باور نمی کردم گذرها را ببندند
من را که می بینند ، درها را ببندند
خورشید بودم ، زیر نور ماه رفتم
جان خودت تا صبح ، خیلی راه رفتم
در شهر کوفه کوچه گردی کم نکردم
این چند شب یک خواب راحت هم نکردم
من شیر بودم ، کوفه در زنجیرم انداخت
کوچه های تنگ آخر گیرم انداخت
حالا که می آیی کفن بردار حتماً
ای یوسف من پیرهن بردار حتماً
حالا که می آیی ستاره کم بیاور
با دخترانت گوشواره کم بیاور
 
--
هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو
به فَدایِ پرِ قنداقِ علی اصغرِ تو
می زنم دست بروی دست چکاری کردم
با چه رویی بشوم روبرو با مادر تو
حاضرم بر سر بازار به خیرات روم
ننشیند پَرِ خاکی به سرِ خواهرِ تو
بر سر من ، همه تفریح کنان سنگ زدند
وای بر صورت چون برگِ گُلِ دختر تو
--
از حالِ زار نامه برت حرف می زنند
از این سفیر دربه درت حرف می زنند
در مسجدی که عطر علی می وزد از آن
از بی نمازی پدرت حرف می زنند
نیزه فروش هایِ نظرتنگ ِ چشم شور
ازقد وقامت پسرت حرف می زنند
کاراز بهای گندم ری هم گذشته است
ازقیمتِ سر قمرت حرف می زنند
دیدم کنیزهای دم بخت ِ بی جحاز
از دختران در سفرت حرف می زنند
دیدم که درمحله ی خورجین فروش ها
خولی و شمر پشت سرت حرف می زنند
--
به  شهر کوفه شد مسلم  غریبو زارو آواره
میان کوچه های حیران – ندارد دیگر او راه چاره
به  شهر کوفه شد مسلم  غریبو زارو آواره
شکست شد پروبالم – بیا جانا ببین حالم
از چه بی کسم اما – برای خود نمی نالم
به  شهر کوفه شد مسلم  غریبو زارو آواره
حسین جان در غم اینم – که گویم با تو این مطلب
میاور همرهت جانا – علی اصغر و زینب
به  شهر کوفه شد مسلم  غریبو زارو آواره
شب استو کوچه ها تاریک – غریبانه نوا دارم
از آن شادم که میسوزم – به عشقت ای حسین جانم
به  شهر کوفه شد مسلم  غریبو زارو آواره
تماشایی شده مسلم – میان کوچه و بازار
ببین سنگ هوایت را – که بارد از درو دیوار
به  شهر کوفه شد مسلم  غریبو زارو آواره
--
بیا نگار آشنا، شب غمم سحر نما،
مرا به نوکری خود، شها تو مفتخر نما
، ای گل وفا حسین، معدن سخا حسین، می کشی مرا حسین
تجلّی ولایتی، سرشته با گل منی،
تمام هستی ام تویی، تو صاحب دل منی،
آیه ی محبتی، سوره ی ولایتی، یار حق نما حسین، می کشی مرا حسین
ز کودکی دلم شده، اسیر و مبتلای تو،
خدا کند که جان دهم، به یاد کربلای تو،
ذکر تو عبادتم، تشنه ی شهادتم، شاه کربلا حسین، می کشی مرا حسین
چه می شود ز باده ی، ولا دهی تو شهدی ام،
مدد کنی صدا زنم، که من غلام مهدی ام، کو امام منتظر،
یار غائب از نظر، چشمه ی بقا حسین، می کشی مرا حسین
بیا حرارتم بده، ز شعله ی محبتت،
بیا و عادتم بده، به آتش ولایتت،
نام تو بقای دل، ذکر تو نوای دل، یار دلربا حسین، می کشی مرا حسین
شرر اگر زبانه زد، به خیمه ی عزای تو،
ز سوز دل صدا کنم، حسین شوم فدای تو،
شعله سوزد از غمم، لاله ی محرمم، ذکر شعله ها حسین، می کشی مرا حسین
---
 
