به نام عشق به نام خدا به نام علی

شروع می کنم این شعر را به نام علی

هزار مرتبه ممنون مادر و پدرم

که کرده اند مرا آشنا به نام علی

 

برو به طوس، برو كاظمين و سامرا

برو مدينه برو کربلا به نام علی

نهاده اند سرم تاج جاه و عزت را

قدم گذاشته ام هر کجا به نام علی

 

به زیر پرتو این نام، هرچه نام، گم است

همينكه مي تابد آفتاب نام علی

تو را خدای تو از بسکه دوست داشت علی

خودش علی شد و نام تو را گذاشت علی

 

زمان رو شدن گنج های راز شده

که روشن از دل ویرانه ی حجاز شده

چه بوده است مگر راز سر به مهر خدا

که بر ظهورش لب های کعبه باز شده

 

ببین تواضع معبودهای سنگی را

حقیقت آمده، در سجده هر مجاز شده

و بی نیازی مخصوص آسمان ها بود

علي رسيد و زمین نیز بی نیاز شده

 

و ان یکاد نخوانید که برای علی

زمین پر است از آیات در فراز شده

 

رسید حضرت قرآن و از درون میخواند

برای احمد از آیات مومنون میخواند

 

بگو تو را که چه بنویسم ای نمود خدا

اگر قلم نزنم در حد و حدود خدا

کسی به چشم خدا را ندید و تو دیدی

تویی که غرق شدی غرق در وجود خدا

 

زمان خلقت نور تو را که می داند؟

تو نیز بوده ای از آن زمان که بوده خدا

روانه است به سمت علی و آل علی

همیشه تیر سلام خدا درود خدا

 

فضائل تو اگرچه زیاد، باز کم است

یقین فراتر از این ها تو را ستوده خدا

به حق عشق، به حق علی و آل علی

خدا نصیب کند باز هم وصال علی

 

خدا نصیب کند باز هم سفر به نجف

ببر دوباره مرا باز هم ببر به نجف

نجف؟! کدام نجف؟! آن دیار که انگار

گشوده است خدا از بهشت، در به نجف

 

به نیت همه ی مادران مدینه برو

بیا به نیت پابوسی پدر به نجف

هزار بار نظر سمت کعبه بردن را

معاوضه نکنم با یکی نظر به نجف

 

اگر بناست که در کربلا بمیرم، کاش

که قبل از آن برسد جسم محتضر به نجف

هزار مرتبه ما را به کربلا ببری

نرفته ایم به زیبایی نجف سفری

 

--

خانه زاد کبریا خوش آمدی

روح وجان مصطفا خوش آمدی

ای علی،عالی اعلا،بوتراب

حیدر کرار ما خوش آمدی

 

مفتخر کعبه که زایشگاه توست

مولد بیت خدا خوش آمدی

تا که قنداقت به پیغمبر رسید

گفت، یار با وفا خوش آمدی

 

نام توآمد زعرش کبریا

ای علی مرتضا خوش آمدی

دست پرورد رسول حق شدی

یارخوب وبا وفا خوش آمدی

 

اولین مردی که ایمان آوری

ای ولی بهر خدا خوش آمدی

فاطمه راضی به وصلت با تو شد

بهترین دامادها خوش آمدی

 

جای پیغمبر به بستر خفته ای

ای به پیغمبر فدا خوش آمدی

قلعه خیبر درش از جا کنی

پهلوان با صفا خوش آمدی

بعد طاها حاکم ملک غدیر

اولین مولای ما خوش آمدی

ما همه شیدای فرزندان تو

دوم آل عبا خوش آمدی

درد ما باشد فراق از مرقدت

ای به درد ما دوا خوش آمدی

--

صل علی محمد-ساقی کوثر آمد

ماه رجب رسید و - میلاد دلبر آمد

در آسمان کعبه-خورشید حیدر آمد

صل علی محمد- ساقی کوثر آمد

 

