با کوهی از سوز و گداز، آمد گدایت خدا، آمد گدایت
با حالی از راز و نیاز، آمد گدایت خدا، آمد گدایت
من دوره گردم خدا، دورت بگردم، الهی العفو
مهمان سی شب آمده، ادرکنی یا رب خدا،ادرکنی یا رب
بکاء زینب آمده، ادرکنی یارب خدا، ادرکنی یا رب
رب الحسینم ببین، در شور و شینم، الهی العفو
مهمان منم مهمان منم، تو میزبانی خدا، تو میزبانی
محتاج یک احسان منم، بس مهربانی خدا، بس مهربانی‌
من عبد زهرا خدا، تو رب زهرا، الهی العفو الهی العفو
آمد بهار ناله و آه و مناجات شده وقت ملاقات
با نام زینب آمدم در باب حاجات شده وقت ملاقات
مست بقیعم بده، شأن رفیعم خدا، الهی العفو الهی العفو
یک سال بودم منتظر، ماه خدا را حسین، ماه خدا را
کن قسمتم، شهر اله کربلا را حسین، کرببلا را
ای می فروشم حسین، کن جرعه نوشم حسین، کن جرعه نوشم
یا رب دلم خون کرده با أنّی اُحِبک، أنّی اُحِبک
در هر سحر خواندم تو را، أنّی اُحِبک خدا، أنّی اُحِبک
مهمان حیدر رسید، با دیده‌ی تر رسید، الهی العفو الهی العفو
گر چه شدم توبه شکن، یا ربی العفو خدا، یا ربی العفو
خوردم زمین من را مزن، یا ربی العفو، یا ربی العفو
یا رب الهی، به من بنما نگاهی، یا رب الهی یا رب الهی
یا غافرالذنب العظیم، یا رب الهی خدا یا رب الهی
دعوت شدم در ماه تو، خواهی نخواهی، خواهی نخواهی
یا ربنا یا ربنا، در میزنم من، در میزنم من
با صادق آل عبا، در میزنم من در میزنم من
عمامه افتاد از سرش، در بین کوچه خدا، در بین کوچه
افتاد یاد مادرش، در بین کوچه در بین کوچه
مهمان جام صادق آل عبایم، خدا بنما عطایم
با خرج آقا زائر کرببلایم خدا، کرببلایم
با روضه خوان کربلا، میخوانم امسال حسین، میخوانم امسال
لب تشنه افتاده غریبی بین گودال، گردیده پامال، گردیده پامال

))(())ماه گنهکاران و ماه بی نواهاست))(())

