|
ای پیکر به غیر بویت اثر از پور دلاورم نداری ای کشته جز قدو بالا تو شباهتی به اکبرم نداری وای نشود باور من که تویی اکبر من (2) وای چیزی از تو نمانده لاله ی پرپر من (2) بابا علی جان حیرانم این همه خنجر به روی تنت چگونه جا گرفته گوئیا سپاه شیطان انتقام از همه اولیاء گرفته وای با خبر بوده دشمن یکی روحیم در دو تن(2) وای آگهن این همه تیر هم تورا کشته هم من (2) بابا علی جان ای روحو همنفس من نفسی بکش دوباره جان بگیرم جان گیرم تا بتوانم بدنت بقل بگیرمو بمیرم وای بنگر نور دیده عمه خانم رسیده(۲) وای او به شوق نگاهت همه ره را دویده(۲) بابا علی جان
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۳ساعت   توسط الله وردی
|
|