من نالایق اگر تشنه ی دیدار توام
از طفولیتم ارباب گرفتار توام
نیستم مستحق این همه لطف و کرمت
تا نفس میکشم ای شاه بدهکار توام
چون به دربار شما آمد و رفتی دارم
خلق گویند که من محرم اسرار توام
گریه کردن به تو را مادر من یادم داد
فخرم این بس که سیه پوش و عزادار توام
تو به پیشانی من مُهر قبولی زده ای
تا بدانند همه نوکر دربار توام
جان زهرا بَرِ کس مُشت مرا باز مکن
هر چه هستم به تو وابسته ام و خار توام
نگرانم برسد روز جزا و بینی
که من مرثیه خوان در صف اغیار توام
چه شود لحظه ی مرگم همه بینند که من
دست بر سینه ام و مات به رخسار توام
بی وفایی مرا جان ابوالفضل ببخش
من که پابست تو و مست علمدار توام
من بی قدر و بها را تو بهایم دادی
گرچه بی مایه فطیر است خریدار توام
به غباری که نشسته به سر و روت قسم
تاقیامت خجل از مادر بیمار توام
--
دنیا نیامده زغمت خونجگر شدم
وصف تورا شنیدم و از خود به در شدم
عمر و جوانی و همه ی زندگیم را
وقف توکردم و به تو وابسته تر شدم
تادل تهی نمو ده ام از هر چه غیر توست
برکسوت غلامی تو مفتخر شدم
قسمت شد آمدم به کنار ضریح تو
پروانه ی تو بودم وپروانه تر شدم
ممنون از اینکه دست مرا هم گرفته ای
مجنون صفت زعشق تو پاتابه سر شدم
بی اعتبار بودم واز لطف مادرت
سنگ تورا به سینه زدم معتبر شدم
تامادرم به کام من از تربت تو ریخت
دیوانه ی توبودم ودیوانه تر شدم
--
اى عمو فتح نمايان كردم
دشمنان را همه حيران كردم
اى عمو در بر تو گويم فاش
آمدم تا كه بگيرم پاداش
تن بى تاب مرا تاب بده
مزد پيروزى من آب بده
تو كه جاى پدر من بودى
تو كه چون تاج سر من بودى
بشتاب و تن من پيدا كن
حكم سربازى من امضاء كن
باغبانا سوى ميدان رو كن
گل پرپر شده‏ات را بو كن
بين چگونه بتو قربان شده‏ام
پايمال سم اسبان شده‏ام
اى گل پرپر بدست كيستى
بوى تو مى‏آيد و خود نيستى
گشته از زخم فزون بانگ تو كم
يا عسل چسبانده لبهايت بهم
من نگويم با عمو كن گفتگو
لب گشا يكبار و يك عمو بگو
--
بيا مادر از حرم بيرون
تازه دامادت ميرود ميدان
كفن بنما بر تن قاسم
شاخه شمشادت ميرود ميدان
*چو من رفتم كشته گرديدم
نو عروست را ده تو دلداري
نما صبرو رخ دگر نخراش
سرو نا شادت ميرود ميدان
*بيا مادر اين دم آخر
درد دل گويم با تو از احساس
حلالم كن از ره احسان
سرو بستانت ميرود ميدان
*ببين مادر دامن صحرا
آنقدر امروز خونو باران است
ببين مادر عـــم مه  مظلومم
يكه و تنها در بيابان است
*اگر جسمم غرق خون گردد
پيش چشمانم صب رو كن مادر
اگر ديدي راس من بر ني
چون مه تابان صب رو كن مادر
--
السلام آقام ای آقام آقام ای آقام
ذکر رو لبامه – نوای قاسم
سینه میزنم باز – برای قاسم
آرزوم اینه تو سینه
ناله ی منو ببینه
رزق ما باشه مدینه
تو- از جنس کربلایی
از خون مجتبایی
تو - کریمی یو با صفایی
السلام آقام ای آقام آقام ای آقام
بر تنش کفن کرد – به جای جوشن
گشته چون حسن اون – به قامتو تن
لاله ای که یادگاره
روی مرکبی سواره
بهر مستی بی قراره
او – سوی خیرالعمل شد
پروازش یک مثل شد
به شیرینی یه یک عسل شد
السلام آقام ای آقام آقام ای آقام
--
خداکنه / که قلب من بگیره تاب
شده هوای خیمه ها پر اضطراب /
به پیش چشم من جفای کوفیان
به لاله برادرم گرفت گلاب /
ز بس که موند / به زیر دست و پا
میون این / زمین پر بلا /
گرفت همه / فضای کربلا / عطر و بوی مجتبی /
واویلا / یتیم مجتبی /
پاشید از هم / تموم باغ یاسمن
نبود به اندازت زره گل حسن /
داری تو میبری ز قلب من توان
پاتو نکش رو خاک به پیش چشم من /
چه خون شده / دلم ز دیدنت / چو مادره / نفس کشیدنت /
شبیه او / با زخم سینه و / پهلو اینجا چیدنت /
واویلا / یتیم مجتبی /
برگ و بری / گلم نمونده در برت
نمونده جز یه سایه ای ز پیکرت /
چی پیش اومد تو این سپاه بی حیا
که این همه بلا آورده بر سرت /
تا گفتی از / اصالتت مثل / زغنچه / لبات چکید عسل /
گمون کنم / که یادشون اومد / بغض و کینه ی جمل
 
