خورشید من! آمدی شبانه

قدری بغلم کن عاشقانه

نشناختمت در اوّل کار

نفرین خدا به این زمانه

کی زیر گلوت را عزیزم

این‌طور بریده ناشیانه

تقصیر حرارت تنور است

این سوختگی زیر چانه

امروز شبیه موی تو سوخت

آن موی بلند دخترانه

اوضاع مناسبی ندارم

چه خوب که آمدی شبانه

من که همه عمر رفته بودم

تنها به مجالس زنانه

رفتم وسط شراب‌خواران

کت‌بسته، به زور تازیانه

در راه، شتر تکان نمی‌خورد

خوردم کتکی به این بهانه

هربار طناب را کشیدند

خوردیم زمین دانه‌دانه

من سیر غذا نخوردم امّا

خوردم دل سیر تازیانه

افتاد سرت ز روی شاخه

افتاد سرم به روی شانه

هر سنگ که بر سر تو می‌خورد

می‌کرد به سمت ما کمانه

از خاطر من نمی‌رود؛ نه

آن ضربه‌ی چوب وحشیانه

سالم لب من، لب تو زخمی

والله که نیست عادلانه

دیگر ز سفر بدم می‌آید

کی می‌بری‌ام پدر به خانه

--

بابا زدنم

جلو چش باقیه دخترها زدنم

دستامو بسته بودنو با پا زدنم

بابا زدنم

بدجور زدنم

بابا تا اونجایی که داشتن زور زدنم

باسنگ از نزدیکو از دور زدنم

بدجور زدنم

چه حرفای بدی که نشنیدم

زخم زبونا لاغرم کرده

غصه معجرو نخور عمه

یه پارچه ی پاره سرم کرده

چشمام درست نمیبینه چونکه

هر جفت گونه هام ورم کرده

غصه معجرو نخور عمه

یه پارچه ی پاره سرم کرده

من الذی ایت منی بابا

از صب بابا جون

تا شب زدنم

جلو چشای عممون زینب زدنم

حتی با سرنيزه روی مرکب زدنم

هرشب زدنم

گرسنه بودمو

دل سیر زدنم

زنو مردو بچه جوونو پیر زدنم

دستمو بستنو بایه زنجیر زدنم

دل سیر زدنم

تو بازار برده ها بابا جون

نپرس ازم سر چی دعوا شد

سرعمو رو تاکه دور دیدن

روشون به روی دخترا واشد

..

آه دیگه از دست خودم کلافم

زحمتو باید_ کم کنم_ اضافم

دختر خوش_ قیافه بودم_ العان

هیشکی خوشش_ نمیاد از_ قیافم

--

دلشوره‌ها رو میبینی

انت امامی و دینی

اسم ما رو بنویس تو

زائرای اربعینی

بیتابم از دو سه ماه

بی طاقتم روز و شب

این تن بمیره آقا

امسال دیگه بطلب

التماسمه حرم حرم

با عنایت حسین حسین

آرزوم شده حرم حرم

تحت رایة حسین

دل اومده توی صحنت

سفره‌ی عاشقی پهنه

همسفریم دوباره با

جمعیت پا برهنه!

باز بوی تربت تو

مست میکنه همه رو

تو این مسیر میبینیم

جا پای فاطمه رو

میخونی منو نفس نفس

میرسم به تو قدم قدم

انقدر میگم حسین حسین

تا بیام دم حرم!

سر میشه عالم فانی

عشق تو میشه جهانی

مردم دنیا همینه

شور آخرالزمانی!