عشق من به کوفه میا
ای کاش میشد ، بگیره عاقبت دعام
شبیه رویا باشه درد و غصه هام
یکی بره خبر بده به کاروان ، دیگه نیاد به سمت کربلا آقام
دلم زغم*پر آه و حسرته ، به شهرشون* که قحط غیرته
نیا حسین *آخه غریب کشی ، واسشون یه عادته
می گویم * به قلب پردرد ،  تا کوفه *  نیا و برگرد
عشق من میا به کوفه
 
آتیش و در، دوباره چشمامه پر آب
دوباره زنده شد غم ابو تراب
یه لشگری منو کشوند تو کوچه ها ، هنوز رو دستامه نشونه ی طناب
خزون میشه * زغصه ها بهار* اینا دارن * مغیره بی شمار
اگه میای * گل سه سالتو * تا به شهر غم نیار
در کوچه * میان بازار، باز میشه * مدینه تکرار
عشق من میا به کوفه
 
از نامردی ، شده درون سینه تنگ
پیچیده هر جایی صدای طبل جنگ
یه عده میسازن کمون و تیغ و تیر، و کار عده ای شده - پرتاب سنگ
اینا توان *زسینه میبرن*بلای جون به آل حیدرن
یه عده ای *برای مرکبا ، نعل تازه میخرن
عشق من میا به کوفه
 
 
 
 
 
 
 
 
---
شکر خدا - دیدم بازم محرمت
شکر خدا-  باز میسوزم پای غمت
شکر خدا دوباره
میون هیئتا سینه میزنم
شکر خدا دوباره
پیراهن سیاتو میکنم تنم
ثارالله -  دوباره در تاب و تبم
ثارالله -  ذکر شما روی لبم
ثارالله -  غلام بی بی زینبم
ثار الله – خوب میدونم خیلی بدم
ثارالله -  ولی دوباره اومدم
ثارالله -  توروخدا نکن ردم
(ثارالله ثارالله حسین سالار زینب)
آسمونا – غرق غمو عزا میشه
پرچم سرخ – گنبدت سیاه میشه
ایشاالله روزی بشه
برای این دوماهه اشک و زمزمه
میدونم این راهشه
گدایی سرای بی بی فاطمه
یا زهرا – از شما میخوام یه نگاه
یا زهرا –گریه واسه خون خدا
یا زهرا – یک سفر کربوبلا
(ثارالله ثارالله حسین سالار زینب)
 
---
ای بی وفا زمونه ، ببین چه غریبونه
یکی میون کوفه ، تک و تنها میمونه
وای وای امون از این بی کسی
وای وای امون زدل واپسی
وای وای ز وقتی که می رسی
میا به کوفه یامولا ، یامولا
سرم شد آویزه تنم روی زمینه
الهی دختر من ، حال منو نبینه
وای وای امون ز دختر تو
وای وای عدو و خواهر تو
وای وای گریه مادر تو
میا به کوفه یامولا یامولا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
--
آقا برات بمیرم
ابریه هوای کوفه - همه جا بارون گرفته
چشمای نخلای کوفه - باز دوباره خون گرفته
یدونه مرد غریبه - توی کوچه ها میگرده
توی کوچه های شهری-  که همش قحطیه مرده
چغدر غریبی سخته - سروپا غصه و درده
بی کسی با دل زارش - مشغول جنگ ونبرده
*باید که همچو حیدر - یک راه چاره جوید
*باچاه کوفه درد-  قلبو دلش بگوید
اقا برات بمیرم
شهر غصه شهر غمها - شهری که شبیه شامه
بازار نیزه فروشا - چغدر پر ازدهامه
میزنه رسم و مرام - مردمش به سینه آذر
یکی نیزه توی دسته - یکی شمشیر یکی خنجر
بعضی ها نقشه کشیدن -  برای بریدن سر
حرمله سه شعبه داره -  برای گلوی اصغر
*وای از دمی که صحرا -  پر خون شود ز دریا
*تابد به روی نیزه  - بر شام و کوفه سرها
آقا برات بمیرم
داره چشمای صفیر - کوفه از غصه میباره
میگه با لقب پر از خون - بالای دارالعماره
نیا کوفه نیا کوفه - کوفه شهر اضطرابه
انگار اینجا سر بریدن -  براشون مثل ثوابه
برای کسی که تشنس - اینجا ها قحطی ابه
کوفی ها بدن اقا جون - رسمشون کشف حجابه
*دارکم به لب نوایی - با کام خشک وعطشان
ل*طفی کنو به سوی - کوفه میا حسین جان
آقا  برات بمیرم
--
دستم اگر عدو بست دست از تو برندارم
با این لب بریده تنها تویی شعارم
دست من بسته که کوته کند از دامن تو
زان زلف منوتو بسته خدای منوتو
یا حسین یا حسین اول فدایی منم
خون جگر خون جگر از بی وفایی منم
-- تو در تواف کعبه من در منای عشقم
شد کوچه های کوفه سعی و صفای عشقم
همه در خواب خوشو من به تو مشغول دعا
بگذر از کوفه و این مردم بی مهرو وفا
یا حسین یا حسین اول فدایی منم
خون جگر خون جگر از بی وفایی منم
 
