همه جا شور عزای تو به پا می بینم

عالم اندر غم تو غرق عزا می بینم

همه جا نام دل آرای تو را می شنوم

جلوه ی روی تو را در همه جا می بینم

در هوای تو چنان دیده و دل صافی شد

هر کجا می نگرم کرب و بلا می بینم

هر کجا زمزمه آب روان می شنوم

در خیالم لب عطشان تو را می بینم

روی خورشید تو و ماه بنی هاشم را

جمع بین قمر و شمس و ضحی می بینم

عجب از صبر تو دارم به دریای بلا

--

خیلی پریشونم -رو خاک این صحرا

هی زیر لب میگم- با گریه یا زهرا

دلشوره دارم از- دیدن این لشگر

تو قلب شون کینه- تو دستشون خنجر

ترسم از اینه یه روزی اینجا تنها بمونی داداش

تو رو ببینم میونِ مقتل غرق به خونی داداش

سالار زینب سالار زینب سالار زینب ای وای

منو نذار تنها کنارِ خواهر باش

اینجا نزن خیمه به فکرِ اصغر باش

رباب و میبینم که دل پریشونه

کناره گهواره نشسته گریونه

خرابِ حالش دل بیقرارِ انگاری داره میبینه

که راس اصغر غرقابه ی خون به روی نی میشینه

سالار زینب سالار زینب سالار زینب ای وای

بیا تا برگردیم این سرزمین شومِه

زینبت اینجا به جدایی محکمِه

بین یه لشگر که حرمله همراشِه

دلت میاد زینب غریب و تنهاشه

دلت میاد که به خواهر تو بشه جسارت ای وای

بادست بسته تا شام و کوفه بره اسارت ای وای

سالار زینب سالار زینب سالار زینب ای وای

الهی که زینب نبینتت بی حال

الهی که هیچوقت نیوفتی تو گودال

کاش نشه تو این دشت دور تنت غوغا

کاش نذارن روی سینه ی یارم پا

دست خودم نیست داداش اگر که دست و پاهام میلرزه

ای کاش بمیرم ولی نبینم توی گلوتِ نیزه

سالار زینب سالار زینب سالار زینب ای وای

--

حسین-بیا برگردیم

ای- همه داروندارم

ای -همه ی کسو کارم

من -کیو غیر تو دارم

صداي گريه ميرسه- اينجا كه وايساديم كجاس

نگو كه اينجا كربلاس- نگو كه اينجا قتلگاس

بوي جدائي ميرسه- دلم داره شور ميزنه

غريب مادر ميشنوم- صداي مادر منه

ببين دارم دق ميكنم -از گريه هاي بي صدات

نميتونم گريه كنم- جلو چشاي بچه هات

--

یا صاحب ...

