|
سایه ات تا روز محشر بر سر من مستدام بهجة قلبی علیک دائما منی السلام قرص قرص است از کنارت بودنم -دیگر دلم تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس پا به پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم با تو در محمل نشستم در کمال احترام با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت شعله ور شد خاطرم از غصه های ناتمام نخل می بینم؟!و یا اینکه سپاه آورده اند سرنوشت ما چه خواهد شد اخا ماذا الختام؟ با تو دارم سایۀ سر با ابالفضلت رکاب بی تو وای از ناقۀ بی محمل و اشک مدام با تو دور خیمۀ اهل حرم آرامش است بی تو وای از آتش افتاده بر جان خیام با تو هرصبح آفتاب اول سلامم میکند بی تو زینب میرود بی پوشیه بازار شام با علی اکبر عصای دست پیری داشتم بی علی اکبر من و باران سنگ از روی بام با تو دست هیچکس حتی به سمت من نرفت بی تو ما را می برند اشرار تا بزم حرام -- ای مرا دلبر و دلدار بیا برگردیم خیمه بر پا مکن این بار بیا برگردیم دم به دم دشمن خونخوار تری می اید تا که فرصت بود ای یار بیا برگردیم از نگاه همه زن های حرم غم بارد تا نگشتیم عزادار بیا برگردیم دشمن از دیدن عباس دلش می لرزد تا سر پاست علمدار بیا برگردیم سر بازار تو ای یوسف زهرا نبود غیر شمشیر خریدار بیا برگردیم باغبانای تو و تک تک گلهات قسم کار گلزار شود زار بیا برگردیم
-- ای تو تاج سر من، مانده از مادر من کن دعا کم نشود، سایه ات از سر من ای همه دلخوشی ام بسته به تار مویت نشوم سیر چرا هر چه ببینم رویت همه جا یار توام
من ترا مشتری ام، پیرو رهبری ام این سفر می گوید، سفر آخری ام تو ز عالم همه ی دار و ندارم باشی سعی کن طول سفر را به کنارم باشی همه جا یار توام
ماه گردون پایه، عشق را سرمایه هر کجایی که روی، آیمت چون سایه گر نباشی تو یقین خواهر تو می میرد از دم پاک و نگاه تو نفس می گیرد همه جا یار توام
این سفر تا شد طی یک سفر هست از پی تو ولی برناقه من ولی بر سر نِی دست گلچین ننهد هیچ گلی در باغت غم نهد روی غم و، داغ به روی داغت خواهرم باش صبور
وه ازین، اقبالم فاطمه، دنبالم همه جا با من هست تا لب گودالم گلفروشم من و هفتاد سبد گل دارم بلکه شمع وگل و پروانه و بلبل دارم خواهرم باش صبور --
دسته گلهای باغ خاتم الانبیا گشته وارد به سرزمین کرب و بلا اهل ارض و سما می دهند این ندا آمد گل زهرا ذبیح عاشورا
این زمین مدفن گلهای زهرا بود هم جگر گوشه ی آل طاها بود شود از خونشان لاله گون رویشان آمد گل زهرا ذبیح عاشورا
آمده تا که هفتاد و دو قربان کند بهر یاری دین فدای جانان کند تا شود استوار دین پروردگار آمد گل زهرا ذبیح عاشورا -- کربلا مهماننوازی کن که مهمان آمده یوسف زهرا برای بخشش جان آمده کربلایی شد حسین نینوایـی شد حسین
از گلستـان مـدینه اشجـع النـاس آمده کربلا عطر و گلاب آور که عباس آمده کربلایی شد حسین نینوایـی شد حسین
کربلا یک حاجی شش ماهه در این قافلهست حنجـر خشکش سپر در پیش تیر حرملهست کربلایی شد حسین نینوایـی شد حسین
کربـلا گهـواره بـر طفـل ربـاب آماده کن بـر گلوی تشنهی شش ماهه آب آماده کن کربلایی شد حسین نینوایـی شد حسین
کربلا هفتاد و دو حاجی شده مهمان تو لالهگون گردد ز خون پاکشان دامان تو کربلایی شد حسین نینوایـی شد حسین
