزادگان را نور بخشید
امشب عجب شوری دل دیوانه دارد
امشب یم رحمت به کف ، دردانه دارد
امشب محمد در بغل ریحانه دارد
امشب علی قرآن به روی شانه دارد
امشب به هم واشد گل لبخند زهرا
آمد به دنیا نازنین فرزند زهرا
این مشرق الانوار رب المشرقین است
این جان عالم ، این امام العالمین است
این عین حق ، یعنی علی را نور عین است
این شمع جمع آل پیغمبر حسین است

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۱۲/۲۷ساعت   توسط الله وردی  | 

گر چه دوری ز برم همسفر جان منی
قطره ی اشکی و در دیده ی گریان منی
در دل شب منم و یاد تو و گوهر اشک
همره اشک تو هم بر سر مژگان منی
دست هجران تو سامان مرا بر هم ریخت
باز گرد ای که امید من وسامان منی
"این مپندار که نقش تو رود از نظرم
خاطرت جمع که در خواب پریشان منی"
در شب بی کسی ام یاد تو مهتاب منست
خود چراغی تو و در شام غریبان منی

--

شب و روز از خیالت در دل خود محفلی دارم

زَهی اقبال من کز عمر این سان حاصلی دارم

ز دربارت مرانم خسروا گرچه سیه رویم

خطا کارم ولی اینجا حق آبو گلی دارم

بیا کز پا فتادم دستگیری کن ضعیفان را

که تا مردم نپندارند که یار غافلی دارم

اگر چشمم به سوی توست اگر دستم به دامانت

گواه این بس که بر عشق تو قلب مایلی دارم

همه از بهر حل مشگلی خواهند دیدارت

به جان تو من از هجر تو در دل مشکلی دارم

بشیر خال تو دادی نویدم در سحرگاهان

بیا من با سیه رویی به رویش منزلی دارم

دراین دنیای ظالم پرور ومظلوم کش شادم

که در بحر غمم اما امید ساحلی دارم

--

بعد زهرا بهترین زن بین زن ها زینب است

لاف نَبود گر بگویم عین زهرا زینب است

گر بپرسی کیست استاد دبیرستان عشق

خیل شاگردان همه گویند تنها زینب است

گر بسنجی در ترازوی عمل معیار صبر

صبر گوید قهرمان صبر دنیا زینب است

گر مقام او بود از جمع معصومین جدا

آن که ازهرمعصیت باشد مبرّا زینب است

در ریاضی گر حساب جمع از مِنها جداست

آن که از جمع شفاعت نیست مِنها زینب است

آن که با تیغ زبان، کار دو صد شمشیر کرد

کوه صبر و استقامت روح تقوا زینب است

آن که با ایراد نطقی کرد مانند علی

زاده مرجانه را محکوم و رسوا زینب است

آن که بهر ما جهاد فی سبیل الله را

با اسارت می کند تفسیر و معنا زینب است

با شهامت چون اسارت گشت توأم، عقل گفت

آن که در دنیا نظیرش نیست پیدا زینب است

شد رقم پرونده اسلام با خون حسین

آن که با خون سر خود کرد امضاء زینب است

 

--

آن آخرین نگاهت نرفته ز یادم
گودال قتلگاهت نرفته ز یادم

جسم تو خون فشان بود
به نیزه ها نشان بود

دیدم که کاکل تو
به دست این و آن بود

حسین من کجایی

می میرم از جدایی

.

نمی شود غم تو فراموش زینب

پیراهن تو مانده در آغوش زینب

زین پیرهن به سختی

بوسه گرفته زینب

از بس که پاره پاره

شد زیر سم مرکب

حسین من کجایی

می میرم از جدایی

 

جانانه ام کجایی که من نیمه جانم

نمانده یک ستاره به هفت آسمانم

چشم پر آب و زینب ، شام خراب و زینب

باور نمی کند کَس ، بزم شراب و زینب

.

