هر آنچه ناشدنی هست با حسن بشود
دَمی که حضرت مُشکل گُشا حسن بشود
به حُسنِ خُلق شود بین مردمان مَشهور
کسی که بارِ لبـش ذکر”یا حَسن”بشود
اسیر حُسن کس دیگری نخواهد شد
کسی که دلبرش از ابتدا حسن بشود
به دست قدرت خود چونکه قصد خلق کُند
مُسلّم است که صُنـعِ خُدا حسن بشـود
هزار سبط دگر هم به مصطفی بدهند
همیــشه ، رابع اهل کسا ، حسن بشود
عزیز کرده ی خیرُ النّساست ، پس باید
عزیــز حضـرت خیرُ الـوَرا حسن بشود
به جز همان که اباالحُجّت است،در عالم
ندیده ایم که جز مُجتبیٰ ، حسن بشود !
أخُ الکریم و إمامُ الکریم و إبن کریم
-قسم به ذوالکرم ،آقای ما حسن بشود
به سینه ی احدی دست رد نخواهم زد
رواست صاحب این ادّعا حسن بشود
گدای لقمه ی نانی شدن ، شرافت ماست
شبی که بانی این سفره ها حسن بشود
شبی دقیق نظر کرده ایم و فهمیدیم
حسین نیز پس از حذف”یا”حسن بشود
میان این همه دلداده ی حسین،خوشیم
به اینکه صاحب دلهای ما حسن بشود
گریز هرچه که روضه ست کربلاست ولی
گریز روضه ی کرب و بلا حسن بشود
که نوجوان یتیــمی بناسـت آخر کار
میان خون بزند دست و پا، حسن بشود
---

خوشی از عمر ندیدم چقدر سخت گذشت
نیست از خنده به لبهایم اثر! سخت گذشت
شب که شد روضه ی غسل تن مادر خواندم
تا سحر زار زدم تا به سحر سخت گذشت
روضه زهر نخوان روضه ی یک کوچه بخوان
حرفی از حجره نزن وقت دگر سخت گذشت
جگرم ریخت در این تشت ولی سختم نیست
وقتی افتاد زنی بین گذر سخت گذشت
چشم من خورد به یک سایه میان کوچه
بسته شد بر روی ما راه گذر سخت گذشت
غیرتی بودن من در همه جا معروف است
مادری رفت عقب تر به پسر سخت گذشت
تا به خانه چقدر چنگ به چادر میزد
صورتش خورد به دیوار! اگر سخت گذشت
چادر خاکی او قامت من را خم کرد
یک نفر خورد زمین به دو نفر سخت گذشت

 

 

 

 

 

 

--

ای ماهی دریا برایت گریه كرده

پیغمبر و زهرا برایت گریه كرده

عالم محیط غربتت، زائر ندارد تربتت

مظلوم حسن جان، مظلوم حسن جان

 

ای   اولین   مظلوم عالم، بعد بابا

در خانه خود هم غریب از جور اعدا

شریك زندگانیت، گردیده خصم جانیت

مظلوم حسن جان، مظلوم حسن جان

 

با آنهمه صِدق و صفا و پاكی دل

شد مُزد خوبیهای تو زهر هلاهل

پیوسته شد خون بر دلت، تا همسرت شد قاتلت

مظلوم حسن جان، مظلوم حسن جان

 

هنگام تشییعت به جای ذكر و تكبیر

تابوت و تن با هم یكی گردیده از تیر

کنار قبر مادرت، شد تیر باران پیکرت

مظلوم حسن جان، مظلوم حسن جان

--

امام مجتبی از زهر کینه

مسمومو گشته در شهر مدینه

یا اهل العالم -  شد وقت ماتم

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

چراغ عمر او گردیده خاموش

زهرای مرضیه گشت سیه پوش

قبرش خراب است در آفتاب است

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

اول فدائی یه راه ولایت

بین دیوارودر شد این جنایت

شد کشته زهرا ام ابیها

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

برکام مجتبي-زهر جفا شد

پرپر زيبا گل - خير النساء شد

بيداد و کينه

شد در مدينه

يا صاحب ا لزمان عجل ظهورک

 

 

 

 

 

 

--

رسول ا..

