|
سـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردی -- خانۀ فاطمه(س) آنروز تماشایی بود که فضا جلوه گر از آیت زیبایی بود در بهاری که نسیمش نفس جبریل است گل ناز دگری رو به شکوفایی بود خانه ای را که خدا جلوۀ عصمت بخشید در و دیوار ، پر از نقش شکیبایی بود تا بیایند به تبریک محمد(ص) جبریل با ملائک همه در حال صف آرایی بود به خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا ز جگر گوشۀ خود گرم پذیرایی بود تا که قنداقه او را به بر آورد حسن(ع) حالتی رفت در آنجا که تماشایی بود ساکت از گریه نشد تا که حسینش(ع) نگرفت این دو را چون که ز آغاز شناسائی بود دختری داشت در آغوشِ محبت، زهرا(س) که سراپا همه آیینۀ زیبایی بود دختری داشت سراپای همانند علی(ع) زینبی(س) داشت که ذاتش همه زهرایی(س) بود پنج تن، آل عبا در دو جهان آقایند وز شرف زینبشان وارث آقایی بود پنج معصوم به او معرفت آموخته اند که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود وصف او عالمۀ غیر معلم شده است تا به این مرتبه اش پایۀ دانایی بود بود از صبر و رضا نایبۀ خاص امام نازم او را که به این قدر توانایی بود کربلا صحنۀ عشق است و در آن صحنۀ عشق همت زینب نستوه تماشایی بود به علمداری صحرای بلا کرد قیام رهبر قافلۀ عشق به تنهایی بود یک زن و آنهمه داغ دل و آنقدر شکیب عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود دیده ام کور که شد خاک نشین ره شام آن که خاک در او سرمۀ بینایی بود -- دست در عالم ایجاد تو داری زینب خبراز مبداء ومیعاد تو داری زینب کلماتی ک خداوند به قرآن فرمود بامعانی همه را یاد توداری زینب پسرکعبه علی بود وتویی دختراو خون آن مرد حرم زاد توداری زینب چون حسین وحسن واحمد وزهرا وعلی خوبتر ازهمه استاد توداری زینب همه اجداد تو آقای دوعالم هستند ارث آقایی اجداد تو داری زینب طینت فاطمه پرور چوحسین است ترا همتی عاطفه بنیاد توداری زینب چون علی منطق کوبنده وعلمی سرشار چون حسن صبرخدا داد توداری زینب پرشد ازعطرتوامشب همه عالم گویا باغ گل درگذرباد توداری زینب چون گل صبح که شبنم چکدازهربرگش خنده درگریه میلاد توداری زینب گشتی ازگریه توخاموش درآغوش حسین که به او اُنس خدا دادتوداری زینب پنج معصوم به میلاد تو حاضر بودند کاینجنین لیلة میلاد توداری زینب ای وفادارترین خواهر عاشورایی مکتب زنده وآزاد توداری زینب علم وحلم وادب وعصمت وایثار ووفا فضل وبذل وکرم وداد توداری زینب سخن عالمة غیرمعلم شرفی است که بفرموده سجاد توداری زینب زعبادت چنانی که خدا خواسته است برتری ازهمه عباد توداری زینب شاه تسخیر تو شد ای مه ویرانه نشین تا ابد دولت آباد توداری زینب در اسارت طلبِ خون شهیدان کردی در سکوت آنهمه فریاد فریاد تو داری زینب شعله زد اشک تو در هستی غارتگر شام خطبه چون خطبة سجاد توداری زینب -- نقاش نقش بی عدد ماسوا یکیست قدرت فزونتر از حد و قدرت نما یکیست
بر برگ هرگیاه که می روید از زمین بنوشته است خامه قدرت، خدا یکیست
از صد هزار آینه یک روی جلوه گر از حسن دلبران جهان، دلربا یکیست
هست آفریده در طلب آفریدگار در دیر و در کنشت و حرم،مدّعا یکیست
گر بشمری هزار عدد در قفای هم چون نیک بنگری،همه از هم،جدا یکیست
در مشکلات جز به علی التجا مبر منت مکش ز خلق که مشکل گشا یکیست
در ما سوی الله آنکه ز فرط جلال و جاه بوده است مولدش حرم کبریا یکیست
در بستر رسول خدا، گاه بذل نفس آنکس که خفت تا که کند جان فدا یکیست
در حرب مرحب آنکه شنید از فرشتگان بر دست و تیغ خود ز سما مرحبا یکیست
آن فارس یلی که به چوگان تیغ تیز بربود سر چو گوی، ز عمر دغا یکیست
شاهان عالمند فزون از شمار لیک سلطان اتقیا و شه اولیا یکیست
بهر رضای حضرت معبود در رکوع شاهی که داد خاتم خود بر گدا یکیست
گو بهر خود کنند معین دو صد، ولی منصوص نصّ وافیه "انّما"یکیست
آن کس که سود در شب معراج، دست مهر بر شانه رسول، به عرش علا یکیست
با دست قدرت از پی بشکستن بتان بر دوش احمد آنکه فرو هشته پا، یکیست
آن کس که در غدیر خم از بهر نصب او امر مؤکّد آمده بر مصطفی یکیست
تنها علی امیر بود بهر مؤمنین آن کس که یافت این شرف و اعتلا یکیست
پنهان ز خلق رو، غم دل گوی با علی بیگانه اند آن همه و آشنا یکیست
بهر ثبات دین خداوند و نفی شرک تیغی چو ذوالفقار علی، شکل لا یکیست