مرا با یک تن تبدار بردند

مرا با طعنه و آزار بردند

خبر دارم که با جسمت چه کردند

خبر داری مرا بازار بردند

---

از آه خود شرر به دل ماسوا مزن

آتش به قلب مادر غم مبتلا مزن

لبهای تو کبود شده مثل بازویم

با این لب کبود مرا هی صدا مزن

حالا که آمدم ز تو این است خواهشم

تا من میان قتلگهم، دست و پا مزن

هرکس رسید ضربه زد، اما یکی نگفت

با سنگ میزنی، تو دگر با عصا مزن

با قرب حق به جانب گودال میزنی

رحمی کن و برای رضای خدا مزن

برسینه اش نشستی و بر او لگد زدی

پنجه براین محاسن از خون حنا مزن

هرضربه میزنی بزن ای بی حیا ولی

بر استخوان گردن او، بی هوا مزن

 

 

 

 

 

ای همسفر زینب رفتیم وخدا حافظ

ای تاج سر زینب رفتیم خدا حافظ

-ای پادشاه خوبان ای تشنه لب عطشان

از کوی تو با افغان رفتیم وخدا حافظ

-گر مانده تورا پیکر در کرببلا بی سر

ما باسر بی معجر رفتیم وخدا حافظ

-ماندی وتو سردارت عباس علمدارت

ماهمره بیمارت رفتیم وخداحافظ

-ماندی تودر این صحرا با اکبر مه سیما

تا شام من ولیلا  رفتیم وخدا حافظ

-در این سفر پر غم مارا بنگر همدم

با این همه نا محرم رفتیم وخداحافظ

--

شب عزا و ماتم زینب است

جان تمام عاشقان بر لب است

بمیرم برایش- که گشته عزایش

گفتا چنین با چشم خونبار

حسین من خدا نگهدار

 

برادرم شب وداع من است

این لحظه های آخرین من است

می روم در جنان -محفل عاشقان

یک امشبی را میهمانم

فردا به شام غم نهانم

 

اگر شدم زینب محمل نشین

اگر شدم اسیر این مشرکین

روم به شام از پی احیای دین

یبن الحسن سرت سلامت

از این غمو ازین مصیبت

--

برادر ماتمت بنموده پیرم

از هجر روی تو امشب بمیرم

عمرم به پایان دور از عزیزان

(یاصاحب الزمان عجل ظهورک)

الهی خواهرت زینب بمیرد

نباشد بعد تو ماتم بگیرد

رفتم ز دنیا تنهای تنها

(یاصاحب الزمان عجل ظهورک)

زینب در شام غم جان را فدا کرد

حسینش را درآن لحظه صدا کرد

ای غمگسارم بودی تو یارم

(یاصاحب الزمان عجل ظهورک)

سرتاسرعمرش بس که ستم دید

داغ هفتادودو لاله ی غم دید

ای غمگسارم بودی تو یارم

(یاصاحب الزمان عجل ظهورک)

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ساعت   توسط الله وردی  | 

خدا می‌خواست چَشمِ او فقط عین‌الیقین باشد

خدا می‌خواست دستِ او فقط حَبلُ‌المَتین باشد

خدا می‌خواست تیغِ او میانِ کُفر و دین باشد

خدا می‌خواست نامِ او به نامِ خود قَرین باشد

 

خدا خود را که مومن خواند ،منظورش همین باشد

که می‌خواهد علی تنها امیرالمؤمنین باشد

 

خدا تصویری از خود را زمانی که به قاب انداخت

خدا را شُکر ما را هم به پایِ بوتراب انداخت

صبا خاکِ وجودِ ما به آن عالیجناب انداخت

رُطب‌های نجف وقتی دهان‌ها را به آب انداخت

ضریح غرقِ انگورش مرا شَطِ شراب انداخت

 

صُراحی می‌کشم وقتی  شرابش اینچنین باشد

دلم مست است تا ساقی امیرالمومنین باشد

 

خدا وقتی بهشتی رویِ دامانِ نجف دارد

بهشت از دور - رویایِ بیابانِ نجف دارد

چه غم دارد کسی که خُرده‌ای نانِ نجف دارد

که زهرا هم دو چشمش را به ایوانِ نجف دارد

چه کم دارد خدا وقتی که سلطانِ نجف دارد

 

خدا را می‌توان دیدن اگر آئینه این باشد

خدا را شُکر مولایم امیرالمومنین باشد

 

به حیرت  کعبه می‌بیند شکوهی آسمانی را

ظهورِ نقطۀ بسم‌اللهِ صبح و مصاحی را

نبی می‌بوسدش از لب همین جامِ دهانی را

به میدان می‌رود بیند زمین خانه تکانی را

به تیغ آبدار او به هر سو سر پَرانی را

 

