صادق آل عبا ای کشته ی زهر جفا
ای عزیز فاطمه نور دو چشم مصطفی
غریب آقا...

بوده اشک غربتت از دیدگان ِ تو روان
خون دل خوردی ز ظلم و کینه ی اهریمنان
غریب آقا...

خانه ات آتش گرفت و شد فزون غمهای تو
تا به گردون میرود آوای یا زهرای تو
غریب آقا...

یاد آن روزی که مادر پشت در اِستاده بود
لحظه ای دیگر تو گویی فاطمه جان داده بود
غریب آقا...

ناله های مادرت با خون دل آغشته شد
محسن نادیده دنیا،پشت آن در کشته شد
غریب آقا...

سیدی،بوده دلت بر دو مصیبت مبتلا
ای حزین کوچه و گریه کن کرببلا
غریب آقا...

همدم تنهایی ات بوده غم و اندوه و آه
یاد آن ساعت که زینب آمده در قتلگاه
غریب آقا...
--
آمد زمان غربت هر دل عاشق 
شد کشته از زهر جفا حضرت صادق 
واویلا واویلا 
روزیِ جان عاشقان سوز و اشک و آه
پاره جگر شد از جفا آن ولیُ
الله واویلا واویلا 
نشسته از هجران آن رحمتِ دائم
گرد یتیمی بر رخ حضرت کاظم 
واویلا واویلا 
عُمری نموده گریه بر داغ عاشورا 
که جسم جدّش بی کفن مانده بر صحرا 
واویلا واویلا
--
یا فاطمه کشته شد  قرآن ناطق 
بنیانگذار مذهب امام صادق
یازهر  یازهرا  یازهرا  یازهرا  
می گفت و منصور مزن آتش بجانم   
نیمه شب ملرزان تن عزیزانم
یازهر  یازهرا  یازهرا  یازهرا  
تو که شکستی ظالم این پروبالم    
دیگر مسوزان دل اهل و عیالم
یازهر  یازهرا  یازهرا  یازهرا  
یا فاطمه بهر تو مهمان رسیده    
بنما پذیرایی از این نوردیده
یازهر  یازهرا  یازهرا  یازهرا
--
مولای مظلوم دین حاجت روا شد
خون جگر از جرعه ی ، زهر جفا شد
با قلب عاشق ، به سوی خالق
شیخ الائمه مولا ، امام صادق

مدینه در اندوه و ، شیون و غوغاست
هر دیده گریان بر ، عزیز زهراست
رفته ز دنیا ، غریب طاها
شیخ الائمه مولا ، امام صادق

او که شبیه مادر ، کاشانه اش سوخت
دل از شرار آه ، جانانه اش سوخت
راحت ز محنت ، به سوی جنت
شیخ الائمه مولا ، امام صادق

حال نماز مولا ، بود عاشقامه
در خانه ی او دشمن ، آمد شبانه
بشکسته حرمت ، از آل عترت
شیخ الائمه مولا ، امام صادق
--
ای خدا پاره جگر ، مصحف ناطق شد
ای بقیع نوحه بخوان ، ماتم صادق شد
در مدینه چه عزایی و چه محشر شده است
چه ستم ها که به اولاد پیمبر شده است
یا امام صادق

