|
ای مرا آشفته کرده حال تو دیده و جان و دلم دنبال تو عزم وصل حق تعالی کرده ای ترک جان یا ترک بابا کرده ای روح من با این شتاب از تن مرو ای تمام عمر من بی من مرو کم زهجر خویش قلبم چاک کن باز گرد از دیده اشکم پاک کن راه غم بر قلب تنگم باز شد غربتم با رفتنت آغاز شد ای دل صد پاره ام پیراهنت اشک ثار الله وقف دامنت می روی این قوم سنگت می زنند گرگ های کوفه چنگت می زنند صبر کن بابا تماشایت کنم سِیر حسن و قدّ و بالایت کنم بعدِ عمری حاصل من داغ توست جان بابا قاتل من داغ توست -- این علی بن حسین بن علی حیدر نیست جز امامت ز علی شیر خدا کمتر نیست دشمن از برق نگاهش بستوه آمد وگفت گفته بودند که در کرببلا حیدر نیست هر چه نزدیکتر آمد همه فریاد زدند این جوان کیست اگر حضرت پیغمبر نیست رجزی خواند که فرزند حسین آمده است روبهان را حذر از پنجه شیر نر نیست؟ من نه از بهر دفاع پدرم آمده ام غیر از این حجت دادار مرا رهبر نیست ------------------- چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست و از این پیرجوان مرده کمانی تر نیست در کنار توأم و باز به خود می گویم نه حسین،این تن صد چاک علی اکبر نیست دست و پایی،نفسی،نیم نگاهی،پلکی غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست هر کجا دست کشیدم ز تنت گشت جدا بند بندت همه پاشیده دگر پیکر نیست دیدنی گشته اگر دست و سر و سینه تو دیدنی تر زمن و خنده این لشگر نیست استخوانهای تو و پشت پدر هر دو شکست بازهم شکر کنار من و تو مادر نیست -- تو تنت تا شده و تا شده من هم کمرم مثل تو درد گرفته همه ی بال و پرم گرچه من عین حسن زهر نخوردم اما پاره پاره شده حالا همه جای جگرم ترسم این است که زنهای حرم جان بدهند گر ببینند که افتاده ای از پا پسرم چشم من تار شده یا که تو کوچک شده ای علی اکبر، علی اصغر شده ای در نظرم خبرش پخش شده پخش شدی روی زمین خبرش پخش شده ریخته ای دور و برم من از این چند برابر شدنت فهمیدم چقدر کینه به دل داشته اند از پدرم بغلت میکنم و از بغلم میریزی آه بابا چه کنم با تو و این دردسرم با چنین ریخت و پاشی که شدی ممکن نیست که تو را یک نفری تا دم خیمه ببرم دارد از سمت حرم عمه ی تو میآید ولدی گفتنم انگار رسیده به حرم -- (اگه که پا نشی..) جم کردن علی کار بابا که نیست علی اکبرم یکی دوتا که نیست خدا چه داغی رو جیگر دارم من توی عبا صدتا پسر دارم من
باور نمی کنم تو علی اکبری از یک علی علی خیلی تو بیشتری پاشو دارن راهو به من میبندن بیشتر بشی بیشتر به من میخندن
-- اهلِ حَرَم از غمت - کردن همه سینه چاک افتاد پدر از نفس - افتادی تا روی خاک
سخته برا پدر که پیشِ چشمای تَرِش پاشو بکوبه رو زمینِ صحرا پسرش اما نتونه کاری کنه واسه جگرش
نالَت رو تا شنیدم -از دلِ میدون پسرم صدبار از غصه دادم -جون پسرم وایِ من افتادی توو -خون پسرم علی وااای
آتیش به دلم زدن - با قتلِ تو اکبرم روحم دیگه پر کشید - بعد از تو ز پیکرم
تیشه به ریشه ی پدر زدن با کُشتنت چی سرت اومده اینجوری پاشیده تنت تیکه به تیکه پخش شده تو صحرا بدنت
انتقامِ خیبر و از تو گرفتن بخدا یک لشکر ریخته سرِ تو بی هوا نقطه به نقطه تنت زخمه بابا علی وااای
هیشکی نمی دونه که - داغ تو بامن چه کرد پاشو یه کاری بکن - واسه مَنِ پیرِمَرد
پاشو یه کاری کن دارم می اُفتم از نفس پاشو یه کاری کن دیگه بابا نداره کَس دنیا برای من بدون تو میشه قفس
داره می خنده یه لشکر به زمین خوردنِ من نزدیک بود پیشِ تنت مُردن من عمّه اومد واسه ی بُردن من علی وااای
-- چون علی سوی قتلگه سفر می کند مادرش در حرم پسر پسر می کند ای گل احرم لاله ی پرپرم یا بنی