امشب دارد دلم ، حالو هوايي

حسين ابن علي ، شد كربلايي

آمد امام ماه تمامم

يا صاحب الزمان عاجرك الله

آمد يك آسمان ، ماه و ستاره

در اين قافله هست ؛ يك شير رو خاره

طفل رباب است چشمش به باب است

يا صاحب الزمان عاجرك الله

آيد ز هَر جهت ، بوي گل ياس

يه سوي علقمه ، مي آيد عباس

با اشك و ناله آمد سه ساله

يا صاحب الزمان عاجرك الله

--

گوش دل وا کنید- ای همه عاشقا

میرسد نغمه -زنگ یک کاروان

ز حالو روزشان- بی تابم ای دل

به فکر خواهر- اربابم ای دل

تموم ترس- من قحطی یه آب

به فکر کودک- بی شیرم ای دل

خواهری گریون- گشته دوچشمانش

به یاد حرفای- آخر بابا

کربلا زینب- یاور و یار تو

میون اهریمن -بی کسو تنها

-التماست میکنم برادر جان

بیا و برگردیم- شهر مدینه

دلهره دارم که زینبت روزی

تورو به زیر دستو پا ببینه

حسیننن- واااااا 3

این سفر آخرش دردو رنج و بلاست

قتلگاه عشاق دشت کربوبلاست

خدا تورو ازم یکدم نگیره

که بی تو خواهرت حتما میمیره

پس- از -تو زندگی- عین عذاب

ز کینه ی عدو زینب میمیره

بوی هجرانو جدایی می آید

بگو که از پیشم نمیری آخر

وعدمون این بود همیشه و هرجا

کنار هم باشیم تا رو محشر

-چیشده حالا قصد سفر داری

اونم تکو تنها بدون زینب

یا حذر کن از رفتنو یا اینکه

ببر منو با خود بجون زینب

حسیننن- واااااا3

شبا خواب میبینم که به غم میشینم

زیرنعل مرکب تنتو میبینم

میبینم اکبرت شد اربا اربا

حیفه که جدا شه دستای سقا

قاسم ابن الحسن سینش شکسته

دخترت به زیر مشت و لگد ها

خیمه ها در بین شعله های غم

غارت گوشواره شده چه آسون

میشود تقسیم خلخالو چادرها

زبی حیایی یه عدوی ملعون

-خیزران میزد عدو به لبهایت

به پیش چشم بچه هات برادر

تا نگردیده خواب شبم تعبیر

بیاو برگردی به جون مادر

حسیننن- واااااا3

--

قرار نبود لباس احرام تو بوریا بشه

سر از تنت جلو چشم جدا بشه

تنت رو خاک کربلا رها بشه

قرار نبود که این همه بلا یه جا سرم بیاد

دشمن تو به سمت این حرم بیاد

صدای گریه های مادرم بیاد

حسین من حسین من حسین من

چی شد داداش سعی و صفای تو به کربلا رسید

فقط به تو یه تیکه بوریا رسید

طواف پیکرت به نیزه ها رسید

چی شد داداش یه عده ای تو رو برا سواب زدن

علیِ اصغرو جلو رباب زدن

رقیتو تو مجلس شراب زدن

--

+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۴/۲۸ساعت   توسط الله وردی  | 

حاجت به شرح آن نیست،دردی که خود عیان است
این اشک شور گونه، شیرین ترین بیان است
از عشق یوسف مصر یک دل فقط جوان شد
در خیمه ی حسینی، دلها همه جوان است
بالاترین عبادت، شادی قلب زهراست
شادی قلب زهرا، ذکر حسین جان است
زهرا تمام ما را با اسم می شناسد
نزدیک درب هیئت چشم انتظارمان است
این سرخی بدن ها، یا این به سرزدن ها
از جهل سینه زن نیست، از عشق بی کران است
"اینجا گناه بخشند، کوهی به کاه بخشند"
وقتی که پیرمردی، با عشق روضه خوان است
آهی کشید خواهر در ماتم برادر
این آه تا قیامت در سینه ها نهان است
مثل لب برادر، خون شد جبین خواهر
گویا که چوب محمل همدست خیزران است
--

رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم

این سفر بار گران است بیا برگردیم

صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود

خواهرت دل نگران است بیا برگردیم

چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده

قصه ی مرگ جوان است بیا برگردیم

صحبت از دیده ی دریایی عباس شده

تیرها بین کمان است بیا برگردیم

ساربان خیره شده بر خَم انگشتری ات

خنجرش نقره نشان است بیا برگردیم

خواب دیدم که سرت بر سر خاک افتاده

رنگ این خاک همان است بیا برگردیم

یک طرف این همه زن- در طرف دیگر جنگ

لشگری چشم چران است بیا برگردیم

مردی از کوفه بعید است بیا برگردیم

دعوتش وعده وعید است بیا برگردیم

 