کربلا دامان تو دریایی از خون خداست دامنت باغ گل سرهای از پیکر جداست کربلایی شد حسین نینوایـی شد حسین --
زینبا این قتلگاه اکبر است این مقام ساقی آب آور است زینبا اینجا دگر تنها شوی دست بسته راهی سحرا شوی -- به کربلای پر بلا آمدم برای دیدن خدا آمدم -- ای زمین کربلا جان تو و جان حسین جان عالم بفدای تار گیسوی حسین ای زمین کربلا زینب شده مهمان تو کن پذیرایی ز زینب کن تماشای حسین -- محمل مران ای ساربان
--
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ساعت   توسط الله وردی
|
یابن عم کوفه میا هیچ کس یار تو نیست زین همه خلق یکی طالب دیدار تو نیست میثم آسا به سردار هوادار توام تا نگویند کسی میثم تمار تو نیست یوسف فاطمه از کوفه حذر کن که دگر غیر غم قافله ای بر سر بازار تو نیست زان همه نامه نگاری که نوشتند بیا یک نفر نامه نویس بر در دربار تو نیست پادر این معرکه مگذار که جان در خطر است برو آنجا که کسی در پی آزار تو نیست فکر و رحمی به جوانی اکبر کن ز آنکه رحمی به دل دشمن خونخوار تو نیست گر بیایی به جز از خنجر و شمشیر و سنان میزبان تو و عباس علمدار تو نیست گربیایی هدف تیر شود اصغر تو ایمن از باد خزان آن گل گلزار تو نیست لااقل اهل حرم را تو به همراه میار که حیا را خبری برسر اشرار تو نیست تا که سیلی نخورد دختر دردانه تو کوفه جای زن و فرزنددل افکار تو نیست آب مهریه زهرا ست ولی بر لب آب قطره ای بهر لب خشک گهر بار تو نیست -- اي قبله ي من روي تو-دل مي کشدم سوي تو امشب به مشام جانم-از مکه رسد بوي تو شدی آواره تو به صحرا ، کوفه ميا عزيز زهرا
شب را به سحر آوردم-تنهايم و کوچه گردم با اين لب پر از خونم-من بر تو دعا مي کردم گفتم امام من حسين است ، ماه تمام من حسين است
چون طاير بسته بالم-بر غربت خود مي نالم چشم در و ديوار امشب-خون گريه کند بر حالم مهمانم و دلم شکستند ، با ريسمان دستم ببستند
من عاشق ثاراللهم-غرق غم و اشک و آهم در کوفه نباشد ديگر-جز سايه کسي همراهم ناله ي من شنيدني شد ، مهمان کوفه ديدني شد
افتاده ام از تاب و تب-روزم شده مانند شب هر کوچه که رفتم بودم-ياد تو و ياد زينب کوفه ميا کوفه دو رنگ است ، اينجا پذيرايي ز سنگ است -- امشب به کوفه یاری ندارم بر روی دیوار سر میگذارم ای ابن ام باوفا بر من نظر کن از کوفه بگذر یاحسین ترک سفر کن
با دست بسته بر روی بامم جز گریه بر تو کاری ندارم برگرد ازین راه بلا مولا حذر کن از کوفه بگذر یا حسین ترک سفر کن
علی اصغر شیرین زبان است به دست کوفی تیرو کمان است شام غم من را بیا آقا سحر کن از کوفه بگذر یا حسین ترک سفر کن -- در کوفه حیرانی چرا مسلم به کوفه سر در گریبانی چرا مسلم به کوفه
آخر شدی تو بی معین تنهای تنها اندر بر این مشرکین از ظلم اعدا از راه احسان کن نظر مظلوم حسین جان
در کوفه حیرانی چرا مسلم به کوفه سر در گریبانی چرا مسلم به کوفه
ای یادگار مرتضی برمن نظر کن کوفه میا تو یا حسین ترک سفر کن دست منو دامان تو مظلوم حسین جان
در کوفه حیرانی چرا مسلم به کوفه سر در گریبانی چرا مسلم به کوفه -- دستم اگر عدو بست دست از تو برندارم با این لب بریده تنها تویی شعارم دست من بسته که کوته کند از دامن تو زانکه زلف منوتو بسته خدای منوتو یا حسین یا حسین اول فدایی منم خون جگر خون جگر از بی وفایی منم