سر منه روی خاک ای گل رعنای من حال جان دادنت برده شکیبای من ای عزیز دلم حل نما مشکلم یا بنی
از تو نبود روا پیش پدر خواب خوش جان دهم جای تو تا تو نگردی خموش ای گل احرم لاله ی پرپرم یا بنی
با لب غرق خون مرا صدا میزنی من نگه میکنم تو دستو پا میزنی ای علی اکبرم. لاله ی پر پرم یا بنی -- یابن شمس الضحی، یابن طاها یابن الزهرا، تصدق علینا و انا العبد، انت مولا، ابی عبدالله حسین جان - سایهی سرم - خورده از کرم - به تو مسیرم حسین جان - اگر نوکرم - داده مادرم - به روضه شیرم ارباب من، ای حسین جان 3
می روی از حرم سوی میدان می روی می بری از پدر جان ماه لیلا، در پی ات شد، خیمه پریشان علی جان – می روی ولی – شتابان مرو – یوسف بابا علی جان – قدم بزن تا – کند تماشا – عمه قدت را رفتی آه از/ دل کشیدم کی من از تو/ دل بریدم دنبال تو/ می دویدم ماه لیلا علی اکبر 3
می کشانم خودم را به سویت میکشم لخته خون از گلویت دست قاتل، زده بابا، شانه به مویت علی جان - در کنار تو - خنده ی عدو - میکشد مرا علی جان - آبرو بخر - عمه را ببر - سوی خیمه ها چشم زینب/ پر ستاره قلب بابا/ پر شراره ای تسبیح/ پاره پاره ماه لیلا علی اکبر
-- ابولولو....
دوعالم تحت- فرمان -علی ابن -ابی طالب منم از نسل- سلمان- علی ابن- ابیطالب مسلمانم. مسلمان علی ابن ابیطالب
من الله و ولی یالله . منم بنده و فقط علی مولا همه مملوک. علی مالک. همه زره محضرش علی والا
وجه خدا جلوه فاتح هر غزوه کعبه علی. صفا علی. سعی علی. مروه ای عبدی حیدر از ازلی حیدر دین علیو. دائمی یو لمیزلی. حیدر علی مولا علی مولا
-- من. حیدرم تجلی الله هم من. آسمان معرفت را ماهم من. قائل قول سلونی هستم من. حیدرم ز سر حق آگاهم معرفتی بالنورانیه. معرفت الله به من ببین خدای عالم. ای عاشق آگاه
انا خلاق روح-انا ناجی یه نوح انا موسی. انا عیسی انا یعقوب و هود
انا حجل المتین-انا حق الیقین انا اول انا آخر انا ذات البروج یا حیدر....
من. حیدرم ظهور من در کعبه من. حیدرم کعبه ز شعنم قبله من. حیدرم ولایتم توحید من. افضلم ز انبیا در رتبه ولایتی ولایه الله. منم ولی الله خدا ز من شده هویدا. ای شیعه ی آگاه
انا شمس الضحا-انا بدرالدجا انا محشر. انا میزان انا یوم الجزا
انا ام الکتاب-انا فصل الخطاب انا رازق. انا خالق انا رکن الهدا یا حیدر...
من. قمر هاشمیان عباسم من. یه دلیر پهلوان عباسم من. پسر حیدرمو جنگاور من. ساقی تشنه لبان عباسم ذکردل عاشق و شیدا. یا قمر الله هو قمر الله. ساقی الا. حضرت سقا
انا شیر عرب-انا حیدر نصب انا سقا. شه و مولا انا ساقی لقب
انا سیمای رب-انا فخر عرب انا منان. انا حنان انا رب الغظب یا عباس. ابوالفضل -- من موندم با یه حسرتی نگات کردم تو رفتی با یه حسرتی نگات کردم از میدون با یه ناله ای صدام کردی تا میدون تو پریشونی صدات کردم میدون مثه کوچه و اکبرم مثه مادر مقتل مثه کوفه و اکبرم مثه حیدر ای آهوی رمیده از حرم صید پریده بی پرم غرق به خون علی اکبرم چه خاکی شد بر سرم
از آهت یه نگاه شعله ور دارم از حالت به خدا بابا خبر دارم این جسم عربا عربتو بگو باید از رو خاک چطوری من آخه بردارم جسمت پاره پاره شد کربلا غریبونه ای کاش چیزی از تنت روی خاک جا نمونه وای میرسه صدای خنده ها وقتی تو می زنی دست و پا مرگم و می خواستم از خدا امون از این کربلا -- تو حسین همه ای همه دوست دارند پسر فاطمه ای همه دوست دارند تو چقدر آقایی خوب و بد میخواهنت تو مثل دریایی خوب و بد میخواهنت
یه دنیا کشته مرده _یه دنیا شیدا داری دلت بزرگه آقا_ تو قلب دریا داری تو حرمت آقا جان_ برا همه جا داری حسین ابا عبدلله