هنگام استشفای قلب مبتلا هاست

خوان کرم گسترده شد تا ما بیاییم

پس “یاعلی” وقت گدایی گداهاست

درهای رحمت باز شد بخشیدن آغاز

اسباب عفو و رحمت و برکت مهیاست

هر قدر کوله بار معصیت گران است

رو کن به این خانه که صاحبخانه آقاست

امشب بخوان رب کریم ات را دوباره

فصل دعای افتتاح و وقت نجواست

بالین خواب و غفلت خود را رها کن

اهل گنه رو کن بیا وقت تمناست

دستان خود را همچو قایق کن روانه

چون صاحب دریا دلش از جنس دریاست

رمز رهایی گفتن یک یا علی است

ذکر توسل های نوکر اسم مولاست

شوق نجف داریم اهل مرتضاییم

درمان درد معصیت ها عطر آنجاست

در سینه مانده آهم، خیلی دلم گرفته
خسته از اشتباهم، خیلی دلم گرفته

بر نفس خود اسیرم، از شرم سر به زیرم
از بس که رو سیاهم خیلی دلم گرفته

خیلی مرا صدا کرد، آخر خودش حیا کرد
شرمنده از الاهم، خیلی دلم گرفته

در بندگی ضعیفم، شیطان شده حریفم
گمراه بین راهم، خیلی دلم گرفته

نامحرمان به لبخند، اشک مرا گرفتند
خشکیده شد نگاهم، خیلی دلم گرفته

وقتی اطاعتم رفت، دوران عزتم رفت
درمانده قعر چاهم، خیلی دلم گرفته

شاه نجف امیدم، دیشب به خواب دیدم
ایوان طلای شاهم، خیلی دلم گرفته

تشنه شدم دوباره، دلتنگ و بی قرارِ
ارباب و قتلگاهم، خیلی دلم گرفته

یک سو سه ساله افتاد،خواهر به ناله افتاد:
برخیز ای پناهم خیلی دلم گرفته

بعد از علیِ اکبر، بعد از تو ای برادر
در بند یک سپاهم، خیلی دلم گرفته

من می روم اسیری، جای کفن حصیری
شاید شود فراهم، خیلی دلم گرفته

-نشسته ام رمضان را کنار خوان رقیه
منم گدای کرامات بیکران رقیه

نمیزند لب خود را به سفره ای که حرام است
هر آنکه میخورد از رزق آب و نان رقیه

اگر چه رانده شدم از همه ولی به امیدی
رسانده ام سر خود را به آستان رقیه

برات و اذن شهادت ز شخص فاطمه دارند
سوا شدند از عالم مدافعان رقیه

به خاک چادر زینب قسم که در صف محشر
تمام گریه کنانند در امان رقیه

خدا کند نزنم زیر قول نوکری خود
که سربلند بمانم در امتحان رقیه

به ناله هاى منِ تحبس الدعا نظرى كن
به ناله ى أبَتا، ياحسين، جان رقيه

کمان شده قد من با گناههای زیادم
مرا ببخش قسم بر قد کمان رقیه

نشسته ام سر سجاده واکند به دعایش
زبان لال مرا لکنت زبان رقیه

--

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ

منم که عمــــری در اشتباهم

مرانـم از در، کــه بــی پــناهم

بــیا و بــــــگذر تو از گناهم

الـــــــهی الـــعفو، الـــهی العفو

در این دل شب، تو دلنوازی

مـــنم فـــقیــر و تو بـــی نیازی

منم پریشان، تو چاره سازی

الــــــهی الــــــعفو، الـــهی العفو

زبـــار عصیان، قَــدَم خمیده

زمــین کــــنم گِل، ز آب دیــــده

بــبین کــه کارم، کجا کشیده

الــــــهی الــــــعفو، الـــهی العفو

--

سفره باز است بیایید غذا آماده است

هرکجا صحبت توبه است خدا آماده است

بهترین فصل پریدن به خدا اکنون است

بال پرواز بگیرید هوا آماده است

شهر را با خبر از سفره ی احسان سازید

آن کریمی که کِشد ناز گدا آماده است

ای که جا مانده ای از توبه ی ماه شعبان

فرصت توبه در این ثانیه ها آماده است

خوب یا بد همه آئید که دعوت شده ایم

که در این بند برای همه جا آماده است

دیگر از درد گناه آه کشیدن کافیست

هر چه درد است بیارید دوا آماده است

ماه احسان علی و حسن و فاطمه شد

سفره ی شمس جدا شاه جدا آماده است

شام جمعه است با آمدن ماه خدا

سفره مادری خون خدا آماده است

آخر درد دلم روضه بخوانم خوب است

مجلس گریه ی ما اهل بکا آماده است:

دل من پر زده و باز به گودال رسید

تا سر شاه عطش؛ نیزه چرا آماده است

تا نشیند به روی بوسه گه پیغمبر

خواهرش دید که یک چکمه به پا آماده است

تیز میکرد سر خنجر خود را نامرد

حرمله گفت که ای شمر بیا آماده است

--

یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌوَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُعَلَی الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ وَ هُوَ شَهْرُرَمَضانَ الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ هُدیً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فیهِ لَیْلَهَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَیْرا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فَیاذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّعَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۳/۲۰ساعت   توسط الله وردی  |