جایی نداشتیم اگر این روضه ها نبود

عشقی نبود اگر غم کرب و بلا نبود

از دستمال اشک تو خونابه میچکد

آقا مگر به زخم دو چشمت دوا نبود ؟

من را کسی به قدر دو گندم نمیخرید

این چشم اگر به خیمه تان آشنا نبود

بر ما ز آبروی خودت خرج کرده ای

ای وای اگر که لطف نگاه شما نبود

از ما مگیر یک نفس این یا حسین را

آقا حسین گفتن ما دست ما نبود

ما با لباس نوکری اش زنده مانده ایم

عمری نبود اگر غم ارباب ما نبود

--

یوسف زهرا! زشما پُر شدم

تا که اسیر تو شدم حُر شدم

از دل دشمن به سویت پر زدم

آمدم و حلقه براین در زدم

آمده ام تا که قبولم کنی

خاک ره آل رسولم کنی

حرّ پشیمان تو ام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

یک نگه افکن همه هستم بگیر

ای پسر فاطمه دستم بگیر

روز نخستین به تو دل باختم

در دل من بودی و نشناختم

دست نیاز من و دامان تو

کوه گناه من و غفران تو

ناله ی العفو بُوَد بر لبم

تا صف محشر خجل از زینبم

روی علی اکبر تو دیدنی است

دست علمدار تو بوسیدنی است

مهر تو کُلّ آبروی من است

هستی من خون گلوی من است

چه می شود کشته ی راهت شوم؟

خاک قدم های سپاهت شوم؟

حرّ ریاحی به درت آمده

فطرس بی بال و پرت آمده

با نگه خویش کمالم بده

وز کرم خود پر و بالم بده

بال من از تیغه ی شمشیرهاست

سینه ی تنگم سپر تیرهاست

مقتل خون، اوج کمال من است

تیر محبت پر و بال من است

بال بده، فطرس دیگر شوم

طوطی گهواره ی اصغر شوم

 

 

--

موی پریشان آمد حسین جان

با چشم گریان آمد حسین جان

--

 

 

