|
از تو
آسمون چشات ، یه ستاره اُفتاده دوباره
شونه بزن ، موی سرمن مادر نفس نفس
دیگه نزن ، برابر من مادر یه بار
دیگه بخند ، بخاطر من مادر بمیرم ،
برا غربت بابامون حیدر بمیرم ،
برا چادر خاکی مادر بمیرم ،
نبینم داری میزنی پرپر شكسته از
ضرب غلاف بازوان تو مادر مانده بین دیوار و در واویلا -- گفتن
ندارد ... کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد -- ای هم نفس بنگر علی ، تنهای تهنا مانده است یک خانه
ی آتش زده ، باقی برایم مانده است همان
بهتر باشی و از من رو بگیری همان
بهتر با غم حیدر خو بگیری بگو ذکر
یا علی تا نیرو بگیری همان
بهتر دستِ خود بر پهلو بگیری حبیبم ،
غریبم(۲) می بینم
از شب تا سحر ، پهلو به پهلو می شوی دیدم
سَرِ سجاده ات ، زانو به زانو می شوی به پا
خیز از بسترت ای بانوی خانه دوباره
رونق بگیرد این آشیانه بگیر از
چشم علی اشک دانه دانه بنه مرهم
بر روی زخم تازیانه حبیبم ،
غریبم(۲) کی غنچه
ی نشکفته را ، با ضربه ی پا چیده است کی بر
گِره افتادنِ ، کار کسی خندیده است که دیده
یک نوجوان از عمرش شود سیر که دیده
بانوی هجده ساله شود پیر تو رفتی
و شد فضایِ این خانه دلگیر فتادم از
پا تو یا زهرا دست من گیر حبیبم ،
غریبم(۲) ای
روشنای دیده ام ، شبها تو بیداری چرا با هر
نفس از سینه ات ، خون می شود جاری چرا چرا پنهان
می کنی جای زخم مسمار چرا زهرا
دست خود می گیری به دیوار برای من
هم سپر بودی هم طرفدار به جان
زینب زرخسارت پرده بردار حبیبم ، غریبم(۲) --- چه کنم بی تو اگر زنده بمانم ، چه کنم کاش می
شد که در این شهر نمانم ، چه کنم تا سحر
خواب نداری و دعا گوی منی شده بیماری
تو قاتل جانم ، چه کنم مردم از
گریه ی تو خسته ، تو از گریه ی من اشک از
دیده ز داغت نفشانم ، چه کنم من که صد
ها گره ی کور به دستم وا شد گِرِهم
روی گره خورده ندانم ، چه کنم حاضرم
جان بدهم چهره ی خود باز کنی گرچه
شرمنده از این روی نهانم ، چه کنم تا مغیره
رسد از راه حسن می لرزد من به
حال پسرم بس نگرانم ، چه کنم گیرم از
کوچه به یادت رفت و آمد نکنم با در
سوخته ی خانه ندانم ، چه کنم استخوان
های تو بیرون زده لاغر شده ای چِقَدَرَ
پیر شدی یار جوانم ، چه کنم ای زمین
خورده ، علی هست زمین خورده ی تو بیش از
این نیست به تن ، تاب و توانم ، چه کنم به یقین
حرف دلم بود که ((انسانی)) گفت: ((من
زمین خورده ترین مرد زمانم ، چه کنم)) -- (((علی عزا گرفته زهرا شفا گرفته))) حسین یادته
ادب کردم... کربلا طلب کردم . . . واسه حرم
تب کردم... گریه به
زینب کردم... السلام
علی ساکن کربلا - صلی الله علیک یا ابا
عبدالله" ارباب
ارباب ارباب نوکراتو دریاب حسین حالی به
حالم بده... باز
پروبالم بده... رزق
حلالم بده ... حرم
هرسالم بده ... آقامی
دنیامی قطره ام دریایی دستمو میگیری همیشه باهامی ارباب
ارباب ارباب نوکراتو دریاب حسین زندگیم
نذر چشات پدر
مادرم فدات.. کاش
جونمو بگیری پیش خودت
کربلا ت یا برات
میمیرم یا میشه تقدیرم از مادرت زهرا کربلا میگیرم ارباب
اربا ارباب نوکراتو دریاب حسین --
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۱۶ساعت   توسط الله وردی
|
|