|
چشم انتظار مانده ام امّا نیامدی کُشتی مرا و بر سرم آقا نیامدی چنگی نمی زند به دلم اشک های من وقتی که تشنه هستم و دریا نیامدی من با لباس نوکری احرام بسته ام وقت طواف کعبه ی دلها نیامدی دیشب میان روضه نگاهم به راه بود گفتم که می رسی به تماشا نیامدی شاید نشسته بودی و بر سینه می زدی جای دگر؛ به روضه ی زهرا نیامدی شاید دوباره کرب وبلا رفته بودی و تا صبح می زدی به سر آنجا نیامدی امشب شب یتیم نوازی دست توست مگذار تا بگویمت آقا نیامدی -- از غم بی کسی ات حوصله سر می آید دست و پا میزنی و خون به جگر می آید در قدوم تو سر انداختن و جان دادن به خدا از من عاشق شده بر می آید یادگار حسنت بی زره و بی شمشیر سر یاری تو از خیمه به سر می آید پاره گشته لب خشکیده ات از تیر بگو کاری از دست من خسته اگر می آید کوهی از نیزه و شمشیر به دورت بس نیست هیزم و سنگ ز هر سو چقدَر می آید آه از این همه زخمی که به پیکر داری بیشتر سینه ی زخمت به نظر می آید هر نفس از دهنت خاک برون میریزد اشک از دیده نه خونابه جگر می آید نیزه حالا که تنت را به زمین دوخته است به هوای سر تو چند نفر می آید تیر در حال فرود است گلویت ببُرد عمو از بازوی من کار سپر می آید دست من مثل سر اصغرت آویزه به پوست یادم از کوچه و از آتش و در می آید کاش با چادر خود عمه ببَندد چشم مادری را که به دیدار پسر می آید -- (دوباره دلتنگی( دیگه شده وقتش -زینبو باید رها کنم برا عمو جونم -همه ی هستمو فدا کنم بارونی شده چشمای عمو من میشم فدات جای عمو دیگه وقتشه کاری کنم خون دستامو جاری کنم عمو جونمو یاری کنم حسینننننننن واواوواو
رسیده از گودال -صدای حلمن معین تو با صورت افتادی -عمو شکسته جبین تو حالا که شدی با غم روبرو با سر اومدم لبیک عمو چرا خونیه پیروهنت پر نیزه شده بدنت پاره پاره تموم تنت حسینننن واواواو
بر عمو عاشقی دیرینه ام یتیمِ غریب مدینه ام من کیم مدهوش دلبر ، باده ی غم نوش دلبر گشته در معراج گودال مقتلم آغوش دلبر من یتیمم من یتیمم
رشحه ای از شمیمِ یاسم من شاگردِ مکتبِ عباسم من رزق من تیغ جفا شد ، حاجتم آخر روا شد پیش چشمان عمویم دست من از تن جدا شد من یتیمم من یتیمم
من شرمنده از عمه زینبم یا اُما آخرین ذکرِ لبم دل بُوَد محزون و خسته ، قلبِ من در غم نشسته پر زَدَم از مقتل خون نزدِ ، یک پهلو شکسته من یتیمم من یتیمم - )یادگار زهرا دختر حسین است) تو نوگل زهرا پور مجتبایی عبداله محزوم مقتول جفایی جان ما محبانت – قربان تن و جانت ای عزیز زهرا جسم نا زنینت همچو طوطیا شد دستو پایت از خون رنگین چو حنا شد جان ما محبانت – قربان تن و جانت ای عزیز زهرا
-- عبداللهم تشنه ی دیدار تو هستم با دست بریده عزادار تو هستم عبدالله – بی گنهم – فدای ثارالهم
غرق به خون گشته تنم یوسف زهرا در راه عشق تو شدم شبیه سقا من یتیم – بی معینم – در ره تو بیرم
صدای غربت تو را عمو شنیدم از پیش عمه تو ببین با سر دویدم عبدالله – بی گنهم – فدای ثارالهم
مثل عباس تو عمو من علمدارم بنگر به تن من حتی یک دستم ندارم من شهیدم – من غریبم – در ره تو بمیرم -- ***يا صاحب ... يا ثارالله ببين من عبداللهم همراهت اي عمو در قتلگاهم من بي قرارم بابا ندارم (يا صاحب الزمان عاجرك الله) اگر طفلم ولي دل بر تو بستم چه غم دارم اگر افتاده دستم در خون بگويم مست عمويم (يا صاحب الزمان عاجرك الله) طفلم اما تويي مرادو پيرم بر روي دامن عشقت بميرم ببين تو من را گل حسن را (يا صاحب الزمان عاجرك الله) --