دل خون دیده ی تر ، سینه ام غرق شرر
خانه ام در آتش ، در کجایی مادر
از تب زهر ، بسوزد جگر من  چه کنم
طائر قدسم و در آتش دشمن  چه کنم
یا امام صادق
--
من آن صیدم -  که بر اشک غمم - خندیده صیادم
سراپا آتشم-  اما بود خاموش فریادم
رئیس مذهبم  اما رسیده جانم برلبم
من از یاد همه رفتم نمیدارد کسی یادم
دودستم بسته شد یاد امیرالمومنین کردم
چو دیدم خانه ام میسوخت به یاد مادر افتادم
میان کوچه بودم یاد شامو کوفه وعمه
بیاد زینب ام المصائب سوخت بنیادم
چه شبهایی که نام مادرم را بی ادب بردن
ولی با صبوری بر همه درس ادب دادم
==
تنها نشد ز زهر ستم آب پیکرت 
 یک عمر ریخت آتش اندوه بر سرت
هر روز بود روز تو از دود آه ، شب 
 هر لحظه ریخت خون دل از دیده ی ترت
آنشب که شعله گشت ز کاشانه ات بلند 
 یاد آمد از شکستن پهلوی مادرت
بردند دست بسته ترا چون علی 
 ولی سیلی نخورد پشت در خانه همسرت
خصمت نگاه داشت سه ساعت به روی پا 
 دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت
بودند اهل بیت تو بعد از تو بس عزیز 
 سیلی نزد کسی به گل روی دخترت
تیغ ستم سه بار به رویت کشیده شد 
 دیگر نخورد چوب به لبهای اطهرت
این غم مرا کشد که به شهر مدینه نیست 
 جز بوسه ی نسیم به قبر مطهرت
غربت نگر که پشت در بسته ی بقیع 
 صورت نهد به دامن دیوار زائرت
در حیرتم چگونه کفن شد جنازه ات 
 چیزی نمانده بود ز اندام لاغرت
--

ششمین ماه آسمان دین شد شهید
از غمش در جنان قد پیمبر خمید
همه در زمزمه
خون جگر فاطمه
وا اماما وا شهیدا

کشته شد از جفا صادق آل عبا
گشته مسموم دین زاده خیر النساء
شده محشر به پا
در زمین و سما
وا اماما وا شهیدا

نیمه شب دشمنان برده تن و جان او
لرزه افتاده بر پیکر طفلان او
همه در زمزمه
خون جگر فاطمه
وا اماما وا شهیدا

ای سلام خدا به قبر ویران تو
شیعه را چشم دل به لطف و احسان تو
همه در زمزمه
خون جگر فاطمه
وا اماما وا شهیدا

با لب غرق خون منو صدا میزنی
من نگه میکنم تو دستو پا میزنی
شبه پیغمبرم
نوجوان اکبرم
یا بنی یا بنی

سر منه روی خاک ای گل زیبای من
حال جان دادنت برده شکیبای من
ای گل احمرم
ای علی اکبرم
یا بنی یا بنی

--
ماتم عزمای سبط رسول است
قتل فرزند زهرای بتول است
شد کشته  صادق ،قرآن ناطق
مسموم زهر کین گردیده آخر
الله اکبر-الله اکبر
یاصاحب الزمان ، آجرک الله

شمس آل عبا گردیده خاموش
مدینه از غمش گشته سیه پوش
یا اهل العالم،شد وقت ماتم
مسموم زهر کین گردیده آخر
الله اکبر-الله اکبر
یاصاحب الزمان ، آجرک الله

یارب خون می‌گرید شهر مدینه
صدیقه ی کبری زند به سینه
شد کشته صادق ، از زهر جانکاه
یاصاحب الزمان ، آجرک الله

رئیس مذهب را با قلب خسته
پای برهنه و با دست بسته
قاتل می‌برد ، سوی قتلگاه
یاصاحب الزمان ، آجرک الله

آتش زبانه زد از خانه ی او
می‌لرزد از ستم دردانه ی او
با یاد زهرا ، از دل کشد آه
یاصاحب الزمان ، آجرک الله
--
آن صادق آل نبی مقتول عدوان شد    
دلها پریشان شد
زهرا ز داغش در جنان محزونو نالان شد   
دلها پریشان شد
از زهر منصور دغا آن سبط پیغمبر   
مسموم شد آخر
موسی ابن جعفر از غمش نالان و گریان شد
دلها پریشان شد
شد پاره پاره قلب آن فرمانده ی ایمان
از ظلم ملعولان
گفته به یاران عمر من آخر به پایان شد
دلها پریشان شد
از شدت زهر جفا گشته به تاب و تب
گفتا کریمو رب
آخر یتیمی قسمت غمدیده طفلان شد    
دلها پریشان شد
--
شد ماتم جانسوز شمس الحقایق
خاموش گشته آخر قرآن ناطق
مدینه غوغا-گردیده برپا
مسموم زهر کین شد امام صادق