نور جمال سرمد-از سروران سرآمد

پشت و پناه احمد- یار پیمبر آمد

صل علی محمد - ساقی کوثر آمد

 

سرچشمه هدایت=  خوبی بی نهایت

در بیشه ولایت= شیر دلاور آمد

صل علی محمد=ساقی کوثر آمد

 

روح وروان عزت= جان جهان عزت

بر بوستان رحمت= یاس و صنوبر آمد

صل علی محمد= ساقی کوثر آمد

 

بر هر دلی قرار است= بر عشق اعتبار است

بر کعبه افتخار است=محبوب داور آمد

صل علی محمد= ساقی کوثر آمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--

ساقی میخانه علی-قدح و پیمانه علی

به هر زمان، به هر مکان،-مستی جانانه علی

 

دوباره مست مستم از-شراب توسبوی تو

عنان دل ز کف برد-طره گیسوی تو

به کنج عزلت دلم-دل از جهان گسسته ام

یکصد و ده پیاله را-به عشق تو شکسته ام

 

من مریض عشق- توأم-خوشم ازین بیماری

ای طبیب من- حبیب من-به خواب و یا بیداری

با یه خبری یه نظری-بیا مهمانم کن

نیمهی شبی به دیدنم-بیا و مهمانم کن

 

💠یا علی علی علی عللی علی یا مولا

 

مستی هر باده علی-دم لبم نادعلی

به لحظه ای نمیرود-زخاطرم یاد علی

 

به قصد غربت ای صنم-زکاسه ات وضو کنم

طناب اتصال دل -به ذکر تو رفو کنم

نماز عشقُ یا علی=به سمت تو ادا کنم

میان هر قنوت خود=علی علی صدا کنم

 

ختم ذکر زیبای تو -حلقه عرفانم

رب من تویی یا خدا- من که سرگردانم

گبرو کافرم یا که نه-عاشقی آگاهم

عبد حیدرم تا ابد-بنده ی الله ام

 

💠یا علی علی علی علی علی یا مولا

 

کعبه والا یه طرف-گنبد خضرا یه طرف

همه جهان به یک طرف-حرم مولا یه طرف

 

شمیم کوی دلبرم-به هر کرانه بو کشم

بپای ایوان نجف چه -عاشقانه هو کشم

پیاله های باده را-چه بی بهانه سر کشم

به روی گنبد طلا-کبوترانه پر کشم

سائلت منم، ای شها-حضرت جانانم

خاک زیر نعلین تو -سرمهی مژگانم

عمریه که من شده دلم-مست و حیران تو

حسرت دلم شد نجف-صحن ایوان تو

 

💠یا علی علی علی علی علی یا مولا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--

فدای حیدرم حیدر

حیدر نور لا یزال ، (علی علی علی)

فدای حیدرم حیدر

حیدر شاه ذوالجلال ،(علی علی علی)

فدای حیدرم حیدر

حیدر فرد و بی مثال ،(علی علی علی)

 

عقل کل خلقه ،پادشاه جته

واسه کل انبیاء ،قبلگاه حاجته

 

شه برتر علی ،سر -سرور قنبر علی

مرد مردان علی ،لافتا الا علی

(علی یا علی-علی یا علی۴)

 

فدای حیدرم حیدر

حیدر رایت الهدی ،(علی۳)

فدای حیدرم حیدر

حیدر نور چشم ما ،(علی۳)

فدای حیدرم حیدر

حیدر صاحب قضا ،(علی۳)

 

حیدر نبأ العظیم ،شأن مصحف الکریم

کعبه سینه چاک تو ،ای صراط‌المستقیم

 

هو الاعلی علی ،دل دلبر زهرا علی

حق مطلق علی ،از خدا مشتق علی

(علی یا علی علی یا علی۴)

 

 

 

 

 

بند سوم

فدای حیدرم حیدر

حیدر حبل محکمه ،(علی۳)

