از چه ای بسمل من بالو پرت ریخته است

چقدر خاک به روی قمرت ریخته است

یک نفر بیش نبودی که به میدان رفتی

این همه نیزه چرا دورو برت ریخته است

هرکجا چشم کند کار تورا می بینم

گل من هرطرفی برگو برت ریخته است

عمه ماندست تورا جمع کند یا که مرا

چون پس از ریختن تو پدرت ریخته است

قاتلت خنده زدو با من دلسوخته گفت

پسر فاطمه دیدی پسرت ریخته است

--

(اگه که پا نشی..)

جم کردن علی کار بابا که نیست

علی اکبرم یکی دوتا که نیست

خدا چه داغی رو جیگر دارم من

توی عبا صدتا پسر دارم من

باور نمی کنم تو علی اکبری

از یک علی علی خیلی تو بیشتری

پاشو دارن راهو به من میبندن

بیشتر بشی بیشتر به من میخندن

--

یاولدی یاولدی ای علی جانم

راه برو راه برو پیش چشمانم

ای گل پرپرم علی یه اکبرم

رفتی و از غصه مرا خون جگر کردی

اهل حرم منتظرن تا تو برگردی

ای گل پرپرم علی یه اکبرم

--

اهلِ حَرَم از غمت - کردن همه سینه چاک

افتاد پدر از نفس - افتادی تا روی خاک

سخته برا پدر که پیشِ چشمای تَرِش

پاشو بکوبه رو زمینِ صحرا پسرش

اما نتونه کاری کنه واسه جگرش

نالَت رو تا شنیدم از دلِ میدون پسرم

صدبار از غصه دادم جون پسرم

وایِ من افتادی توو خون پسرم

علی وااای

آتیش به دلم زدن - با قتلِ تو اکبرم

روحم دیگه پر کشید - بعد از تو ز پیکرم

تیشه به ریشه ی پدر زدن با کُشتنت

چی سرت اومده اینجوری پاشیده تنت

تیکه به تیکه پخش شده تو صحرا بدنت

انتقامِ خیبر و از تو گرفتن بخدا

یک لشکر ریخته سرِ تو بی هوا

نقطه به نقطه تنت زخمه بابا

علی وااای

هیشکی نمی دونه که - داغ تو بامن چه کرد

پاشو یه کاری بکن - واسه مَنِ پیرِمَرد

پاشو یه کاری کن دارم می اُفتم از نفس

پاشو یه کاری کن دیگه بابا نداره کَس

دنیا برای من بدون تو میشه قفس

داره می خنده یه لشکر به زمین خوردنِ من

نزدیک بود پیشِ تنت مُردن من

عمّه اومد واسه ی بُردن من

علی وااای

--

تو با صورت و من با سر زانو

دیدی آخرش باهم زمین خوردیم

دیدی شد نباید اونی که میشد

پیش چشم مادرم زمین خوردیم

تو این همه شدی و من هنوز یک نفرم

نفس بکش پسرم

شده پر از علی اکبر تموم دور و برم

نفس بکش پسرم

این سخن، ورد زبونا افتاد

باز دوباره، علی از، پا افتاد

ولدی علی، ولدی علی

ببین حالمو دست‌وپا نزن

تو این هلهله دست‌وپامو گم کردم

اینقدر تنت پاشیده از هم که

زیر پیکرت عبامو گم کردم

میمونه تا به ابد داغ تو روی جگرم

نفس بکش پسرم

بگو چه‌جوری تورو سمت خیمه‌ها ببرم

نفس بکش پسرم

رشتهٔ، صبر پدر، پاره شده

چاره‌سازِ همه بیچاره شده

ولدی علی، ولدی علی

با این زخمی که داری رو پهلوت

کربلا مدینه شد برای من

غیرتی بلندشو خواهرم زینب

اومده به مجلس عزای من

کنار جسم تو بابا شبیه محتضرم

نفس بکش پسرم

نرو که ولوله افتاده بین اهل حرم

نفس بکش پسرم

روی این خاک، نشستم، چه کنم

پسرم رفت، ز دستم، چه کنم

--

چون علی سوی قتلگه سفر می کند

مادرش در حرم پسر پسر می کند

ای گل احرم لاله ی پرپرم

یا بنی

سر منه روی خاک ای گل رعنای من

حال جان دادنت برده شکیبای من

ای عزیز دلم حل نما مشکلم

یا بنی

از تو نبود روا پیش پدر خواب خوش

جان دهم جای تو تا تو نگردی خموش

ای گل احرم لاله ی پرپرم

یا بنی

با لب غرق خون مرا صدا میزنی

من نگه میکنم تو دستو پا میزنی

ای علی اکبرم. لاله ی پر پرم

یا بنی

--

ماه تابان حرم ، کن تکلم پسرم

ای جگر گوشه ی من ، تو مسوزان جگرم

پدرت سوی تو ای سلسله گیسو آمد

تا کنار بدنت با سر زانو آمد

(ای علی اکبر من ای گل پرپر من)

حال من را تو ببین دل من گشته غمین

بس به پیش پدرت ، میکشی پا به زمین

روی تو ماه شب و گیسوی تو خم به خمم

همچوگل ای پسرم عمر تو کوتاه وکم است

(ای علی اکبر من ای گل پرپر من)

ای گل خشکیده ، وی ز هم پاشیده

خیزو بین قاتل تو ، به غمم خندیده

بیم دارم گل خشکیده بگیرم به برت

که کنم ای گل پرپر شده پاشیده تنت

(ای علی اکبر من ای گل پرپر من)

--

(همه جا کربلا)

سوی میدان نرو لاله ی احمرم

قدری آهسته تر نازنین دلبرم

نظری کن پدر ز غمت در نوا

ای علی جان علی

رفتنت ای پسر کرده مجنون مرا

پور لیلا ببین قلب پر خون مرا

ترک ما می کنی نازنینم چرا

ای علی جان علی

تو خرامان مرو محو سودای تو

همه روی زمین بر تماشای تو

تشنه لب عاقبت شدی از من جدا

ای علی جان علی

شبه پیغمبرم شده نقش زمین

اربااربا شده بی کسو بی معین

میرسد از حرم بانگ واویلتا

ای علی جان علی

--

سرو برد -خنجرو برد -چشم دلش سیر نشد

هدیه -مادرو برد -چشم دلش سیر نشد

از حرم -معجرو برد چشم- دلش سیر نشد

چشم دلش سیر نشد- دوباره اومد

پیاده رفت از گودال -سواره اومد

حوالی غروب میون خیمه تو

برای غارت یه -گوشواره اومد

ای وای حسین ای وای

****

ای امون این ساربون با دست خالی نرفت

از دل دریای خون با دست خالی نرفت

آخرش این شمر دون با دست خالی نرفت

با دست خالی نرفت و سر پا کرد

سر تو رو پیش زینبت جدا کرد

دم غروبی جلو چشم رقیه

تن پر از نیزه تو رو رها کرد

ای وای حسین ای وای

****

زدنت روی تنت یه جای سالم نموند

رو تن بی کفنت یه جای سالم نموند

حتی رو پیراهنت یه جای سالم نموند

یه جای سالم نموند رو صورت تو

زینب بمیره برای غربت تو

رو نیزه ای و چشات به سمت خیمه است

یا غیرت الله فدای غیرت تو

ای وای حسین ای وای

--

+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۰۵/۱۳ساعت   توسط الله وردی  |