|
جز سر کوی تو هرگز نروم جای دگر ندهم دل به کسی غیر تو دلدار دگر
گر دو صد بار زنی سنگ و کنی نومیدم نروم از سر کویت به سر کوی دگر
دارم امید به بالین من آیی دم موت غیر از این نیست مرا از تو تمنای دگر
به گناهان من ار جامه عرفان پوشی ابلهم گر که کنم از تو تمنای دگر
نی غلط گفتم و ابله نیم و از کرمت این بودقطره وخواهم زتودریای دگر
منکه از روز ازل واله و شیدای توام چه نیازی که شوم واله و شیدای دگر
تا که مست از می مینای توام می گویم
حاجتی نیست مرا بر می و مینای دگر
--
جز سر کوی تو ماوا نکنم جای دگر
جز تو دلبر ندهم دل به دل آرای دگر
گر دو صد بار زنی سنگ و کنی نومیدم
از سرکوی تو هرگز نروم جای دگر
به بازار عشق تو سوزم که به بازار وجود
نیست ارزنده تر از عشق تو کالای دگر
دیده ی دهر ندیدستو نبیند هرگز
از ازل تا به ابد غیر تو مولای دگر
داشتم یک دلو آنهم به تو کردم تقدیم
دل ندارم که دهم دل به دل آرای دگر
دارم امید به بالین من آیی دم موت
غیر ازین نیست مرا از تو تمنای دگر
--
من میزنم با قد خمیده بوسه برآن رگهای بریده
دشمن بحالم گردیده گریان مظلوم حسین جان
ببین برادر چه کرده دشمن سری که خورده عمود آهن
به روی نیزه گشته نمایان مظلوم حسین جان
کنار گودال زهرا نشسته آمده با پهلوی شکسته
اشکش روان است چون شمع سوزان مظلوم حسین جان
-
غم فراق تو اصلاً برام کم نگذاشت
همیشه درد دلم با تو نیمه کاره گذشت
زمانه باعث هجران نشد، خودم شده ام
مرا ببخش که از دورىات نمى میرم
اگر که دیر رسیدم پرم وبالم شد
به هرکسى که به فکرم رسید رو زدهام
به من نخواسته دادى، نگفته بخشیدى
همیشه زودتر از در زدن درى وا شد
قرار بود که قهرت مرا بسوزاند
--
رخسار مولا لالهگون یا رسول الله'
کشته شد مولا آه و واویلا
****
حق امیرالمؤمنین را ادا کردند
کشته شد مولا آه و واویلا
نقش زمین شد در نماز فاتح خیبر
کشته شد مولا آه و واویلا
امشب یتیمان تا سحر روضه میخوانند
کشته شد مولا آه و واویلا
عالم کند بعد از علی مرگ خود احساس
کشته شد مولا آه و واویلا
تنهایی و غربت شده شمع محفلها
کشته شد مولا آه و واویلا
--
دامان محراب دعا شسته شد با خون
--
تجلی خدا به محراب شد
علی نظر نمودو بی تاب شد
خاک سیه بر سر افلاک شد
علیون مع الحق
بود حق مطلق
اصل اصول دین همین است
علی امیر المومنین است
--
نقطه تحت بای بسه اللهی
وصی وبن ام رسول اللهی
همسر زهرا و ولی اللهی
علیون مع الحق
بود حق مطلق
اصل اصول دین همین است
علی امیر المومنین است
--
ناله کن ای دل به عزای علی گریه کن ای دیده برای علی
کعبه ز کف داده چو مولود خویش گشته سیه پوش عزای علی
عمر علی، عمره مقبوله بود هر قدمش سعی و صفای علی
دیده زمزم، که پر از اشگ شد یاد کند، زمزمه های علی
تیغ شهادت سر او را شکافت کوفه بود، کوه منای علی
عالم امکان شده پر غلغله چون شده خاموش صدای علی
نیست هم آغوش صبا بعد از این پیک ظفر بخش لوای علی
منبر و محراب کشد انتظار تا که زند بوسه به پای علی
ماه دگر در دل شب نشنود صوت مناجات و دعای علی
