|
با
کوهی از سوز و گداز، آمد گدایت خدا، آمد گدایت
))(())ماه گنهکاران و ماه بی نواهاست))(())
هنگام استشفای قلب مبتلا هاست
خوان کرم گسترده شد تا ما بیاییم
پس “یاعلی” وقت گدایی گداهاست
درهای رحمت باز شد بخشیدن آغاز
اسباب عفو و رحمت و برکت مهیاست
هر قدر کوله بار معصیت گران است
رو کن به این خانه که صاحبخانه آقاست
امشب بخوان رب کریم ات را دوباره
فصل دعای افتتاح و وقت نجواست
بالین خواب و غفلت خود را رها کن
اهل گنه رو کن بیا وقت تمناست
دستان خود را همچو قایق کن روانه
چون صاحب دریا دلش از جنس دریاست
رمز رهایی گفتن یک یا علی است
ذکر توسل های نوکر اسم مولاست
شوق نجف داریم اهل مرتضاییم
درمان درد معصیت ها عطر آنجاست
در
سینه مانده آهم، خیلی دلم گرفته
بر
نفس خود اسیرم، از شرم سر به زیرم
خیلی
مرا صدا کرد، آخر خودش حیا کرد
در
بندگی ضعیفم، شیطان شده حریفم
نامحرمان
به لبخند، اشک مرا گرفتند
وقتی
اطاعتم رفت، دوران عزتم رفت
شاه
نجف امیدم، دیشب به خواب دیدم
تشنه
شدم دوباره، دلتنگ و بی قرارِ
یک
سو سه ساله افتاد،خواهر به ناله افتاد:
بعد
از علیِ اکبر، بعد از تو ای برادر
من
می روم اسیری، جای کفن حصیری
-نشسته
ام رمضان را کنار خوان رقیه
نمیزند
لب خود را به سفره ای که حرام است
اگر
چه رانده شدم از همه ولی به امیدی
برات
و اذن شهادت ز شخص فاطمه دارند
به
خاک چادر زینب قسم که در صف محشر
خدا
کند نزنم زیر قول نوکری خود
به
ناله هاى منِ تحبس الدعا نظرى كن
کمان
شده قد من با گناههای زیادم
نشسته
ام سر سجاده واکند به دعایش
--
اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ
منم که عمــــری در اشتباهم
مرانـم از در، کــه بــی پــناهم
بــیا و بــــــگذر تو از گناهم
الـــــــهی الـــعفو، الـــهی العفو
در این دل شب، تو دلنوازی
مـــنم فـــقیــر و تو بـــی نیازی
منم پریشان، تو چاره سازی
الــــــهی الــــــعفو، الـــهی العفو
زبـــار عصیان، قَــدَم خمیده
زمــین کــــنم گِل، ز آب دیــــده
بــبین کــه کارم، کجا کشیده
الــــــهی الــــــعفو، الـــهی العفو
--
سفره باز است بیایید غذا آماده است
هرکجا صحبت توبه است خدا آماده است
بهترین فصل پریدن به خدا اکنون است
بال پرواز بگیرید هوا آماده است
شهر را با خبر از سفره ی احسان سازید
آن کریمی که کِشد ناز گدا آماده است
ای که جا مانده ای از توبه ی ماه شعبان
فرصت توبه در این ثانیه ها آماده است
خوب یا بد همه آئید که دعوت شده ایم
که در این بند برای همه جا آماده است
دیگر از درد گناه آه کشیدن کافیست
هر چه درد است بیارید دوا آماده است
ماه احسان علی و حسن و فاطمه شد
سفره ی شمس جدا شاه جدا آماده است
شام جمعه است با آمدن ماه خدا
سفره مادری خون خدا آماده است
آخر درد دلم روضه بخوانم خوب است
مجلس گریه ی ما اهل بکا آماده است:
دل من پر زده و باز به گودال رسید
تا سر شاه عطش؛ نیزه چرا آماده است
تا نشیند به روی بوسه گه پیغمبر
خواهرش دید که یک چکمه به پا آماده است
تیز میکرد سر خنجر خود را نامرد
حرمله گفت که ای شمر بیا آماده است
--
یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌوَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُعَلَی الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ وَ هُوَ شَهْرُرَمَضانَ الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ هُدیً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فیهِ لَیْلَهَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَیْرا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فَیاذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّعَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۳/۲۰ساعت   توسط الله وردی
|
|