فدای حیدرم حیدر

حیدر نبض قلبمه ،(علی۳)

فدای حیدرم حیدر

حیدر هستو عشقمه ،(علی۳)

 

ای همای رحمتم ،ای کلید جنتم

واسه منکرت علی ،حق ذکر لعنتم

 

ابا الاحرار علی ،مه ، محرم اسرار علی

کل قرآن علی ،حضرت جانان علی

 

(علی یا علی-علی یا علی۴)

--

بند اول

(بنام تیغ دو ابروی ذوالفقار علی۲)

به ‌یاد کل مریدان بیشمار علی

همیشه بوده سرم گرم نوکری درت

خداکند که بیاید سرم به کار علی

بهشت هم به خدا از اهالی نجف است

(بهشت خوردن چای است در جوار علی۲)

 

ها علی بَشَر‌ٌ کیفً بَشَر

(رَبه فیه تجلی و ظَهَر۲)

 

(جنته النجفه، خانه ی پدرم۲)

پای ایوانش  ،خم شده کمرم

برده عقل مرا ، این اذان حرم

(یاعلی مولا  ، یاعلی مولا)

 

 

 

 

بند دوم

چقدر جاذبه دارد نماز او که به عرش

خدا همیشه نشسته به انتظار علی

خدا در این همه اسمت جلال روی خودت

گذاشت نام علی را به افتخار علی

بیادو هم ملک‌الموت جان دهم که مرا

(فَمَنْ یُمت یرنی کرده بی قراره علی۲)

 

ها علی بَشَر‌ٌ کیفً بَشَر

(رَبه فیه تجلی و ظَهَر۲)

 

(جان به قربانِ ، ضرب دست علی۲)

ملک‌الموت و ، کرده خسته علی

بی شکسته علی ، ناز شصت علی

 

(یاعلی مولا  ، یاعلی مولا)

 

بند سوم

نجف  نشینی علامه ها به من فهماند

خداشناس نشد کس  مگر کنار علی

سپرده‌اند و پدر مادرم مرا به نجف

منم همان سگ‌ِ موقوقوفه ی مزار علی

و نیست جای تعجب از این که بگذارد

(خدا خدایی خود را در اختیار علی۲)

 

ها علی بَشَر‌ٌ کیفً بَشَر

(رَبه فیه تجلی و ظَهَر۲)

 

(هرکه رو سوی ، مرتضی نکند۲)

و برائت از ، آن سه تا نکند

پس نمازش فرق ، با زنا نکند

 

(یاعلی مولا  ، یاعلی مولا)

 

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۱۱/۲۵ساعت   توسط الله وردی  | 

علی الدوام‌ نمک گیر دست خوبانم

چه سِرّی است در این رابطه نمیدانم!

سوار کشتی شان‌ میکنند سگ را هم..

کنار نوح‌ که هستم چه غم ز طوفانم

فقط به دامن آل علی دخیل شدم

اگر چه تر شده با هرگناه دامانم

سلام حضرت هادی! سلام اربابم!

بگیر دست مرا خسته ام پریشانم

 

به زیر دست شما تربیت شدم یک‌ عمر

همیشه نان تو بوده به زیر دندانم

بیا که‌ پوزه بمالم به پات آقا جان

مرا تو شیر حسابم‌ بکن نه انسانم

دلم‌ گرفته برایت غریب جان دادی

برای مادرتان باز روضه میخوانم

 

عزا عزا! جگر فاطمه شرر دارد

علی شدن چقدر رنج و دردسر دارد

مصیبت است که از دوستان جدا باشی

اسیر هر شبه ی نانجیب ها باشی

 

دلت برای مدینه همیشه پر بزند

ولی همیشه‌ گرفتار سامرا باشی

دعای اهل و عیالت  به پادگان این است

که از جسارت سربازها رها باشی

 

عزیزکرده ی زهرا!نبینم آقا جان..