سر به دامانِ علی داشت که جان بر لب بود
آخرین ذکرِ نبی یا علیُ و یا رب بود

نفسِ آخرِ او بود که می گفت حسین
و کلامِ دگرش یادِ غمِ زینب بود

به رویِ سینۀ پیغمبرِ اکرم حسن است
و کنارِ سر او فاطمه اش آن شب بود

همه اسرارِ مگو را به علی گفت نبی
آخرین سرِّ دلش حاویِ این مطلب بود

یا علی ، بعدِ من آتش به حرم می اُفتد
آشکارا شود آن بغض که در مَرهَب بود

خانه ام را که همین قوم به آتش بکشند
تازه معلوم شوم خصمِ تو لامَذهب بود

غصه می آید و این دوره به سر می آید
دورۀ حزنِ تو با خونِ جگر می آید

بعدِ من یا علی این جمع ز هم می پاشد
فاطمه یاریِ تو روزِ خطر می آید

آه از سیلیِ این قوم به ریحانۀ من
وای از آن دم که زمسمار خبر می آید

تا تو را یکه و تنها نگذارد کُفَّت
فاطمه بعد من از شرمِ تو در می آید

آری بعد از این تازه حسن حالِ پریشان دارد
تا چهل سال ز غم گریۀ پنهان دارد

جگرش پاره شود وز کفِ تو چاره شود
زانویِ غم به بغل نالۀ هجران دارد

هست بعد از حسنم داغِ حسینم در پیش
او که در پیکرِ خود نیزه فراوان دارد

سرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانند
گریه بر حالِ یتیمان و اسیران دارد

کعبِ نی ها به تنِ زینبِ او خُرد شود
سفری پر زبلا همره عدوان دارد

آه از گوشۀ ویرانه و رخسارِ کبود
باز هم دختِ منو سیلیِ یک دستِ یهود

--

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--

روزعزای خاتم الانبياء

گريان از اين ماتم همه اولياء

خاک عزا شد به سر اصفياء

رحلت مصطفي -ميدهد اين ندا

شروع ظلم و جور کين است

علی دگر خانه نشين است

 

جهان شيعه غرق در عزا شد

عزای مصطفي و مجتبي شد

جنايت دو همسر از جفا شد

گشته محشر به پا- بهر دو مقتدا

يابن الحســـــن آجرک الله

صـــاحب زمان بقيــه الله

 

 

مدينه شد محشر کبری به پا

بهر جگر گوشه ی خير النساء

پاره جگر شد حسن مجتبی

ز بعد شهادت ، گشته اين جنايت

پيکر پاکش پيش ياران

شد در مدينه تیرو باران

 

دلهای ما سوزد ز داغ بقيع

همواره ميگيرد سراغ بقيع

مزار بي شمع و چراغ بقيع

کن نصيب همه- به حق فاطمه

سينه زنان و چشم گريان

کنار تربت شهيدان

 

زهرا بیا بنشین تو در بر من

قرآن تلاوت کن تو بر سر من

تا جان رود آسان ز پیکر من

می روم از برت-به پیش مادرت

مدینه در شیون و غوغاست

اول تنهایی مولاست

 

ما غصّه دار داغ پیغمبریم

همدم سوز و آه و چشم تریم

ذکر عالم همه- تسلیت فاطمه

ای مادر نسل امامت

دخت نبی ، سرت سلامت

 

تا به ابد داغ رسول خدا

زنده بُوَد در دل ارض و سَما

جاری اشک همه-یا ابا الفاطمه

رفتی و حق تو ادا شد

به دخترت ظلم و جفا شد

--

 

 

 

 

 

 