تو در طواف کعبه من در منای عشقم شد کوچه های کوفه سعی و صفای عشقم همه در خواب خوشو من به تو مشغول دعا بگذر از کوفه و این مردم بی مهرو وفا یا حسین یا حسین اول فدایی منم خون جگر خون جگر از بی وفایی منم -- السلام ای دلدارم منکه سر بر دیوارم میکشد عشق حیدر. روی دارم روی دارم جرم من باشد عشق حیدر پای عشق او می ریزم سر یا علی مولا می گویم تا. دم آخر یابن حیدر. نگرانت هستم یابن الحیدر.یابن الحیدر
سر بازارم امشب می رسد جانم بر لب بگذرد از من اما. وای زینب وای زینب وای من از عصر عاشورا گردد آواره بین صحرا تو میان گودال و زینب. تک و تنها یبن زهرا. نگرانت هستم یبن زهرا. یبن زهرا
-- گریم گرفته -آروم ندارم(2 ) بالای دارالاماره به یادت - دلشوره دارم دل بی قرارم دیگه دیره اما_ اگه میشه برگرد(2) نیا کوفه آقا _اگه میشه برگرد سرگردون و حیرونم _وااا غریبم وااا حبیبم واااا شده غصه و غم نصیبم وااا جانا _برگرد _مولا _برگرد(2) برگرد _برگرد _برگرد
اینجا تموم -حرفا دروغ(2) بازار نیزه فروشای کوفه- خیلی شلوغ خیلی شلوغ دلم خون خونو سرم روی دیوار(2) زبونم لال زینب تو این کوچه و بازار وای از ظهر عاشورا وااا اسارت وااا جسارت وااا حرم مونده و قتل و غارت وااا برگرد- مولا- برگرد- مولا برگرد- برگرد- برگرد
دیدم با چشمام نیزه خیردن(2) آقا برای سر تو تو کوفه- نقشه کشیدن خیلی پلیدن به حالو روز من -همه شهر خندیدن دارن قول سوغات -به دخترها میدن میترسم از روزی که واا تو بی حال وااا تو گودال وااا داره میشه جسم تو پامال- واا برگرد- مولا- برگرد- مولا برگرد- برگرد- برگرد -- می بارد از هر بام و در، سنگ ملامت از من گذشت اما سر زینب سلامت تو اي خدای انس و جان / بر او سلام من رسان از کوفه بگذر
پیوند مهرت بسته دست و گردن من بنگر تماشایی شده جان دادن من با جسم پاره پاره ام / بین بر سر قناره ام از کوفه بگذر
خون ریزد از باغ رخم، همچون شکوفه با خون نویسم بر در و دیوار کوفه این لحظه هاي آخر است / مسلم فداي زینب است
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۳۰ساعت   توسط الله وردی
|
وقت آن آمده که حق به حقیقت برسد وقت آنست که باطل به هزیمت برسد همه دارایی این جبهه طاغوت دگر به مسلمان ز منافق به غنیمت برسد نوبتی هم که بود نوبت امروز دگر به غضب بعد دو صد حرف و نصیحت برسد بد نباشد که چو اعلان خطر هم به نظر گوشهی معجزهی دین و شریعت برسد باید امروز به گوش همهی مردم شهر جملهی «نیست جز این راه و طریقت» برسد کل اعداد در این قلب ملخص بشود قدرت یک عدد پنج مشخص بشود
آی نجران مسیحی به چه تو مفتخری به کدامین هنر و شأن و فضیلت نگری یا خدا یا که علی لیک یکی زین دو نفر داده بر حضرت مریم ز کرم گل پسری اگر آن روز مسیحا نفس عیسی شده است لحظهای کرده چو از خانهی حیدر گذری شب معراج خدا کل حقایق را گفت با همین صوت علی داد چو بر من خبری گفت لولاک و سپس از سخنش فهمیدم من شدم «هست» چو از جانب او شد نظری وحی آمد ز خداوند فإن حاجّک... که خودت را تو به همراه خودت هم ببری