قدر کافی به غم و غصه دچارم کافیست

طاقت دیدن داغ تو ندارم؛ کافیست

چقدر دلهره و غم سر پیری دارم

پدرم گفت که یک روز اسیری دارم

پدرم گفت که گودال بلا می بینم

سر نی زلف پریشان تو را می بینم

حرمله تا نرسیده ست بیا برگردیم

نقشه ای تا نکشیده ست بیا برگردیم

خواهرم ؛ حق بده والله که بی تقصیرم

خار هم پای تو یک روز رود می میرم

طاقت نیزه به پهلوت ندارم؛ دارم؟

طاقت پنجه به گیسوت ندارم؛ دارم؟

بعد تو جان علی ماندن من جا دارد؟

نیزه خوردن به گلوی تو تماشا دارد؟

--

سیدی ماکو مثلک الغریب

بیا برگردیم مدینه اخا

خیمه برپا مکن جان بچه ها

 

-این بیابون آب نداره حسین

تشنگی واسم عذاب حسین

 

-بغض من مونده تو گلو چرا

اینجا میمونی زیر دستو پا

 

-خاک این صحرا غم داره اخا

میگه میمونی زیر مرکبا

 

--

گوش دل  وا کنید- ای همه عاشقا

میرسد نغمه -زنگ یک کاروان

 

ز حالو روزشان- بی تابم ای دل

به فکر خواهر- اربابم ای دل

تموم ترس- من قحطی یه آب

به فکر کودک- بی شیرم ای دل

 

خواهری گریون- گشته دوچشمانش

 به یاد حرفای- آخر بابا

کربلا زینب- یاور و یار تو

 میون اهریمن -بی کسو تنها

-التماست میکنم برادر جان

بیا و برگردیم- شهر مدینه

دلهره دارم که زینبت روزی

 تورو به زیر دستو پا ببینه

حسیننن- واااااا 3

 

این سفر آخرش دردو رنج و بلاست

قتلگاه عشاق دشت کربوبلاست

 

خدا تورو ازم یکدم نگیره

که بی تو خواهرت حتما میمیره

پس- از -تو زندگی- عین عذاب

ز کینه ی عدو زینب میمیره

 

بوی هجرانو جدایی می آید

 بگو که از پیشم نمیری آخر

وعدمون این بود همیشه و هرجا

کنار هم باشیم تا رو محشر

-چیشده حالا قصد سفر داری

 اونم تکو تنها بدون زینب

یا حذر کن از رفتنو یا اینکه

ببر منو با خود بجون زینب

حسیننن- واااااا3

 

شبا خواب میبینم که به غم میشینم

زیرنعل مرکب تنتو میبینم

میبینم اکبرت شد اربا اربا

حیفه که جدا شه دستای سقا

قاسم ابن الحسن سینش شکسته

دخترت به زیر مشت و لگد ها

 

خیمه ها در بین شعله های غم

 غارت گوشواره شده چه آسون

میشود تقسیم  خلخالو چادرها

 زبی حیایی یه عدوی ملعون

-خیزران میزد عدو به لبهایت

 به پیش چشم بچه هات برادر

تا نگردیده خواب شبم تعبیر

 بیاو برگردی به جون مادر

حسیننن- واااااا3

 

--

تنگ دل من- برای زیارت

حس عجیب غریبیه این همه غربت

حالا که دورم- از حرم تو

همدم تنهاییم شده یه ذره تربت

 

یه گوشه بابغض- تنها میشینم

عکسای اربعین و با گریه میبینم

دل شوره دارم- که نشه امسال

ضریح شیش گوشه رو تو بغل بگیرم

 

اگه تو بخوای -آرومم کنی -میتونی حسین

یه شبی حرم -مهمونم کنی- میتونی حسین

بگذری ازم- شرمنده کنی- ممنونت میشم

پای روضه هات- دیوونم کنی- میتونی حسین

 

نذار ازت جدا بشم- دعا بکن نوکرتم

درسته روسیام ولی- سفارش مادرتم

آقام آقام آقام حسین

 

بار گناهام- باعث دردم

از تو و مادرت آقا حیا نکردم

نگاه بکن به-حال خرابم

من چوب دوری شما رو خیلی خوردم

 