مرعات حی زلمن مصحف ناطق
حقیقت عطر تو دین امام صادق
از ظلم منصور-گردیده مسموم
مسموم زهر کین شد امام صادق


شهر مدینه یارب گردیده محشر
صاحب عزای او شد موسی جعفر
سبط پیمبر-فرزند حیدر
مسموم زهر کین شد امام صادق

---
افتاده خزان در چمن حضرت صادق
یسرب شده بیت الحزن حضرت صادق
یا حضرت صادق

شد باز در غصه به روی همگان باز
شد بسته چو بند کفن حضرت صادق
یا حضرت صادق

قبروحرمو زائر او هرسه غریبن
در شهر و دیارو وطن حضرت صادق
یا حضرت صادق

من کربوبلارا چو خزان دیدمو رفتم
چون مرغ شب از حجر تو نالیئمو رفتم
حسین جان کفنت کو حسین پیروهنت کو 

ای باغ که داری تو بسی گل بگلستان 
این خرمن گل را بتو بخشیدم و رفتم 

در کرببلا زینت آغوش نبی را 
آوردم و غلطیده بخون دیدم و رفتم 

ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم 
آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم 

یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت 
چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم 

چون همره ما هست سر غرقه بخونت 
من یاد لب تشنه تو بودم و رفتم 

بگسست اگر دشمن دون ریشه دین را 
با موی پریشان همه سنجیدم و رفتم 

بس کن تو دگر کاه ربائی سخن خود 
من یک گلی از گلشن دین چیدم و رفتم 
-- 
حسین جان کفنت کو؟ 
حسین پیرهنت کو؟ 
--
شب خود را سحر من در میان کوچه ها کردم
دو صد جان کندمو راه نفس در سینه واکردم
تماشایی بود قد کمانتر از کمان من
که میداند که با قد کمانی من چها کردم
همان دستی که میلرزید بین کوچه ها بستن
همان جا بود من یاد علی مرتضی کردم
نمی گویم چشد در من ولی سر بسته میگویم
شدم نقش زمینو مادر خود را صدا کردم
کنار خانه ی آتش گرفته مانده بودم من
چو دیدم شعله ها را کودکانم را دعا کردم
مرا مانند عمه در میان کوچه گرداندند
خدا داند که مرگ خود تقاضا از خدا کردم
--
همه شب اشک فشانم ز تمنای بقیع
کی شود قسمت من صحن مصفای بقیع
گرد شود قسمت من زشک بصر میشویم
آن غباری که نشستست به سیمای بقیع
--
تا به دل مهر تو ای خسرو خوار دارم
کی نظر بر جم و دارا و ستمگر دارد
نه پی حشمت والای سلیمان هستم
نه به دل آرزوی جنت و کوثر دارم
دارم امید نرانی ز در خویش مرا
سالها چشم طمع بر تو و این در دارم
گرمسلمانمو در مذهب عثنی عشری
آن هم از مرحمت حضرت جعفر دارم
صادق آل محمد چو بود رهبر من
چه غم از دوزخو از پرسش محشر دارم
--

ای چراغ دانشت گیتی فروز
تا قیامت پیش تاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی
اهل بینش را امام صادقی
اهل دانش سائل کوی تواند
تشنه کامان لب جوی تواند
تا تو هستی پیشوای مکتبم
ذکر حق هرگز نیفتد از لبم
مذهبم را بر مذاهب برتریست
دیده و مشی و مرامم جعفریست
شرح علمت را چه حاجت بر کتاب
آفتاب آمد دلیل آفتاب
ای فدای لعل گهربارتو
هرچه گردد کهنه جر آثار تو
این شعار ما به هر باب و دریست
اهل عالم مذهب ما جعفریست
--
⚜️🕊روضه و توسل ویژۀ شهادت رییس مذهب تشییع شیخُ الائمه حضرتِ امام جعفر صادق علیه السلام •┈┈••✾••✾••┈┈•
↶توجه↷:
جهت استفاده ، روضه ها حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾••✾••┈┈•

