خانه ات آباد چه خانه خرابم کرده ای

درمیان سینه زنهایت حسابم کرده ای

اینکه ماهم عاشقت هستیم لطف فاطمه ست

مادرت امضا زده تا انتخابم کرده ای

آدمی بی خیر بودم، خادم هیئت شدم

من گناه محض بودم تو ثوابم کرده ای

یاحسینی گفتم و ایل و تباری مَست شد

ناز شصتت ساقی مستان، شرابم کرده ای

من دعای خیر زینب بودم از روز نخست

که برای گریه گردن مستجابم کرده ای

تو اگر هم قهر باشی باز می خواهی مرا

لال باشد هر کسی گفته جوابم کرده ای

مثل بچه مُردِه ها گریه برایت می کنم

تو مرا از اين جهت مثل ربابم کرده ای

حرف آتش نیست هر وقتی گناهم شد زیاد

تو مرا با خشكى چشمم عذابم کرده ای

---

دارد این ماه محرم سفره داری بی نظیر

که شده روز و شب ما روزگاری بی نظیر

ما امام مجتبی داریم داریم یاری بی نظیر

قافله دارد از او دو یادگاری بی نظیر

امشب اما عشق پای سور و ساتش می‌رود

دست من بر دامن شاخ نباتش می‌رود

 

نامش عبدالله ست یعنی هم حسین و هم حسن

گشته یک عالم حسین و گشته یک عالم حسن

می شود با یا حسین او دلش محکم حسن

هر چه می‌گویم حسین و هر چه می‌گویم حسن

در وجود نوجوان خیمه‌ها معنا شده

سن و سالی او کم است آقای آقاها شده

 

موقع ظهر است یعنی لحظه‌های آخر است

کربلا دیگر نگو این حال، حالِ محشر است

یک ودیعه از برادر در کنار خواهر است

باز انگاری حسن دستش بدست مادر است

کوچه ای اینجا ندارد، باشد اما تل که هست

باز هم انسیه ای درگیر یک معضل که هست

 

دید از بالا عمو جان را به نیزه می‌زنند

عده ای سیراب، عطشان را به نیزه می‌زنند

دشمنان، آیات قرآن را به نیزه می‌زنند

یوسفِ افتاده بی جان را به نیزه می‌زنند

چشمها را بست و مشغول دویدن شد، سریع

بی خیال نیزه و شمشیر و جوشن شد سریع

 

وارد گودال شد که داستان را خوب دید

چشم آقا را ندید اما سنان را خوب دید

ازدحام خنجر و خنجر زنان را خوب دید

چکمه‌های خورده بر روی و دهان را خوب دید

دید یک عده عجب مهمان نوازی می‌کنند

روی پهلوی عمویش نیزه بازی میکنند

 

دست خود آورد، دستش را زدند و گفت: آه

پیش چشمش به عمویش پا زدند و گفت: اه

تیرها را بر تنش یکجا زدند و گفت: آه

هر چه را که داشت با دعوا زدند و گفت: آه

خواست تا لب واکند اما لب آیینه سوخت

تیری آمد که برادر زاده را بر سینه دوخت

 

 

 

 

 

به شوق بابا به اذن زهرا با کلی زحمت رسیدم اینجا

جدایی سخته عمو برا من عجب بلایی سرت اوردن

غم غربت تو شده بغض گلوم همه بدنت پره زخم عمو

ببین که گریون از غم جداییتم

غصه نخور عمو خودم فداییتم

عمو عمو حسین

***********

تموم کارم تموم کارت

 میره به غارت دار و ندارت

دل ارزویی نداره دیگه

من و بغل کن یه بار دیگه

دوست دارم نفسم نفست بگیرم

 ارزومه عمو بغلت بمیرم

میخوام به دور تو یه یا کریم بشم

راضی نشو عمو دو بار یتیم بشم

عمو عمو حسین

***********

پریشونم کرد شبیه گیسوت

 این نیزه ای که رفته تو پهلوت

برام عذابه خدا میدونه

محاسن تو غرق به خونه

خونی بدنت سرخ مثل عقیق

 همه جای تنت پره زخم عمیق

یه اسمون بلا باریده بر سرت

فدات میشم عمو جای برادرت

عمو عمو حسین

***********

غریب عالم غریب گودال

 سرت چی اومد تو شیب گودال

شکسته پهلو شکسته سینه

الهی عمه تو رو نبینه

نبینه از قفا سرت و می برن

 نبینه زیر پا بدن تو و من

تو سینه چاک من من سینه چاک تو

یکی میشه تنم با جسم پاک تو

عمو عمو حسین

--

از عشق لبریزی- از نور سرشاری

ماه آل الله -تا صبح بیداری

تو رفتی و بی یارم

سقا و سپر دارم

دیدم سر راهم وای

دستاتو علمدارم

کشتی منو با دست و پا زدن

رفتی همه همو صدا زدن

ای وای همه به خیمه ها زدن

ای وای

 