بروی خاک بیوفتی و بی عصا باشی!

تو خورده به زمین گونه ات‌ چرا خاکیست؟!

برای آنکه عزادار کربلا باشی!

دلت‌شکسته ولی بازهم سرت نشکست

قرار نیست که با سنگ آشنا باشی

قرار نیست تنت را به نیزه ها ببرند

قرار نیست که بر روی بوریا باشی

 

میان ناله ی تو کف نمیزند احدی

خدا نخواست که بین سرو صدا باشی

تمام اهل حرم خانه اند! پشت حجاب!

بفکر غارت پوشیه ها چرا باشی؟!

چه روضه ها که نهان مانده است با زینب

بزن به سینه ی خود دم بگیر یا زینب

--

بی هوا درب خانه ات وا شد

عده ای نانجیب آمده اند

بین سجده، بدون عمامه

پیِ تو ای غریب آمده اند

 

می کِشد با دو دستِ بسته تو را

دل به تقدیر داده بودی تو

دشمنانت سوار بر مرکب

پشت مرکب پیاده بودی تو

 

جان فدایت که روضه خوان بودی

یادِ نور دو عین افتادی

عقب قافله زمین خوردی

یادِ بنتُ الحسین افتادی

تا رسیدی به کاخ آن ملعون

پر و بالت تمام خاکی شد

ذره ای از بها نمی افتد

گیرم اصلا امام خاکی شد

 

متوکل شراب آورد و...‌

بعد از آن هم کمی به تو خندید

طعنه زد لااقل بخوان شعری

شعر خواندی...وجودِ او لرزید

دل زهراییت شکست آن جا

یادت افتاده بود بزم شراب

یاد دندان و خیزران بودی

یادت افتاده بود اشک رباب

 

یادت آمد شراب را می ریخت

به روی زخم دیده ی جدت

چشم عباس خیره شد ناگه

سوی رأس بریده ی جدت

می چکید اشکش از نوک نیزه

همه ی های و هویم این جا بود

دختری زیر لب فقط می گفت:

کاش الآن عمویم این جا بود

---

در این شهر بی وفایی ، غریب و بی آشنایی

جدا از شهر مدینه ، تو مظلوم سامرائی

دو چشمم شده ابر بهاری

نمایم برایت بی قراری

بمیرم چرا زائر نداری

 

سلام ای آقای غم کشیده

عزادار تو با اشک دیده

ببین گشته زهرا مادر تو ، قد خمیده

واویلا ، غریب سامراء

 

شبانه پای برهنه ، دویدی و گریه کردی

بگو در آن مجلس آقا ، چه دیدی و گریه کردی

نشسته چه بغضی در گلویت

که بازی شده با آبرویت

شرابی تعارف کرده سویت

 

گلویت را دست غم فشرده

لب و دندانت چوبی نخورده

کسی ناموست را تا به این مجلس ، نبرده

واویلا ، غریب سامراء

امان از شام و عذابش ، امان از آن اضطرابش

امان از تشت طلا و ، امان از بزم شرابش

خدا شده زینب پریشان

به پیشش سر قاری قرآن

پر از خون شده لب ها و دندان

 

چه سازد زینب با دست بسته

به روی لب ها چوبی نشسته

غرور بی بی از خنده ی دشمن ، شکسته

واویلا ، غریب سامراء

 

--

در سامـره بــر پــا شــده قیامت

یـا حضـرت زهـرا ســرت سلامت

حجةابن الحسن رخت غم کن به تن

امام هادی شده مسموم

در سامره جان داده مظلوم

 

داغ رضا تازه شده دوباره

امـام عسکری کند نظاره

جــواد الائمــه عزیـــز فاطمــه

امام هـادی شـده مسموم

در سامره جان داده مظلوم

 