--
(بخدا مظهر)
در خیام حسین ز گـــریه طوفان شده
قاسم بن الحسن عــــازم میدان شده
یادگار حــــــــــسن، کرده در بر کفن
وای حسین جـــان، وای حسین جان
پســـــر فاطمه جان ز برش می رود
که جگر گـــوشـۀ برادرش می رود
مـــادرش در فغان، عمه اش موکنان
وای حســـین جان، وای حسین جان
گل یاس ولایت ز عطش خسته است
قاتلش بهر او حجلۀ خون بسته است
آن مه خوش خصال، شد تَنش پایمال
وای حـــسین جان، وای حسین جان
پـــــــــــایمال ره دوست شده پیکرش
بر سر نی رود در ره قرآن سرش
دین از او سر افراز، زنده از او نماز
وای حـسین جان، وای حسین جان
سیزده ســــــــاله و معلم مکتب است
با خبـر از غم شهادتش زینب است
بـــــر عزیز حسن، زینب اندر محن
وای حــسین جان، وای حسین جان
گفـــــت در کام من مرگ گوارا بود
آری ایــــن منطق عترت زهرا بود
او ز جان دل برید، تا به جانان رسید
وای حسیــن جان، وای حسین جان
کـــــــربلا مرکز عشق شهادت بود
همه را بر رهـــش روی ارادت بود
قبلــــــــــۀ انبیاست، کعبۀ اولیاست
وای حسین جــــــان، وا حسین جان
 
 
--
عمو برات بمیرم
نور حسین تو صورتش
عشق حسین توی دلش
شبیه عمه زینبه
فاطمیه آبو گلش
درسته سنی نداره
درسته که نوجوونه
وقتی که می جنگه ولی
مثل ابالفضل میمونه
قاسمه که تو زندگی
همه تبو تابمونه
تاعمرداریم نوکرشیم
پسر اربابمونه
از پسرای هاشمی
نوبت قاسم رسیده
نوجونی که مثل اون
هیچکی تو عالم ندیده
چهره ی حیدری داره
شبیه یک قرص قمر
بعد باباش امام حسن
حسین براش بوده پدر
عمو برات بمیرم
همه تبو تابمونه
تاعمرداریم نوکرشیم
پسر اربابمونه
فرشته ها میان زمین
برای دامادی اون
ولی میشه خون گلوش
حنای دامادی اون
به جای شاخه ی نبات
نیزه پره دورو ورش
چرا بجای قندوگل
سنگ میرن روی سرش
توی گلای کربلا
عجیب پرپر شدنش
یه عده با مرکباشون
رد شدن از روی تنش
عمو برات بمیرم
عطر امام حسن میاد
از آسمون کربلا
با نفسای آخرش
فقط میگه عمو بیا
حیسن میخواد ببینتش
گریه مگه امون میده
اونم شبیه فاطمه
پهلو شکسته جون میده
ذره بزرگتر بود ازش
قدی نداشته بیش از این
چی شده اینجوری پاهات
کشیده میشه رو زمین
عمو برات بمیرم
--
--
(سیب)
قبله ام روی تو و خانه ی تو جای من است
یا حسین ورد زبان من و لبهای من است
مُرده آرند به هر محفل تو زنده شود
مجلس روضه ی تو وادی سینای من است
رَدَم از خویش نکردی و پناهم دادی
این همه لطف ، برازنده ی آقای من است
کودکی بیش نبودم به تو وابسته شدم
جزو عشاق حسابم نکنی وای من است
همه ی دلخوشی من به تو و خواهر توست
گریه کردن به شما لذت دنیای من است
به تو بد کرده ام و باز امیدم این است
که حسین بن علی شافع فردای من است
هر زمانی که سه بار عرض سلامت گویم
بار سوم نشده اشک به سیمای من است
مادرت خواست که غیر از تو به کس رو نزنم
این هم از مرحمت مادر مولای من است
--
 