راسته میگن که -خودت دوایی

واسه گنه کارای عالم تو پناهی

بخشش کار- شما اقا جون

حر رو تو حر میکنی با گوشه نگاتون

 

می خورم زمین- قطعا بی شما-ای نعم الامیر

بی کسم آقا -امیدم تویی- دستامو بگیر

من به روضه هات- اشک نوکرات- وابسته شدم

آرزوم اینه -تو سینه زنی- بهم بگی بمیر

رفیق من بمون حسین

فقط تو میمونی برام

یه روزی تنها میذارن

حتی تموم رفیقام

آقام آقام آقام حسین

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۵/۱۹ساعت   توسط الله وردی  | 

سایه ات تا روز محشر بر سر من مستدام

بهجة قلبی علیک دائما منی السلام

قرص قرص است از کنارت بودنم -دیگر دلم

تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام

پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس

پا به پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام

باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم

با تو در محمل نشستم در کمال احترام

با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر

با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام

اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت

شعله ور شد خاطرم از غصه های ناتمام

نخل می بینم؟!و یا اینکه سپاه آورده اند

سرنوشت ما چه خواهد شد اخا ماذا الختام؟

با تو دارم سایۀ سر با ابالفضلت رکاب

بی تو وای از ناقۀ بی محمل و اشک مدام

با تو دور خیمۀ اهل حرم آرامش است

بی تو وای از آتش افتاده بر جان خیام

با تو هرصبح آفتاب اول سلامم میکند

بی تو زینب میرود بی پوشیه بازار شام

با علی اکبر عصای دست پیری داشتم

بی علی اکبر من و باران سنگ از روی بام

با تو دست هیچکس حتی به سمت من نرفت

بی تو ما را می برند اشرار تا بزم حرام

--

ای مرا دلبر و دلدار بیا برگردیم

خیمه بر پا مکن این بار بیا برگردیم

دم به دم دشمن خونخوار تری می اید

تا که فرصت بود ای یار بیا برگردیم

از نگاه همه زن های حرم غم بارد

تا نگشتیم عزادار بیا برگردیم

دشمن از دیدن عباس دلش می لرزد

تا سر پاست علمدار بیا برگردیم

سر بازار تو ای یوسف زهرا نبود

غیر شمشیر خریدار بیا برگردیم

باغبانای تو و تک تک گلهات قسم

کار گلزار شود زار بیا برگردیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--

ای تو تاج سر من، مانده از مادر من

کن دعا کم نشود، سایه ات از سر من

ای همه دلخوشی ام بسته به تار مویت

نشوم سیر چرا هر چه ببینم رویت

همه جا یار توام

 

من ترا مشتری ام، پیرو رهبری ام

این سفر می گوید، سفر آخری ام

تو ز عالم همه ی دار و ندارم باشی

سعی کن طول سفر را به کنارم باشی

همه جا یار توام

 

ماه گردون پایه، عشق را سرمایه

هر کجایی که روی، آیمت چون سایه

گر نباشی تو یقین خواهر تو می میرد

از دم پاک و نگاه تو نفس می گیرد

همه جا یار توام

 

این سفر تا شد طی یک سفر هست از پی

تو ولی برناقه من ولی بر سر نِی

دست گلچین ننهد هیچ گلی در باغت

غم نهد روی غم و، داغ به روی داغت

خواهرم باش صبور

 

وه ازین، اقبالم فاطمه، دنبالم

همه جا با من هست تا لب گودالم

گلفروشم من و هفتاد سبد گل دارم

بلکه شمع وگل و پروانه و بلبل دارم

خواهرم باش صبور

--

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دسته گلهای باغ خاتم الانبیا

گشته وارد به سرزمین کرب و بلا

اهل ارض و سما

می دهند این ندا

آمد گل زهرا  ذبیح عاشورا

 

این زمین مدفن گلهای زهرا بود

هم جگر گوشه ی آل طاها بود

شود از خونشان

لاله گون رویشان

آمد گل زهرا  ذبیح عاشورا

 