امام رضا

خوشا به حال هر آنکس که مبتلای رضاست
تمام دار و ندار من از دعای رضاست

صفای صحن و حیاط و رواق را عشق است
کنار پنجره فولاد، کربلای رضاست

کجا به غیر سرایش ادب کنم وقتی
که پادشاه جهان سائل و گدای رضاست

قسم به نغمهٔ نقاره و صدای اذان
دلم مجاور آن گنبدِ طلای رضاست

مریض بستر عشقم، شفا نمی خواهم
که مرهم دلم از نسخه و دوای رضاست

در این معامله سودِ زیاد بردم من
حرم برای دل من، دلم برای رضاست

بگو به خادمِ آقا، مرا صدا نکند
که خواب راحت من روی فرشهای رضاست

--

بین حجره ست و کسی نیست به دادش برسد
کاش تا جان نسپرده است جوادش برسد
 خیره مانده ست به در چشم ترش میسوزد
کرده سم کار خودس را ، جگرش میسوزد
 کیست بر حال دل مضطر او گریه کند
خواهرش نیست که بالا سر او گریه کند
 رفته از حال بسی خورده زمین در کوچه
زیر لب خوانده فقط روضه ی مادر کوچه
 --
پسرش آمده زیبا پسر مه رویش
میگذارد سر خود را به سر زانویش
 سخت باشد پدری پیش پسر جان بدهد
سخت تر این که پسر پیش پدر جان بدهد
 سخت تر این که جوان باشد و پر پر بزند
پدرش هم نگران باشد و پرپر بزند
 سخت تر از همه با هلهله ها خنده کنند
دور تا دور علی حرمله ها خنده کنند
 سخت تر از همه این که تن او پاشیده
تن او در وسط جوشن او پاشیده
 بر سر نعش جوانش پدری پیر شده
مثل او از نفس افتاده زمین گیر شده
 موج خون در دل ارباب تلاطم کرده
پسرش را وسط این همه خون گم کرده
 بردنش کار حسین نیست عبا لازم بود
فقط این کار جوانان بنی هاشم بود

 

 

 

 

--

یا ضامن آهو شه خراسان

ای کشته ی زهر جفا رضا جان

 

ای یادگار خاتم الانبییین

ای حجت و ای رهنمای آیین

کشته شدی از بهر یاری دین

از ظلم و جور دشمنان قرآن

یا ضامن آهو شه خراسان

ای کشته ی زهر جفا رضا جان

 

زهر جفا زد بر دلت شراره

قلب شریفت گشته پاره پاره

گه خواهرت بر تو کند نظاره

درشهر غربت وقت دادن جان

یا ضامن آهو شه خراسان

ای کشته ی زهر جفا رضا جان

 

ای قبله ی حاجات مستمندان

تنها بدی در وقت دادن جان

آمد تقی با دیدگان گریان

بر دیدنت ای ضامن غریبان

یا ضامن آهو شه خراسان

ای کشته ی زهر جفا رضا جان

--

ای فروغ دل زهرا و علی

هشتمین نور خدای ازلی

ای امید دل ما

حل نما مشگل ما

یا غریب الغربا

یا معین الضعفایی

 

ای که از راز دلم آگاهی

پاره قلب رسول اللهی

به پناه آمده ام

رو سیاه آمده ام

یا غریب الغربا

یا معین الضعفایی

 

زهر انگور بلا خیز شده

در وجودت شرر انگیز شده

سوگواران تو ایم

هم عزادار تو ایم

 

 

 

 

 

--

السلام ای شهید خراسان

--

یوم القتل علی موسی الرضا شد

جواد الائمه صاحب عزا شد

بقیه الله-عاجرک الله

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

یا ام الائمه بنما نظاره

قلب فرزند تو شد پاره پاره

درشهر غربت-با صد مشقت

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

هرکس نمایدی من را زیارت

نمایم اورا من سه جا عیادت

وقت قضایش-هم در مزارش

یوم الحسابش

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

خداوندا دگر عمرم سرآمد

تقی فرزند دلبندم نیامد

از زهر اعدا-افتادم از پا

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

یافاطمه برخیز بنما نظاره

قلب فرزند تو شد پاره پاره

مادر کجایی-دادا از جدایی

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

گل گلزار من بیا جوادم

بنگر در  بی کسی از پا فتادم

بابا کجایی-داد از جدایی

یا صاحب الزمان عجل ظهورک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--

از خراسان رسد، نالۀ یا رضا

حضرت فاطمه، گشته صاحب عزا

یا رضا یا رضا، یا رضا یا رضا

 

عالم اهل بیت، مانده در زمزمه

کشته شد بی گناه، یوسف فاطمه

یا رضا یا رضا، یا رضا یا رضا

 

ای فدای تو و قلب مسموم تو

از مدینه رسد طفل معصوم تو

یا رضا یا رضا، یا رضا یا رضا

 

خیز و بار دگر، ای شه عالمین

گریه کن، گریه کن، بهر جدت حسین

یا رضا یا رضا، یا رضا یا رضا

 

جسم تو محترم چون کتاب مبین

جسم جدّت حسین بی کفن بر زمین

یا رضا یا رضا، یا رضا یا رضا

 

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۷/۱۲ساعت   توسط الله وردی  |