آه که محروم شد امشب دگر چشم یتیمان ز لقای علی
مانده تهی سفره بیچارگان منتظر نان و غذای علی
وای امیر دو سرا کشته شد خانه غم گشته، سرای علی
پیش حسین و حسن و زینبین خون چکد از فرق همای علی
خواهی اگر ملک دو عالم حسان از دل و جان باش گدای علی
--
کوفه امام و سیدو رهبر ندارد
زینب مظلومه دگر پدر ندارد
ای خفته در خاک نجف
دادی به ما درس شرف
مظلوم علی جان
از غربی مولا کسی خبر ندارد
شام غریبان علی سحر ندارد
ای خفته در خاک نجف
دادی به ما درس شرف
مظلوم علی جان
ای اولین مظلوم عالم جان فدایت
کن قسمتو روزی ما صحن وسرایت
بقیه الله
عاجرک الله
مولا علی در بستر خاک آرمیده
رنگ از رخ طفلان معصومش پریده
ای خفته در خاک نجف
دادی به ما درس شرف
مظلوم علی جان
--
فرق علی اگر دوتا نمیشد
سر حسین از تن جدا نمیشد
-
زینب چرا خدا خدا میکند
پهلو شکسته را صدا میکند
-
لعنت به ابن ملجمو مرامش
که میکشد بنام دین امامش
--
شد امشب پدرم عازم دیدار خدا مکن ای صبح طلوع
میرود تا که زیارت بکند فاطمه را مکن ای صبح طلوع
--
كاش از لطف شبي ياد زما مي كردي
--
یا علی رفتی با رخی گلگون
شد دل شیعه از غمت پر دلخون
آهو واویلا
یا علی مولا
هم محبانت در عزا باشند
هم یتیمانها بی غذا باشند
آهووایویلا آهووایلا
بی تو از کوفه ناله ها خیزد
نخل خرما خون بر زمین ریزد
آهووایویلا
--
در دم آخر، علیّ مرتضی
گفت با زینب به صد شور و نوا
زینبا، عمرم به پایان آمده
وعده دیدار جانان آمده
زینبا دارم وصیّت با تو من
گوش دل بگشا و بشنو این سخن
چون حسینم از جفا، بی سر شود
پیکرش صد پاره از خنجر شود
چون در آن صحرا ندارد مادری
طفل هایش را بکن جمع آوری
با اسیران بلا ای بی پناه
چون رسیدی در میان قتلگاه
جای من روی نکویش را ببوس
گر ندارد سر، گلویش را ببوس
از پس مرگ من ای زار حزین
هستی اندر پرده عصمت مکین
لیک اندر کربلا مضطر شوی
از جفا بی چادر و معجر شوی
گوئیا می بینم از آرام جان
در همین کوفه ز جور کوفیان
با دف و چنگ و نی و مضمارها
می برندت بر سر بازارها
دیگر از "ذاکر" مگو از شهر شام
قصّه کوته ختم کن اینجا کلام
--
سرخ شد صــــــورت زردم اگــر از خون سرم ...
بـــاز شــد راه وصـــــــال از طــــــرف دادگرم !
خون دل ها که پس از مرگ پیمبــــــر خوردم ...!
ریخت در دامــــــــن محراب عبــــادت ز سرم !!!
مسجد کـــــــوفه تو در روز جــزا شاهد باش
من که معصـــــــــوم ترم از همه مظلــــومترم !!!
مسجد کــــــــوفه خدا یــــــار و نگهدار تو باد !
که دگــــــــر نشنوی آوای دعــــــــای سحرم !!!
هرچه باشد حسنم خون علی در رگ توست ...!
مهربـــــــان باش تو با قــــــاتل من ای پسرم !!!
بدنم را به ســــــوی خــــــــانه عزیـــزان نبرید ...!
بگــــذارید غــــــــــذا بهــــــر یتیمــــــــان ببرم !
--
کوفه امشب پر از- ناله های علی است
خون فرق علی است شاهد غربتش
عاقبت مستجاب شد دعای علی
دیده ها پر ز اشک سفره ها بی غذا
دیدی آخر علی اجر خود را گرفت
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۴/۰۳ساعت   توسط الله وردی
|
|