تو کریم ابن کریم همه دوست دارند از همون قدیم ندیم همه دوست دارند مهربون اربابی بدا رم دوست داری تو مثل بارونی همه جا میباری
بهتر بگم بارونه _که مثل تو میمونه کسی با دست خالی_ نرفته از این خونه دلم هواتو کرده_ امام رضا میدونه حسین اباعبدالله
جای تو توی دلاست همه دوست دارند آره این کار خداست همه دوست دارند واسه زخماتون خوب و بد گریونه خشکی لبهاتون روضه رو میخونه
تو تشنه بودی اما_ مرکبا سیراب بودن تموم اهل خیمه_ تو حسرت آب بودن تو رو زدن یک عده_ که مثل مرداب بودن حسین ابا عبدالله -- مثل برگ پاییزی- گناهامو میریزی دوری از حرم داره- چه حس غم انگیزی
هر چی که دارم بگیر- اسمتو ازم نگیر بزار بیام کربلا -اسممو قلم نگیر
در زدم درو وا کن- گریه هامو دریا کن تو همین شب روضه- کربلامو امضا کن
ای امید اول و- ای امید آخرم هر کی بگه یا حسین -من باهاش برادرم
با نگاه بارونی- با دلی که آشوبه بین این همه عاشق- باز تو راهم دادی خوبه از در خونت منو -رد نکن فقط همین دیدن شیش گوشتو- قسمتم کن اربعی --
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۰۳ساعت   توسط الله وردی
|
از داغ لب به هم زدنت، مادر آب شد ماهی اگر شنید، به دریا کباب شد بوسید بس که پنجه مشکل گشای تو بی شیر بود و شیره جانش مُذاب شد چشمان نیمه باز تو در زیر آفتاب بر روی نیزه باعث مرگ رباب شد آهسته گو، سکینه دلش شور میزند گهواره را تکان مده، اصغر به خواب شد معلوم شد خدا به عزای تو گریه کرد با آن نوای تسلیتی که خطاب شد لبخند شیرخوار، دل آباد میکند اما ز خنده تو دو دنیا خراب شد گهواره تو! آن همه دستان مهربان بعد از تو حیف، بسته میان طناب شد -- به تو گفتم نکن گریه؛ نگفتم قهر کن با من نکردی قهر اگر مادر؛ چرا با من نمیجوشی به تو گفتم مکن ناله؛ نگفتم ترک گفتن کن چرا بر لب زدی ای مونس دل، قفل خاموشی به تو گفتم تبسّم کن؛ به روی من نه بر پیکان سپردی مادرت را عاقبت، دست فراموشی به تو گفتم بخواب اصغر به دامانم؛ نه زیر گل تو آخر قوّت قلب منی و زیب آغوشی -- مثلا تو رو تاب میدم؛ مثلا به تو آب میدم! مثلا تو صدام کردی؛ من با خنده جواب میدم… مثلا عمو برگشته؛ شدم آره خیالاتی مثلا همه جمعیم و توی آغوش باباتی! یه مادر وقتی لالایی نخونه میمیره گوشه ی خونه… درد منو کی میدونه؟ یه مادر که زیر سایه نمیره؛ همش بهونه میگیره لالایی گلم؛ تشنه ی یه جرعه آب علی… لالایی گلم؛ بیا بغلم بخواب علی! -- تو رفتی و دلم درمونده اصغر لباسات روی دستم مونده اصغر تو رفتی و پدر هم جای تلقین برای تو لالایی خونده اصغر -- -- دیدند خسوف رخ همچون قمرش را ای کاش به خیمه نبرد کس خبرش را من ماندمو یک طفل فقط مانده برایم پنهان کند از چشم ترم چشم ترش را تلخ است پدر گریه کند طفل بخندد سخت است ببیند پسر محتزرش را آنقدر در این دست کسی نیست که باید این طفل در آغوش بگیرد پدرش را آن تیر که انداخت یل ام بنین را آییدو ببینید به کودک اثرش را این قسمت من بود شود طفل دو قسمت آورده پدر سوی حرم دو پسرش را ماندم چه کنم دفن دو شش ماهه چه سخت است اول بدنش دفن کنم یاکه سرش را -- خجالتم نده اینجوری جون نده اینجوری جون بدی خیلی برام بده خمشدن سر تورو تا دیدن یه عده ای حرملرو بوسیدن
بیا رباب ببین چه کاری کرده ام وقتی سه شعبرو بیرون کشیده ام سرو بدن جدا شده رو دستم با بند قنداق سرو تن رو بستم
-- شیرین زبانم اصغر شش ماهه کودک من ای آخرین امیدم سرباز کوچک من آمدی تا که پدر حلق تو سیراب کند عوض آب تورا تیر جفا خواب کند اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند
رنگ از رخ قشنگت بابا چرا پریده آتش زدی به جانم صید به خون تپیده مانده گهواره تهی منتظر دیدن توتست چشم گریان پدر مات ز خندیدن توست اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند
