بسم الله

عزیز دلم ، آروم شد -  دیگه گریه هاش ، تموم شد

عزیز دلم ، آروم شد

دستو پا نزن ، روی دستم خوابی

بار آخره ، به صورتم خندید

تو این صرو صدا ، شاپرکم خوابش برده

لایی بخونید ، پسرکم خوابش برده

لا لا لا لا – لا لا- لا لا -  لالایی

--

برا مــادر - از طفلش - چــه سختــه ، بی خبــر باشــه

گفتم ای کـاش هر جــا هست - تو آغوش پدر باشـه

وای وای – زینب جان بچم پیدا شد

وای وای – پشت خیمه ها غوغا شد

هنوز انگار بازه چشماش - هنوزانگار خشکه لبهاش

ســر بچــم ، روی نیــــــــزه

ســر بـابـاش ، روبـه روشــــــه

الهــی مـــادر ، بمیــــــــره

ســـر نیــزه ، تـــو گلــوشــه

همــــه دیــــدن - رو نیــزه ، ســر کــوچیکشــو آخـــر

بــا چشمــای معصــومش ، شــده عیـن علـی اکبـر

وای وای – خون رو لبهاشو دیدم

وای وای – سرخی یه چشماشو دیدم

سرش انگار بی قاره – روی نیزش خون می باره

روی نیــزه ، بیـن سـرهـــا

دوبــاره پیش ، عمــوشــه

الهــی مـــــادر، بمیــره

ســـر  نیــزه ، تــو گلـــوشــه

بــرا داغ - شیش مــاهــه ، رسیــده جــونمـون بر لـب

تـــو رو بــابــا - آروم کـــن ، خــــدا صبــرت بــده زینـب

وای وای – مادرش داره جون میده

وای وای – نیزه ها رو نشون میده

دیگه مــادر  نیمـــه جــونــه -  بعیــده  زنــده بمــونــه

بخـــدا ، چیــزی نمــونــده

همــه عالــم ، زیرو رو شه

الهــی مــادر ، بمیــره

ســـــر نیــزه ، تـــو گلــوشـــه

 

 

 

 

 

 

 

---

من باغبان عشقم و ، گل می فروشم
آورده ام یک شاخه گل، بر روی دوشم
این آخرین یار من است
این مهر طومار من است
جانم علی جانم علی
ای گل به روی باغبان ، یک خنده کردی

با یک نگه کشتی مرا و زنده کردی

این آخرین یار من است
این مهر طومار من است
جانم علی جانم علی


ای کوفیان آورده ام، شش ماهه مهمان
بر روی دست من بود، یک جزء قرآن
این آخرین یار من است
این مهر طومار من است
جانم علی جانم علی

--

ای آخرین یارم علی جان

تنها تورا دارم علی جان

تو غنچه ای دو دست من ساقه ات اصغر

من می زنم بوسه به قنداقه ات اصغر

ای کودک پریشان

دل مرا مسوزان

دو دهان خشکت

کمتر زبان بگردان

ای غنچه ی خشبوی خیمه

چسان روم به سوی خیمه

بر روی دست من بخواب ای پسر من

شاید که بینی خواب آب ای پسر من

ای جان ز من ستانده

از دیده خون فشانده

در هنجر تو جای

یک بوسه هم نمانده

تو طفل دلبند ربابی

از تشنگی در پیچ و تابی

دگرمیان خیمه ها جامو سبو نیست

چشمان خود واکن ببین دیگر عمو نیست

قربان پیکر تو

خنده ی آخر تو

ترسم تورا ببوسم

جدا شود سر تو

--

طفل سرمست منی

که روی دست منی

خود تو دانی پسرم

همه ی هست منی

تو که با چشم ترت غربت من را دیدی

پس چرا با لب خشکیده به من خندیدی

(لایی لایی پسرم)

من گرفتم به برت

چیده شد بالو پرت

دیده بگشا و ببین

مانده تنها پدرت

ای جگر گوشه ی بابا جگرم سوزاندی

پیش من بس که زبان دور دهان گرداندی

(لایی لایی پسرم)

چشم تو رفته به خواب

منتظر مانده رباب

کن تماشا پدرت

از خجالت شده آب

من که سرتا به قدم سوزمو آهو دردم

با چه رویی پسرم من به حرم برگردم

(لایی لایی پسرم)

--

چرا گل سرخم – همرنگ مهتابی

گرسنه ی شیرو – هم تشنهی آبی

هم از داغ توکبابم – هم شرمنده ی  ربابم

داد از غریبی - داد از غریبی – لای لای علی اصغر

وا می کنی چشمو – دوباره می بندی

من از تو شرمنده – اما تو می خندی

سوزاندی علی دلم را – می خندی چرا به بابا

داد از غریبی - داد از غریبی – لای لای علی اصغر

---

چون حسین دید اصغرش مدهوش شد

او ز تیر حرمله خاموش شد

خون حلقش را گرفت و شاه دین

بر سماء پاشیدو با حالی حزین

خواسو قلب عالمی دل خون کند

زیر خاک و ماهو را پنهان کند

نا گهان بشنید و صوتی در دوناک

یا حسین ننما علی را زیر خاک

 

 

 

 

 

 

 

 

دس تو پا مزن ، به روی  دا    ما    نم

چشم خود مبند دیگه علی    جا     نم

من رباب ، مو سپیدم

از غم ، تو نا امیدم

لا لا علی جانم

بعد عمویت - تشنه ماندی

لشکر دشمن - را لرزاندی

به خدا پیرم - کردی اصغر

بس زبان دور - لب چرخواندی

لالا لالا ای تشنه کامم

لالا لالا طفل ناکامم

لالا لالا مادر قربانت

لا لا لا لا عمه گرانت

پریشونم علی پریشونم علی

(لای لای علی)

من خجل شدم ز تو گل پرپر

جان مده به روی دستم ای اصغر

ای مه به خون تپیده

غنچه ی عطش کشیده

مرا حلالم کن

نگه به حالم کن

من زمین گیرم در این صحرا

دشمنم خندید بر اشک ما

مادرت در خیمه دق کرده

من چگونه برگردم بابا

لالا لالا بابا قربانت

لالا لالا وا کن چشمانت

لالا لالا از داغت مردم

لالا لالا غصه ها خوردم

پریشونم علی پریشونم علی

(لای لای علی)

غنچه ی بریده سر خدا حافظ

می روی علی سفر خدا حافظ

وای من ز دیده ی تر

وای من ز داغ مادر

علی علی لای لای

قبر تو کوچک چون گهواره

مادرت از غم شد آواره

قلب تو و مشک و قلب من

کودکم هرسه گشته پاره

ای وای ای وای از داغت اصغر

ای وای ای وای از داغت اصغر

ای وای ای وای تشنه جان دادی

ای وای ای وای از پا فتادی

ای وای ای وای خیمه شد پاره

ای وای ای وای پس کو گهواره

پریشونم علی پریشونم علی

(لای لای علی)

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ساعت   توسط الله وردی  |