|
قبله ام روی تو و خانه ی تو جای من است یا حسین ورد زبان من و لبهای من است مُرده آرند به هر محفل تو زنده شود مجلس روضه ی تو وادی سینای من است رَدَم از خویش نکردی و پناهم دادی این همه لطف ، برازنده ی آقای من است کودکی بیش نبودم به تو وابسته شدم جزو عشاق حسابم نکنی وای من است همه ی دلخوشی من به تو و خواهر توست گریه کردن به شما لذت دنیای من است به تو بد کرده ام و باز امیدم این است که حسین بن علی شافع فردای من است هر زمانی که سه بار عرض سلامت گویم بار سوم نشده اشک به سیمای من است مادرت خواست که غیر از تو به کس رو نزنم این هم از مرحمت مادر مولای من است -- این طفل شیرخواره همه لشکر من است شادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیست جنّت بی تو عذابش ز جهنّم کم نیست در دم مرگ اگر پا بسرم بگذاری عمر جاوید به شیرینی آن یکدم نیست حرم قرب خدا را که دل عاشق تو است طرفه بیتی است که روح القدسش محرم نیست بگذار آدمیان طعنه زنندم گویم هر که خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست نیست بر خامُشی آتش دوزخ سیلش از یم اشک غمت هر که به چشمش نم نیست تا خدائی خدا هست، لوای تو بپاست زآنکه جز دست خدا، حافظ این پرچم نیست هم خدا داند و هم عالم و آدم دانند که بجز رایت عشق تو در این عالم نیست دوزخ ارزانی آنانکه ندارند غمت با غمت هیچ مرا زآتش دوزخ غم نیست ملک هستی همه ماتمکدۀ تو است حسین جایی از ملک جهان خالی از این ماتم نیست گوهر اشک عزای تو به هر کس ندهند اهرمن را شرف داشتن خاتم نیست گریه بر پیکر مجروح تو باید همه دم که جراحات تنت را به از این مرهم نیست سائل تو است کسی کز تو، تو را خواهد و بس آنکه شد طالب تو در طلب دِرهم نیست دادِ مظلومی تو مُلک خدا را پُر کرد عالمی نیست که با یاد غمت، دَرهم نیست سینه کردی هدف تیر که می دانستی زنده بی مرگ تو دین نبیّ اکرم نیست هیچ مظلومی همانند تو در قلزم خون سرجدا با گلوی تشنه کنار یم نیست ای اهل کوفه! رحمی، این طفل جان ندارد خواهد که آب گوید، امّا زبان ندارد
دیشب به گاهواره، تا صبح ناله میزد امروز روی دستم، دیگر توان ندارد هنگام گریه کوشد، تا اشک خود بنوشد اشکی که تر کند لب، دورِ دهان ندارد رخ مثل برگ پاییز، لب چون دو چوبهی خشک این غنچهی بهاری، غیر از خزان ندارد ای حرمله! مکش تیر، یک سو فکن کمان را یک برگ گل که تابِ، تیر و کمان ندارد شمشیر اوست آهش، فریاد او تلظّی جانش به لب رسیده، تاب بیان ندارد با من اگر به جنگید، تا کشتنم بجنگید این شیرخواره بر کف، تیغ و سنان ندارد مادر نشسته تنها، در خیمه بین زنها جز اشک خجلت خود، آب روان ندارد تا با خدنگ دشمن، روحش زند پر از تن جز شانهی امامش، دیگر مکان ندارد «میثم»! به حشر نبْوَد، غیر از فغان و آهش آن کاو از این مصیبت، آه و فغان ندارد لای لای علی علی جان -- (ای خالقم ای داورم ...) ضامن شدم بر مادرش این کودک نالانم آتش زده بر جانم
این طفل مهمان شماست طفل سرمست منی که روی دست منی خود تو دانی پسرم همه ی هست منی تو که با چشم ترت غربت من را دیدی پس چرا با لب خشکیده به من خندیدی (لایی لایی پسرم) من گرفتم به برت چیده شد بالو پرت دیده بگشا و ببین مانده تنها پدرت ای جگر گوشه ی بابا جگرم سوزاندی پیش من بس که زبان دور دهان گرداندی (لایی لایی پسرم) چشم تو رفته به خواب منتظر مانده رباب کن تماشا پدرت از خجالت شده آب من که سرتا به قدم سوزمو آهو دردم با چه رویی پسرم من به حرم برگردم (لایی لایی پسرم) -- هر چه امد به سرم دست به زانو نزدم جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم همه با هم وسط خطبه من خندیدند نسخه ی کودک بی شیر مرا پیچیدند روی دستم گل بی برگوبرم را کشتن رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن حرمله خیر نبینی گل من نو رس بود کشتنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود -- امشب به صف کربوبلا قحطی آب است امان از دل زینب از گریه ی اصغر جگر آب کباب است امان از دل زینب
