|
از داغ لب به هم زدنت، مادر آب شد ماهی اگر شنید، به دریا کباب شد بوسید بس که پنجه مشکل گشای تو بی شیر بود و شیره جانش مُذاب شد چشمان نیمه باز تو در زیر آفتاب بر روی نیزه باعث مرگ رباب شد آهسته گو، سکینه دلش شور میزند گهواره را تکان مده، اصغر به خواب شد معلوم شد خدا به عزای تو گریه کرد با آن نوای تسلیتی که خطاب شد لبخند شیرخوار، دل آباد میکند اما ز خنده تو دو دنیا خراب شد گهواره تو! آن همه دستان مهربان بعد از تو حیف، بسته میان طناب شد -- به تو گفتم نکن گریه؛ نگفتم قهر کن با من نکردی قهر اگر مادر؛ چرا با من نمیجوشی به تو گفتم مکن ناله؛ نگفتم ترک گفتن کن چرا بر لب زدی ای مونس دل، قفل خاموشی به تو گفتم تبسّم کن؛ به روی من نه بر پیکان سپردی مادرت را عاقبت، دست فراموشی به تو گفتم بخواب اصغر به دامانم؛ نه زیر گل تو آخر قوّت قلب منی و زیب آغوشی -- مثلا تو رو تاب میدم؛ مثلا به تو آب میدم! مثلا تو صدام کردی؛ من با خنده جواب میدم… مثلا عمو برگشته؛ شدم آره خیالاتی مثلا همه جمعیم و توی آغوش باباتی! یه مادر وقتی لالایی نخونه میمیره گوشه ی خونه… درد منو کی میدونه؟ یه مادر که زیر سایه نمیره؛ همش بهونه میگیره لالایی گلم؛ تشنه ی یه جرعه آب علی… لالایی گلم؛ بیا بغلم بخواب علی! -- تو رفتی و دلم درمونده اصغر لباسات روی دستم مونده اصغر تو رفتی و پدر هم جای تلقین برای تو لالایی خونده اصغر -- -- دیدند خسوف رخ همچون قمرش را ای کاش به خیمه نبرد کس خبرش را من ماندمو یک طفل فقط مانده برایم پنهان کند از چشم ترم چشم ترش را تلخ است پدر گریه کند طفل بخندد سخت است ببیند پسر محتزرش را آنقدر در این دست کسی نیست که باید این طفل در آغوش بگیرد پدرش را آن تیر که انداخت یل ام بنین را آییدو ببینید به کودک اثرش را این قسمت من بود شود طفل دو قسمت آورده پدر سوی حرم دو پسرش را ماندم چه کنم دفن دو شش ماهه چه سخت است اول بدنش دفن کنم یاکه سرش را -- خجالتم نده اینجوری جون نده اینجوری جون بدی خیلی برام بده خمشدن سر تورو تا دیدن یه عده ای حرملرو بوسیدن
بیا رباب ببین چه کاری کرده ام وقتی سه شعبرو بیرون کشیده ام سرو بدن جدا شده رو دستم با بند قنداق سرو تن رو بستم
-- شیرین زبانم اصغر شش ماهه کودک من ای آخرین امیدم سرباز کوچک من آمدی تا که پدر حلق تو سیراب کند عوض آب تورا تیر جفا خواب کند اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند
رنگ از رخ قشنگت بابا چرا پریده آتش زدی به جانم صید به خون تپیده مانده گهواره تهی منتظر دیدن توتست چشم گریان پدر مات ز خندیدن توست اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند
آب روان عدو بست به سوی خیمه گاهم لب تشنه میزنی پر ای طفل بی گناهم کام خشکیده تو میزند آتش به دلم کن حلالم پسرم منکه ز رویت خجلم -- آب را بستند امشب بر حریم شاهدین یا اله العالمین العطش بر شد ز طفلان تا به چرخ هفتمین یا اله العالمین امشب اندر کربلا و خیمه ها غوغا بود ناله ها بالا بود هست گریان زین مصیبت حضرت روح الامین یا اله العالمین این من و این نوجوانانم همه بهرخدا آمدند در کربلا دور آل الله بگرفتند خیل مشرکین یا اله العالمین --