آب روان عدو بست به سوی خیمه گاهم لب تشنه میزنی پر ای طفل بی گناهم کام خشکیده تو میزند آتش به دلم کن حلالم پسرم منکه ز رویت خجلم -- آب را بستند امشب بر حریم شاهدین یا اله العالمین العطش بر شد ز طفلان تا به چرخ هفتمین یا اله العالمین امشب اندر کربلا و خیمه ها غوغا بود ناله ها بالا بود هست گریان زین مصیبت حضرت روح الامین یا اله العالمین این من و این نوجوانانم همه بهرخدا آمدند در کربلا دور آل الله بگرفتند خیل مشرکین یا اله العالمین --
آروم جون رباب(بخواب علی لای لای۲بار) آه ای لب تشنه ی آب(بخواب علی لای لای۲) آروم توی بغلم(بخواب علی لای لای۲) جون مادر عسلم(بخواب علی لای لای۲)
الهی مادرت فدات/فدای بی قراریات آنام آتام لای لای/علی بالام لای لای ای علی لای لای ای علی لای لای ______________________________________
از بخت بد عزیزم(هوا چقد داغه۲بار) داری آتیش میگیری(میون قنداقه۲) سوز گریت عزیزم تو(صحرا پیچیده۲) روز پرپر شدنت(عزای خورشیده۲)
عالم فدای گریه هات/نداره جوهره صدات علی بالام لای لای علی بالام لای لای ای علی لای لای ای علی لای لای ______________________________________
باتو من جون میگیرم(چشات مسیحامه۲بار) خشکی روی لبات(کویرِ دردامه۲) دلخوشی هامو نگیر(ازم علی اصغر۲) میدونم دوست نداری(که دق کنه مادر۲)
-- به کمک عمه جونت- بچه ها رو خوابوندم تو سخت ترین شام غریبون عالم حالا تو این بیابون- دنبال تو میگردم گل نازم خیلی پریشون حالم
لالایی گل نازم -صدا کن منو بازم بیا تا برات از دستام گهواره بسازم
لالایی لالایی- یعنی الآن کجایی لالایی لالایی- کجای کربلایی
عمه -حتما- میدونی- این داغو از چشمای سرخش- معلومه هر کشته ای- گریه –کن- داره اما ای وای- بچم- مظلومه
لالایی گل نازم -صدا کن منو بازم بیا تا برات از دستام گهواره بسازم لالای لالای لالای لالالالا لالایی .. -- -- خدا هر گناهی باشه- به حسین میبخشه هیشکی ناامید نباشه به حسین میبخشه وعده دادن به وفاشه به حسین میبخشه خدا هر چی روسیاه و به حسین میبخشه من افتاده به چاه و به حسین میبخشه بندههای بی پناه به حسین میبخشه بزار بگم با زبون ساده همین حسین حسینم از سرم زیاده خدا اجازه شو به هر کسی نداده
اگر گناه من زیاده خدا به من حسینو داده میدونم که از تو هستم به تو برمیگردم سر اون عهدی که بستم به تو برمیگردم با همین دل شکستم به تو برمیگردم
همه ی دار و ندارم به تو بر میگرده همه عشقی که دارم به تو برمیگرده من تموم اعتبارم به تو بر میگرده بزار بگم با زبون ساده همین حسین حسینم از سرم زیاده خدا اجازه شو به هر کسی نداده نماز شکر من زیاده خدا به من حسینو داده -- میدونی. زیاد. نمیمونم میدونم. زیاد. نمیمونی تو تلزی. میکنی. علی بارونم. بیاد. نمیمونی
تو میری میاد. چی به سرم نگفتن که من. یه مادرم من از حرمله. نمیگذرم علی اصغرم
خشکی یه لباتو تا دید چشای تر بابات سوخت گهواره ای که عمو ساخت تو آتیش خیمه ها سوخت بگیر بخواب لای لای علی (3) لای لای جون رباب لای لای علی (3) لای لای واااااااااااای ووااااااای
پشت. خیمه. بیقرارتم اینو حس. مادری. میگه کاش حالا که خاک. شدی. علی روی. نیزه ها. نری دیگه
سه شعبه زدن. به حنجرت یه دست پیکرت. یه دست سرت حالا چی بگم. به مادرت علی اصغرم
دلشو ندارم آخه. سر خاک تو بشینم حرمله نذاشت بزرگشی. دومادیتو من ببینم
رو نیزه ها رفتی لای لای علی (3) لای لای بی من کجا رفتی لای لای علی (3) لای لای
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۰۲ساعت   توسط الله وردی
|
|