سامـره کربلای دیگــر شده

عـزای فــرزند پیمبــر شده

می‌رسد این ندا واویـلا واویـلا

امام هـادی شـده مسموم

در سامره جان داده مظلوم

 

خون گشت از غم، جگر کبابش

بردنـد سـوی مجـلس شرابش

یـا امـام زمـان الامـان الامـان

امام هـادی شـده مسموم

در سامره جان داده مظلوم

--

محاسن تو غرق خونه

چجوری کشتنت بمونه

میگن امام رضا میدونه

آب ندادنت بمونه

روضه ی پیرهنت بمونه

غارت شد تنت بمونه

میخونه خواهرت نشناختمت

به جون مادرت نشناختمت

چی اومده سرت نشناختمت

بلا غسل و لا کفن مظلوم من مظلوم من مظلوم من

آخرش انگشتر و بردن

تن و گذاشتن سر و بردن

سر علی اکبر و بردن

کتک زدن رقیه جان و

ببین نگاه نگران و

خدا نبخش ساربان و

کشته ی کربلا نشناختمت

بی سر و بی ردا نشناختمت

به زیر نیزه ها نشناختمت

بلا غسل و لا کفن مظلوم من مظلوم من مظلوم من

جنگ و به خیمه ها کشوندن

خیمه ی زینب و سوزوندن

فاتحه ی حرم رو خوندن

از این حرم یه عده زن موند

از تو فقط یه پاره تن موند

تن تو بی غسل و کفن موند

مقطعه تنت نشناختمت

چجوری کشتنت نشناختمت

گمشده پیرهنت نشناختمت

بلا غسل و لا کفن مظلوم من مظلوم من مظلوم من

ای غریب مظلوم

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۱۱/۲۱ساعت   توسط الله وردی  | 

آنکه بر چشمان ما پیراهنی گلفام داد

ذره تا خورشید گردد شبنمی انعام داد

اشک را از باده ساقی کوثر آفرید

در ضیافت خانه‌اش هر دیده ای را جام داد

تا که دست موج ها بر دامن ساحل رسد

در دل هر عاشقی دریای ناآرام داد

شام را از گیسوان آل حیدر تیره ساخت

روز را برگرد آن ها جامه أحرام داد

هرکسی پیغمبری می‌کرد در آل علی

همچو ختم الانبیا او را محمد نام داد

مثل خورشیدی که دیروز از همین مشرق دمید

اولین پیغمبری که بعد پیغمبر رسید

 

 

نام زیبایش محمد بود و سیما یش علی

قابی از پیغمبر و تصویر زیبایش علی

خلق احمد خلق احمد خوی احمد بود و بس

پای تا سر احمد و قد دلارایش علی

نامه مکتوبی از اوصاف جنت روی او

خط و خالش احمد  و زلف چلیپای علی

ساحل از پیغام‌های او پر از در و  صدف

موج الطاف پیمبر بود و دریایش علی

چشم او بسم الله است و خال او چون نقطه اش

خوشنویسی خداوند است و امضایش علی

پلک هایش پرده ی گنجینه الاسرار بود

چشم او قاب رسول و حیدر کرار بود

 

 

مثل خورشیدی که روشن میکند اشراق را

می شکافد نورعلم ش سینه آفاق را

هر ستاره یک شرار از شعله های علم اوست

با رصد قلبم منجم میچشد احراق را

نردبانی تا فلک باید که باشد بنگریم

خاک پایش شکل داده قامت این طاق را

بین گلشن گم شود عطری که هرگل داشته

در صفاتش گم کنم سررشته مصداق را

اشتیاق مهر او ناچیز را خورشید کرد

آسمان بر سر گرفت آن ذره مشتاق را

هرکسی یک قطره از او خواست باران می برد

مور از درگاه او تخت سلیمان می برد

 

 