کودکان اشک غمم را دیدن
در دل شب همگی لرزیدن
چونکه من با دل خون 
شدم از خانه برون

هر زمانی که زمین افتادم
مادرم فاطمه آمد یادم
سوزد از غم جگرم
یاد دیوارو درم


مکن از داس هراس
باغ ما دارد یاس 
یک بیابان دشمن منمو یک عباس
آسمانم منو عباس علی یار من است
چه غم از روبهیان شیر به همراه من است
محبا عباسم

بنگر ای ماه تمام
کف زنان لشگر شام
که شده کار حسین بعد عباس تمام
تو نه امید منی بلک امید همه ای
هم گل ام بنین هم پسر فاطمه ای
مرحبا عباسم

سفـر مــا شــد طـی یک سفر هست از پـی

تــو ولــی بـر ناقــه مـن ولـی بـر سـر نی

دست گلچین ننهد هیچ گلی در باغت

غم نهـد روی غم و داغ به روی داغت

مرحبا عباسم

وه از ایــن، اقبالــم فاطمـــه، دنبالـــم

همه جا با من هست تــا لــب گــودالم

منکه شمع و گل و پروانه و بلبل دارم

گلفروشـم مـن و هفتاد سبد گل دارم

مرحبا عباسم

--
یا رب ز تب زهر جفا بال و پرم سوخت
الهی جگر سوخت
از کینه ی منصور ز پا تا به سرم سوخت
الهی جگرم سوخت
--
مزار او گشته خراب
باشد میان آفتاب
--
خدا چه آمد بسرم
شد پاره پاره جگرم
--
منکه رئیس مذهبم
از زهر کین جان بر لبم
--
امام صادق کشته شد
فاطمه دل شکسته شد
--
صادق آل محمد کشته شد از زهر کین
یا امیرالمومنین

زین مصیبت در عزا شد خاتم پیغمبران
با تمام حوراین
شال بر گردن بود زهرای در خلد برین
یا امیرالمومنین
صادق آل محمد کشته شد از زهر کین
یا امیرالمومنین

موسی جعفر شده از ظلم اعدا بی پدر
ای فلک خاکت به سر
شیعیان را زین محن در ماتم عظما ببین
یا امیرالمومنین
صادق آل محمد کشته شد از زهر کین
یا امیرالمومنین

برسر قبرش نباشد یک محب و آشنا
تا کند محشربپا
نی چراغی دارد آن قبروندارد زین حزین
یا امیرالمومنین
صادق آل محمد کشته شد از زهر کین
یا امیرالمومنین

--
گشته ذکر وا اماما بر لب ما
کشته شد بنیان گذار مکتب ما
وا اماما واماما وا اماما

صادق آل پیمبر گشته مسموم
گریه کن از بهر آن مولای مظلوم
وا اماما واماما وا اماما

فاطمه سوی مدینه کن نظاره
قلب فرزندت شد آخر پاره پاره
وا اماما واماما وا اماما

گه به دل داغ عزیزانش نهادن
گه به او انگور زهرآلوده دادن
وا اماما واماما وا اماما
--
ششم ولی یه صبحان عزیز زهرا
افناده از پا یا رب بی کسو تنها
قرآن ناطق -کنز الحقایق
از ظلم و جور منصور گردیده مسموم

فروق بزم ایمان شمس المشارق
نج النبی طاهر امام صادق
یبن الزکیه-رهبرشیعه
از ظلم و جور منصور گردیده مسموم

اللیل لیل القتل مظهر یاسین
صادق آل عبا کشته شد از کین
سبط پیمبر-به راه داور
از ظلم و جور منصور گردیده مسموم

--

   
 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۴/۰۷ساعت   توسط الله وردی  |