|
ای سمت نوکریت شرف و عزت و فخر همه ای به تمنای غمت به لب اهل ولا زمزمه
ذاکر و مداح توام نظری ای پسر فاطمه
گرچه تو را نوکر ناقابلم نوکریت داده صفا بر دلم
یاحسین یا حسین (2)
تا که بسوزم همه را همه جا سوز درونم بده سینه ام افروخته کن ز عنایت دل خونم بده
پاکی و تقوا و صفا به درون و به برونم بده
عشق تو سرمایه ی فردای من گر تو قبولم نکنی وای من
یاحسین یا حسین (2)
ای پدر ومادرمن بفدای لب عطشان تو نیزه و شمشیر وسنان کفن پیکرعریان تو
برسرنی جلوه کنان سرهمچون مه تابان تو
مر مران مرا مران از درت به پهلوی شکسته مادرت
یاحسین یا حسین (2)
سوز بده برسخنم به دل سوخته خواهرت تاکه بگویم سخن از تن صد چاک علی اکبرت
ناله زنم یاد کنم زلب خشک علی اصغرت
گوهراشکم شده ایثارتو گریه کنم یاد علمدار تو
یاحسین یا حسین (2)
شعله دل جای نوا همه شب سرکشد از نای من ناله بر آید همه دم به سما از همه اعضای من
کز چه جدا شد زبدن لب عطشان سر آقای من
شسته شداز خون رخ مولای من وای من و وای من و وای من
یاحسین یا حسین (2)
گریه بر آن کشته کنم که براو ارض و سما گریه کرد مادر و جد و پدرش به نهان و به ملا گریه کرد
بر تن صدپاره او پسرش روح خدا گریه کرد
پیروی از روح خدا می کنم یاد حسین و شهدا می کنم
یاحسین یا حسین (2)
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۴/۱۰ساعت   توسط الله وردی
|
|