میریزه رو صورتت اشک چشام لای لای میخونم با هر نفس علی بالام لای لای ای قرار دل خرابم گریه هات میکنه کربابم ذل نزن به چشای مادر با نگات هی نده عذابم گل نیلوفرم اروم بخواب می باره بارون گل نیلوفرم اروم بخواب میاد عمو جون گل نیلوفرم این طور نکن من و پریشون علی لای لای علی لای لای علی جان ************ غربت چشمای تو دلم رو ازرده وای من از تشنگی لبات ترک خورده ای قرار دل حزینم هی نکش پنجه رو سینم واسه تو ارزو ها دارم اصغرم داغت و نبینم گل نیلوفرم از ماتمت چشام شده تر گل نیلوفرم ای کاش نشی نشکفته پرپر گل نیلوفرم راضی نشو به مرگ مادر علی لای لای علی لای لای علی جان ************ وای اگر تیر سه پر تو رو کنه خاموش تشنه لب حلقوم تو ببره گوش تا گوش من بمیرم برای اشکات واسه اخرین نفسهات واسه درموندگی و غربت واسه شرمندگی بابات گل نیلوفرم قلبم به درد و غم دچاره گل نیلوفرم این حرمله رحمی نداره گل نیلوفرم داغت رو رو دلم میذاره علی لای لای علی لای لای علی جان ************ وای اگر که مادرت اسیر غم ها شه تیزی سر نیزه ها توی گلوت جا شه وای اگر از نوا بیفتی از روی نیزه ها بیفتی وای ازگر ای عزیز جونم زیر دست و پا ها بیفتی گل نیلوفرم بی تو سیاه روزگارم گل نیلوفرم با رفتنت نکن اوارم گل نیلوفرم مادر ببین چه حالی دارم علی لای لای علی لای لای علی جان آروم جون ربابا بخواب علی لای لای اه ای لب تشنهی آب خبواب علی لای لای اروم توی بغلم بخواب علی لای لای جون مادر عسلم بخواب علی لای لای الهی مادرت فدات فدای بی قراریات انام آتام لای لای علی بالام لای لای ای علی لای لای از وقت بد عزیزم هوا چقد داغ داری اتیش میگیری میون قنداقه سوز گریت عزیزم تو صحرا پیچیده سوز پرپر شدنت عزای خورشید عالم فدای گریه هات نداره جوهری صدات آنان آتام لای لای علی بالام لای لای ای علی لای لای با تو من جون میگیرم چشات مصیحامه خشکی هی روی لبات کویر دردامه دل خوشی هامو نگیر ازم علی اصغر میدونم دوس نداری که دق کنه مادر ازم نگیر قرارمو شبای پر ستارمو آنام آتام لای لای علی بالام لای لای ای علی لای لای با اشکو گریه و غم منم شریک تو ای کاش رو نیزه نره سر کوچیک تو حرمله کاش بدونه عالم چقد زاره رو نیزه جا نمیشه سر یه شیرخواره نذار که در به در بشم با نیزه هم سفر بشم آنام آتام لای لای علی بالام لای لای ای علی لای لای (مکن از خوار هراس ...) گل بی خار حسین -آخرین یار حسین آمدی تا که شوی -مهر طومار حسین غنچه ی من مزن از خنده ات آتش به دلم منکه خود از تو و از مادر تو بس خجلم اصغرم لالایی لاله ی صحرایی - غنچه ی زهرایی کوفیان کف بزنند - یا بود لالایی به روی دست پدر با گلوی پاره بخواب شده دست پدر از بهر تو گهواره بخواب اصغرم لالایی ای گل یاس سفید - ای لب تشنه شهید کس بجز قاتل تو - غنچه از شاخه نچید عوض شیر پر از خون دهنت را دیدم بسته پر بودی و پر پر زدنت را دیدم -- (همه جا یار تو هستم..) میزنم بوسه به رویت علی اصغر من شده صد پاره گلویت علی اصغر من غرق خونی یو مرا غرق خجالت مپسند کودک جان به لبم با لب خشکیده نخند مستم ای غنچه ز بویت-علی اصغر من شده صد پاره گلویت-علی اصغر من من کسی جز تو ندارم تو همه هست منی رفتی از دستو هنوزم به روی دست منی میزند خنده عدویت-علی اصغر من شده صد پاره گلویت-علی اصغر من ای جگرگوشه ی بابا جگرم سوزاندی پیش من بسکه زبان دور دهان گرداندی خون شده آب وضویت-علی اصغر من شده صد پاره گلویت-علی اصغر من من که سرتا به قدم سوزمو آهو دردم با چه رویی پسرم رو به حرم برگردم چشم گشته بسویت-علی اصغر من شده صد پاره گلویت-علی اصغر من -- ببینید، ببینید، گُلم رنگ ندارد اگر آمده میدان، سَرِ جنگ ندارد واویلا، واویلا، واویلا، واویلا جُز این کودک معصوم، دگر یار ندارم جُز این هِدیه ی کوچک، به دادار ندارم واویلا، واویلا، واویلا، واویلا به روی دست و دوشم، ببینید فتاده سر و گردن خود را، به دوش من نهاده واویلا، واویلا، واویلا، واویلا اگر تیر دریده، اگر رنگ به رو نیست به جز تیر سه پهلو، جوابی به گلو نیست واویلا، واویلا، واویلا، واویلا منم تاجر و، جز او، ز سرمایه ندارم ز سوره ها ی عشقم، جز این آیه ندارم -- (مادر بیا تماشا ...) شیرین زبانم اصغر شش ماهه کودک من ای آخرین امیدم سرباز کوچک من آمدی تا که پدر حلق تو سیراب کند عوض آب تورا تیر جفا خواب کند اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند رنگ از رخ قشنگت بابا چرا پریده آتش زدی به جانم صید به خون تپیده مانده گهواره تهی منتظر دیدن توتست چشم گریان پدر مات ز خندیدن توست اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند آب روان عدو بست به سوی خیمه گاهم لب تشنه میزنی پر ای طفل بی گناهم کام خشکیده تو میزند آتش به دلم کن حلالم پسرم منکه ز رویت خجلم اصغرم اصغرم –به روی بابا بخند درب غم درب غم –به روی بابا ببند
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۶/۲۵ساعت   توسط الله وردی
|
|