باز هم در به در شب شدم ای نور سلام

باز هم زائرتان نیستم از دور سلام

با زبانی که به ذکرت شده مانوس سلام

به سلیمان برسد از طرفِ مور سلام

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

 

ننوشته است گنه کار نیاید به حرم

پس بیاییم اگر خوب و اگر بد به حرم

برسد خواهش و نالۀ ممتد به حرم

زود ما را برسانید به مشهد به حرم

مَست از آنیم که از باده به خُم آمده ایم

ما سفارش شده ایم  از  رهِ قم  آمده ایم

 

 

چه خبر در حرم ضامن آهو شده است

صحن ها بیشتر از پیش چه خوشبو شده است

طرفِ پنجره فولاد هیاهو شده است

باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است

مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد

دست و پایِ فلجی باز شفا می گیرد

 

تو خودت خواسته ای دار وندارم باشی

کاش لطفی کنی و آخرِ کارم باشی

مردِ سلمانیِ تو باشم و یارم باشی

لحظه یِ مرگ بیایی و کنارم باشی

قول دادی به همه پس به خدا می آیی

هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی

..

یابنَ شَبیب قصۀ معجر نگفتنی ست

جریان حنجر و دمِ خنجر شِنُفتنی ست

یابن الشّبیب! جرم یتیم سه ساله چیست

دیگر پس از امام کُشی آه و ناله چیست؟

یابن شَبیب غارت خیمه عجیب بود

در شعله ها سه سالۀحیدر غریب بود

یابن شَبیب دختر ترسیده دیده ای

در زیر خار طفلک خوابیده دیده ای

یابن شبیب جّدِ مرا سر بریده اند

پیش نگاه عمۀَ ما سر بریده اند

 

 

 

 

 

ریّان بن شبیب ، جَدّمون و غریب

گیر آوردن

ریّان بن شبیب ، آب و واسه حبیب

دیر آوردن

تشنه سرش رو جدا کردن

چه ها کردن

ده تا سوار و صدا کردن

چه ها کردن

پیکر و بی سر رها کردن

چه ها کردن

__________

ریّان بن شبیب ، جَدّمون و غریب

گیر آوردن

ریّان بن شبیب ، آب و واسه حبیب

دیر آوردن

تو شیب گودال سرازیر شد

حسین پیر شد

آخ ته گودال زمین گیر شد

حسین پیر شد

سر و بریدن ولی دیر شد

حسین پیر شد

___________

 

ریّان بن شبیب ، ذکر امّنْ یُجیب

می‌گفت زینب

ریّان بن شبیب ، رفتش شیب الخصیب

زیر مرکب

 

چیا سر زینب آوردن

سر و بردن

بچه یتیما کتک خوردن

سر و بردن

زَنا توی بی کسی مُردن

سر و بردن

___________

ریّان بن شبیب ، می اومد بوی سیب

از تو صحرا

ریّان بن شبیب ، یک عده نانجیب

کردن غوغا

به عمه زینب جسارت شد

جنایت شد

چادُرا وقتی که غارت شد

جنایت شد

قسمت زن ها اسارت شد

حسین جان

به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم

شبی که میرفتم واست کاسه ی آب گذاشتم

واویلا

 

حسین جان

تو بودی و گودال و ریگ و تنت گیره نیزه

خداحافظی کردی با زینبت زیره نیزه

واویلا

 

صدا میزدم مادرت رو یامظلوم

نشون میدادم حنجرت رو یامظلوم

صدا میزدم مادرت رو ای بی کس

به دامن بگیره سرت رو یامظلوم

________

به صحرا

سپردم که با خاک بپوشنه داداش تنت رو

بمیرم که بردن جلو چشم من پیرهنت رو

واویلا

 

تا حالا

از این خونواده زنی رو نبردن اسارت

الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت

واویلا

 

به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم

نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم

ندیدی چشای ترم رو با غیرت

شلوغی دور و برم رو یا مظلوم

__________

بمیرم

گلوی بریدت همیشه به یادم میمونه

روی چادره سوخته ی من هنوز رد خونه

واویلا

 

سر تو که رو نیزه ها رفت یامظلوم

همش چادرم زیر پا رفت یامظلوم

جلو چشم نامحرمان افتادم

پناه غریبیم کجا رفت یامظلوم

 

 

 

 

--

درها ی حجره را بیا تقی واکن

جان دادن بابا بیا تماشا کن

بابا ببین چه آمد بر سر من

پاره پاره شده این جگر من

 

ثامن الائمه در این دم آخر

با ناله می گوید کجایی ای مادر

بابا ببین چه آمد بر سر من

پاره پاره شده این جگر من

--

میرسد از خراسان ناله ی یا رضا

حضرت فاطمه گردیده صاحب عزا

شده خونین دلم

میزبان قاتلم

وا اماما  وا شهیدا

 

ناله ی یا بنی از نهادش رسد

ای عجل مهلتی تاکه جوادش رسد

کشته شد از جفا

علی موسی الرضا

وا اماما وا شهیدا

 

از در خانه اش تا به سر تربتش

گریه ها فاطمه کند بر آن غربتش

ای شه عالمین

همچو جدت حسین

وا امامام وا شهیدا

 

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ساعت   توسط الله وردی  |