همیشه مرکبش دُل‌دُل برایِ فتح زین باشد

رمیدن های دشمن از امیرالمومنین باشد

 

اگر توفیق باشد سر به پای قنبر اندازیم

فَلَک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

بُوَد آن شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم

که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

که از خاکِ نجف خود را به حوضِ کوثر اندازیم

 

به دستم بشکند هر سَد، اگر دیوارِ چین باشد

ولی یو رهبرم وقتی امیرالمومنین باشد

---

من ار از غم پریشانم، علی گویم علی گویم

وگر از شوق گریانم، علی گویم علی گویم

نه تنها ما علی گوییم، داور هم علی گوید

به هر جایی که درماند، پیمبر هم علی گوید

دلِ هر عاشقِ شیدا، علی گوید علی گوید

زمین و عالم بالا، علی گوید علی گوید

بنفشه یاسمن لاله، اَقاقی یاس و نیلوفر

اگر گل میشود زیبا، علی گوید علی گوید

به وقتِ کارِ خانه، در میانِ خانه ای کوچک

تپش های دلِ زهرا، علی گوید علی گوید

یَلِ اُم البنین عباس، در هر لحظه حساس

میان عرصه ی هَیجا، علی گوید علی گوید

اگر طفلی زپا اُفتد،چو می خواهد که برخیزد

پیِ تعلیمِ او بابا، علی گوید علی گوید

--

عاشقِ صحن و سرای علی ام

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

تا ابد تحت ولای علی ام

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

پدر و مادرم عبد علی و

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

خودم عبد بچه هایِ علی ام

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

 

عشقِ تو تا ابد -موجب -دفع شر -خواهد شد

هرکه با تو در افتاد- نصیبش- شرر خواهد شد

 

هرکسی شد -گدای درت -معتبر -خواهد شد

لشگر آید به جنگت بدونِ- نفر خواهد شد

 

ای متعالی علی .. جام زلالی علی ..

محشر برای سوالم- جواب سوالی علی

اوج جلالی علی .. همیشه عالی علی

یا مرتضی علیُ یا مولی الموالي علی

علی علی .. یا علی

 

 

 

 

 

 

ها على بشر كيف بشر

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

ربُهُ فيه تجلى و ظهر

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

حبه مبدء خُلد و نعم‏

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

بغضهُ منشاء نار و سقر

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

تو بشر نه -بشر مثلِ تو- در زمین- پیدا نیست

همه زیردستو- غیر از- علی -هیچکسی- آقا نیست

تاعلی هست- برای کسی- در خلافت -جا نیست

این قبا بر تنِ -هیچکسی -جز علی- زیبا نیست

 

سرور و شاهی علی .. لا یُتَناهی علی

حب تو گشته موجب عفو الهی علی

خود فلاحی علی .. خیر و صلاحی علی

روشنی یه قلبِ منی .. از بس که ماهی علی

علی علی .. یا علی ...

 

ولی اللهی یو خیرُ العملی

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

حب تو منشأ خیر ازلی

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

یک علی گویم و تا روز ابد

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

می شود طعم دهانم عسلی

الیوم الیوم یوم المرتضی ..

 

قددو بالای تو- وصف ندارد- قیامت -هستی

عدل و توحید ، معاد و نبوت، امامت هستی

ساکن عرشی یو -تا ابد -در اقامت- هستی

باخدای خودت- صبحُ شب -گرم صحبت- هستی

ساقی کوثر علی .. نفس پیمبر علی

زَهره کش اهالی قلعه ی خیبر علی

قبله و منبر علی .. اول و آخر علی

شاهیُ دور و بر تو .. این همه نوکر علی

علی علی .. یا علی ...

---

جنازم و ببرید وادی السلامِ علی

علی امام من است و منم غلام علی

---

سمت و سوی دل، به مسیر نجف

عالم یه طرف، حیدر یه طرف

مولا! تو مسیر اَمن و اَمانی و جان جهانی،

یا حیدر!

مولا! تو امیرِ کؤن و مکانی و فخر زمانی،

یا حیدر!

