|
كجاست طالب خون شهيد كرب و بلا؟ -- (هرکس به کسی نازد . . .) ای گمشده ی مردم عالم به کجایی ما ریزه خوریمو تو ولی منعمت مایی هرجمعه که آید به امیدت که بیایی دلدار منی یبن الزهرا – سالار منی یبن الزهرا کی می شود از خرمن تو خوشه بچینم یکبار تو را گوشه ی شش گوشه ببینم (من مست تو هستم – تو مست حسینی ای یار کجای – بین الحرمینی) بالای تخت یوسف مصری نوشته اند هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود -- ای آل رسول را کریمه معصومه محدثه کریمه ایران حرم مطهر توست مرحوم تو و برادر توست - صحنی که از بهشت برین با صفا تر است صحن وسرای دختر موسی بن جعفر است ای خوش به حال آنکه به دوران زندگی خدمت گذار و خادم و دربان این در است -- یک کعبه بود به دیده ی ما قبر تو و زینبین و زهرا قم شد حرم محمّد و آل کردی تو در آن نزول اجلال در نزد تو ای بزرگ بانو پیران خرد زدند زانو بستند همه لب از تکلّم کردند به محضرت تعلّم افسوس که بعد هیفده شب جانت زالم رسید بر لب تو فاطمه، شهر قم مدینه داغت شرری درون سینه در سوگ تو چشم مردم قم بر دامن خاک ریخت انجم هر گام هزار بار مردند تابوت تو را به دوش بردند هر چند که شد مکان به خاکت شب دفن نگشت جسم پاکت شد بسته دو چشم اشکبارت سیلی نزدند بر عزادارت پوشیده زخاک شد روی تو دیگر نشکست پهلوی تو بگذار کنم به چشم خون بار این بیت از آن قصیده تکرار آن قبر که در مدینه شد گم پیدا شده در مدینه ی قم -- (کام اصغرگر ازین آب تر نگردد . . . .) خیمه زد غم بر دل آل پیمبر شد عزای دخترموسی ابن جعفر (وا مصیبت وا مصیبت وا مصیبت) مریم آل نبی افسرده جان رفت طایر پربسته سوی آشیان رفت (وا مصیبت وا مصیبت وا مصیبت) یاس زهرایی دلش باغ عزا بود جان او پیوسته با جان رضا بود (وا مصیبت وا مصیبت وا مصیبت) -- اخت الرضا یمنو دور از برادر رضا جان کن نظر بر کوی خواهر خون شد دل من – شد مشکل من (یا صاحب الزمان عجل ظهورک) بر شهر قم یا رب افتادم از پا از هجران رضا رفتم ز دنیا خون شد دل من – شد مشکل من (یا صاحب الزمان عجل ظهورک) -- هر که را ره در حریم بضعۀ موسی دهند روز محشر جای او در جنت المأوا دهند در رواق حضرت معصومۀ اخت الرضا پاس خدمت، حوریان عالم بالا دهند گرد روی زائرش، بر درد بی درمان دواست خاک قبرش، بر مریضان بهر استشفا دهند در سحرگاهان بهنگام مناجات و اذان خلق را گوئی ندا از عالم اعلا دهند در رواق حضرت باب الحوائج فاطمه حاجت مردم به امر مادرش زهرا دهند --
شد بپا در شهر قـم غوغای محشر در عـزای دختـر مــوسی بن جعفر یا رضا ای هشتمین شمس امامت در عزای خواهرت سرت سلامت مـردم قـم را بـه تشییع جنازه داغ زهرا بر جگر گردیده تازه وامصیبت وامصیبت وامصیبت در جگر خون در بصر اشک عزا داشت آرزوی دیـــدن روی رضــا داشــت وامصیبت وامصیبت وامصیبت یا جواد ابن الرضا کن ناله برپا عمــۀ مظلومـهات رفته ز دنیا وامصیبت وامصیبت وامصیبت مثل کعبه قبر او در قم عیان است از چه یاران تربت زهرا نهان است وامصیبت وامصیبت وامصیبت وامصیبت وامصیبت وامصیبت
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ساعت   توسط الله وردی
|
|