آمده تا که هفتاد و دو قربان کند

بهر یاری دین فدای جانان کند

تا شود استوار

دین پروردگار

آمد گل زهرا  ذبیح عاشورا

--

کربلا مهمان‌نوازی کن که مهمان آمده

یوسف زهرا برای بخشش جان آمده

کربلایی شد حسین

نینوایـی شد حسین

 

از گلستـان مـدینه اشجـع النـاس آمده

کربلا عطر و گلاب آور که عباس آمده

کربلایی شد حسین

نینوایـی شد حسین

 

کربلا یک حاجی شش ماهه در این قافله‌ست

حنجـر خشکش سپر در پیش تیر حرمله‌ست

کربلایی شد حسین

نینوایـی شد حسین

 

کربـلا گهـواره بـر طفـل ربـاب آماده کن

بـر گلوی تشنه‌ی شش ماهه آب آماده کن

کربلایی شد حسین

نینوایـی شد حسین

 

کربلا هفتاد و دو حاجی شده مهمان تو

لاله‌گون گردد ز خون پاکشان دامان تو

کربلایی شد حسین

نینوایـی شد حسین

 

کربلا دامان تو دریایی از خون خداست

دامنت باغ گل سرهای از پیکر جداست

کربلایی شد حسین

نینوایـی شد حسین

--

 

زینبا این قتلگاه اکبر است

این مقام ساقی آب آور است

زینبا اینجا دگر تنها شوی

دست بسته راهی سحرا شوی

--

به کربلای پر بلا آمدم

برای دیدن خدا آمدم

--

ای زمین کربلا جان تو و جان حسین

جان عالم بفدای تار گیسوی حسین

ای زمین کربلا زینب شده مهمان تو

کن پذیرایی ز زینب کن تماشای حسین

--

محمل مران ای ساربان
اینجا زمین کربلاست
اینجا بهشت عاشقان
اینجا زیارتگاه ماست
 
اینجا گلم پرپر شود
اینجا تنم بی سر شود
آماده روی سینه ام
قبر علی اصغر شود


اینجا ز تیغ دشمنان
از تن جدا گردد سرم
پایین پای من بود
قبر علی اکبرم

--

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ساعت   توسط الله وردی  | 

قبله ام روی تو و خانه ی تو جای من است

یا حسین ورد زبان من و لبهای من است

مُرده آرند به هر محفل تو زنده شود

مجلس روضه ی تو وادی سینای من است

رَدَم از خویش نکردی و پناهم دادی

این همه لطف ، برازنده ی آقای من است

کودکی بیش نبودم به تو وابسته شدم

جزو عشاق حسابم نکنی وای من است

همه ی دلخوشی من به تو و خواهر توست

گریه کردن به شما لذت دنیای من است

به تو بد کرده ام و باز امیدم این است

که حسین بن علی شافع فردای من است

هر زمانی که سه بار عرض سلامت گویم

بار سوم نشده اشک به سیمای من است

مادرت خواست که غیر از تو به کس رو نزنم

این هم از مرحمت مادر مولای من است

--

 

برکه ای بودم دلم را جلوۀ مهتاب برد

سجده ام را فکر اَبروی تو در مِحراب بُرد

بگذر از من بی وضو گاهی صدایت کرده ام

مستی نامت چنین از خاطرم آداب بُرد

رحمت بی انتها هستی و کشتی نجات

دلبرا دل از گنهکارها همی ارباب بُرد

خواب دیدم بوسه ای میگیرم از شش گوشه ات

ای ضریح عشق ، رویایت ز چشمم خواب برد

گریه کردم تا که نامت را شنیدم یا حسین

آنقدر که نامۀ اعمال من را آب بُرد

در صف دوزخ به هم مردم نشانم میدهند

دیدی آخر دست نوکر را گرفت ارباب بُرد

تو حسینی،تو به قدر عالمی پیمانه داری یاحسین

تو چه کردی این همه دیوانه داری یاحسین

 