 
 
 
 
 
 
 
از  خوشيهاي جهان درد و غمت ما را بس
از زيادي عطاي تو کمت ما را بس
ما همه ريزه خور سفره احسان توئيم
تکه ناني که دهي از نعمت مارا بس
گر نشد قسمت ما ديدن بين الحرمين
زدن سينه به زير علمت ما را بس
گر تهي دست و فقيرم ولي روز جزا
قطره اشکي که چکد در المت ما را بس
آرزو گرچه زياد است ولي آرزويِ
ديدن صحن و سراي حرمت ما را بس
گرچه روي تو نديديم ولي در دم مرگ
گر بر اين دیده گذاري قدمت ما را بس
تو يم جود و ما تشنه ولي در همه عمر
قطره اي از يم جود و کرمت ما را بس
-كوفه را با تو حسين جان سر و پيماني نيست
هرچه گشتم به خدا صحبت مهماني نيست
به خدا نامه نوشتم به حضورت نرسيد
آن چه مانده ست مرا غيره پشيماني نيست
كارم اين است كه تا صبح فقط در بزنم
غربتي سخت تر از بي سر و ساماني نيست
جگرم تشنه ي آب و لبِ من تشنه ي توست
بين كوفه به خدا مثل ِ من عطشاني نيست
من از اين وجه ِ شباهت به خودم ميبالم
قابل سنگ زدن هر لب و دنداني نيست
من رويِ بام چرا؟ تو لبِ گودال چرا؟
دلِ من راضي از اين شيوه يِ قرباني نيست
موي من را دم دروازه به ميخي بستند
همچو زلفم به خدا زلف پريشاني نيست
زرهم رفت ولي پيرهنم دست نخورد
روزيِ مسلمت انگار كه عرياني نيست
كاش ميشد لبِ گودال نبيند زينب
بر بدن پيرُهَن ِ يوسفِ كنعاني نيست
سوخت عمامه ام امروز ولي دور و برم
دختر ِ سوخته يِ شام غريباني نيست
هرچه شد باز زن و بچه كنارم نَبُوَد
كه عبور از وسط شهر به آساني نيست
دستِ سنگين، دلِ بي رحم، صفات اينهاست
كارشان جز زدن سنگ به پيشاني نيست
دخترم را بغلش كن به كنيزي نرود
چه بگويم كه در اين شهر مسلماني نيست
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
--
با دل بیقرار *می گم آقا
به سوی این دیار * نیا نیا
تو دلم یه دنیا
حرف بی جوابه
غصه دل من
کودک رباب
به خاطر دل رقیت نیا نیا
نزار بره زینب اسارت نیانیا
وا وا وا وا وا
میون شهر غم *چه بی کسم
برای غربتت * دلواپسم
اینجا حرف مردم
حرف تیر و نیزست
شهر کوفه پر از
دیده های هرزست
نزار رقیه بی بابا شه نیانیا
پای کسی توو خیمه وا شه نیا نیا
وا وا وا وا وا وا
نمی دونی که این* حرامیا
برا حرم دارن *چه نقشه ها
روی نیزه با سنگ
 می زنن سرت رو
میزدند توو بازار
حرف دخترت رو
حرمتتو میشکنن آقا نیا نیا
تو رو قسم به جون زهرا نیا نیا
وا وا وا وا وا وا وا وا
 
+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۸/۱۳ساعت   توسط الله وردی  |