-شده پا بستِ تو

دل من دستِ تو

دستِ تو، دستِ تو

 

-همه شیدای تو

یه جهان مستِ تو

مستِ تو، مستِ تو

حیدر- حیدر ،علی مولا...

 

حرزِ اسمِ تو، شاملِ همه شد

حرزِ تو ولی، یا فاطمه شد

مولا! تویی هستی و جانِ پیمبر و صاحب محشری، یا حیدر!

مولا ، تویی صفدر و ساقی کوثر و فاتح خیبر، یا حیدر!

-اگه این مجنونت

بشه باز مهمونت

مهمونت، مهمونت

 

-جونشو میذاره

به پای ایوونت

ایوونت، ایوونت

حیدر حیدر ،علی مولا...

 

بهترین نوا، رو لبایِ منی

بابایِ حسین، بابایِ منی

مولا! زیر سایت عمری نشستم و دل به تو بستم، یا حیدر!

مولا! مگه میشه رَد کنی دستم و ای همه هستم، یا حیدر!

-شبایِ میلادت،میرسه اِمدادت

اِمدادت، اِمدادت

-اربعینِ امسال، نبریم از یادت

از یادت، از یادت

حیدر حیدر ،علی مولا...

ای شاه فرخ فر علی ، ای فاتح خیبر علی

داماد پیغمبر علی ، مستان سلامت میکنند

 

ای ساقی کوثر علی ، مستان سلامت میکنند

 

از یاد خود مستم نما ، بی پا و بی دستم نما

من نیستم هستم نما ، مستان سلامت میکنند

 

من جام می دارم به کف ، مینوشم آن را باشعف

با یادِ سلطانِ نجف ، مستان سلامت میکنند

 

تو معنی بسم اللَهی ، داری زعالم آگَهی

حقاً که تو مرد رَهی ، مستان سلامت میکنند

 

ای بر همه سرور علی ، از عالمی برتر علی

ای رهبر رهبر علی ، مستان سلامت میکنند

 

ای صافی دلها علی ، ای حل مشگل ها علی

ای عالی اعلا علی ، مستان سلامت میکنند

 

از جام خود مستم نما ، بی پا و بی دستم نما

من نیستم هستم نما ، مستان سلامت میکنند

 

من جام می دارم به کف ، مینوشم آن را با شعف

با یاد سلطان نجف ، مستان سلامت میکنند

ای ساقی کوثر علی مستان سلامت میکنند

--

 

حی - در- همه عاشق و تویی دلبر

حی - در- ؛ همه امت و تویی رهبر

 

حیدر- تویی اول و تویی آخر

حیدر- تو قیامتی تویی محشر

 

حیدر- تویی آبرویِ پیغمبر

حیدر- تویی فرق مؤمن و کافر

 

حیدر- دشمن توئه هُوَالاَبتر

حیدر- تویی شیر خندق و خیبر

 

حیدر- تویی سید و تویی سرور

حیدر- تویی چشمه و تویی مصدر

 

حیدر- تویی چشمه چشمۀ کوثر

حیدر- میزنم به پای تو پرپر

 

حیدر- ای امیر عالَم بالا

حیدر- ملکوت جنتُ الاعلی

 

حیدر- تا نفس دارم میخونم یا

حیدر- همه قطره و تویی دریا

 

حیدر- تو مسیر تو شدم شیدا

حیدر- تو هوایِ تو شدم شیدا

 

حیدر- تویی بی قرین و بی همتا

حیدر- جلوه گاه خالق یکتا

 

حیدر- آیندار حضرت زهرا

حیدر- تشنۀ جامِ توام یارا

 

حیدر- همه عاشق و تویی دلبر

حیدر- ؛ همه امت و تویی رهبر

 

حیدر- تویی اول و تویی آخر

حیدر- تو قیامتی تویی محشر

 

حیدر- تویی آبروی پیغمبر

حیدر- تویی فرق مؤمن و کافر

 

حیدر- تویی سید و تویی سرور

حیدر- تویی چشمه و تویی مصدر

 

حیدر- تویی چشمه چشمۀ کوثر

حیدر- میزنم به پای تو پرپر

 

حیدر- تو کلید گنج اسراری

حیدر- تو بزرگ و آبروداری

 

حیدر- تو دوای قلب بیماری

حیدر- تو عزیز حیّ داداری

 