همهی حکمت این واقعه در این سخن است این منم من علی ام من خود او او چو من است خاتم دین منم و درّ ثمین فاطمه است مهر امضای نبوت به یقین فاطمه است نقطهی مرکز این پنج فقط یک نفر است حلقهی وصل من و این سه نگین فاطمه است آی نجران مسیحی به خودت آی دگر مالک این فلک و عرش برین فاطمه است شرح لولاک تو را گفتم و اکنون بنگر علت خلقت حیدر که همین فاطمه است ذات حق گر به کسی گفت ز اعجاب رخش اندکی هم به کنارم بنشین فاطمه است ذات او منحصر ظرف زمان نیست بدان مادر گل پسر ام بنین فاطمه است بیت ترکیب فقط حرف دل شاعرهاست نیم از سلسلهاش مادرم اما زهراست
نوبت بعد رسیدهاست به جولان حسن ای مسیحی بنگر قدرت برهان حسن میشناسند همه شهرت جود و کرمش ملک و جن و بشر ریزهخور خوان حسن آی نجران مسیحی به خودت آی و ببین آسمان بسته به یک حرکت دستان حسن منتظر باش و نگر صحنهی آن معرکه را شتر سرخ زمین خورده ز طوفان حسن قول دادم که شوم روز جزا با عجله من خودم شافع این خیل محبان حسن مزهی جود و کرم بخشش و احسان و عطا بچشد سائل عارف ز سر نان حسن من رسولم ولی امروز خودم معترفم امتم گشته پریشان و مسلمان حسن قرص ماه رخ زیبای حسن را عشق است سفرهی پهن و مهیای حسن را عشق است
خوب بنگر که رسد نوبت دیدار حسین ای مسیحی بنگر شوکت دربار حسین هم شما هم همهی پیش و پس نسل شما بشتابید سوی کشتی جادار حسین نام اسلام اگر زنده بماند شده چون امتم تا ابدالدهر گرفتار حسین به دل آدم و هم عیسي و هم نوح و خلیل مانده این حسرت عظمی که نشد یار حسین بد به دل راه نده؛ بهر شفاعت کافیست دوستی با یکی از این همه زوار حسین
التفاتی به دل شاعر بدحال حسین... ببرم کرببلا جان من امسال حسین...
آی دنیای پرادبار دلت می آید دار پر محنت و آزار دلت می آید آی نجران مسیحی تو بگو بسته شود دست این حیدر کرار دلت می آید یا که این دختر من بشنود از گل کمتر پشت در ناله زند زار دلت می آید حسنم پیر شود در غم آن ضربه که وای... مادرش خورد ز دیوار دلت می آید پسر دختر من گر که شود با لب خشک کنج گودال گرفتار دلت دلت می آید دختر دختر من زینت ما پنج نفر بشود راهی بازار دلت می آید ذکر هر روزهی جبریل امین بر لب بود بر سر اهل کسا روح عبا زینب بود --- نبودم ندیدیم که محشر بپا شد شنیدم دو دست تو از تن جدا شد
میدونم که خیلی خجالت کشیدی صدای عمو آبو وقتی شنیدی غم تو ابوالفضل قرارم رو برده شنیدم سه شعبه به چشم تو خورده
شنیدم سرت را شکستن سرت را روی نیزه بستن من آروم ندارم-شده گریه کارم --- حسینم بدون تو یاور نداره براش من بمیرم که مادر نداره
حسینم رو تنها غریب گیر آوردن به سمت خیامش همه حمله بردن بمیرم که زینب تو مقتل چی دیده زده بوسه بر اون گلوی بریده
تو رفتی جسارت شروع شد تو رفتی یو غارت شروع شد ابالفضل نگارم-شده گریه کارم --- ابالفضل براتو چشام خون میباره شنیدم که مشکت تو شد پاره پاره نبودی که زینب رو بردن اسارت به آل پیمبر چقد شد جسارت
نبودی که زینب رو بردن اسارت به آل پیمبر چقد شد جسارت هنوزم دل من ازین غم کبابه مگه جای زینب تو بزم شراب
به زخم دل تو نمک خورد نبودی رقیه کتک خورد ببین حال زارم-شده گریه کارم