 
 
دلم میخواد یه شب بیام میون بین الحرمین
از این حرم تا اون حرم همش بگم حسین حسین
حسین فاطمه دلم هوای کربلا داره
هرموقع یادش میکنم نام تو توی قلبمه
از ازل فاطمه مادرم بوده
پسرش مونس ودلبرم بوده
اولین خیمه ای که برات زدم
با چادر نماز مادرم بوده
دلم میخواد که خادم حریم با صفات بشم
یه مشک رو دوشم بزارم سقای کربلا بشم
بعد مرگم میدونم همه میگن
یا حسین جمله ی آخرم بوده
دلم میخواد یه شب بیام میون بین الحرمین
از این حرم تا اون حرم همش بگم حسین حسین
--
منی که کربلا ر.و دیدم
صحن امام رضا رو دیدم
تو هر امامزاده رفتم
ضریحو بارگاهو دیدم
چجور برم مدینه - ولی حرم نبینم
چجور کنار قبر – بی سایه بون بشینم
میمرم آخر از غم – تو کنج بی قراری
به کی بگم که آقا – هنوز حرم نداری
کاش توام حرم داشتی آقا
چندتا محتشم داشتی آقا
کاش یه سایه بون رو قبرت بود
کاشکی یک نشون داشتی آقا
غریبی آقام آقام
من دیگه سر پناه نمیخوام
وقتی که تو حرم نداری
برات کربلا نمی خوام
وقتی که تو حرم نداری
کجا برات بخونم-روضه ی مادرت رو
روضه ی تشت وخونو-لحظه ی آخرت رو
کجا تا صبح بشینم-دلم نوا بگیره
کجا دخیل ببندم-ازت شفا بگیرم
کاش باب الجواد داشتی آقا
پنجره فولاد داشتی آقا
السلام آقام ای آقام آقام ای آقام
--
کرببلا کاش خونم کنار خونه ی شاه کرم بود
پنجره ی خونه ی من سمت حرم بود
پرچم سرخ یا حسین(ع) بالا سرم بود
کرببلا کاش تو یکی از کوچه های تو خونه داشتم
پیش کبوترات یه آشیونه داشتم
توی حریمت سهم آب و دونه داشتم
(حرم حسین حرم خدا – دلو میبره عشق کربلا)
کرببلا کاش کمی دلت بسوزه بر حال دل من
از غم تو سوخته پر رو بال دل من
غم فراقت شده قاتل دل من
کرببلا کاش از شهدات یاد بگیرم بشم سر افراز
تا کی بمونم تو غم و حسرت پرواز
بده بیام تو حرمت آدم نشم باز
خدا میدونه عشق حسین کل وجود منو پر کرد
عشق حسین بود کسی مثل حر رو حر کرد
حتی میشه سنگ سیاه رو مثل در کرد
(حرم حسین حرم خدا – دلو میبره عشق کربلا)
--
تو میان خیمه هستی من به زیر دست و پا ، ای عمو جانم بیا
تیر باران شد تنم همچون امام مجتبی(ع) ، ای عمو جانم بیا
--
رشته ی عمرم عمو شکسته شد
تموم استوخونام شکسته شد
--
افتادم از پشت فرس – عمو به فریادم برس
 
+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۸/۱۸ساعت   توسط الله وردی  |