باصد جلالت و شرف و عزت و وقار

آمد به دشت ماریه ناموس کردگار

فرش زمین به عرش مباهات میکند

گر روی خاک پای گذارد "ملک سوار"

چه ناقه ای چه ناقه نشینی چه محملی

مریم رکاب گیر و خدیجه است پرده دار

حتی حسین تکیه بر این شانه میزند

خلقت زنی ندیده بدین گونه استوار

بیش از همه خدای مباهات میکند

که شاهکار خلقت او کرده شاهکار

تا هست مستدام حسین است مستدام

تا هست پایدار حسین است پایدار

کوهی اگر مقابل او قد علم کند

مانند کاه میشود و میرود کنار

با خشم خویش میمنه را میزند زمین

با چشم خویش میسره را میکند شکار

آنگونه که علی به نجف اعتبار داد

زینب به دشت کرب و بلا داد اعتبار

پنجاه سال فاطمۀ اهل بیت بود

زینب که هست فاطمه هم هست ماندگار

تا اینکه فرش راه کند بال خویش را

جبریل پای ناقه نشسته به انتظار

حتی هزار بار بیایند کربلا

زینب پی حسین می آید هزار بار

کار تمام لشگریان زار میشود

زینب اگر قدم بگذارد به کارزار

روز دهم قرار خدا با حسین بود

اما حسین زودتر آمد سر قرار

محمل که ایستاد جوانان هاشمی

زانو زدند یک به یک آنهم به افتخار

افتاد سایۀ قد و بالاش روی خاک

رفتند از کنار همین سایه هم کنار

طفلان کاروان همه والشمس و والقمر

مردان کاروان همه واللیل و والنهار

عبدند ، عبد گوش به فرمان زینبند

از پیرمرد قافله تا طفل شیرخوار

رفتند زیر سایۀ عباس یک به یک

با آفتاب غنچه گل نیست سازگار

از این به بعد هیچ نمازی شکسته نیست

وقتی قدم گذاشته زینب به این دیار

از فرش تا به عرش چه خاکی به سر کنند

بر روی چادرش بنشیند اگر غبار

از خواهری چو زینب کبری بعید نیست

معجر به پای این تن عریان کند نثار

یک عده گوشواره ولی دختر علی

یک گوش پاره برد از اینجا به یادگار

خیلی زدند "تا" شود اما تکان نخورد

سر خم نمیکند به کسی کوه اقتدار

او که فرار کرد عدو از جلالتش

فریاد میزند که علیکن بالفرار

ترسم که انبیاء بیفتند بر زمین

دستی اگر خدای نکرده به گوشوار

پرده نشین کوفه،بیابان نشین شده

با دختر بتول چه ها کرد روزگار !

--

خیلی پریشونم رو خاک این صحرا

هی زیر لب میگم با گریه یا زهرا

دلشوره دارم از دیدن این لشگر

توقلبشون کینه تو دستشون خنجر

ترسم ازینه یه روزی اینجا تنها بمونی داداش

تورو ببینم میون مقتل غرق به خونی داداش

سالار زینب سالار زینب ای وای

 

منو نذار تنها کنار خواهر باش

اینجا نزن خیمه به فکر اصغر باش

ربابو میبینم که دل پریشون

کنار گهواره نشسته گریون

خراب حالش دل بی قراره انگاری داره میبینه

که راس اصغر غرقابه ی خون به روی نی میشینه

سالار زینب سالار زینب ای وای

 

بیا تا برگردیثم این سرزمین شومه

زینبت اینجا به جدایی محکومه

بین یه لشگر که حرمله همراشه

دلت میاد زینب غریبو تنها شه

دلت میاد که به خواهر تو بشه جسارت ای وای

با دست بسته تا شام و کوفه بره اسارت ای وای

سالار زینب سالار زینب ای وای

الهی که زینب نبینتت بی حال

الهی که هیچوقت نیوفتی تو گودال

کاش نشه تو این دشت دور تنت غوغا

کاش نذارن روی سینه ی یارم پا

دست خودم نیست داداش اگر که دستو پاهام میلرزه

ای کاش بمیرم ولی نبینم توی گلوته نیزه

سالار زینب سالار زینب ای وای

 