قال باقرهای او  تحکیم قرآن حکیم

قال باقر های او یعنی صراط المستقیم

آفرینش طفل شش روز است پیش لطف او

چشم او شرحی است بر آیات احسان قدیم

قبل از آنی که بگویی حاجتت را می دهد

نشنود آوای سایل های خودرا این کریم

احتیاجی نیست بر سوسوی شمعی در بقیع

ماه و خورشید ند وقتی که چراغ این حریم

جبرئیل اینجا تمام افتخارش نوکری است

هر ملک ترفیع گیرد می شود اینجا ندیم

بس که بر خاک مزارش ریخت خون از چشم تر

سنگ قبرش را تراشیدند گویا از جگر

 

 

شرح جمع عشق را از اشک دامانش بپرس

این حکایت را ز چشمان گلستانش بپرس

هرچه زینب دید او هم دید در دشت بلا

ما رایت الا جمیلا را زچشمانش بپرس

دانه دانه یاد یاران قطره قطره اشک ریخت

ذکر هرمرثیه از تسبیح مژگانش بپرس

پیکری از شانه شمشیرهاچون زلف شد

مو به مواین قصه از زلف پریشانش بپرس

دشتی از نامحرمان و دختران بی پناه

هتک حرمت را از آن چاک گریبانش بپرس

هرچه میپرسی مپرس از کوچه و بازار شام

یک سحر تا شام ناموس خدا در ازدحام

--

دیشب اومدم ...

 

مدینه امشب شده  بارونی--

فرشته هادارن غزل خونی---

برا تولد  امامِ ما---

عرش خدا شده چراغونی

 

ملائکه -گل میریزن-به زیرپاش

دل میبره-از پدرش-با خنده هاش

همه ی عالم میره قربون نگاش

 

چه رشیده -هزار ماشا الله

گل عیده -هزار ماشا الله

توی دنیا کسی همتاشو ندیده- هزار ماشالا

 

اومده پنجمین امام شیعه ها

لعنت حق به دشمنای مرتضی

 

وارث خلقیات پیغمبر--

آینه ی تموم قده حیدر--

شبیه قرآنه روی رَحله--

رو دستای عموش علی اکبر--

 

چون نسبش -میرسه به-امام حسن

کرامتش-زبونزده-تو مرد و زن

نوه ی اربابه و مقتدای من

 

به مرامش- هزار ماشالا

به مقامش- هزار ماشالا

ذوالقار علوی یعنی کلامش- هزار ماشالا

 

اومده احیاگر عشق مصطفی

لعنت حق به دشمنای مرتضی

 

عالِم سرّ و الخفیّاته

صاحب بهترین مقاماته

شاگرد درس مکتبه عشقه

معلمش عمه ی ساداته

 

یه روز میاد-مجاور-بقیع میشیم

تموم ما-مسافر -بقیع میشیم

یه شب جمعه زائر بقیع میشیم

 

میشه نابود -ستم ایشاالله

میشه نامش- علم ایشاالله

همه میریم که بسازیم برا صحنش-  حرم ایشاالله

 

بگو به کوری چشِ سعودیا

لعنت حق به دشمنای مرتضی

--

خوابم یا بیدارم

الآن که بین حرم -تو و علمدارم

اومدم اینجا توشه ی- عمرم و بردارم

خوابم یا بیدارم

 

خوابم یا بیدارم

سرمو رو کاشی های صحن تو میذارم

خیره به گنبدت شدم برا تو می بارم

خوابم یا بیدارم

 

مگه باورم میشه

منه رو سیاه کجا بهشت بین الحرمین

مگه باورم میشه

میکشم نفس تو صحن پادشاه عالمین

مگه باورم میشه

معلومه هنوز منو دوستم داری ارباب حسین

آرام جانم- حسین حسین حسین

 

از شما ممنونم

زائرتم به مادرت خدایی مدیونم

حالا که توی این بهشت چند روزی مهمونم

از شما ممنونم

 

از شما ممنونم

راهم دادی حرم بیام نکردی بیرونم

نکردی بی محلی به چشمای گریونم

از شما ممنونم

 