اصحاب خون خدا

دلداده های حسین

غوغا به پا میکنن

تو کربلای حسین

ذکر زائرا علی علی

دنیا دنیا میشه نور نور

یالثارت الحسین حسین

نقش پرچم ظهور

--

بابا -بابایی

آروم رو زانوم سرترو میزارم

بابا- بابایی

پیشم بمونو نرو از کنارم

بابا- بابایی

خوشکه لبات من برم آب بیارم

بابا بابایی

رفتی سفر دخترترو نبردی

بابا بابایی

لاغر شدی انگار هیچی نخوردی

دیشب توخوابم

دیدم واسه من عروسک آوردی

از بس برات گریه کردم شبا

انگشت نما بین مردم شدم

گم کردم هرچی که دادی بهم

حتی خودم چند دفه گم شدم

بابا حسین مننننن

بابا- بابایی

چشماتو واکن ببین دخترترو

بابا -بابایی

میشورم العان با اشکام سرترو

بابا- بابایی

راستی چیکار کردی انگشتر ترو

بابا -بابایی

زخماتو با چادرم میپوشونم

بابا -بابایی

سردت نباشه یوقت مهربونم

بابا -بابایی

موهات چرا ریخته دردت به جونم

موی منم ریخته بابا ببین

چشمات ورم کرده مثل خودم

اینجوری انگاری بهتر شده

اینجوری بیشتر شبیهت شدم

بابا حسین من

--

مرکبا سیراب بودن اما -هنوز-تشنه بودی

وسط مقتل با آه سینه سوز- تشنه بودی

تشنه جنگیدی- تشنه جون دادی

سر پیری به چه روزی آخه افتادی

-مسخرت کردن -اهل آبادی

سر پیری به چه روزی آخه افتادی

مظلوم- مظلوم -مظلومم حسین جان

من بمیرم که واسه ی-گریه هات -خنده کردن

دختراشون به اشکای- دخترات- خنده کردن

ظهر عاشورا- قاتلت ای کاش

حرمت ریش سفیدتو نگه میداشت

سختمه حرفاش- کاش میشد داداش

حرمت ریش سفیدتو نگه میداشت

از دم خیمه تا به گودال دویدم دویدم دویدم

حرفایی که نشینیده بودم شنیدم شنیدم شنیدم

از دهنت یه نیزه بیرپن کشیدم کشیدم کشیدم

حرفایی که نشینیده بودم شنیدم شنیدم شنیدم

--

شمر اگه بره -سنان نمیگذره

تو قتلگاه تو -زمان نمیگذره

حتی ازت دمِ- اذن نمیگذره

تو قتلگاه تو -زمان نمیگذره

غروب شد- خورشید نشست

شمر ولی از تنت پا نشد

اذون شد- نمازش رو بست

راهِ حلقت ولی وا نشد

یک زنه تنهام چطور -شمرو ازت جدا کنم

پاشو اذونه مغربه -من به کی اقتدا کنم

گریه زیاد- کردم- روضه زیاد -خوندم

پشت سرت خیلی- و ان یکاد- خوندم

و ان یکاد الذین کفرو -نیزه فرو -شد به تنت

و ان یکاد الذین کفرو- خودت بگو- از کفنت

قدم قدم با یه علم

ان شاءالله اربعین میام سمت حرم

با مدد شاه کرم

ان شاءالله اربعین میام سمت حرم

می باره اشک چشمام نم نم

رو دوشم کوله باری از غم

می بینم هر کی رو این روزا

داره آماده میشه کم کم

سختی راحت میشه تو این راه

منتظر مونده بودم چند ماه

راهی میشم با یک سر بند ِ

لبیک یا اباعبدالله

.....

حال من احسن الاحوال ِ

زیارت افضل الاعمال ِ

کوری ِ دشمنا این حرکت

باشکوه تر میشه هر سال ِ

با ذکر یا حسین می جوشم

عمریه عاشق شش گوشه ام

می گیرم توی ِ رؤیا هرشب

ضریح ِ تو رو در آغوشم

...

چقدر من و میده عذاب

آخه ماها کجا و مجلس شراب

بی طاقتم نمونده تاب

کنیز به کی میگن

به من بده جواب

من از این شامیا بیزارم

می خندند به لباس پاره ام

بیا تا این که بچه هاشون

ببینند چه بابایی دارم

بابا حسین،بابا حسین

غریب دور از وطنی بابا حسین

بابا حسین،بابا حسین

مَن ذا الذی أیتمنی،بابا حسین

بابا حسین،بابا حسین

میدونه بابایی چند روزه

گریه کردم چشام میسوزه

از بس که روی خار صحرا

راه رفتم کف پام میسوزه

می دیدی من و از رو نیزه

بین اون همه چشم هرزه

یاد اون کوچه ها می افتم

هنوزم تن من می لرزه

از چی برات کنم گله

از دست سنگین سنان و حرمله

بگم برات از قافله

مارو اسیر کردن میون سلسله

+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۰۶/۱۰ساعت   توسط الله وردی  |