این جمعه هم گذشت و خبر از شما نشد

من منتظر نشستم و دردم دوا نشد

کردم دعا که یوسف زهرا ببینمت

آقا چه شد که حاجت قلبم دوا نشد

هر شب به یاد خیمه سبزت نشسته ایم

در خواب هم خیال تو از دل جدا نشد

ما اهل روضه ایم یقین شد برای ما

بی لطف و بی دعای تو روضه به پا نشد

سالی دگر رسید و زدم ناله از درون

از چه دوباره قسمت من کربلا نشد

--

منظر دلهای ماست کرب و بلای حسین

مرغ دل ما زند پر به هوای حسین
یک نگه کربلا به بود از صد بهشت

جنت اهل دل است صحن وسرای حسین
تربت پاکش بود داروی هر دردمند

دارالشفای خداست کرب وبلای حسین
ملک سلیمان بود در نظرش بی بها

آنکه گدایی کند پیش گدای حسین
هر که رود کربلا بوسه به خاکش زند

بشنود از قدسیان بانگ و نوای حسین
چون به عزا خانه اش پا نهی آهسته نه

بال ملائک بود فرش عزای حسین
خنده کنان میرود روز جزا در بهشت

هر که به دنیا کند گریه برای حسین

--

در سرش طرح معما می کرد
با دل عمه مدارا می کرد
   
فکر آن بود که می شد ای کاش
 
رفع آزار ز آقا می کرد
به عمویش که نظر می انداخت
 
یاد تنهایی بابا می کرد
دم خیمه همه ی واقعه را
 
داشت از دور تماشا می کرد
چشم در چشم عزیز زهرا
 
زیر لب داشت خدایا می کرد
ناگهان دید عمو تا افتاد
 
هر کسی نیزه مهیا می کرد
نیزه ها بود که بالا می رفت
 
سینه ای بود که جا وا می کرد
کاش با نیزه زدن حل می شد
 
نیزه را در بدنش تا می کرد
لب گودال هجوم خنجر
 
داشت عضوی ز تنش وا می کرد
هر که نزدیکترش می آمد
 
نیزه ای در گلویش جا می کرد
زود می آمد و می زد به حسین
 
هر کسی هرچه که پیدا میکرد
آنطرف هلهله بود و این سو
ناله ها زینب کبری میکرد
گفت ای کاش نمی دیدم من
 
زخمهایت همه سر وا می کرد

--

بزار که دستامو بزارم -رو زخمای تنت عمو جون

غصه نخور من که نمردم- تنها نشستی توی میدون

از لابلای دست و پای- این همه نامرد اومدم

نفس بکش تا جون بگیری- بقیه جنگ تو با من

زخم تنت یکی دوتا نسیت -من دوتا دست بیشتر ندارم

خون می ریزه شبیه زمزم- دستامو رو کدوم بزارم

عمو جونم منو نگاه کن انگاری که زمزمه اومد

عمو جونم چشماتو وا کن مادرمون فاطمه اومد

دستای من جدا شد و شد -هوا پر از عطر گل یاس

کی مثل من بین شهیدا -شده شبیه عمو عباس

یکی بود از روز ولادت روح عزیز حسن و تو

چه خوب میشه با ثم اسبا یکی بشه جسم منو تو

 

--

(یادگار زهرا دختر حسین است)