حیدر- منم اون که بی تو بیچاره ست

حیدر- که غلامی توئه کارم

 

حیدر- چی می خواد اون که تو رو داره

حیدر- دلش از عشق تو سرشاره

 

حیدر- تا سحر پای تو بیداره

حیدر- میشه دلتنگ تو می باره

 

حیدر- از ضریح تو شرف می خوام

حیدر- گوهرم رو از صدف می خوام

 

حیدر- توی زندگیم هدف می خوام

حیدر- امشب از خودت نجف می خوام

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۱۲/۰۹ساعت   توسط الله وردی  | 

ای سومین محمد این خانه السلام

ای سائلِ تو عاقل و دیوانه السلام

ای صاحب کرامت جانانه السلام

عیسی مسیح، حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین ناامید شد

بارِ دگر امام رضا روسفید شد

 

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد

یابن الرئوف ! شاهِ وفا ! حضرت جواد

پروردگارِ جود و عطا ، حضرت جواد

دریاب روزگارِ مرا ، حضرت جواد

 

عمریست زیر دین جواد الائمه ام

محتاج کاظمین جواد الائمه ام

 

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی

آقا نهم ستارۀ این آسمان شدی

امید آخر همه بیچارگان شدی

بالاتر از توقع ما مهربان شدی

 

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند

باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

---

مژده ابن الرضا- دیده وا کرده

غنچه بین از رخش- چه با صفا کرده

از شهر میدنه ز شعف قلقله بر پا

تبریک به لب حورو ملک خدمت زهرا

 

نهمین بلبل- گلشن مرتضی

نازنین دلبر -علی موسی الرضا

از سوی خدا میرسد آوای مبارک

روشن فلک از جلوه ی مولود تبارک

 

روی ماه جواد- پر ز مهرست همه

خنده بر روی او میکند فاطمه

ما  دربه در جلوی احسان جوادیم

ما دست به دامان گدایان جوادیم

 

از برای حسین - دُر ناب آمده

اختر مهلقا - بهر رباب آمده

آمده به جهان غنچه ی زیبای مطهر

چشم همه عشاق فلک کرده منور

 

زد قدم بر زمین کودک ناز او

تا شور حافظ شرف و راه او

زد خنده به روی پدرش کودک ماهش

یعنی که بود آخرکار رهرو راهش

 

مولا علی اصغر علی اصغر علی اصغر

--

دلا همه پر کشیده امشب تا خدا

بیاین آی عاشقا(2)

امشب به کسی نه نمیگه امام رضا

بیاین آی عاشقا (2)

( بهترین سفره ی جود و احسان اومد

یکی یکدونه ی شاه و سلطان اومد ) (2)

بازم غوغا شد ، فلک زیبا شد ، رضا بابا شد (2)

مدد یا مولا یا ابن الزهرا (2)

 

تویی همه  داروندار امام رضا

جواد ابن الرضا (2)

تویی همه باغ و بهار امام رضا

جواد ابن الرضا 2

(یا جوادالائمه گل فاطمه

به خدا صورتت خورشیدو ماهمه) (2)

شدم پابستت،چشام بر دستت،دلم سرمستت) (2)

مدد یا مولا ( یا ابن الزهرا ) (2)

--

باب المرادُ- در بزن ، باب الجوادُ- در بزن(2)

دلم غیر امام رضا- به هیچکی رو نمی زنه

خدا میدونه کاظمین بامشهد مونمی زنه

مادرم -همیشه اینو میگه ای خدا (2)

پسرم فدا یه پسر امام رضا

یا جواد الائمه ... (8)

 

اومد ولی عهد رضا ، جواد آل مرتضی(2)

جوادِ آل فاطمه ست - همیشه داره عطر یاس

همه میگن مثل خودِ - جوونیه امام رضاست

کرمش - امید و آرزوی مردمه

به خدا - که نفَس ملیکه قمه

یا جواد الائمه ... 8

 

کرم می ریزه از نگاش، هزار هزار حاتم گداش(2)

اسیر یک نگاهشن - تموم آسمونیا

علیِ اکبررضاست - خاطرخواشن ایرونیا

منی که - به روی لبمه حسین حسین

به خدا - خونهء مادریمه کاظمین

یا جواد الائمه

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ساعت   توسط الله وردی  |