کاش همین جا بمیرم

یا نباشه این زیارت آقا بار آخرم

تو رو جون مادرت

قسمتم کن یه دفعه بیام آقا با مادرم

تو خودت میدونی که

خیلی دلتنگ تو بود نشد بیارمش حرم

آرام جانم -حسین حسین حسین

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۱۱/۱۴ساعت   توسط الله وردی  | 

به نام نور، به نام مطهّر زهرا

برای عرض ارادت به ساحت دریا

نشسته‌ام بنویسم به نام مادر، تا

خدا مرا بنویسد به پای نام شما

اگرچه کمتر از آنم که یاورم باشی

خدا به امر خودش خواست مادرم باشی

 

شبی که سیب خدا از درخت عرش افتاد

خدا به نور خدا هدیه‌ای منوّر داد

به اذن خالق یکتا، زمین، زمان، فریاد:

پیامبر! قدم فاطمه مبارک باد

قیام کرد زمین، نور منجلی آمد

دلیل خلقت پیغمبر و علی آمد

 

خدا نوشت: بگویید مهربان بانو

خدا که صاحب باغ است، باغبان بانو

قیامت است تمنّای این و آن، بانو

همیشه منبع الطاف بیکران! بانو!

اگر نفس بدهی، دست هم نمی‌خواهم

برای مدح تو گفتن، قلم نمی‌خواهم

 

عطای دست تو تفسیر کرده انسان را

بخاطر تو خدا وعده داده باران را

دعای نور تو تب‌دار کرده سلمان را

به باد داده دگر دودمان شیطان را

دعای نور بخوان، ما هم اهل ایرانیم

بخوان که ما همه ذریه‌های سلمانیم

 

دعا بخوان، پر جبریل را منوّر کن

کمی ملائکه را با خودت برابر کن

برای نافله، سجاده را معطر کن

خدا برای پیمبر نوشت: باور کن،

نگاه عرش به راز و نیاز فاطمه است

خلاصه نه، همۀ دین نماز فاطمه است

 

تمام قافله را وقف مرتضی کردی

همیشه شوهر خود را ز خود رضا کردی

و در جوار خدا، جار را دعا کردی

چه خوب دِین به همسایه را ادا کردی

هرآنچه را تو بخواهی، همان شود تقدیر

برای شیعۀ امروز هم قنوت بگیر

 

نظر به اینکه خدا بر شما نظر کرده

تو قبل خلقت آدم شدی نظرکرده

خدا وجود تو را منجی بشر کرده

علی کنار شما خستگی بِدَر کرده

غروب بود که خورشید تا سحر غم داشت

طلوع لحظۀ خندیدن تو را کم داشت

 

در آتشی که تمامیِّ خانه می‌سوزد

به جان خلق بیفتد، زمانه می‌سوزد

در آتشی که نشان، بی‌نشانه می‌سوزد

چرا قلم وسط شعله‌ها نمی‌سوزد؟

برای اینکه مزیّن به نام فاطمه است

و آتش از سرِ جبران، به کام فاطمه است

--

چیه برام از هر چی تو دنیا بهتره

نگاه مادره

نگاه مادره

چیه برام از تموم خوبی ها سره

نگاه مادره 2

مادرم بهترین مادر عالمه

كسی نیست مادر من بجز فاطمه

تو خواب و رویا، می خونم هرجا

مدد یا زهرا

 

یه خبر خوش بدید به شاه لافتی

علی مرتضی ، علی مرتضی

فاطمه اومد تا كه بشه یار شما

علی مرتضی ، علی مرتضی

اومده بهترین مادر عالمین

تا روی دامنش جا بگیره حسین

چه گل بارونه، دلم مجنونه

داره میخونه

 

