|
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ خدایا ای پروردگار ماه رمضان که در آن قرآن را فرستادی وَافْتَرَضْتَ علی عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ و واجب کردی بر بندگان روزه را در این ماه؛ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ درود فرست بر محمد و آل محمد و روزیم گردان حج خانه محترم خود کعبه را فی عامی هذا وَفی کُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ در این سال و در هر سال و بیامرز برایم این گناهان بزرگ را فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ که براستی نیامرزد آنها را جز تو ای بخشاینده و ای بسیار دانا -- گرچه من پشت درم، راه ندی حق داری گرچه من دربدرم، راه ندی حق داری بسكه من اين در و آن در زده ام حالا كه خورده اينجا گذرم، راه ندی حق داری همه جا پرسه زدم غير در خانه ی تو حال بشكسته پرم، راه ندی حق داری از رفيقان همگی من به خدا جاماندم حال كه يك نفرم، راه ندی حق داری گرچه بر سفره تو شاه و گدا مهمانند بسكه من خيره سرم، راه ندی حق داری بس كه تو شاهد عصيان مني امشب كه من گداي سحرم، راه ندی حق داری به اميدم كه كسي باز شفاعت بكند طفل شش ماهه مگر باز وساطت بكند --- باور نمی کنم که مرا هم خریده ای آخر مگر ز عبد فراری چه دیده ای لایق نبوده ام بنشینم کنار تو با لطف خود مرا به حضورت کشیده ای هرگز به روی من نزدی عبد عاصی ام اصلاً نگفته ای که تو پرده دریده ای با این همه گناه و خطایی که داشتم هرگز ندیده ام ز گدایت بُریده ای گفتم دگر ز چشم تو افتادم ای خدا امّا هنوز در بر من آرمیده ای من بی توجّهی به تو کردم ولی مُدام ناز مرا به خاطر زهرا کشیده ای ماه مبارک است و دلم شد سرای تو از روح خود دوباره به جسمم دمیده ای شرم از عذاب نوکر زهرا نموده ای گفتی بیا که نوکر قامت خمیده ای وقتی میان کوچه زمین خورد مادرم آنجا صدای ناله ی او را شنیده ای --
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۱۹ساعت   توسط الله وردی
|
|