|
ای میزبان غمزده عاشقان بقیع تصویر کامل غم و درد جهان بقیع
ای خلوت شبانه صاحب زمان بقیع
ای کوه خاطرات غمین زمان بقیع
ای میزبان فاطمه بی نشان بقیع
ای خاک تو بلندتر از آسمان بقیع
ای ذره ذره خاک تو باغ جنان بقیع
ای خانه امید همه شیعیان بقیع پر می زنی با گریه ، برای این گداها غصه نخور کبوتر ، تمومی داره دوری بریم با بال خاکی ، زائر مجتبا شیم زخم دل مجتبی ، توی کوچه نمک خورد میون درب و دیوار ، گذاشتنش نامردا غم دلمو شکسته ، خون روی در نشسته اشکای دونه دونش ، میریزه روی گونش
-- -- آهوا ویلا چرا این سرزمین ماتمسراست قبر زهرا در کجاست ای محبین در بقیع این وادی محنت سراست قبر زهرا در کجاست ما در سادات یا رب در کجا مدفون شده قلب ما پر خون شده قبر زین العابدین افتاده و بی مصطفاست قبر زهرا در کجاست -- بقیع به دست ملحدین شد خراب زغصه شد فاطمه بی صبرو تاب باز آمده دلم به این اضطراب بیا بیا مهدی زهرا بهر نجات اهل دنیا
سلام بر مزارشان صبحو شام بر اهل بیت مصطفی تا قیام که داده جبریل امین این پیام محبش در نعیم دشمنش در جهیم علی امیرالمومنان است پشت و پناه مومنان است -- ای بقیع از غربت حیدر بگو از مزار مخفی مادر بگو ای بقیع کو گنبد و گلدسته ات مهدی زهراست تنها زائرت -- شیعه میسوزد خدا زین ماجرا شد جسارت ها که شد این ماجرا روز حتک عطرتو قرآن شده حضرت صاحب زمان گریان شده -- سالها بگذشت از آن ظلم فجیح گشته ویران آن حرم های بقیع نزد آن طایفه ی زشت مرام بوسه بر قبر شما گشت حرام -- این زمین در آسمان قبله نماست ای بقیع خاک درت مشگل گشاست من نشان از قبر زهرا می دهم قبر زهرا در کنار مجتباست -- زائرم در گوشه ی خاکت اسیر ای امام مجتبی دستم بگیر در بقیع گوشم به آوای جلی یا علی و یاعلی و یاعلی -- سال ها بگذشت از آن ظلم فجیع تا کـه ویران شد حـرم های بـقیـع پیش چشم شیعیان گشته خراب چـار مـرقـــــد زیـــر نـــــور آفـتــاب -- شیعه میسوزد خدا زین ماجرا شد جسارت ها که شد این ماجرا روز حتک عطرتو قرآن شده حضرت صاحب زمان گریان شده -- آه به گلهای بقیع پا زدند آتش غم به قلب زهرا زدند -- هستی همه سائل و گدایت ای تکیه گه گناه کاران دیوار بقیع با صفایت گریان نبود به روز محشر چشمی که بگرید از برایت هم چشم ملک به بذل دستت هم روی فلک فرش راهت تا نامه خویش را بشوییم شد اشک غم تو آبرویم
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۰۲/۱۹ساعت   توسط الله وردی
|
-- خزان شدیم خدایا ، بهار ما نرسید دوباره یک شب جمعه سحر شد اما آه سر قرار رسیدیم بلکه او برسد دوباره با غم عالم کنار می آییم صدای شیهه ی اسبش ز دور آمده است هزار مرتبه مُردیم و باز زنده شدیم به شهر یار سفر می کنیم حالا که غروب شد همه رفتند جانب گودال
-- کنار من ، صدف دیده پر گهر نکنید توان دیدن اشک یتیم در من نیست اگر چه قاتل من کرده سخت بی مهری اگر چه بال و پر کودکان کوفه شکست از آن خرابه که شب ها گذرگَه من بود به پیرمرد جذامی سلام من ببرید ز کوچه ای که گرفتند راه مادرتان
-- روحم آماده پرواز شده گره از کار علی باز شده شب من گشته سحر بسته ام بار سفر یا علی یا علی جان فدایت یا علی
باده مرگ به کامم آمد بوی زهرا به مشامم آمد شب من گشته سحر بسته ام بار سفر یا علی یا علی جان فدایت یا علی
ناله هایم همه بشنیدنی است سجده ی آخر من دیدنی است شب من گشته سحر بسته ام بار سفر یا علی یا علی جان فدایت یا علی
مونس من غم تنهایی شد مسجدکوفه تماشایی شد به لبم زمزمه است ذکر یا فاطمه است یا علی یا علی جان فدایت یا علی
رفته از پیکر من تاب و توان مهر و سجاده خداحافظان کار من گشت تمام در سحرگاه صیام -- فرق علی اگر دوتا نمیشد سر حسین از تن جدا نمیشد - زینب چرا خدا خدا میکند پهلو شکسته را صدا میکند - شد امشب پدرم عازم دیدار خدا مکن ای صبح طلوع میرود تا که زیارت بکند فاطمه را مکن ای صبح طلوع -- شده سینه پر از آه-عجل آمده از راه من از ناله فتادم-خداحافظت ای چاه واویلا واویلا شکسته پرو بالم-شده صبح وصالم همه هستی عالم –کند گریه به حالم واویلا واویلا به لب زمزمه دارم-سخن با همه دارم در این سینه ی تنگم-غم فاطمه دارم واویلا واویلا من از بودو نبودم –به کس لب نگشودم به کوچه شده پرپر-گل یاس کبودم واویلا واویلا مرا برگو بر افتاد-به جانم شرر افتاد من غم زده دیدم-گلم پشت در افتاد واویلا واویلا -- گوید منادی یا اهل العالم شد کشته از کین مظلوم عالم یا حضرت صاحب الزمان سرت سلامت
زهرا کجایی جای تو خالی از فرق حیدر خون گشته جاری یا حضرت صاحب الزمان سرت سلامت
مولود کعبه در لیله القدر میان محراب در خون شناور غلطان به خون شد تارک مول الموانی
کوفه امام و سیدو رهبر ندارد زینب مظلومه دگر پدر ندارد ای خفته در خاک نجف دادی به ما درس شرف مظلوم علی جان
از غربت مولا کسی خبر ندارد شام غریبان علی سحر ندارد ای خفته در خاک نجف دادی به ما درس شرف مظلوم علی جان
ای اولین مظلوم عالم جان فدایت کن قسمتو روزی ما صحن وسرایت ای خفته در خاک نجف دادی به ما درس شرف بقیه الله عاجرک الله
مولا علی در بستر خاک آرمیده رنگ از رخ طفلان معصومش پریده ای خفته در خاک نجف دادی به ما درس شرف مظلوم علی جان
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۰۲/۰۱ساعت   توسط الله وردی
|
|