|
بود در شهر شام از حسین دختری -لب چو لعل بدخش، رخ عقیق یمن شد رقیّه ز باب نام دلجوی او همچو خیر النساء، خصلت و خوی او کس ندیده است و چون چشم جادوی او -شوخ و شیرین کلام، خوب و نیکو سخن گرچه اندر نظر طفل بود و صغیر لیک چون وی ندید چشم گردون پیر -نرگسی در ختا، آهویی در ختن از یتیمی فلک کار او ساخته - در زمین و زمان از بلا و محن ناله وی رسید چون به گوش یزید -- در سن سه سالگی ز جان سیر شدم از پای پر از آبله دلگیر شدم از بسکه مزاحمت فراهم کردم شرمنده ام عمه دست و پا گیر شدم گفتی که پدر مسافرت رفته و من صد بار دگر دوباره پیگیر شدم من بی تو چگونه از زمین برخیزم باید کمکم کنی ٬ زمین گیر شدم یک موی سیاه بین گیسویم نیست سنی نگذشته از من و پیر شدم از نَسل علی بودنِ من باعث شد در طیِ سفر بسته به زنجیر شدم --
وقتی رو دوش عمو میون آسمونا از یاد من نمیره هیچوقت نوازشای بابام چادر که میاد روی سرم از بابا جونم دل میبرم عمه میگه مثل مادرم همه میگن حساسم من عزیز عباسم حسین واواواواو
یکی یدنه ی تو زخم زبون شنیده نبودی که ببینی بابا کارم کجا کشیده با دستای بسته مشکله دویدن پشت قافله پاهام شده غرق آبله الهی بمیره حرمله بابایی از جون سیرم سه ساله اما پیرم حسین واواواواو -- در کنج ویران طفلی محزون نشسته از هجرروی بابا قلب شکسته با چشم گریان - گوید پدر جان رفتی کجا ای بابا داد از جدایی -ببین که رخسار من از ضرب سیلی مانند روی زهرا گردیده نیلی دخت سه ساله - با اه و ناله رفتی کجا ای بابا داد از جدایی -بیا تماشایم کن بابا حسین جان پر آبله پایم از خار مغیلان بر روی دامان-مرا تو بنشان رفتی کجا ای بابا داد از جدایی -خون گشته از جسم من بابا روانه از بس کتک زد دشمن با تازیانه با چشم گریان - گوید پدر جان رفتی کجا ای بابا داد از جدایی -- (بخدا مظهر ...) ای رقیه تویی قبله ی حاجات ما حرم کوچکت بابا مناجات ما کن نظر بر همه –ای گل فاطمه وا حسینا وا شهیدا ای پدر تا به کی در کف بیگانه ام مو پریشان دراین گوشه ی ویرانه ام گشته روزم چو شب-جانم آمد به لب وا حسینا وا شهیدا --
به به چه مهمانی در خانه دارم امشب گلو شمعو پروانه دارم بابا حسین جانم بابا حسین جان
بابا به همراهت اکبر نداری شش ماهه اصغر را در بر نداری بابا حسین جانم بابا حسین جان -- سلام ای شهیده ی راه دین زینت دوش پور ام البنین به زهرا سلاله زینب سه ساله تو کوثر خون خدایی سفیر شاه شهدایی
سر پدر به دامنت گرفتی به اشک و آه و سوز و ناله گفتی ببین ای مقتدا قامتم شد دوتا شدم ز اوج ماتم تو به کودکی پیر غم تو -- من دختر سه ساله ی خون خدایم پایه گذار نهضت کربوبلایم یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله دارم پدر منخواهشی گرچه میدانی خواهم که یک بار دگرقرآن بخوانی یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله بر پیکر مطهرش دارد نشانه هم جای ضرب سیلی یو هم تازیانه یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله بابا بیا بنشان مرا روی دو پایت تا لب گذارم بر لب لعل عطشانت یا سیدی یا سیدی ابا عبدالله -- جگرم سوخت ازین امدنت سرت اینجا و کجا شد بدنت باورم که تو بابای منی گر حسینی چرا بی بدنی -- خیر مقدم ز سفر آمده ای رفته با پا و به سر آمده ای آمدی گوشه ویران چه عجب زده ای سر به یتیمان چه عجب کوفیان بر من جفاها کرده ان صورتم را همچو زهرا کرده ان
-- عمه جان امشب من محزون ز دنیا میروم نزد بابا میروم از برای شکوه کردن پیش زهرا میروم نزد بابا میروم -- ای شامیان ویرانه جای ما نیست تهمت خارجی سزای ما نیست -- سه ساله دختر که کتک ندارد اینکه قواله فدک ندارم -- بس که دویدم عقب قافله پای من از ره شده پر آبله --
عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم آبرو داری کنیم
با لباس پاره باید میهمان داری کنیم آبرو داری کنیم -- ای مونس من ای چراغ شام ویرانم ای تازه مهمانم خوش آمدی بر بزم ما ای راحت جانم ای تازه میهمانم بابا عجب کردی تو یاری از یتیمانت ای جان به قربانت روشن شد از نور رخت این کنج ویرانم ای تازه مهمانم بابا شبی از ناقه افتادم به روی خاک با دیده غمناک راست به نی دیدم برون شد از بدن جانم ای تازه مهمانم بابا چرا همراه خود ناوردی اکبر را شبه پیمبر را آتش زده بر جان آن ماه تابانم ای تازه مهمانم -- دیدی چه آمد بر سرم در کنج ویرانه ای طفل دردانه ویران شده از ماتمم امشب عزا خانه ای طفل دردانه امشب دگر پوشم کفن بر این تن گلگون پس کی شود دل خون این پیکر نیلی من از ظلم بیگانه ای طفل دردانه باب غریبم یکطرف رفته به روی خاک با این تن صد چاک بر من کفن داده یزید در کنج ویرانه ای طفل دردانه -- بیا عمه چاره کن دردم شد ز کف امشب طاقتو تابم دلم خون شد از غم دوری گو به من عمه پس چه شد بابم (عمه کی بابا از سفر آید) حلالم کن عمه جان زینب نزد بابایم میروم امشب ز بس دیدم مهنت دنیا آمده جانم عمه جان بر لب (عمه کی بابا از سفر آید) کجا بودی یا اباالعطشان بی خبر از حال دل طفلان ببین بابا منزل ما شد از جفا آخری گوشه ی ویران مگر بابا کنج ویرانه در جهان ماوا یه یتیمان است (عمه کی بابا از سفر آید) -- بیا عمه امشب پدر آمده به ویرانه جایم –به سوزو نوایم حسینم حسین نگویم دو چشمش چرا بسته است که از راه دورآمده خسته است ببین در نوایم –به ویرانه جایم حسینم حسین --
ای حرمت قبلة حاجات ما یاد تو تسبیح ومناجات ما تاج شهیدان همه عالمی دست علی ماه بنی هاشمی چهار امامی که تورا دیده ان دست علمگیر تو بوسیده ان -- تو سرو طفلانی یبن الکرار(2) ز ظلم عدوان –تمام طفلان ز تشنگی میمیرن یا ابوفاضل
تویی علمدار حسین سبط المختار(2) آن شاه عطشان-زینب گریان ز زندگانی سیرن یا ابوفاضل -- سیدو سالار ما یا حجه الله برس به فریاد ما بقیه الله ما بی پناهیم-غرق گناهیم بهر نجات شیعه عجل ظهورک - تا به کی از پرده غیبت نهانی آخر تو سالارو معین شیعیانی
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۲۳ساعت   توسط الله وردی
|
|