گرچه ابن الحسنم پر شدم از ثارالله من کجا و سر بازار اباعبدالله کودکم اما بلارا میخرم هرچه باشد من ز نسل حیدرم -- تا صدای تو شنیدم به سر آمده ام ای عمو جان تو ببین با پدرم آمده ام گر دو دست من بریدست به فدای سر تو ننشیند پر تیغ به روی حنجر تو -- تیر آمد تن مرا به تنت دوخته است جگرم از غم غربت تو ببین سوخته است گر پدر نامده اینجا تو عمو جان پدرم میشود بر بدنت سر بنهم جان بدهم عمه جان ول کن من از اصغر که بهتر نیستم عمه با قاسم مگر اصلا برادر نیستم؟ سن و سالم را نبین از قد و قامت هم نپرس پهلوانم من ، مگر از نسل حیدر نیستم -- شیب گودال ، به سوی تو دویدن دارد وه که این بام چه جایی به پریدن دارد دارم آیینه برایت ز حرم می آرم تو ز خود بی خبری ، روی تو دیدن دارد -- عبداللهم عبداللهم فدایی ثارللهم -- منی که نوکرم دوری از حرم حقم نیست اربابم نگو نیام حرم قربونت برم حقم نیست اربابم هرشب گریون کربلاتم هر روز گریون عاشوراتم خودت میدونی خاطر خواتم پس کی میشه نوبتم کربلا شه قسمتم از بچگی اقا چایی ریز روضتم من تا وقت مردنم از تو دل نمیکنم از پدر مادر بیشتر حق داری گردنم (یا رحمت الله الواسعه حسین ) نگو به من برو دوست دارم تو رو حقم نیست اربابم من رو نوکریتون حساسم راه خونتون رو میشناسم سفارش شده عباسم هستی نور نیره اینه ذکر عالمین صلی الله علی باکین علی الحسین -- ای یار زینب - سالار زینب بازم فلک داره سر آزار زینب او میدویدو من میدویدم او میرسیدو من میرسیدم در پیش چشمم میبریدو میبریدم ای زینب دوش نبی روی زمین جای تو نیست این خارو خاشاک زمین منزلو ماوای تو نیست
تنگ غروبه تنگ غروبه یه خواهری تو قتلگاه روضه میخونه به سوی شامو کوفه ام چه ظالمانه میبرن نمیروم ولی مرا به تازیانه میبرن
تنگ غروبه تنگ غروبه بالای نیزه یه سری قرآن میخونه ای زینب دوش نبی روی زمین جای تو نیست این خارو خاشاک زمین منزلو ماوای تو نیست -- دل دیوونه من مثل آهو به در لطف تو پناه آورده آقا شرمندتم به جای هدیه روی شونه فقط گناه آوردم -تو که نور الی نوری تو که گنامو میشوری کربلامو بده امشب تا که نمردم از دوری بدم اما جون زهرا اقا نگی که معضوری -تو دلم شوری انداخت نمک اسمت ارباب حرارت تو قلبم اقا جون مثل اتیشه ندیده عاشق از دم ببینم کاش چشاتو بخدا تا نبینمت دلم اروم نمیشه مریداش همشون زمینی نیستن بخدا خیلیشون تو اسمونن -پر عشقش توی خونم دست من نیست که دیوونم تا که میگم یا حسین جان بی بی زهرا میگه جونم تمومیه نفسامو به این روضه مدیونم -تو که نور الی نوری تو که گنامو میشوری کربلامو بده امشب تا که نمردم از دوری بدم اما جون زهرا اقا نگی که محجوری -شفا تو چای روضست اخه فاطمه ریخته بخدا راسته زهرا بانی اصلی اینجاست کلیدا دست اونه واسه اون قفلا بازه بخدا هرکی هر کجا رسیده دست زهراست -- علی وصل الله علی الباکسین علی الحسین بگذار آدمیان تعنه زنندم گویم هرکه خود را سگ کوی تو نخواند ادم نیست - کی این همه مجنون داره بی سر سامون داره سینه زنت دم میگیره تا زمانی که جون داره عشق تو دین و دنیامه کربلای تو رویامه به همه گفتمو میگم من این حسینه که آقامه ابی عبدالله ثاره الله
با آبروم کرده عشقت زیرو رو کرده عشقت کارتموم عشقارو باز تموم کرده عشقت شب من با روضت سر شد حالو روزم بهتر شد از دعای زهرا بود که منصب من نوکر شد ابی عبدالله ثارالله
التاسمو دوس دارم عطر یاسمو دوس دارم بیشتر از رخت دامادی این لباسمو دوس دارم مشکی برا تو تن کردم کربلارو وطن کردم از دعای زهرا بود که ماهارو سینه زن کردن ابی عبدالله ثارالله
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۲۴ساعت   توسط الله وردی
|
|