داغت رو قلب دریاست میدونم

تشنه برگشتی عباس ممنونم

من بی تو برم خیمه دست خالی و گریون

میگن همه با گریه عمو مونو برگردون

پاشو ببین که بی برادرم

پاشو به خاطر اهل حرم

پاشو بدون تو کجا برم

پاشو

من عادت کردم به نون

تو به دستای مهربون تو

ندارم تاب جدایی رو عمو میمیرم بدون تو

تو که بری یتیم میشم بازم بی یا کریم میشم

اسیر درد و ماتم یه روضه عظیم میشم

میدونی تنها شدن سخته

 یتیم دنیا شدن سخته

عمو بی بابا شدن سخته

عمو جونم ای عمو جونم

**********

چطوری تو خیمه باشم من

 گرفته دور تو رو دشمن

خدایی نا مردن این مردم

 یه لشکر میجنگه با یک تن

چه بی پناه مونده تنت تو قتلگاه مونده تنت

مرکباشون داره میاد

وای سر راه مونده تنت

به جای بابا تو این صحرا

روی سینت ای غریب اقا

میمیرم با ذکر وا اماه

عمو جونم ای عمو جونم

**********

به سوی چشمات دو چشم من

 به غم های دل زدن دامن

امان از اون لحظه ای دیدم

 موهات و تو پنجه دشمن

غریب گیر اوردن تو رو

تنها تویی یه جای تنگ

یکی با نیزه میزنه

 یکی با خنجر یکی با سنگ

یکی فکر غارت پیکر

 یکی فکر بردن معجر

یکی هم در فکر انگشتر

--

به چشم تو بدهکارم

به عشق تو گرفتارم

 نمی خوام از خدا چیزی

تا وقتی که تو رو دارم

 

بزار بگم با زبون ساده

همین حسین حسین هم از سرم زیاده

خدا اجازشو به هر کسی نداده

 

پر دردم دوا میشم

من هم حاجت روا میشم

دلم قرصه با دست تو

توی محشر سوا میشم

 

خودت سرشتی آب و گل من

مگه خودت کاری کنی برا دل من

با دستای خود تو حل شه مشکل من

 

من اون ذره م که ناچیزم

تویی عشق دل انگیزم

دلم گرمه به اشکی که

تو دریای تو می ریزم

 

دلم شده باز مسافر تو

یه روز میشم تو کربلا مجاور تو

آواره ی عالم میشم به خاطر تو

منمو هوای تو هوای نفس زدن تو روضه ها

منم و هوای تو هوای هروله بین روضه ها

منم و هوای تو هوای سینه زدن تو کربلا

منو از خودم بگیر خودتو ازم نگیر

بخدا بدجوری آقا به تو وابسته شدم

دلم و جلا بده باز یه کربلا بده

بخدا من از همه غیر خودت خسته شدم

ببین از دوری تو غم محجوری تو

مثل یه شیشه ی سنگ خورده ی بشکسته شدم

همچیم حرم حرم حرم حرم

زندگیم حرم حرم حرم حرم

میبریم حرم حرم حرم حرم

منم و ضریح تو که همیشه تویه رویای منه

منم و ضریح تو جایی که قبله ی چشمان منه

منم و ضریح تو اون که دستاش تویه دستای منه

تو شبای بی کسی شبای دلواپسی

خودم و لابه لای گریه کنات جا میکنم

تا تلاطم میکنم خودم و گم میکنم

اما زود خودم رو تو کربلا پیدا میکنم

میشینم مثل گدا جلو ایوون طلا

میگم حرفای دلم رو با تو نجوا میکنم

منو از خودم بگیر خودتو ازم نگیر

بخدا بدجوری آقا به تو وابسته شدم

دلم و جلا بده باز یه کربلا بده

بخدا من از همه غیر خودت خسته شدم

ببین از دوری تو غم محجوری تو

مثل یه شیشه ی سنگ خورده ی بشکسته شدم

آرزوم حرم حرم حرم حرم

گفتگوم حرم حرم حرم حرم

رو به روم حرم حرم حرم حرم

منم و نگاه تو اونی که جدا زغیرم میکنه

منم و نگاه تو اون که عاقبت بخیرم میکنه

منم و نگاه تو اون که آخرش زهیرم میکنه

بذار مبتلات باشم تا ابد گدات باشم

عاقبت یه روز گدات و بی بی زهرا میخره

بذار محضرت باشم بذار نوکرت باشم

مقام نوکر تو از پادشاهی بهتره

هرکی سینه زد برات شبیه غلام سیات

موقع جون دادنش سرش رو پای حیدره

نفسام حسین حسین حسین حسین

تپشام حسین حسین حسین حسین

ای آقام حسین حسین حسین حسین

همچیم حرم حرم حرم حرم

زندگیم حرم حرم حرم حرم

میبریم حرم حرم حرم حرم

--

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ساعت   توسط الله وردی  |