--

ای تو تاج سر من، مانده از مادر من
کن دعا کم نشود، سایه ات از سر من
ای همه دلخوشی ام بسته به تار مویت
نشوم سیر چرا هر چه ببینم رویت
همه جا یار توام
 من ترا مشتری ام، پیرو رهبری ام
این سفر می گوید، سفر آخری ام
تو ز عالم همه ی دار و ندارم باشی
سعی کن طول سفر را به کنارم باشی
همه جا یار توام
ماه گردون پایه، عشق را سرمایه
هر کجایی که روی، آیمت چون سایه
گر نباشی تو یقین خواهر تو می میرد
از دم پاک و نگاه تو نفس می گیرد
همه جا یار توام

--

چه گل های نازی

یکی لاله ی بی یار

یکی به دست اکبر

یکی بدوش عباس

ببین ماهو ستاره –حسینو شیرو خواره

عجب قامت سروی

عجب سرو روانی

سه ساله نزد عمه

کند شیرین زبانی

ببین ماهو ستاره –حسینو شیرو خواره

بود دیده ی مادر

به گهواره ی اصغر

همه سرخوشو مستن

به بوی علی اکبر

ببین ماهو ستاره –حسینو شیرو خواره

 

 

--

ای سرزمین کربلا ای کوی جانانم
من بر تو مهمانم
بنگر به پیر و کودک و خیل جوانانم
من بر تو مهمانم
حاجت به قربانی نباشد ای مِنای من
سعی و صفای من
آورده ام قربانیان عید قربانم
من بر تو مهمانم
پُر گُرگ اگر صحرا شود عباسِّ من شیرست
میرعلم گیرست
آب آورست او از برای تشنه طفلانم
من بر تو مهمانم

 

--

 

ای محبویم ببین آشوبم دارم از غصه به سر می کوبم

من که یه عمره غمو غصه دیدم

دردو بلاتو به جونم خریدم

یک لحظه بی تو نفس کی کشیدم

خبر داری نمونده توی سینه غیر آهی

خبر داری نداره بی تو زنبت پناهی

خبر داری بعد خدا برام یه تکیه گاهی

وای حسین ...... حسین جان

 

شد صدپاره دل بچاره من تنهارو نکن آواره

راضی نشو دق کنم من بمیرم

پیش ابوالفضل تو سر به زیرم

از روی نیزه ببینه اسیرم

خبر داری غصه ی من تو سرزمین شومه

خبر داری مصیبتایی رو که روبرومه

خبر داری نصیب من سنگای روی بومه

وای حسین ...... حسین جان

 

وای بد حالم شکسته بالم همش بی تاب ته گودالم

میترسم اینجا تنت زیرو رو شه

سینت با تیر سه پر روبروشه

خون تو از روی نیزه بجوشه

خبر دارم میمونی تنها میون گودال

خبر دارم که میشه غوغا میون گودال

خبر دارم میمونی زیر پا میون گودال

وای حسین ...... حسین جان

 

از دلشوره دلم میلزره میدونیم میره سرت رو نیزه

زینب میشه دیگه بیچاره اینجا

پا میزاره رو تن پارت اینجا

چادر نمازم میشه غارت اینجا

خبر دارم عمامه ی رو سرتو میدزدن

خبر دارم انگشتو انگشترتو میدزدن

خبر دارم گوشواره دخترتو میدزدن

وای حسین ...... حسین جان

 