آروم جون رباب(بخواب علی لای لای۲بار) آه ای لب تشنه ی آب(بخواب علی لای لای۲) آروم توی بغلم(بخواب علی لای لای۲) جون مادر عسلم(بخواب علی لای لای۲)
الهی مادرت فدات/فدای بی قراریات آنام آتام لای لای/علی بالام لای لای ای علی لای لای ای علی لای لای ______________________________________
از بخت بد عزیزم(هوا چقد داغه۲بار) داری آتیش میگیری(میون قنداقه۲) سوز گریت عزیزم تو(صحرا پیچیده۲) روز پرپر شدنت(عزای خورشیده۲)
عالم فدای گریه هات/نداره جوهره صدات علی بالام لای لای علی بالام لای لای ای علی لای لای ای علی لای لای ______________________________________
باتو من جون میگیرم(چشات مسیحامه۲بار) خشکی روی لبات(کویرِ دردامه۲) دلخوشی هامو نگیر(ازم علی اصغر۲) میدونم دوست نداری(که دق کنه مادر۲)
-- به کمک عمه جونت- بچه ها رو خوابوندم تو سخت ترین شام غریبون عالم حالا تو این بیابون- دنبال تو میگردم گل نازم خیلی پریشون حالم
لالایی گل نازم -صدا کن منو بازم بیا تا برات از دستام گهواره بسازم
لالایی لالایی- یعنی الآن کجایی لالایی لالایی- کجای کربلایی
عمه -حتما- میدونی- این داغو از چشمای سرخش- معلومه هر کشته ای- گریه –کن- داره اما ای وای- بچم- مظلومه
لالایی گل نازم -صدا کن منو بازم بیا تا برات از دستام گهواره بسازم لالای لالای لالای لالالالا لالایی .. -- -- خدا هر گناهی باشه- به حسین میبخشه هیشکی ناامید نباشه به حسین میبخشه وعده دادن به وفاشه به حسین میبخشه خدا هر چی روسیاه و به حسین میبخشه من افتاده به چاه و به حسین میبخشه بندههای بی پناه به حسین میبخشه بزار بگم با زبون ساده همین حسین حسینم از سرم زیاده خدا اجازه شو به هر کسی نداده
اگر گناه من زیاده خدا به من حسینو داده میدونم که از تو هستم به تو برمیگردم سر اون عهدی که بستم به تو برمیگردم با همین دل شکستم به تو برمیگردم
همه ی دار و ندارم به تو بر میگرده همه عشقی که دارم به تو برمیگرده من تموم اعتبارم به تو بر میگرده بزار بگم با زبون ساده همین حسین حسینم از سرم زیاده خدا اجازه شو به هر کسی نداده نماز شکر من زیاده خدا به من حسینو داده -- میدونی. زیاد. نمیمونم میدونم. زیاد. نمیمونی تو تلزی. میکنی. علی بارونم. بیاد. نمیمونی
تو میری میاد. چی به سرم نگفتن که من. یه مادرم من از حرمله. نمیگذرم علی اصغرم
خشکی یه لباتو تا دید چشای تر بابات سوخت گهواره ای که عمو ساخت تو آتیش خیمه ها سوخت بگیر بخواب لای لای علی (3) لای لای جون رباب لای لای علی (3) لای لای واااااااااااای ووااااااای
پشت. خیمه. بیقرارتم اینو حس. مادری. میگه کاش حالا که خاک. شدی. علی روی. نیزه ها. نری دیگه
سه شعبه زدن. به حنجرت یه دست پیکرت. یه دست سرت حالا چی بگم. به مادرت علی اصغرم
دلشو ندارم آخه. سر خاک تو بشینم حرمله نذاشت بزرگشی. دومادیتو من ببینم
رو نیزه ها رفتی لای لای علی (3) لای لای بی من کجا رفتی لای لای علی (3) لای لای
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۰۲ساعت   توسط الله وردی
|
|