|
گفتم: این رسم وفا با من مهجور نبود گفت: این عشق تو با شکوه تو جور نبود گفتمش: کورشد این چشم و جمال تو ندید گفت: میدید اگر چشم دلت کور نبود گفتم: افتادهام از خواب و خوراک از پی تو گفت: کس در طی این مرحله مجبور نبود گفتم: آوارهی صحرا شدهام در طلبت گفت: اینقدر ره منزل ما دور نبود گفتم: ای یار مرنجان دل ما را ز فراق گفت: قدر دل من، قلب تو رنجور نبود گفتمش: خانهی دل منتظر مقدم توست گفت: هر بار که من آمده ام نور نبود گفتم: ای شاه، شب و روز دعا گوی توأم گفت: کی بنده دعا کرد که ماجور نبود گفتم: ای خسرو شیرین دهنان تلخ مگوی گفت: شعر تو بود، لحن من اینجور نبود -- دوستان بر من و سوز جگرم گریه کنید بـه شرار دل و اشک بصرم گریه کنید من جوان بودم و درسن شبابم کشتند بر دل سوخته و چشم ترم گریه کنید حسنـم، پـاره جگر، مثل عمویم حسنم برمن و برعموی خون جگرم گریه کنید مـن و جـد و پـدرم را به جوانی کشتند در عـزای مـن و جدّ و پدرم گریه کنید مـن شهیـدم ولی از خصــم نخــوردم سیلی همـه بـر مــادر نیکـو سیَرم گریه کنید سالها بودکه در تحت نظر بودم حبس همـه بـر قصـۀ تحـت نظـرم گریه کنید قبـر ویـران شـدهام گشـت بقیـع دگری داغــداران بــه بقیــع دگـرم گریه کنید بعد من مهدی من بیکس و تنها ماند بـه غــریبی یگـــانه پســرم گریه کنید گــریـۀ منتظـران مرحم زخـم دل اوست بـر ظهــــور خَلَــف منتظــرم گریه کنید به محبـان من اعلام کن اینک "میثم" همه بر حجت ثانی عشرم گریه کنید
-- میبارم از عشق تو جانا دلدارم هستی تو ای یارا عمریه هستم سینه زنت نجوای شبهامی تو آقا ای رویای شیرین من ای رفیق دیرین من ای دین من آیین من دل و دین و دنیامی حسین تو ارباب و آقامی حسین صل الله علی الباکین علی الحسین
جونم شد وقف عزای تو داراییم آقا برای تو سر میدم برای دیدنت میمیرم تو کربلای تو
ای آغاز و پایان من ای عزت و ایمان من ای پیدا و پنهان من تو امروز و فردامی حسین تو ارباب و آقامی حسین صل الله علی الباکین علی الحسین پیچیده بوی سیب حرم تا محشر همینه باورم یا حبیب لا حبیب له من سنه آقا جان نوکرم
ای صاحب عنوان من ای خورشید تابان من ای آرامش جان من منم قطره دریامی حسین تو ارباب و آقامی حسین صل الله علی الباکین علی الحسین -- حسن که باشی روضههات همینه هرجا باشی سامرا یا مدینه شبیه زندونه برا تو خونه خون دل از کنج لبت روونه
حسن؛ مگه داریم اسمی غریبتر از این حسن؛ چه مظلومن این دو آقا رو زمین هِی؛ روزگارو ببین
اگه دنبال رزق نوکری هستی اگه شیعۀ اثنیعشری هستی یه روز گریون داغ مجتبایی و یه روز گریون داغ عسکری هستی
نحنُ شیعةُ الحسن ......................................
حسن که باشی یا حرم نداری یا از غریبی چیزی کم نداری یا گاهی گنبدت میشه ویرونه سقف حرم غبار آسمونه
حرم؛ بقیع، سامرا فرق ندارن اصن حرم؛ فدای غریبیِ این دو حسن هِی؛ روزگارو ببین
یه روز سامرا مثل کاظمین میشه یه روز بقیع مث صحن حسین میشه چهار گنبد و گلدسته میسازیم و بقیعم خودِ بینالحرمین میشه
نحنُ شیعةُ الحسن -- السلام ای شهید وادی سامره رشته جان نا خورده به مهرت گره سامره ای خدا -گشته چون کربلا وا اماما وا شهیدا
لاله ی پرپر حضرت زهرا تویی ای که خونین جگر ز زهر اعدا تویی سامره شد عزا -بهر ابن الرضا وا اماما وا شهیدا
در حریم تو انبیاء دعا میکنند گریه بر غربت تو مقتدا میکنند نطری بر همه- پسر فاطمه وا اماما وا شهیدا
حضرت عسگری ای پسر فاطمه تا تو جان داده ای خون شده دلها همه خون دل خورده ای-نوجوان مرده ای وا اماما وا شهیدا -- شب های جمعه.... در هشتم -ماه ربيع -ماتم بپا گشته سوگ امام- عسکری -در ما سوا گشته امشب عزيز- فاطمه- صاحب عزا گشته رفت از جهان مولا- صد آه و واويلا
بوده امام عسکری آن حامي قرآن گاهي به تبعيد و گهی در گوشه زندان بار سفر بست از جهان آن خسرو خوبان رفت از جهان مولا صد آه و واويلا
هنگام قتل حامی ما شيعيان آمد وقت يتيمي ولی یه انس و جان آمد اشک از دو چشم مهدی صاحب زمان آمد رفت از جهان مولا صد آه و واويلا
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۰۷/۱۲ساعت   توسط الله وردی
|
|