آه از دوری،آه از دوری هر شب هستم... حرمِ تو ولی می بینم،که دوباره- خوابم انگار... وای از تکرار... من میترسم... بمیرم،نبینم،حرمِ تو رو،از این- غم می میرم بی تو ارباب... خواب می دیدم... که به پای ضریحِ تو،اشکایِ نم نم بارون میشه... من تو رؤیام... می دیدم،که دلم،تویِ صحن تو آقا مهمون میشه خواب می دیدم... من و اشک و حرم تا سحر می مونیم تنهایِ تنها من میگفتم،همه دردِ دلامو کنارِ ضریحت با تو آقا آقام... آقام
دوسِت دارم،دوسِت دارم کاری کردی... تو با این دلِ خسته، که تا نفسی هست از داغِ تو خون میبارم... تو رؤیاهام... می بینم، که میامو رویِ قدمای تو آقاجون سر میذارم.... من دلتنگم... برا نیمه شبای حرم دمِ ایوون، باز بی تابم هر شب آقا... به امیدِ زیارتِ تو،توی رویاهام میخوابم... من دلتنگم... شب و روزمو فکرِ حرم میدونی پُر کرده آقا... کاری کن تا... دلِ عاشق و خسته ی من حرمت برگرده آقا.... آقام... آقام
عاشق هستم ،عاشق هستم
--
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۲۳ساعت   توسط الله وردی
|
گر تمام حسینیان یکجا همه گردند از حسین جدا همه ی روضه ها شود تعطیل خیمه های عزا شود رها همه گویند حکم عقل این است حفظ صِّحه نمای روضه نیا با غرض بی غرض همه گویند بیم جان است در محیط عزا به خدایم قسم نمی آید خم به ابروی سید الشهدا فاطمه هست و روضه می گیرد چه نیازی به روضه های شماست --- دلم گرفته بهانه سلام شاه نجف که قبله گاه دلم گشته بارگاه نجف تمام صحن علی بوی فاطمه دارد شمیم سیب بیاید میان راه نجف صفای هر سحرش، گریه بر غم زهراست به گوش می رسد آرام سوز و آه نجف قدم زده دل شب در میان نخلستان امان ز کوفه و خون آبه های چاه نجف قرار ما همه باب الرضا همان جایی که سوی شاه خراسان بُوَد نگاه نجف قسم به نم نم اشکم پس از اذان صبح چقدر بوی حسین می دهد پگاه نجف -- بگویید با دل که دلبر علیست به سرها بگویید سرور علیست بگویید قند مکرر علی است و از هرچه گفتند برتر علی است به قرآن که ساقی کوثر علیست
بود واجب از مرتضی دم زدن از آن آفتاب خدا دم زدن از آن شاه بی ادعا دم زدن و باید از او بی ریا دم زدن که بیزار از هرچه منکر علیست
قدم هام شد وقف راه نجف به شوق رسیدن به شاه نجف و یک سجده در بارگاه نجف منم عبد و حیدر اله نجف که الله را اصل و مظهر علیست
علی صاحب قبضه ی ذوالفقار علی بهترین معنی اقتدار علی صاحب الامر و الاختیار علی غرق در ذات پروردگار و از حد ادراک برتر علیست
ملک مست یا ربنای علیست فلک وصله ای بر عبای علیست بهشت عکس ایوان طلای علیست صدای خدا هم صدای علیست نبی گفته بر پیکرم سر علیست
امیری برازنده ی مرتضاست بزرگی خودش بنده ی مرتضاست بهشت نبی خنده ی مرتضاست به نامی که زیبنده ی مرتضاست فقط ذکر خاتون محشر علیست ....
کریم است و اولاد او هم کریم صراط علی جاده ی مستقیم جنان مهر او هست و قهرش جحیم شده مرهب از ضربه ی او دو نیم کسی که کند فتح خیبر علیست ...
دو شمشیر را توأمان می زده دو تا نیزه را همزمان میزده علی سر ز دشمن چنان میزده که سر ، چرخ در آسمان می زده به هفتاد لشگر برابر علیست ...
اگر ضربه میزد سپر می شکافت نه تنها سپر ، مغز سر می شکافت سر و سینه تا به کمر می شکافت علی نعره میزد جگر می شکافت فقط لایق نام حیدر علیست ...