من نوگل زهرا پور مجتبایی

عبداله محزوم مقتول جفایی

جان ما محبانت قربان تن و جانت

ای عزیز زهرا

جسم نا زنینت همچو طوطیا شد

دستو پایت از خون رنگین چو حنا شد

جان ما محبانت قربان تن و جانت

ای عزیز زهرا

--

عمو حسین خدانگهدار

طوفانی ام/پر از فغان و در خروش

نگو به من که عمه جون زره بپوش

ببین که غرق خون مصحف خدا

به زیر پای این گروه دین فروش

نمیذارم / غریب با شه عموم / خزون بشه / تموم آرزوم

بزار براش/شبیه شیش ماه / پاره پاره شه گلوم

عمو حسین خدانگهدار

عبداللهت / ببین دیگه شده یه مرد

مثال حیدرم میون این نبرد

نگو برو که بعدتون نمی تونم

طاقت بیارم از هجموم داغ و درد

میشه به پا / عمو چه محشری / نه میمونه / سری نه پیکری

میمرم از/ آتیش غیرتم / وقتی نیست یه معجری

عموحسین خدا نگهدار

عمو جونم / دیگه نفس نمونده برات

شکسته شد ز تیغ کینه شاخه هات

داره می خونه روضه قلب کوچکم

برای غصه های بین قتلگات

به پیکرت / ستم لبالبه/روی سینت / جا پای مرکبه /

همه اینا / چه آتیشی روی / قلب عمه زینبه

عمو حسین خدانگهدار

 

 

 

 

 

 

--

(نریمان)

یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنی

که به این سینه ی مجروح تو با پا نزنی

ذکر لا حول و لا از دو لبش می بارد

با چنین نیزه ی سر سخت به لب ها نزنی

عمه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ

می شود پر به سوی حنجره حالا نزنی؟

نیزه ات را که زدی باز کشیدی بیرون

می زنی باز دوباره نشد آیا نزنی؟

من از این وادی خون زنده نباید بروم

شک نکن اینکه پرم را بزنی یا نزنی

دست و دل باز شو ای دست بیا کاری کن

فرصت خوب پریدن شده! در جا نزنی

--

هوای معرکه تیره شده

چشم ملایکه خیره شده

غربت عمو رو عمه جوون نگاه کن

طاقتم تمومه دستمو رها کن

افتادی روی خاک صحرا عمو عمو عمو

دارم میام به جای بابا عمو عمو عمو

وا وا وا وا واواوا وا وا واو اوا وا

یتیمت اومده فدابشه

نمیزارم سرت جدا بشه

حاجتم رو می خوام

از خدا بگیرم

مثل شیش ماهه توو

آغوشت بمیرم

تویی تمامی امیدم عمو عمو عمو

به پای تو جوونمو می دم عمو عمو عمو

واواواواواواواواواوا

بزار منم برات کاری کنم

مثل عموم علمداری کنم

بین قتلگاهت علقمه به پاشد

مثل دست عباس دست من جدا شد

دارن می بینند همه لشکر عموعمو عمو

گریه نکن این دم آخر عمو عمو عمو

واواواواواواواواواواوا

--

 

 

--

اينجا بين الحرمينه ، ذكر حسينه رو لبا

اينجا دار العرش اعلا ، جنت الارض عاشقا

حركت زيباي پرچم نبض دل ديونه ها

هِرزه يا زهراي اطهر بسته به رو بازوي ما

-من با تو هستم با تو مستم وجود من

-وقت نمازم تويي ذكر سجود من

-اي كه حريمت طرح دست خداي من

-اي كه نبودم باعث نحوه بود من

يا حسين يا حسين   به دل من صفا بده

يا حسين يا حسين   درد منو دوا بده

يا حسين يا حسين   تازه مسافرت شدم

يا حسين يا حسين   برات كربلا بده

اگه ليلا داره مجنون ، مجنونتم ليلاي من

حرمت فوق جَنانه شيرين ترين روياي من

سرمو تا روز محشر بالا ميگيرم چون آقام

كسي تو عالم نداره مثل تو آقاي من

-بيمه ي عمرم همه حالم آقام حسين

-اي كه تو هستي امپراطور عالمين

-اي هدف من شرف من ارباب من

-اهالي يه عرش گداي بين الحرمين

يا حسين يا حسين   به دل من صفا بده

يا حسين يا حسين   درد منو دوا بده

يا حسين يا حسين   تازه مسافرت شدم

يا حسين يا حسين   برات كربلا بده

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ساعت   توسط الله وردی  |