یابن عم کوفه میا هیچ کس یار تو نیست

زین همه خلق یکی طالب دیدار تو نیست

میثم آسا به سردار هوادار توام

تا نگویند کسی میثم تمار تو نیست

یوسف فاطمه از کوفه حذر کن که دگر

غیر غم قافله ای بر سر بازار تو نیست

زان همه نامه نگاری که نوشتند بیا

یک نفر نامه نویس بر در دربار تو نیست

پادر این معرکه مگذار که جان در خطر است

برو آنجا که کسی در پی آزار تو نیست

فکر و رحمی به جوانی اکبر کن

ز آنکه رحمی به دل دشمن خونخوار تو نیست

گر بیایی به جز از خنجر و شمشیر و سنان

میزبان تو و عباس علمدار تو نیست

گربیایی هدف تیر شود اصغر تو

ایمن از باد خزان آن گل گلزار تو نیست

لااقل اهل حرم را تو به همراه میار

که حیا را خبری برسر اشرار تو نیست

تا که سیلی نخورد دختر دردانه تو

کوفه جای زن و فرزنددل افکار  تو نیست

آب مهریه زهرا ست ولی بر لب آب

قطره ای بهر لب خشک گهر بار تو نیست

--

اي قبله ي من روي تو-دل مي کشدم سوي تو

امشب به مشام جانم-از مکه رسد بوي تو

شدی آواره تو به صحرا ، کوفه ميا عزيز زهرا

 

شب را به سحر آوردم-تنهايم و کوچه گردم

با اين لب پر از خونم-من بر تو دعا مي کردم

گفتم امام من حسين است ، ماه تمام من حسين است

 

چون طاير بسته بالم-بر غربت خود مي نالم

چشم در و ديوار امشب-خون گريه کند بر حالم

مهمانم و دلم شکستند ، با ريسمان دستم ببستند

 

من عاشق ثاراللهم-غرق غم و اشک و آهم

در کوفه نباشد ديگر-جز سايه کسي همراهم

ناله ي من شنيدني شد ، مهمان کوفه ديدني شد

 

افتاده ام از تاب و تب-روزم شده مانند شب

هر کوچه که رفتم بودم-ياد تو و ياد زينب

کوفه ميا کوفه دو رنگ است ، اينجا پذيرايي ز سنگ است

--

امشب به کوفه یاری ندارم

بر روی دیوار سر میگذارم

ای ابن ام باوفا بر من نظر کن

از کوفه بگذر یاحسین ترک سفر کن

 

با دست بسته بر روی بامم

جز گریه بر تو کاری ندارم

برگرد ازین راه بلا مولا حذر کن

از کوفه بگذر یا حسین ترک سفر کن

 

علی اصغر شیرین زبان است

به دست کوفی تیرو کمان است

شام غم من را بیا آقا سحر کن

از کوفه بگذر یا حسین ترک سفر کن

--

در کوفه حیرانی چرا مسلم به کوفه

سر در گریبانی چرا مسلم به کوفه

 

آخر شدی تو بی معین تنهای تنها

اندر بر این مشرکین از ظلم اعدا

از راه احسان کن نظر مظلوم حسین جان

 

در کوفه حیرانی چرا مسلم به کوفه

سر در گریبانی چرا مسلم به کوفه

 

ای یادگار مرتضی برمن نظر کن

کوفه میا تو یا حسین ترک سفر کن

دست منو دامان تو مظلوم حسین جان

 

در کوفه حیرانی چرا مسلم به کوفه

سر در گریبانی چرا مسلم به کوفه

--

دستم اگر عدو بست دست از تو برندارم

با این لب بریده تنها تویی شعارم

دست من بسته که کوته کند از دامن تو

زانکه زلف منوتو بسته خدای منوتو

یا حسین یا حسین اول فدایی منم

خون جگر خون جگر از بی وفایی منم

 

تو در طواف کعبه من در منای عشقم

شد کوچه های کوفه سعی و صفای عشقم

همه در خواب خوشو من به تو مشغول دعا

بگذر از کوفه و این مردم بی مهرو وفا

یا حسین یا حسین اول فدایی منم

خون جگر خون جگر از بی وفایی منم

--

السلام ای دلدارم

منکه سر بر دیوارم

میکشد عشق حیدر. روی دارم

روی دارم

جرم من باشد عشق حیدر

پای عشق او می ریزم سر

یا علی مولا می گویم تا. دم آخر

یابن حیدر. نگرانت هستم

یابن الحیدر.یابن الحیدر

 

سر بازارم امشب

می رسد جانم بر لب

بگذرد از من اما. وای زینب

وای زینب

وای من از عصر عاشورا

گردد آواره بین صحرا

تو میان گودال و زینب. تک و تنها

یبن زهرا. نگرانت هستم

یبن زهرا. یبن زهرا

 

 

--

گریم گرفته -آروم ندارم(2 )

بالای دارالاماره به یادت - دلشوره دارم

دل بی قرارم

دیگه دیره اما_ اگه میشه برگرد(2)

نیا کوفه آقا _اگه میشه برگرد

سرگردون و حیرونم _وااا

غریبم وااا

حبیبم واااا

شده غصه و غم نصیبم وااا

جانا _برگرد _مولا _برگرد(2)

برگرد _برگرد _برگرد

 

اینجا تموم -حرفا دروغ(2)

بازار نیزه فروشای کوفه- خیلی شلوغ

خیلی شلوغ

دلم خون خونو سرم روی دیوار(2)

زبونم لال زینب تو این کوچه و بازار

وای از ظهر عاشورا وااا

اسارت وااا

جسارت وااا

حرم مونده و قتل و غارت وااا

برگرد- مولا- برگرد- مولا

برگرد- برگرد- برگرد

 

دیدم با چشمام نیزه خیردن(2)

آقا برای سر تو تو کوفه- نقشه کشیدن

خیلی پلیدن

به حالو روز من -همه شهر خندیدن

دارن قول سوغات -به دخترها میدن

میترسم از روزی که واا

تو بی حال وااا

تو گودال وااا

داره میشه جسم تو پامال- واا

برگرد- مولا- برگرد- مولا

برگرد- برگرد- برگرد

--

می بارد از هر بام و در، سنگ ملامت

از من گذشت اما سر زینب سلامت

تو اي خدای انس و جان / بر او سلام من رسان

از کوفه بگذر

 

پیوند مهرت بسته دست و گردن من

 بنگر تماشایی شده جان دادن من

 با جسم پاره پاره ام / بین بر سر قناره ام

از کوفه بگذر

 

 خون ریزد از باغ رخم، همچون شکوفه

 با خون نویسم بر در و دیوار کوفه

این لحظه هاي آخر است / مسلم فداي زینب است

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۰۵/۳۰ساعت   توسط الله وردی  |