حاجت به شرح آن نیست،دردی که خود عیان است
این اشک شور گونه، شیرین ترین بیان است
از عشق یوسف مصر یک دل فقط جوان شد
در خیمه ی حسینی، دلها همه جوان است
بالاترین عبادت، شادی قلب زهراست
شادی قلب زهرا، ذکر حسین جان است
زهرا تمام ما را با اسم می شناسد
نزدیک درب هیئت چشم انتظارمان است
این سرخی بدن ها، یا این به سرزدن ها
از جهل سینه زن نیست، از عشق بی کران است
"اینجا گناه بخشند، کوهی به کاه بخشند"
وقتی که پیرمردی، با عشق روضه خوان است
آهی کشید خواهر در ماتم برادر
این آه تا قیامت در سینه ها نهان است
مثل لب برادر، خون شد جبین خواهر
گویا که چوب محمل همدست خیزران است
--

رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم

این سفر بار گران است بیا برگردیم

صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود

خواهرت دل نگران است بیا برگردیم

چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده

قصه ی مرگ جوان است بیا برگردیم

صحبت از دیده ی دریایی عباس شده

تیرها بین کمان است بیا برگردیم

ساربان خیره شده بر خَم انگشتری ات

خنجرش نقره نشان است بیا برگردیم

خواب دیدم که سرت بر سر خاک افتاده

رنگ این خاک همان است بیا برگردیم

یک طرف این همه زن- در طرف دیگر جنگ

لشگری چشم چران است بیا برگردیم

مردی از کوفه بعید است بیا برگردیم

دعوتش وعده وعید است بیا برگردیم

 

قدر کافی به غم و غصه دچارم کافیست

طاقت دیدن داغ تو ندارم؛ کافیست

چقدر دلهره و غم سر پیری دارم

پدرم گفت که یک روز اسیری دارم

پدرم گفت که گودال بلا می بینم

سر نی زلف پریشان تو را می بینم

حرمله تا نرسیده ست بیا برگردیم

نقشه ای تا نکشیده ست بیا برگردیم

خواهرم ؛ حق بده والله که بی تقصیرم

خار هم پای تو یک روز رود می میرم

طاقت نیزه به پهلوت ندارم؛ دارم؟

طاقت پنجه به گیسوت ندارم؛ دارم؟

بعد تو جان علی ماندن من جا دارد؟

نیزه خوردن به گلوی تو تماشا دارد؟

--

سیدی ماکو مثلک الغریب

بیا برگردیم مدینه اخا

خیمه برپا مکن جان بچه ها

 

-این بیابون آب نداره حسین

تشنگی واسم عذاب حسین

 

-بغض من مونده تو گلو چرا

اینجا میمونی زیر دستو پا

 

-خاک این صحرا غم داره اخا

میگه میمونی زیر مرکبا

 

--

گوش دل  وا کنید- ای همه عاشقا

میرسد نغمه -زنگ یک کاروان

 

ز حالو روزشان- بی تابم ای دل

به فکر خواهر- اربابم ای دل

تموم ترس- من قحطی یه آب

به فکر کودک- بی شیرم ای دل

 

خواهری گریون- گشته دوچشمانش

 به یاد حرفای- آخر بابا

کربلا زینب- یاور و یار تو

 میون اهریمن -بی کسو تنها

-التماست میکنم برادر جان

بیا و برگردیم- شهر مدینه

دلهره دارم که زینبت روزی

 تورو به زیر دستو پا ببینه

حسیننن- واااااا 3

 

این سفر آخرش دردو رنج و بلاست

قتلگاه عشاق دشت کربوبلاست

 

خدا تورو ازم یکدم نگیره

که بی تو خواهرت حتما میمیره

پس- از -تو زندگی- عین عذاب

ز کینه ی عدو زینب میمیره

 

بوی هجرانو جدایی می آید

 بگو که از پیشم نمیری آخر

وعدمون این بود همیشه و هرجا

کنار هم باشیم تا رو محشر

-چیشده حالا قصد سفر داری

 اونم تکو تنها بدون زینب

یا حذر کن از رفتنو یا اینکه

ببر منو با خود بجون زینب

حسیننن- واااااا3

 

شبا خواب میبینم که به غم میشینم

زیرنعل مرکب تنتو میبینم

میبینم اکبرت شد اربا اربا

حیفه که جدا شه دستای سقا

قاسم ابن الحسن سینش شکسته

دخترت به زیر مشت و لگد ها

 

خیمه ها در بین شعله های غم

 غارت گوشواره شده چه آسون

میشود تقسیم  خلخالو چادرها

 زبی حیایی یه عدوی ملعون

-خیزران میزد عدو به لبهایت

 به پیش چشم بچه هات برادر

تا نگردیده خواب شبم تعبیر

 بیاو برگردی به جون مادر

حسیننن- واااااا3

 

--

تنگ دل من- برای زیارت

حس عجیب غریبیه این همه غربت

حالا که دورم- از حرم تو

همدم تنهاییم شده یه ذره تربت

 

یه گوشه بابغض- تنها میشینم

عکسای اربعین و با گریه میبینم

دل شوره دارم- که نشه امسال

ضریح شیش گوشه رو تو بغل بگیرم

 

اگه تو بخوای -آرومم کنی -میتونی حسین

یه شبی حرم -مهمونم کنی- میتونی حسین

بگذری ازم- شرمنده کنی- ممنونت میشم

پای روضه هات- دیوونم کنی- میتونی حسین

 

نذار ازت جدا بشم- دعا بکن نوکرتم

درسته روسیام ولی- سفارش مادرتم

آقام آقام آقام حسین

 

بار گناهام- باعث دردم

از تو و مادرت آقا حیا نکردم

نگاه بکن به-حال خرابم

من چوب دوری شما رو خیلی خوردم

 

راسته میگن که -خودت دوایی

واسه گنه کارای عالم تو پناهی

بخشش کار- شما اقا جون

حر رو تو حر میکنی با گوشه نگاتون

 

می خورم زمین- قطعا بی شما-ای نعم الامیر

بی کسم آقا -امیدم تویی- دستامو بگیر

من به روضه هات- اشک نوکرات- وابسته شدم

آرزوم اینه -تو سینه زنی- بهم بگی بمیر

رفیق من بمون حسین

فقط تو میمونی برام

یه روزی تنها میذارن

حتی تموم رفیقام

آقام آقام آقام حسین

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۵/۱۹ساعت   توسط الله وردی  |