--

در عزای حسین آسمان سینه زد

هم زمین ناله کرد،هم زمان سینه زد

درسماءهرکجا،بزم غم شد به پا

جبرئیل  امین ، بی  امان  سینه  زد

عرش حق شد سیه پوش از این ماجرا

زین الم  هر ملک در جنان سینه زد

سر نهاده به زانوی غم فاطمه

ضجه ها می زدازعمق جان سینه زد

گرد نعش به خون خفته کشته ای

کودکی  دیده تر نوحه خوان سینه زد

خواهری بی  قرار در  کنار  تن ِ

بی سر و پاره ای خونفشان سینه زد

رأس مولا به نی،خیره زینب است

چون  که  در پنجه  کوفیان  سینه زد

درعزای سری خون چکان بر سنان

دختری  خسته  و ناتوان  سینه زد

صوت قرآن به گوش کامد از روی نی

نیزه  دار حسین  ناگهان  سینه زد

قتل گاه حسین عصر عاشورا که  شد

بر  تن  سرور  کشتگان  سینه زد

شب که تنها حسین بی کفن خفته بود

به سرش تیر وتیغ و سنان سینه زد

کاروان چون گذشت از بر کشتگان

به  شهیدان حق  دُر فشان  سینه زد

اهل کوفه همه غرق شادی و شور

میزبان خنده کرد ، میهمان سینه زد

--

دوسِت دارم حسین به لطف مادرم

تا آخرین نفس گدای این درم

تموم زندگیم فدای تو حسین

الهی پیر بشم به پای تو حسین

من از کوچیکی نوکرت بودم

گدای علی اصغرت بودم

از اون روزی که یادمه حسین

زیر سایه ی مادرت بودم

می دونی بی تو حال و روز من خرابه

بدون روضه زندگیم همش عذابه

به زیر سایه ی تو پادشاهی کردم

محبتت آقا همیشه بی حسابه

#######

گدایی تو داد به نوکر اعتبار

همیشه بوده این برام یه افتخار

تا وقتی زنده ام فقیر این درم

دل شکسته مو جایی نمی برم

تو هستی همه خواهشم حسین

نگاه تو آرامشم حسین

غمت داده ارزش به زندگیم

بدون تو بی ارزشم حسین

کسی و جز خودت نداره نوکر تو

تموم زندگیم تصدق سر تو

خدا می دونه این شبا کجا می رفتم

اگر نبود حسین دعای مادر تو

#######

تموم حاجتم میون هیئتت

همینه که یه شب بیام زیارتت

مگه میشه یه روز مجاورت نشد

فدای دختری که زائرت نشد

بمیرم واسه اشکای چشاش

بمیرم واسه بغض تو صداش

بمیرم برای اسیری و

واسه رد زنجیر دست و پاش

گوشه ی ویرونه برات و گریه می کرد

باهر نفس میزد صداتو گریه می کرد

خاکسترو از رو سرت تمیز میکرد و

دس میکشید روی لباتو گریه میکرد

--

سرشو اشقیا می برن

چقدر بی حیا می برن

بمیرم از قفا می برن

پیش چشم زهرا می برن

شکسته شد سبوی ارباب

وقتی نشست به روی ارباب

تو پنجه هاشه موی ارباب

دشنه رو زد گلوی ارباب

دریای خونه گودال

حسین کشونه گودال

نشسته روی زانو

مادر میون گودال

(حسین حسین واویلا)(۴)

غرق خون گلوش می کردن

با لگد پشت و روش می کردن

عوض پیرهن نامردا

تنشو نیزه پوش می کردن

شد قطعه قطعه جون ارباب

همدم خاک و خونه ارباب

میاد به زیر نعل اسبا

صدای استخون ارباب

یکی به پهلو میزد

یکی به بازو می زد

حالا برای غارت

سنان به شمر رو می زد

(حسین حسین واویلا)(۴)

همه چی رو حراج می بردن

گوییا تخت و تاج می بردن

ریخته بودن میون گودال

بیشتر از احتیاج می بردن

عمامه و عبا رو بردن

انگشتر آقا رو بردن

گهواره ی شیرخوارو بردن

زیور بچه ها رو بردن

رسیده جونش برلب

میگه با گریه زینب

حسین پاشو از رو خاک

دارن میان با مرکب

(حسین حسین واویلا)(۴)

--

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ساعت   توسط الله وردی  |