دور و بر خونه ی پیمبر خبراس

پر از فرشته هاس ، پر از فرشته هاس

روی دامن خدیجه هستی خداس

پر از فرشته هاس ، پر از فرشته هاس

رولب جبرییل سوره ی كوثره

كعبه هم محرم بیت پیغمبره

تجلی رب ، نوای هرلب

یا ام الزینب

 

💐مدد یا زهرا

 

روز مادره باید كه كادو بخریم

براش چی ببریم ، براش چی ببریم

زشته اگه دست خالی تا خونش بریم

براش چی ببریم ، براش چی ببریم

بهترین كادوی ما با ذكر جلی

اینه كه هی بخونیم علی یا علی

به عشق كوثر ، تا روز محشر

می‌گیم یا حیدر

💐مدد یا زهرا

--

مَلک تلاوت سوره ی----- کوثرو شرو کرده

خورشید جهان از دل----- مدینه طلو(ع) کرده

زمین به یمن فاطمه----- کسب آبرو کرده

 

نور مادره ساداااات//نور حی تعالاست

جسم فاطمه از خاااااک//روح فاطمه اعلاست

جای فاطمه تا حشر/ساق عرش معلاست

 

مکتب جاویده-- زهرا زهرا

جلوه ی توحیده-- زهرا زهرا

به گداها دار ه ه ه ه ه

امشب عیدی میده/ زهرا زهرا

 

روی لبامه ه - همیشه زمزمه

لعنت حق- به دشمنای فاطمه

 

بند دوم

 

خدا بخاطر فاطمه--- لطفشو نشون داده

از پاقدمش رحمتو--- به دنیا فرستاده

محبتش تو سینه ها ---نعمت خداداده

 

کی به غیر خداوننننند/ واقفه به  مقامش

داره سجده ی واااااجب /حتی بردن نامش

میشه شاه دوعالم/ هرکی باشه غلامش

 

برکتٌ فی ارضه-- زهرا زهرا

رحمت بی مرزه-- زهرا زهرا

به بهشتم حتی

یه نگاش می ارزه ---زهرا زهرا

 

روز قیامت ندارم واهمه

لعنت حق- به دشمنای فاطمه

 

بند سوم

 

همون که حضرت جبرئیل--- پارکاب باباشه

اومده تا با وجودش--- تسلّیِ طاها شه

قراره که مثل یه کوه---- پشت مرتضی باشه

 

صاحبای زمانن/فاطمه و ابیها

وارثای زمینن/بعلها و بنی ها

خاک چادره فضه ش/کرده کار مسیحا

 

گوهر نایابه -- زهرا زهرا

نور عالمتابه--  زهرا زهرا

اسمش آروم بخشه

قلبای بی تابه-- زهرا زهرا

 

دامن پاکش پناه عالمه

لعنت حق- به دشمنای فاطمه

--

ولوله ای شد- تو عرش برین

خبر آورده -جبریل امین

اومده دنیا-شخصی که شده

دلیل خلق -کل عالمین

 

شده نازل کوثر

دشمن دین شد ابتر

فاطمه اومد به دنیا -شد خدیجه مادر

 

چقده دلخواهه

بسکه شبیه ماهه

هدیه ی خدائی و عشق رسول اللهه

 

یا فاطمه- یا زهرا

 

 

اومده دنیا -آی اهل یقین

یه حوریه- امشب توی زمین

عیدی بگیرید- از دست نبی

اومده دنیا- اُمِّ مؤمنین

 

انسیة تَ الحورا

یعنی که حضرتْ زهرا

بین زن های جهان، نداره اصلا همتا

 

مادره ساداته

تجلّی آیاته

صاحب فضیلت و، باب همه حاجاته

 

یا فاطمه- یا زهرا

--

خواهی که گناهان تو بخشیده شود

یکباره بساط جرم،برچیده شود

 

باید که میان فکر و ذکر و عملت

لعنت به ابابکر و عمر دیده شود

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۱۱/۰۷ساعت   توسط الله وردی  |