سلیمان اگر حشمت الله شد غبار قدم های این شاه شد هرآن کس کزین راز آگاه شد ولی خدا را هواخواه شد که دردانه ی حی داور علیست
علی نقطۀ با ، علی با خداست در امواج دریا علی ناخداست علی عالی و رب اعلا خداست بلندای مولای من تا خداست در اول علی بود و آخر علیست
علی پهلوانی غرور آفرین علی نور محض است و نور آفرین نگاهش شراب طهور آفرین تمامی اشعار شور آفرین پراز مدح مولای قنبر علیست
نبی گفت من کنت مولاه را نشان داد بعد از خودش راه را و ابلاغ کرد امر الله را بگیرید دامان این شاه را چرا که تمامی دین در علیست
سخن بیش از پیش شد دلپذیر که گفتم از آن دلبر بی نظیر به من یاد دادند روز غدیر علیٌ امیری و نعم الامیر وصی بحق پیمبر علیست -- تکیه کلام خدا علی- مولا سلام خدا علی- مولا معرفی نامه ی -شیعه به نام خدا علی- مولا نور لم یزلی -حیدر حیدر حیدر حیدر اصل بی بدلی -حیدر حیدر حیدر حیدر نبض قلب زمین- حیدر حیدر حیدر حیدر مولانا یا علی -حیدر حیدر حیدر حیدر
مراد آمنو، نگین تـُنـفـقـو، شهادتین بگو، یاحیدر شکوه خند رو، امید و آبرو، تموم آرزو، یاحیدر علی علی علی علی(3) یاحیدر
اصل وجود بهشت علی مولا سرود بهشت علی مولا براتِ صراطه و رمز ورود بهشت علی مولا مکه مسلم تو حیدر حیدر حیدر حیدر کعبه مُحرم تو حیدر حیدر حیدر حیدر عشقت فاطمه و حیدر حیدر حیدر حیدر عشق فاطمه تو حیدر حیدر حیدر حیدر
آیینه ی خدا، وصی مصطفی، علی مرتضی یاحیدر ولی انما، کریم هل اتی، امیر ماسوا -یاحیدر علی علی علی علی(3) یاحیدر
میخونه قرآن ازت علی مولا با هر عبارت علی مولا اینه همه حرف پیغمبر فقط و فقط علی مولا ای آیات مبین حیدر حیدر حیدر حیدر عین عین یقین حیدر حیدر حیدر حیدر اسمت روی لبم حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر حبل متین حیدر حیدر حیدر حیدر
امام و سروری، امین داوری، خود پیمبری یاحیدر شراب کوثری، شفیع محشری، تو از همه سری، یا حیدر علی علی علی علی(3) یاحیدر -- مستم به تولاتو ، خاکم به سر پاتو امشب شب عید و من میبینم رویاتو
امشب تو رویام با عشق ِ بیعت با تو می بوسم از سر تا پاتو
ای دین و زندگی من مولا
بخن بخن ابالحسن مولا جون هر کی که دوست داری امشب به ما هم یه سری بزن مولا
مولا مولا علی علی مولا
هر کس به تو دل داده از هر نظر آباده هر چی به جز عشق تو از چشمش افتاده
شد کامل با تو دین پیغمبر جانم جانم جانم ، حیدر حیدر
سرمست از باده ی غدیرم من عیدی از فاطمه میگیرم من هم دینم هم تمام هستیمو مدیون ِ حضرت امیرم من مولا مولا علی علی مولا ==
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۱۷ساعت   توسط الله وردی
|
دم نوحه, [26.07.20 12:48] شاهد کربلا شد کشته از کين مدينه و بقيع زائر ندارد پنجمين رهبر دين و ولايت ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شهادت_امام_باقر_علیه_السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ✘تلگرام JOin↶ دم نوحه, [26.07.20 12:51] شد کشته از کين محبوب داور از اين مصيبت دلها غمين است امشب مدينه زائر ندارد امام باقر با سوز ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شهادت_امام_باقر_علیه_السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ✘تلگرام JOin↶ دم نوحه, [26.07.20 12:56] الهي الهي ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شهادت_امام_باقر_علیه_السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ✘تلگرام JOin↶ دم نوحه, [26.07.20 12:59] حجت کبريا سبط پيمبر با قر العلومِ دين پيمبر پنجمين رهبر قرآن و آئين ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شهادت_امام_باقر_علیه_السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ✘تلگرام JOin↶ دم نوحه, [26.07.20 13:02] فاطمه حزین است-فاطمه حزین است شـــــد امــام بـاقـــر-شــد امـام بــاقـــر مــدينه غوغــــا شــد- مـديــنه غـوغـا شـد ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شهادت_امام_باقر_علیه_السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ✘تلگرام JOin↶ دم نوحه, [26.07.20 13:06] ميرسد از مدينه بانگ وا غربتا چشم و دلهای شيعه در بقيع زائر است آفتاب علوم خاتم المرسلين ↫ ﴿دم نوحه مرجع اشعار و نوحه های سنتی﴾ #شهادت_امام_باقر_علیه_السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ✘تلگرام JOin↶
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۰۵ساعت   توسط الله وردی
|
|