گشت گِرد کعبۀ دل سر به کف

کای ز تو جود و کرامت را شرف

من همان حُرّ گنه کار توام

گر چه خود حُرمّ، گرفتار توام

جرم من افزون زجرم عالم است

لیک پیش کوه عفو تو کم است

ای تمام عالم و آدم فدات

یاد دارم، مانده در گوشم صدات

راست گفتی راست بر عبد دَرَت

حُر، بگرید در عزایت مادرت

حال رو کردم به سوی این حرم

تا بگرید در عزایم مادرم

مهر هم چون خشم تو شیرین نبود

این دعا بود از لبت نفرین نبود

شیشه ام از لطف دُرّم کن حسین

نام من حُرّ است حُرّم کن حسین

تا که گردم نیستت هستم بگیر

جان زهرا مادرت دستم بگیر

بس که سوز از پردۀ دل ساز کرد

شه، در رحمت به رویش باز کرد

با اشارت گفت کی شوریده حال

دور کن از خویشتن رنج و ملال

تو زما بودی زما بودی زما

گر چه در این ره جدا بودی زما

بوده ای چندی اسیر یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

تو از اول حُرّ ما بودی بیا

راه گم کردی کجا بودی بیا

ای شکسته بال و پر پرواز کن

بر فلک نه بر ملک هم ناز کن

قطره بودی وصل بر دریا شدی

از منیّت دور گشتی ما شدی

گام اول پیش تیر خشم من

دلربائی کرد از تو چشم من

کوثرت در کام بود از ساغرم

زآن ادب کردی زنام مادرم

این که گردیدی به عشق ما اسیر

مادرم فرمود دستش را بگیر

حُر زصاحبخانه روی باز دید

خویش را یکباره در پرواز دید

گشت مشتاق سپر انداختن

سر به کف بگرفتن و جان باختن

گفت مولا اذن میدانم بده

جان بگیر و وصل جانانم بده

گشت جان و زندگی از سر گرفت

اذن ترک جان و ترک سر گرفت

چون شرار خشم حّی دادگر

بر سپاه کفر آمد حمله ور

همچو مالک در سپاه شیر حق

می زد و می کشت با شمشیر حق

گشت از تیغش چهل تن نقش خاک

خود تنش گردید چون گل چاک چاک

تا به خاک افتاد خونین پیکرش

دید مولا را به بالای سرش

گفت ای ریحانۀ پاک رسول

توبۀ حُرّ تو، آیا شد قبول؟

گفت آری ای شرف پاینده ات

از ولادت نام حُر زیبنده ات

روح تو از روز اول بود حُر

همچنان که مادرت فرمود حُر

)منو ببر به کربلا..(

سوي تو رو آورده ام – من آبرو آورده ام

پناه عالم بي پناهم – عزيز زهرا كن نگاهم

مظلوم حسين مظلوم حسين جان

اي دلربا اي نازنين – حر پشيمان را ببين

از روي تو شرمنده ام من

سر را به زير افكنده ام من

مظلوم حسين مظلوم حسين جان

تويي اميرم يا حسين – من سر به زيرم ياحسين

سر تا به پا اندوه و دردم – من آمدم دورت بگردم

مظلوم حسين مظلوم حسين جان

اي نور چشم فاطمه – دارم نوا و زمزمه

مي بوسم از پا تا سر تو – دستم گرفته مادر تو

مظلوم حسين مظلوم حسين جان

دل در خروش و در نواست – خيمه زينبت كجاست

از او خجالت زده هستم – من دل زينب را شكستم

مظلوم حسين مظلوم حسين جان

--

(ای امام ابن امام من غلام . . .)

یاحسین- آمدم -به درگهت رو سیاه

نور چشم علی بده به مهمان پناه

ببین که سر خورده ام ، قلب تو آزرده ام

سیاهِ پرونده ام

حق زهرای بتول ، توبه ام کن تو قبول

زینت دوش رسول ، یابن الحیدر

یاحسین بن علی

 

با که گویم که من گرفته ام بر تو راه

وای از این غم که من کشاندمت قتلگاه

کنون ببین آمدم ، به درگهت رو زدم

مکن حسین جان ردم

گشتم من یار حسین ، حر دربار حسین

هستم بر دار حسین ، یابن الحیدر

یاحسین بن علی

 

کن قبول توبه ی غلام خود را حسین

حررم و نوکر حضرت زهرا حسین

ز جرم من درگذر ، بیا و حر را بخر

میشم برا تو سپر

مظهر عفو خدا ، بگذر از این رو سیاه

حر آمد پیش شما ، یابن الحیدر

یاحسین بن علی

--

من حرمو ولله من تا زنده هستم

از روی ماه تو حسین شرمنده هستم

من ذلیلم – من فقیرم – من حر بی معینم

 

اگر که من راهو به روی تو ببستم

اگر دل کودکان تو را شکستم

من گدایم – من غلامم – یا حسین ده پناهم

 

شرمنده ام ای گلشن باغ امامت

بگذر ز من بادا حسین سرت سلامت

رو سیاهم – پر گناهم –من حر بی پناهم

 

 

 (همه جا بروم ...)

یبن زهرا منم حر شرمنده ات

آمدم آمدم تا شوم بنده ات

تو کریمی یو من گنه کارم

اشک خجلت در چشم خود دارم

ابی عبدالله

ذکر یا فاطمه گشته زمزمه ام

گر قبولم کنی حر فاطمه ام

آشنایم کن با گل یاست

چه شود گردم دور عباست

ابی عبدالله

آمدم آمدم تا شریکم کنی

نزد خیرالنسا رو سفیدم کنی

قسمت دادم به علی اصغر

که شوم قربان علی اکبر

--

(به خدا مظهر..)

یبن زهرا منم حر گنهکار تو

شده در کربلا دلم گرفتار تو

در برت بنده ام-از تو شرمنده ام

ای حسینم

من به دشت بلا راه تو بستم حسین

خجل از مادرت فاطمه هستم حسین

دارم این زمزمه-پسر فاطمه

ای حسینم

دفتر عشق من پر شده از نام تو

مرغ دل پر زند گریه کنان سوی تو

یا حبیبی حسین-نور عینی حسین

--

آمدم تا سر نهم بر آستانت یا حسین

حر  فدایت یا حسین

جان خود سازم به قربان وفایت یا حسین

حر فدایت یا حسین

آمده سوی تو ای مولای من عبد ذلیل

تا توام با شی دلیل

کن نظر شاها در این دم بر گدایت یا حسین

--

گریه کمتر کن به بخت خود بخند
سربلندی، سربلندی، سربلند
در حرم با اشک، آب آورده ای
هدیه از بهر رباب آورده ای
گوش کن تا گریه بی تابت کند
شعله های العطش آبت کند

--

یاد داری چون سپاهت تشنه بود
آبشان دادیم هنگام ورود
از چه اینان آب بر ما بسته اند
قلب اطفال مرا بشکسته اند

--

گرچه من شرمنده هستم يا حسين

مي شود گيري تو دستم يا حسين

چون که بستم راه هستم پست پست

روز اول کاش دستم مي شکست

+ نوشته شده در  ۱۳۹۴/۰۷/۲۴ساعت   توسط الله وردی  |