20)21)22)

در این آیات به ادامه آیات قبلی اشاره میکند که کافران غیر از خدا را برای خود انتخاب کردند و عذاب دردناک برای آنهاست و خداوند میفرماید آنها به خود ضرر زندند و آنچه میپرستیدند فردا هیچ به دادشان نخواهد رسید و جهنم جایگاهشون خواهد بود . آنها بر روی زمین عاجز کننده ی من نبودن یعنی با دروغ بستن به خدا و سد کردن راه مردم برای نرسیدن به حقیقت قدرتشون بیشتر از خدا نبوده و در آخرت هم عذاب خود را میکشند هم کسانی که توست آنها گمراه شدند.

23)

*در این آیه اشاره دارد به کسانی که ایمان آوردند و خداوند میفرمایند اول ایمان به خدا –دوم عمل صالح و اجرای دستورات خدا –سوم اطمینان به وعده های خداوند مثلا روضه گرفتن .سوال میشود کرا چرا نماز میخوانید و روزه میگیرید افراد با ایمان میگویند چون خداوند فرموده این نشانه ایمان است.

1 -مؤمنان راستین در برابر خداوند خاضعند .
2 -آنها در برابر فرمان پروردگارشان تسلیمند .
3 -آنها به وعده‏هاى خداوند اطمینان دارند .

24)

در این آیه خداوند آدم های با ایمان را با کفار مقایسه میکند و میفرمایند آدم های کافر مثال کور و کر می میانند و افراد با ایمان مثال افراد بینا و شنوا هستند آیا این دو باهم یکسانند ؟ در این جا اشاره دارد به کسانیکه آخرت رو برای همه یکسان میدونن و میگن همه اهل بهشتن و خداوند همرو میبخشه .

25)26)

این آیه اشاره دارد به داستان حضرت نوح (حضزت نوح1000سال یا 2500 سال عمر کرده و 950سال پیامبر بوده حدود 80 نفر ایمان اوردن)

خداوند میفرماید ما نوح را به سوی شما فرستادیم تا بگوید خدا را بپرستید و من برای شما هشدار دهنده ای از غذاب قیامت هستم(اینجا آمده ما نوح را فرستادیم یعنی پیامبران با افراد عادی فرق داشتند و هیچ موقع مشرک نبودند و آدمهای عادی پیامبر نمیشن)

27)

بزرگان زمان نوح که کافر بودند گفتند 1-ما تورو مثل آدمی معمولی میبینیم.2-جز آدمهای فقیر و فرو مایه از تو پیروی نمیکنن .3-نمیبینیم تو بر ما فضیلتی داشته باشی . 4-ما شمارو دروغگو میپنداریم

28)در آیه 28 نوح حجت را بر کافران تموم میکند و برای آنها سوالی مطرح میکند که میفرماید اگر من از طرف خدا حجتی روشنی داشته باشم که بر شما پوشیده است و به شما نشان دهم از من پیروی میکنید .در اینجا اشاره دارد به کافران که دنبال حقیقت نیستن و فقط دنبال دلیل تراشی برای به اثبات رساندن خودشان هستن . اگر نوح معجزه ای هم به آنها نشان میداد باز بهانه دیگیری می آوردند مثل قوم حضرت موسی که چند معجزه دیدن ولی باز کافر شدن.

--

عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا

ای تیر آخرینِ کمان خدا بیا

با انتظار آمدنت نیمه جان شدیم

یا که خلاص کن به دم تیغ یا بیا

ما در سکوت غربت خود داد می زنیم

بی تو شکست بغض گلو بی صدا بیا

هر لحظه با نیامدنت گریه می کنیم

فصل شروع بارش چشمان ما بیا

این هفته ها بدون تو تاریک می شود

پایان بده سیاهی این هفته را بیا

یا صاحب الزمان به خدا شعله ی فراق

آتش کشیده بر جگر روزها بیا

چشم انتظار توست حسینیه های اشک

ای روضه خوان مقتل کرب و بلا بیا

--

یا الهی گشته امشب محفل عشق و دعا

 ما  بگوییم   آرزوها  را به  درگاه  شما

 آرزوی این حقیر امشب فقط یک واژه است                

کربلا و کربلا و کربلا و کربلا

--

در این شهر بی وفایی ، غریب و بی آشنایی

جدا از شهر مدینه ، تو مظلوم سامرائی

دو چشمم شده ابر بهاری

نمایم برایت بی قراری

بمیرم چرا زائر نداری

سلام ای آقای غم کشیده

عزادار تو با اشک دیده

ببین گشته زهرا مادر تو ، قد خمیده

واویلا ، غریب سامراء

 

شبانه پای برهنه ، دویدی و گریه کردی

بگو در آن مجلس آقا ، چه دیدی و گریه کردی

نشسته چه بغضی در گلویت

که بازی شده با آبرویت

شرابی تعارف کرده سویت

گلویت را دست غم فشرده

لب و دندانت چوبی نخورده

کسی ناموست را تا به این مجلس ، نبرده

واویلا ، غریب سامراء

 