هر پیشوا طریق علی را نشان دهد زین رو صغیر، در دو جهان پیشوا یکیست -- تو کیستی که عقل مجنون توست عشق به تو عاشق و مدیون توست تویی جگرگوشه ی آل کسا به درک تو فهم رسا، نارسا چشم علی محو تماشای تو به جای پای فاطمه پای تو هیچ گلی ندیده خندیدنت به غیر لحظه ی حسین دیدنت دایه ی تو ز کودکی غم شده قامت غم در غم تو خم شده کتاب عشق و عقل تألیف توست مُهر به لب، زبان ز توصیف توست تو گردش ثبات اهل بیتی تو مجمع صفات اهل بیتی دفاع تو، صبر تو، احساس تو حسین تو، حسن تو، عباس تو تو برده ای فیض حضور همه تو بوده ای سنگ صبور همه روی تو حسرتِ دل آفتاب موی تو شب ندیده حتّی به خواب خاک رهت به عرش پهلو زده پیش قدِ تو سرو زانو زده نیست فلک به قدر، هم پایه ات سایه ی تو ندیده همسایه ات مدرسه ی تو دامن فاطمه معلّمی ندیده و عالمه امّ مصائب تو و زینِ ابی عقیله ی هاشمیان زینبی لبت یکی گوی و دو تا نگفته هر چه شنیده جز خدا نگفته صدای تو دل از علی می برد ناز تو را فاطمه هم می خرد ولادتت ولادت گریه بود گریه ی تو شهادت گریه بود تو عین عرفان ورا نور عین کشته ی حقّی و شهید حسین تو روح صوم و معنی صلاتی تو ساحل سفینةالنّجاتی حسین امید خلق در عالمین ولی به هر غم تو امید حسین نام شما هر دو به دنبال هم آیِنه ی همید و تمثال هم چنان که نام خالق و رب یکی ست نام حسین و نام زینب یکی ست صبر ز صبر تو به تنگ آمده شیشه ی تو به جنگ سنگ آمده یک دمِ بی ذکر به لب نداری یک شب بی نماز شب نداری سفره ی هستی تو برچیده شد گلان تو یکی یکی چیده شد چو مصحف ورق ورق کَنده شد تمام آیه ها پراکنده شد عباد را عبادت آموخته نماز تو به خیمه ی سوخته نی که حکایت کند از نای توست رساله ی عشق به فتوای توست در این رساله نکته ای بارز است عاشق اگر سر شکند جایز است -- اي اهـل ولا رسيـده پنجم جمادي
يا گوش دلم شنيده مژده از منادي
جان آسمانيان فـداي كوكب علي
همـه زمينيان گـداي زينب علي
يـازينب يـازينب (2)
يـا حضـرت كـوثر نبي چشم تـو روشن
از مـقـدم زينبت شـده مـدينـه گلشن
جون دخترت بي بي جان به دلم صفا بده
عيـدي سـال جديد مـا يـه كربلا بده
يـازينب يـازينب (2)
ايـن تاج سـر حضـرت عباس و حسينه
اين جـان و دلش هميشه بين الحرمينه
اسم نـازنين او براي هر دردي دواست
صاحب نهضت حضرت حسين و كربلاست
يازينب يازينب (2)
اي هـمسفـر سيـد و سـالار شـهيـدان
اي كـوچه به كـوچه ها عزادار شهيـدان
توي شهر شام و كوفه همه سنگت مي زدند
چقدر زخم زبـان بـر دل تنگت مي زدند
يازينب يازينب (2) -- سرود مسجدی میلاد حضرت زینب کبری سلام ا... علیها
-- *دیده بگشوده به دنیا زینب کبری تهنیت گو بر علی و مادرش زهرا(س) ای نور عین کوثر زهرا(س) جان حسین زینب کبری خوش آمدی ای گل زهرا(س)...
*نرگس شور و شعف زد غنچه در عالم هر چه گویش در مقامش اندک است و کم بر پیکر عالمین جان است این دختر شیر یزدان است خوش آمدی ای گل زهرا(س)...
*بر جمال دلبر خود دیده بگشوده او که از روز ازل مست حسین بوده یار ولی نور وجه ا... دخت علی یار ثارا... خوش آمدی ای گل زهرا(س)...
*خانه ی زهرای(س) اطهر گشته گلباران از قدوم دخترش ، آن عصمت یزدان آن بانوی فرد و بی همتا نور دل عترت طاها خوش آمدی ای گل زهرا(س)...
*ما ازین بانو به درد خود دوا خواهیم دسته جمعی یک سفر کرببلا خواهیم عشق حسین ، آبروی ما کرببلا ، آرزوی ما جانم حسین ای حسین جانم -- زیباترین عید قلبه حاجات است جشن ولادت عمه سادات است از گل فاطمه شد جهان گلشن حجه ابن الحسن چشم تو روشن
خانه فاطمه گل باران است امشب بهر عقیله ی بنی از گل فاطمه شد جهان گلشن حجه ابن الحسن چشم تو روشن
این نو گل زیبا از نور یزدان است زنده کننده ی عطرتو قرآن است از گل فاطمه شد جهان گلشن حجه ابن الحسن چشم تو روشن
دست منو دامانت ای نور دل زهرا درد منو درمانت یازینب کبری از گل فاطمه شد جهان گلشن حجه ابن الحسن چشم تو روشن -- زن مگو مرد آفرین روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار زن مگو عرش خدا را قائمه یک محمد یک علی یک فاطمه -- نام زینب در تمام زندگی گل میکند در دل عشاق ایجاد تحول میکند مهدی زهرا که خود رمز مناجات خداست در مقام ذکر بر زینب توسل میکند -- تو زینت دوش علی و زهرایی تو زینبی تو زینبی زینب کبرایی -
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۱۱/۲۲ساعت   توسط الله وردی
|
|