امان از شام و عذابش ، امان از آن اضطرابش

امان از تشت طلا و ، امان از بزم شرابش

خدا شده زینب پریشان

به پیشش سر قاری قرآن

پر از خون شده لب ها و دندان

چه سازد زینب با دست بسته

به روی لب ها چوبی نشسته

غرور بی بی از خنده ی دشمن ، شکسته

واویلا ، غریب سامراء

--

(حسین سرباز)

در سامـره بــر پــا شــده قیامت
یـا حضـرت زهـرا ســرت سلامت
حجةابن الحسن رخت غم کن به تن

امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

داغ رضا تازه شده دوباره
امـام عسکری کند نظاره
جــواد الائمــه عزیـــز فاطمــه

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

سامـره کربلای دیگــر شده
عـزای فــرزند پیمبــر شده
می‌رسد این ندا واویـلا واویـلا

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

 خون گشت از غم، جگر کبابش
بردنـد سـوی مجـلس شرابش
یـا امـام زمـان الامـان الامـان

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

 خـون بـه دل حیـدرکرار شد
حضـرت فاطمـه عـزادار شـد
واویــلا آه آه با چه جرم و گناه

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

ای شیعیـان شـد وقت سوگواری
اشک حسن به دیده گشته جاری
دیده گریـان پسـر در عــزای پــدر

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

امام مـا شـد پاره پاره جگر
دیگر سرش جدا نشد زپیکر
وای از این جنایت ظلـم بـی‌نهـایت

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

---

(همه جا کربلا...)

دهمین رکـن دین هـادی اهـل‌بیت
گشته مسموم کین هـادی اهـل‌بیت

یا امام زمان الامان الامان

ایهــا العسکــری یا حسن یا حسن
خیز و کن سیدی رخت ماتم به تن

یا امام زمان الامان الامان

زخم بغض عدو عاقبت چاره شد
هادی اهـل‌بیت جگرش پـاره شد

یا امام زمان الامان الامان

سامـره سامـره غرق ماتم شده
کربـلای دگــر کلِّ عالم شده

یا امام زمان الامان الامان

تیره از غم فضاست قتل ابن الرضاست
بلکـه صـاحب عـزا علــی مرتضاست

یا امام زمان الامان الامان

پیکــر پــاک او بـر روی شانه‌ها
رأس جدش حسین کنــج ویرانـه‌ها

یا امام زمان الامان الامان

هرچه با او شد از خصـم بـد اخترش
نشـد از تـن جدا لب عطشان سرش

یا امام زمان الامان الامان

جسم ابـن الرضا شد نهان زیر خاک
مثل جدش نشد پیکرش چاک‌چاک

یا امام زمان الامان الامان

سامره غم فضاست-گوئیا کربلاست

غرق اندوهو غم دل خیر النساست

العامان العمان یا امام زمان

--

اي دهمين رهبر والا مقام
نجل محمد خلف نه امام
روح دعا، روح سجود و قيام
ساية لطفت به سر خاص و عام
مهر تو امضاي صلات و صيام
سيّدنا حضرت هادي سلام
آينة احمدي و مرتضي
واقف آينده اي و ما مضي
هادي راه قدري و قضا
نجل جواد استي و ابن الرضا
جدّ و پدر هر دو امام همام
سيّدنا حضرت هادي سلام

خازن جنت به سرايت فقير
پيش جلالت متوكل حقير
ملك دل اهل ولا را امير
دل كه نباشد به ولايت اسير
نور الهي است بر آن دل حرام
سيّدنا حضرت هادي سلام
اي ز كرامت شده غمخوار من
اشك تو در چشم گهربار من
نام تو و ذكر تو گفتار من
سامرة توست دل زار من
اي حرم دل ز تو بيت الحرام
سيّدنا حضرت هادي سلام
اي غمت از جور عدو بي حساب
اي جگر شيعه برايت كباب

ديده مدام از متوكل عذاب
از چه تو را برد به بزم شراب
خوب گرفتند ز تو احترام
سيّدنا حضرت هادي سلام
خون عوض اشك فشانم همه
نيست به سوز جگرم خاتمه
ناله شده بر لب من زمزمه
بزم شراب و پسر فاطمه
سوزد از اين غم جگرم صبح و شام
سيّدنا حضرت هادي سلام
حيف كه اي بضعة پاك جواد
خصم ستم پيشه تو را زهر داد
داغ تو را بر دل عالم نهاد
دور تو كم بود و مصائب زياد

عمر تو با خون جگر شد تمام
سيّدنا حضرت هادي سلام
سينه ز سوز مِحَن ات سوخت سوخت
شمع صفت جان و تنت سوخت سوخت
شيعه به هر انجمنت سوخت سوخت
آه كه قلب حسنت سوخت سوخت
اشك فشاند ز فراقت مدام
سيّدنا حضرت هادي سلام
حيف كه شد صحن و سرايت خراب
زائر قبر تو شده آفتاب
غربت تو كرده دلم را كباب
خون چكد از ديده به جاي گلاب
سوخت از اين غم جگر خاص و عام
سيّدنا حضرت هادي سلام

--

+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۱/۲۶ساعت   توسط الله وردی  |